.: آویـــــــــــــــــن :.
@aevien 🌱 برداشت پنجم: سالها بعد، بعد از رفتن تو یکی از دوستان قدیم رستوران جدیدی افتتاح کرده و من رو به اصرار دعوت کرده. به بهانه دلتنگی و دلکندن من از تنهایی، که مثلا یادم نرود زمانی رفیقی هم داشتهام. شامِ شب جمعه هنوز غذای برای شام انتخاب نکرده…
ترکیب خیلی جالبی میشه نه؟! از زبون و دید مردونه متن های من ...
گفته بودم ...
شکست خواهم خورد !
از تو هم ضربِ شَصت خواهم خورد !
شکست خواهم خورد !
از تو هم ضربِ شَصت خواهم خورد !
Mahya Zand
Alireza Azar – Otagh
همگی از دکلمه “اتاق” علیرضاآذر عزیزم 🌱
قلندر
(قَ لَ دَ) [ معر. ] (ص .) 1 - شخص مجرد و بی قید. 2 - درویش .
(قَ لَ دَ) [ معر. ] (ص .) 1 - شخص مجرد و بی قید. 2 - درویش .
مترادف قلندر: بی قید، درویش، صوفی
برابر پارسی: کلندر، ولنگار، بی بند و بار
برابر پارسی: کلندر، ولنگار، بی بند و بار
معنی: هر یک از افراد قلندریه ، فرقه ای از صوفی که به دنیا بی توجه و نسبت به آداب و رسوم بی قید بوده اند