@aevien 🌱
«چه مدتی است که در جبهه خدمت می کنی؟»
_«شش ماه و هفت روز»
_«بهت یک نصیحت میکنم؛ شایدم یک وصیت!»
_«آن چیست؟»
_«روز شماری مکن. حتی اگر فکر میکنی در مهلکه افتادهای روز شماری مکن! حالا هم لحظه شماری مکن! شب نمیتواند تمام نشود. طبیعت شب آن است که برود رو به صبح. نمیتواند یک جا بماند. مجبور است بگذرد. اما وقتی تو ذهنت را اسیر گذر لحظهها کنی، خودت گذر لحظهها را سنگین و سنگینتر میکنی؛ بگذار شب هم راه خودش را برود.»
طریق بسمل شدن
#محمود_دولت_آبادی
«چه مدتی است که در جبهه خدمت می کنی؟»
_«شش ماه و هفت روز»
_«بهت یک نصیحت میکنم؛ شایدم یک وصیت!»
_«آن چیست؟»
_«روز شماری مکن. حتی اگر فکر میکنی در مهلکه افتادهای روز شماری مکن! حالا هم لحظه شماری مکن! شب نمیتواند تمام نشود. طبیعت شب آن است که برود رو به صبح. نمیتواند یک جا بماند. مجبور است بگذرد. اما وقتی تو ذهنت را اسیر گذر لحظهها کنی، خودت گذر لحظهها را سنگین و سنگینتر میکنی؛ بگذار شب هم راه خودش را برود.»
طریق بسمل شدن
#محمود_دولت_آبادی
چون واژه دونیه خودم رو بادوبوران زده و خشک و خالیه امشب از ترکیب واژه های حامد ابراهیم پور عزیزم فیض ببریم ✨
دوباره دستانش را دراز کرد، نشد
تمامی شب رازونیاز کرد، نشد
دوباره گمشده اش را از آسمان میخواست
گلایه کرد نشد، اعتراض کرد نشد!
#حامد_ابراهیم_پور
@aevien 🌱
تمامی شب رازونیاز کرد، نشد
دوباره گمشده اش را از آسمان میخواست
گلایه کرد نشد، اعتراض کرد نشد!
#حامد_ابراهیم_پور
@aevien 🌱
دلم، تنم، وطنم زخمی است...
وصله ی تن باش !
خزان گرفته شکوه مرا ؛
شکوفه ی من باش...
#حامد_ابراهیم_پور
@aevien 🌱
وصله ی تن باش !
خزان گرفته شکوه مرا ؛
شکوفه ی من باش...
#حامد_ابراهیم_پور
@aevien 🌱
دلت گرفته ازین قصه های عامه پسند
تمــــام دنیا سگ دانـــــیِ تارانتیـــــــنو
و آخرین سفرت هجو زندگــی باشد :
غروبِ مرده ی پاریس ، آخرین تانگو ...
وجب ، وجب دنیــــــا را پیاده طـــی کردی
قدم ، قدم دنیا را ... بس است مارکوپولو !
#حامد_ابراهیم_پور
@aevien 🌱
تمــــام دنیا سگ دانـــــیِ تارانتیـــــــنو
و آخرین سفرت هجو زندگــی باشد :
غروبِ مرده ی پاریس ، آخرین تانگو ...
وجب ، وجب دنیــــــا را پیاده طـــی کردی
قدم ، قدم دنیا را ... بس است مارکوپولو !
#حامد_ابراهیم_پور
@aevien 🌱
به هم گفتیم: آخر روزهای خوب می آیند
ولی فردایمان بهتر نمی شد پشت ِتلقین ها
دعا خواندیم با چشمانِ خون آلودِمان اما
نمی خوانند روی بام هامان مرغِ آمین ها
#حامد_ابراهیم_پور
@aevien 🌱
ولی فردایمان بهتر نمی شد پشت ِتلقین ها
دعا خواندیم با چشمانِ خون آلودِمان اما
نمی خوانند روی بام هامان مرغِ آمین ها
#حامد_ابراهیم_پور
@aevien 🌱
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻗﺴﻢ: ﺑﺎﺯﮔﺮﺩ ... ﺁﻥ ﺑﻮﺳﻪ
ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﮑﻪ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﻨﯿﻢ، ﻧﺒﻮﺩ!
ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺩﻭﺭ ﺷﺪﯾﻢ ﻭ ﺧﺪﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﺮﺩ
ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺩﻭﺭ ﺷﺪﯾﻢ ﻭ ﺧﺪﺍ ﮐﺮﯾﻢ ﻧﺒﻮﺩ ...
#حامد_ابراهیم_پور
@aevien 🌱
ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﮑﻪ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﻨﯿﻢ، ﻧﺒﻮﺩ!
ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺩﻭﺭ ﺷﺪﯾﻢ ﻭ ﺧﺪﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﺮﺩ
ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺩﻭﺭ ﺷﺪﯾﻢ ﻭ ﺧﺪﺍ ﮐﺮﯾﻢ ﻧﺒﻮﺩ ...
#حامد_ابراهیم_پور
@aevien 🌱
کلا حامد ابراهیم پور شاعری نیست که از شعرهاش بشه تک بیتی گذاشت، باید کل شعر رو خوند و لذت برد، بخون اگه حوصله داشتی !
شعرهایی نزدیک به مهدی موسوی اما روشن تر و ملموس تر... حداقل برای من :)
شعرهایی نزدیک به مهدی موسوی اما روشن تر و ملموس تر... حداقل برای من :)
انقدر زیباست که این سومین پاییزیه که باهاش بی وقفه کیف میکنم !
هوشنگ ابتهاج بسیار عزیزم که مثل همیشه گل گفته و خواننده هم بسی توپ خونده اش !
هوشنگ ابتهاج بسیار عزیزم که مثل همیشه گل گفته و خواننده هم بسی توپ خونده اش !
.: آویـــــــــــــــــن :.
Diyar Project – To Beman
اگه جا داشت هوشنگ ابتهاج آخر شعرش میگفت :
بابا مگه نمیبینی زندگی چقدر داره زور میگه بهمون ؟
مگه کم کبود شدیم از دستش ؟
مگه که نرسیدیم به آرزوها ؟
دِ بابا حداقل شما نگارا، دلبرا، يارا بمان و سر سازگاری بزار با ما؛
بشين كنارم چایی بخوریم همو بغل کنیم زور دنیا رو کم کنیم ؛
کنار شما راحت از گلومون پایین میره این زهر دنیا ...
بابا مگه نمیبینی زندگی چقدر داره زور میگه بهمون ؟
مگه کم کبود شدیم از دستش ؟
مگه که نرسیدیم به آرزوها ؟
دِ بابا حداقل شما نگارا، دلبرا، يارا بمان و سر سازگاری بزار با ما؛
بشين كنارم چایی بخوریم همو بغل کنیم زور دنیا رو کم کنیم ؛
کنار شما راحت از گلومون پایین میره این زهر دنیا ...
خلاصه که نقد و معنی کردن شعرهای خود را بصورت ( بکوب از نو بساز جوری که برگ های خود شاعر زرد بشه ) به من بسپارید :))))🚶🏻♀️
Look At This
Fismoll
از رقیق کننده های خارجی هستن !
@aevien 🌱
@aevien 🌱