Forwarded from _ اسکارلت اوهارا _
بقول فروغ :
و شعر آخرین پناه جان آدمیست ...
دوست دارم بزرگترین میراث من برای بچه هام شعر باشه، شعر خوندن، شعر حفظ کردن، عاشق شعر بودن، همینطور که خاتون به مامانم و مامانم به من این میراث رو داد ✨
و شعر آخرین پناه جان آدمیست ...
دوست دارم بزرگترین میراث من برای بچه هام شعر باشه، شعر خوندن، شعر حفظ کردن، عاشق شعر بودن، همینطور که خاتون به مامانم و مامانم به من این میراث رو داد ✨
Mahya Zand
Benjamin Javaheri – DASPIS
بعد هم بهتون این آهنگ کوردی که هنوز مریدشم و الان رو شافل پخش شد رو پیشنهاد میکنم که ورژن اصلیش از simge است و به زبان ترکیه !
بعد بچه های کوردی که اینجا هستین قطعا نوید زردی رو میشناسید!
( یا حالا غیر کورد ها )
من طرفای سال ۹۰_ ۹۱ یه آهنگ از ایشون شنیدم که اونموقع قفلیم شده بود ولی متاسفانه اسمش یادم نیست ، خیلی هم تو گوگل و صفحه خودش دنبالش گشتم اما پیداش نکردم، همه کارهای جدیدشه ؛
فقط یادمه که با یه خانوم نوازنده کوردی فیت بود و تو موزیک ویدیوش تو یه ون و شب بودن و اینا ، سبکشم مثل اهنگای الانش نبود حالت رپ داشت🤦🏻♀️🚶🏻♀️
همین فقط یادمه و ریتمش البته و خیلی دنبالشم، اگر متوجه شدید کدومه بهم بگید ، مرسی ✨
( یا حالا غیر کورد ها )
من طرفای سال ۹۰_ ۹۱ یه آهنگ از ایشون شنیدم که اونموقع قفلیم شده بود ولی متاسفانه اسمش یادم نیست ، خیلی هم تو گوگل و صفحه خودش دنبالش گشتم اما پیداش نکردم، همه کارهای جدیدشه ؛
فقط یادمه که با یه خانوم نوازنده کوردی فیت بود و تو موزیک ویدیوش تو یه ون و شب بودن و اینا ، سبکشم مثل اهنگای الانش نبود حالت رپ داشت🤦🏻♀️🚶🏻♀️
همین فقط یادمه و ریتمش البته و خیلی دنبالشم، اگر متوجه شدید کدومه بهم بگید ، مرسی ✨
پیدا شد 🥺
این چندروز شما مهربونا کلی اهنگ از نوید زردی فرستادین برام ولی هیچکدومش نبود 🤦🏻♀️
بعد چون دوباره قفلی زده بودم رو پیدا کردنش امشب رفتم یوتیوبش رو با حوصله زیر و رو کردم و در کمال ناامیدی پیداش کردم و خورد تو ذوقم البته😐
قشنگه هااا ولی من چرا باید تو شونزده سالگی روی این اهنگ انقدر شدید قفلی میزدم ؟🤦🏻♀️😂
الان که بعد هفت سال گوشش دادم دیدم کلا یه چیز دیگه است با انچه در تصوراتم بود، یعنی اونقدری که اونموقع برام جذاب بود الان نبود!
ولی از طرفی هم کلی خوشحالم که بلاخره پیدا شد چون وقتی قفلی میزنم رو پیدا کردن چیزی تا پیداش نکنم ول کن نیستم و در عذاب میمونم 🤦🏻♀️
این چندروز شما مهربونا کلی اهنگ از نوید زردی فرستادین برام ولی هیچکدومش نبود 🤦🏻♀️
بعد چون دوباره قفلی زده بودم رو پیدا کردنش امشب رفتم یوتیوبش رو با حوصله زیر و رو کردم و در کمال ناامیدی پیداش کردم و خورد تو ذوقم البته😐
قشنگه هااا ولی من چرا باید تو شونزده سالگی روی این اهنگ انقدر شدید قفلی میزدم ؟🤦🏻♀️😂
الان که بعد هفت سال گوشش دادم دیدم کلا یه چیز دیگه است با انچه در تصوراتم بود، یعنی اونقدری که اونموقع برام جذاب بود الان نبود!
ولی از طرفی هم کلی خوشحالم که بلاخره پیدا شد چون وقتی قفلی میزنم رو پیدا کردن چیزی تا پیداش نکنم ول کن نیستم و در عذاب میمونم 🤦🏻♀️
Barmigardam
Arman Garshasbi
برمیگردم...
کمی بمان !
حتی زخمی و نیمه جان برمیگردم ؛
حتی اگر فرشته ات اهریمن شد ؛
از دستش سرنوشت ما پرسیدن شد ؛
برمیگردم ...
@aevien 🌱
کمی بمان !
حتی زخمی و نیمه جان برمیگردم ؛
حتی اگر فرشته ات اهریمن شد ؛
از دستش سرنوشت ما پرسیدن شد ؛
برمیگردم ...
@aevien 🌱
ميگم دلبر
امروز مثل ديروز، مثل پريروز، مثل بيشتر روزاىِ پاييز اينجا كلى بارون خورد تو سرمون!
اما بارون امروز يجورايى بود!
مظلوم بود!
بارون ميزد رو شيشه ماشين و حتى دلم نميومد برف پاك كن رو بزنم كه قطره ها پاك شن!
لامصباىِ مظلوم كلى واژه ريختن تو سرم!
يه پنج ، شيش تا ازين متن خوشگلا برات تند تند تو ذهنم نوشتم كه رسيدم خونه بخوابونمشون رو ورق، وقتى اومدم خونه ديدم هيچى از اون واژه خوشگلانيست!
مثلِ يه خونه دزد زده، دزد زده بود به خونه مغزمو و يسرى واژه بهم ريخته بيخود رو نبرده بود فقط كه به درد نميخوردن!
اولين بار نيستا، يه چندوقتيه هى برات مينويسم، هى دزد ميزنه، هى باز ما هيچ ميشيم!
هى ما ميخوايم بخنديم، هى بارون ميزنه، هى ما ابر ميشيم!
هى شروع ميكنيم به فراموش كردنت، هى پاييز ميشه، هى ما باز هوايى ميشيم!
ولى كلا يه مدتيه هيچ شديم دلبر ...
#محیا_زند
@aevien 🌱
امروز مثل ديروز، مثل پريروز، مثل بيشتر روزاىِ پاييز اينجا كلى بارون خورد تو سرمون!
اما بارون امروز يجورايى بود!
مظلوم بود!
بارون ميزد رو شيشه ماشين و حتى دلم نميومد برف پاك كن رو بزنم كه قطره ها پاك شن!
لامصباىِ مظلوم كلى واژه ريختن تو سرم!
يه پنج ، شيش تا ازين متن خوشگلا برات تند تند تو ذهنم نوشتم كه رسيدم خونه بخوابونمشون رو ورق، وقتى اومدم خونه ديدم هيچى از اون واژه خوشگلانيست!
مثلِ يه خونه دزد زده، دزد زده بود به خونه مغزمو و يسرى واژه بهم ريخته بيخود رو نبرده بود فقط كه به درد نميخوردن!
اولين بار نيستا، يه چندوقتيه هى برات مينويسم، هى دزد ميزنه، هى باز ما هيچ ميشيم!
هى ما ميخوايم بخنديم، هى بارون ميزنه، هى ما ابر ميشيم!
هى شروع ميكنيم به فراموش كردنت، هى پاييز ميشه، هى ما باز هوايى ميشيم!
ولى كلا يه مدتيه هيچ شديم دلبر ...
#محیا_زند
@aevien 🌱
@aevien 🌱
میایستد روبهروی پنجره
دست میكشد به موهایش،
میگوید:
پریدن، ربطی به بال ندارد
قلب میخواهد.
#گروس_عبدالملکیان
میایستد روبهروی پنجره
دست میكشد به موهایش،
میگوید:
پریدن، ربطی به بال ندارد
قلب میخواهد.
#گروس_عبدالملکیان
@aevien 🌱
«چه مدتی است که در جبهه خدمت می کنی؟»
_«شش ماه و هفت روز»
_«بهت یک نصیحت میکنم؛ شایدم یک وصیت!»
_«آن چیست؟»
_«روز شماری مکن. حتی اگر فکر میکنی در مهلکه افتادهای روز شماری مکن! حالا هم لحظه شماری مکن! شب نمیتواند تمام نشود. طبیعت شب آن است که برود رو به صبح. نمیتواند یک جا بماند. مجبور است بگذرد. اما وقتی تو ذهنت را اسیر گذر لحظهها کنی، خودت گذر لحظهها را سنگین و سنگینتر میکنی؛ بگذار شب هم راه خودش را برود.»
طریق بسمل شدن
#محمود_دولت_آبادی
«چه مدتی است که در جبهه خدمت می کنی؟»
_«شش ماه و هفت روز»
_«بهت یک نصیحت میکنم؛ شایدم یک وصیت!»
_«آن چیست؟»
_«روز شماری مکن. حتی اگر فکر میکنی در مهلکه افتادهای روز شماری مکن! حالا هم لحظه شماری مکن! شب نمیتواند تمام نشود. طبیعت شب آن است که برود رو به صبح. نمیتواند یک جا بماند. مجبور است بگذرد. اما وقتی تو ذهنت را اسیر گذر لحظهها کنی، خودت گذر لحظهها را سنگین و سنگینتر میکنی؛ بگذار شب هم راه خودش را برود.»
طریق بسمل شدن
#محمود_دولت_آبادی