.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
رفیقِ جان
تولد سی و چند سالگیت روهم کنار هم جشن میگیریم. تو یه رستوران خانوادگی که اون روزها پاتوق اخر هفته هامون شده.
من،تو و سومین رفیق همیشگی مون. با همسر هایی که نمیدونم معشوقه هایی بودن که شدن همسر یا همسرهایی که اجبارا شدن معشوقه.
شمع های رو کیک رو فوت میکنی و از لا به لای شعله ها بهم نگاه میکنیم و یاد این روز ها میافتیم.
همین روزهایِ لعنتی ای که بین نور آفتاب روز و تاریکی شب در به در دنبال یه صبح واقعی میگردیم
میگردیم و میترسیم از پایان شب سیه ای که سپید نشه آخرش.
دخترت کتاب شعر جدید شاعر محبوبت رو کادو پیچ شده میزاره جلوت و باز بهم نگاه میکنیم و میخندیم... از همون خنده هایی که لا به لاش پر بغضه و خاطره.
عینک پسرکوچیکم رو که موقع کیک خوردن کثیف شده رو تو دستم میگیرم و بهش دستمال میکشم و باز سه نفری همو یه نگاه معنی دار میکنیم و خنده بغضی میکنیم
همسرت دسته گل رز محبوبت با روبان بنفش میزاره جلوت و گونه ات رو میبوسه و ما سه نفری باز هم رو نگاه میکنیم و یه خنده بغضی دیگه...!
نگاه میکنیم و ته دلمون ضعف میره برای رویاهایی که احتمالا اونموقع لا به لای مادرانه هامون گم شده.
برای خاطرهِ نداشته هایی که اونموقع کمرنگ شدن ولی پاک نه.
همو نگاه میکنیم و یاد شب هایی میافتیم که با گریه کنارهم صبحشون کردیم، شب هایی که آشوب بودیم و پر از نشده ها، اما با این همه همو داشتیم برای آروم شدن.
میدانی رفیقِ جان
یک روز تولد سی و چند سالگیت رو با هم جشن میگیریم
یک روزی که نمیدونم چقدر پر از نشده ها و نداشته هاییم
که نمیدونم اون آدمی که همیشه نیست رو داریم یا نه
که نميدونم بچه هامون شدن زاده عشق یا نه
که نميدونم اون صبحی که میخواستیم رو پیدا کردیم یا نه
نمیدونم...
اما میدونم همــو داریــم،
با همون بغض خنده هایی که پر از خاطره ان.
#محیا_زند

@aevien 🍁 🍂
@aevien 🌱

کجایی ابنِ‌سیرین؟!
تا که خون گِریَم در آغوشت ؛
چهل‌ خوابِ پریشان دیده‌ام ؛
بی هیچ تعبیری ... !
#حسین_جنتی
@aevien 🌱
ابن سیرین جان کجایی؟!
خواب خوبی دیده ام ؛
یک نفر از دور می‌آمد شبیه عشق بود !
#ناشناس
از خودم واژه جدیدی ندارم اما با کلمه سحر امشب شعر بازی کنیم ؟!
@aevien 🌱

سوزی که درون دل ما می وزد این بار،
کولاک شبانه است ؛
نسیم سحری نیست...
#حسین_منزوی
@aevien 🌱

زمان گذشت
شب آمد
سحر رسید و هنوز
به چشم بسته ی ما خواب خوش نمی آید !
#احسان_افشاری
@aevien 🌱

دعاهای سحر گویند
می ‌دارد اثر؛ آری ...

اثر می‌دارد اما
کِی شبِ عاشق سحر دارد...؟
#وحشی_بافقی
@aevien 🌱

شبانه های مرا، می‌شود سحر باشی!؟
و میشود که ازین نیز خوبتر باشی؟!
#محمد_علي_بهمنی
@aevien 🌱

چه بگویم سحرت خیر؟
تو خودت صبح جهانی !
من شیدا چه بگویم؟
که تو، هم این و هم آنی !
#شهریار
@aevien 🌱


گر چه شب تاریک است
دل قوی دار
سحر نزدیک است !
#حمید_مصدق
Forwarded from _ اسکارلت اوهارا _
بقول فروغ :
و شعر آخرین پناه جان آدمیست ...

دوست دارم بزرگترین میراث من برای بچه هام شعر باشه، شعر خوندن، شعر حفظ کردن، عاشق شعر بودن، همینطور که خاتون به مامانم و مامانم به من این میراث‌ رو داد
Hedieh
Ali Ehsan Saleh
از سبک ترانه های شبیه به دهه هشتاد ؛
و چقدر شیفته ترانه های اون دهه ام !

@aevien 🌱
Mahya Zand
Benjamin Javaheri – DASPIS
بعد هم بهتون این آهنگ کوردی که هنوز مریدشم و الان رو شافل پخش شد رو پیشنهاد میکنم که ورژن اصلیش از simge است و به زبان ترکیه !
بعد بچه های کوردی که اینجا هستین قطعا نوید زردی رو میشناسید!
( یا حالا غیر کورد ها )

من طرفای سال ۹۰_ ۹۱ یه آهنگ از ایشون شنیدم که اونموقع قفلیم شده بود ولی متاسفانه اسمش یادم نیست ، خیلی هم تو گوگل و صفحه خودش دنبالش گشتم اما پیداش نکردم، همه کارهای جدیدشه ؛
فقط یادمه که با یه خانوم نوازنده کوردی فیت بود و تو موزیک ویدیوش تو یه ون و شب بودن و اینا ، سبکشم مثل اهنگای الانش نبود حالت رپ داشت🤦🏻‍♀️🚶🏻‍♀️
همین فقط یادمه و ریتمش البته و خیلی دنبالشم، اگر متوجه شدید کدومه بهم بگید ، مرسی
پیدا شد 🥺

این چندروز شما مهربونا کلی اهنگ از نوید زردی فرستادین برام ولی هیچکدومش نبود 🤦🏻‍♀️
بعد چون دوباره قفلی زده بودم رو پیدا کردنش امشب رفتم یوتیوبش رو با حوصله زیر و رو کردم و در کمال ناامیدی پیداش کردم و خورد تو ذوقم البته😐
قشنگه هااا ولی من چرا باید تو شونزده سالگی روی این اهنگ انقدر شدید قفلی میزدم ؟🤦🏻‍♀️😂
الان که بعد هفت سال گوشش دادم دیدم کلا یه چیز دیگه است با انچه در تصوراتم بود، یعنی اونقدری که اونموقع برام جذاب بود الان نبود!
ولی از طرفی هم کلی خوشحالم که بلاخره پیدا شد چون وقتی قفلی میزنم رو پیدا کردن چیزی تا پیداش نکنم ول کن نیستم و در عذاب میمونم 🤦🏻‍♀️