This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@aevien 🌱
شماره ات خاموش است، مثل برق اتاق،
صدای هق هق یک زن نشسته بر تخت است
که قول داده ای و داده ام قوی باشیم،
که قول داده ای و داده ام ولی سخت است…
#سید_مهدی_موسوی
شماره ات خاموش است، مثل برق اتاق،
صدای هق هق یک زن نشسته بر تخت است
که قول داده ای و داده ام قوی باشیم،
که قول داده ای و داده ام ولی سخت است…
#سید_مهدی_موسوی
Forwarded from .: آویـــــــــــــــــن :.
@aevien 🌱
وقت خوابه اما...
غلت ميزنم به سمت چپ و چشامو كه از بيخوابى به سوزش افتاده روىِ هم فشار ميدم
"چشمات وقت خواب هميشه قرمز ميشد...الانم قرمزه يا انقدر محوِ پيام دادن بهشى كه اصلا يادت رفته چشم دارى و بايد بخوابونيش ؟"
نميشــه...نميبــره!
غلت ميزنم سمت راست؛ بشمارم؟ يه گوسفند، دو گوسفند،سه گوسفند، چهار گوسفند...
" بارون داشت ميباريد و چتر نداشتيم، خنديدى و گفتى: موهام با اين بارون شده مثل موهاىِ گوسفند نه؟ خنديدم و گفتم كاش همه گوسفندا انقدر جذاب باشن"
نميشــه...نميبــره!
سه تا مسكن پشت سر هم ميخورم، رو شكم ميخوابم پتو هم تا آخر ميكشم رو سرم
"از صبح زيرِ آفتاب دنبالِ كاراىِ نمايش دويده بوديم و سردرد گرفته بودم، ميخواستم يه مسكن بخورم نزاشتى گفتى ضرر داره! گفتى بيا بشينيم زير سايه يكى از درختاىِ پاركِ دوخيابون بالاتر سرتو بزار رو پاهام برات لالايى بخونم آروم بگيرى. گفتم بد عادت ميشم اينجورى ها، اگه يروز نباشى چكار كنم با سردردام؟ گفتى كى گفته قرار نباشم؟ تا آخر عمر سردردات با خودم!"
نميشــه...نميبــره!
گوسفندا چشماشون قرمز شده دارن تورو ميشمرن خوابشون ببره اما نميبره... ميخوان مسكن بخورن، بزار بخورن نگو بهشون ضرر داره... بزار ده تا ده تا هم بخورن كه مثل من منگ بشن، هذيون بگن يادشون بره هذيون گفته بودى كه تا آخر عمر ميمونى!
نميــشه... خوابم نميبــره!
بشمآرم؟
يه تو
دو تو
سه تو
چهار تو...
#محیا_زند
@aevien 🌱
وقت خوابه اما...
غلت ميزنم به سمت چپ و چشامو كه از بيخوابى به سوزش افتاده روىِ هم فشار ميدم
"چشمات وقت خواب هميشه قرمز ميشد...الانم قرمزه يا انقدر محوِ پيام دادن بهشى كه اصلا يادت رفته چشم دارى و بايد بخوابونيش ؟"
نميشــه...نميبــره!
غلت ميزنم سمت راست؛ بشمارم؟ يه گوسفند، دو گوسفند،سه گوسفند، چهار گوسفند...
" بارون داشت ميباريد و چتر نداشتيم، خنديدى و گفتى: موهام با اين بارون شده مثل موهاىِ گوسفند نه؟ خنديدم و گفتم كاش همه گوسفندا انقدر جذاب باشن"
نميشــه...نميبــره!
سه تا مسكن پشت سر هم ميخورم، رو شكم ميخوابم پتو هم تا آخر ميكشم رو سرم
"از صبح زيرِ آفتاب دنبالِ كاراىِ نمايش دويده بوديم و سردرد گرفته بودم، ميخواستم يه مسكن بخورم نزاشتى گفتى ضرر داره! گفتى بيا بشينيم زير سايه يكى از درختاىِ پاركِ دوخيابون بالاتر سرتو بزار رو پاهام برات لالايى بخونم آروم بگيرى. گفتم بد عادت ميشم اينجورى ها، اگه يروز نباشى چكار كنم با سردردام؟ گفتى كى گفته قرار نباشم؟ تا آخر عمر سردردات با خودم!"
نميشــه...نميبــره!
گوسفندا چشماشون قرمز شده دارن تورو ميشمرن خوابشون ببره اما نميبره... ميخوان مسكن بخورن، بزار بخورن نگو بهشون ضرر داره... بزار ده تا ده تا هم بخورن كه مثل من منگ بشن، هذيون بگن يادشون بره هذيون گفته بودى كه تا آخر عمر ميمونى!
نميــشه... خوابم نميبــره!
بشمآرم؟
يه تو
دو تو
سه تو
چهار تو...
#محیا_زند
@aevien 🌱
هیچکس
نمیتواند تشخیص دهد
کسی که شانههایش تکان میخورد ،
میخندد
یا گریه میکند !
ما از دور خوشیم
اما از نزدیک
سیلِ اشک امان را
بریده است ...
#بهرنگ_قاسمی
@aevien 🌱
نمیتواند تشخیص دهد
کسی که شانههایش تکان میخورد ،
میخندد
یا گریه میکند !
ما از دور خوشیم
اما از نزدیک
سیلِ اشک امان را
بریده است ...
#بهرنگ_قاسمی
@aevien 🌱
اما اگه پس از دور ریختن تعارف ها بخوام از زندگی برات بگم ، میگم :
رنج بیانتها و بیفایده ای بود که به دوش کشیدیم ...
رنج بیانتها و بیفایده ای بود که به دوش کشیدیم ...
Fandake Tab Dar
Mohsen Chavoshi ( feat. Sina Sarlak )
تو آن عهدی که با من بسته بودی
مگر بهر شکستن بسته بودی
تو سنگین دل چرا از روز اول
نگفتی دل به رفتن بسته بودی
@aevien 🌱
مگر بهر شکستن بسته بودی
تو سنگین دل چرا از روز اول
نگفتی دل به رفتن بسته بودی
@aevien 🌱
Forwarded from .: آویـــــــــــــــــن :.
@aevien 🌱
گفت: نرسیدن چیز دردناکیه!
ولی میدونی چی از نرسیدن دردش بیشتره ؟!
وقتایی که فکر میکنی رسیدی به همون نقطه امنی که باید، میشینی پا میندازی رو پات و با لبخند به خودت میگی آخیش، رسیدم !
ولی دقیقا همون لحظه سیل وبوران میزنه و تو مجبوری باز بزنی به جاده برای رسیدن... رسیدنی که شاید هیچوقت اتفاق نیافته !
میدونی؟!
پاهام درد میکنه از راه رفتن، از نرسیدن !
من سال هاست دارم راه میرم به سمت هیچی !
#محیا_زند
گفت: نرسیدن چیز دردناکیه!
ولی میدونی چی از نرسیدن دردش بیشتره ؟!
وقتایی که فکر میکنی رسیدی به همون نقطه امنی که باید، میشینی پا میندازی رو پات و با لبخند به خودت میگی آخیش، رسیدم !
ولی دقیقا همون لحظه سیل وبوران میزنه و تو مجبوری باز بزنی به جاده برای رسیدن... رسیدنی که شاید هیچوقت اتفاق نیافته !
میدونی؟!
پاهام درد میکنه از راه رفتن، از نرسیدن !
من سال هاست دارم راه میرم به سمت هیچی !
#محیا_زند
از خاتون پرسیده بودم : اگر آخر این صبوری ، آخر این جاده نرسیدن باشه چی ؟!
دستی به سرم کشیده بود که : صبر کن شیرینِکوچکم ... خدا ، خدای عاشقان کوچک هم هست ، اگر صلاح دلت باشه صبر اثر داره !
اما دلیارمن ؛ صبر برای تن عاشقان کوچک بیرحم است و سنگین ، من صلاح دلم را گذاشته ام دم کوزه تا ابش را بریزم روی آتش دلم !
جاده پر از باران است ، همین فردا بیا جان عاشق کوچک ات !
#محیا_زند
#خسرو_بخواند
@aevien 🌱
دستی به سرم کشیده بود که : صبر کن شیرینِکوچکم ... خدا ، خدای عاشقان کوچک هم هست ، اگر صلاح دلت باشه صبر اثر داره !
اما دلیارمن ؛ صبر برای تن عاشقان کوچک بیرحم است و سنگین ، من صلاح دلم را گذاشته ام دم کوزه تا ابش را بریزم روی آتش دلم !
جاده پر از باران است ، همین فردا بیا جان عاشق کوچک ات !
#محیا_زند
#خسرو_بخواند
@aevien 🌱