.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
"+او"

نبود! دلشوره چنگ انداخت رو دل و روحم! نکنه باز دیر کرده بودم برای "دوستت دارم" گفتن؟
دوستش پشت پیشخوان وایساده بود و انگار که روح دیده باشه نگاهم میکرد. میشناختم... چند ماه تمام مشتری چایی و کیک هاش بودم. رفتم جلوش و فقط یه کلمه پرسیدم:
+کجاست؟
تکونی به خودش داد و اخماشو کرد تو هم!
_ بعد از دوماه اومدی میپرسی کجاست؟ میدونی این دوماه بیخبری چی سرش اورده؟ میدونی دوماه خنده نيومده رو لبش؟
دلم گرفت. چکار کرده بودم یا خودم و سبز فرفری؟پا کوبیدم زمین و زجه زدم:
+کجاست؟!
حال خرابم رو که دید اخماش باز شد!
_ همون پارکی که اخرین بار باهم بودین! تو این دوماه بارون که میبارید میرفت همونجا!
راه افتادم سمت در. صدام کرد:
_خانم؟ اگه میخوای باز تنهاش بزاری و بری همین حالا برو! میدونی که به اندازه کافی درد داره تو زندگیش... اگه میشی مرحم برو... درد نشو براش!
میخواستم درد بشم و برم؟ نه... اینبار اومده بودم تا بحنگم براش! حتی اگه پسم هم میزد من پا پس نمیکشیدم!
رفتم تو پارک! چشم چرخوندم برای پیدا کردنش. دیدمش. رو یکی ازصندلی ها زیر بارون نشسته بود و چشم بسته سرشو گرفته بود به سمت آسمون. رفتم سمتش. موهای خیس شده اش ریخته بودن رو پیشونیش. وسوسه شدم دست بکنم تو موهای بورش و اینبار برعکس همیشه قصد نداشتم جلوی خودم رو بگیرم. هنوز متوجه اومدنم نشده بود. آروم دستمو کردم تو موهاش و از تو پیشونیش زدمشون کنار. چشماشو باز کرد و با اون سبزهاش گنگ نگاهم کرد! دستشو اورد بالا و دستمو از تو موهاش کشید بیرون و بوش کرد. انگار که خواب ببينه. لبخند زدم و روی زانو جلوش نشستم. هنوز مثل ادم های خواب آلود داشت نگاهم میکرد. دستمو کشیدم رو چشماش و بارون روشون رو پاک کردم و گفتم:
+ زیر بارون با این لباس کم سرما میخوری!
باورش شد خواب نيست. به خودش اومد و دستمو پس زد.عصبی و خسته گفت:
_بعد دوماه چرا اومدی؟ تازه داشتم خودمو قانع میکردم... چرا اومدی هیزم رو آتیش شدی ؟
+قانع برای چی؟
_ برای نبودنت.
+ اومدم که بمونم.
_نمیشه بمونی. خودتم خوب میدونی چراشو. ما وصله تن هم نیستیم.
+ فکر میکنی مهمه برام وصله ناجوریم برای هم؟
_ برای من مهمه... برای خانوادت مهمه. تو این دوماه نبودنت جون دادم اما کلی هم فکر کردم. این رابطه هرچند دوستانه شروع شد اما ادامه دادنش بیشتر از این اشتباهه... برو!
زیر سردی بارون گر گرفته بودم. چرا سهم ما ادما برای چیزهایی که دوست داریم همیشه نرسیدن بود؟
+ گفتم که... نیومدم که برم. اینبار اومدم که بجنگم!
دست کشید تو موهاش و نالید:
_ نزار این عذاب بیشتر شه... برو!

#محیا_زند
#پارت_بیست_و_پنجم

@aevien
نگاتو برنگردون و
هنوزم مرد بازی باش
حقیقت تلخ و بی رحمه
برام عشق مجازی باش

#علیرضا_آذر جان💜
@aevien
باران گرفته تا که بشوید خیال را
این فعل دوست داشتنی ِ محال را

دستی گره زده ست طناب مرا به دار
دستی که از کبوتر من چیده بال را

#فاطمه_اختصاری

@aevien
شعرانه امشب :) 💜

@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
بغض کرده رفتم تو اتاقش و بغلش کردم. محکم به خودم فشارش دادم و گفتم:
+بهم قول میدی همیشه مرد بمونی و هیچوقت نامرد نشی؟ ما زن ها غرغر میکنیم... شاخ و شونه میکشیم... ناز میکنیم... اما شکننده ایم! شاید به روی خودمون نیاریم اما شکستن رو خوب بلدیم. قول میدی هیچ زنی رو نشکنی؟ قول میدی اگه عاشق شدی پاش بمونی و بجنگی براش؟
بهتش زده بود. دوسال بیشتر نداشت. از روی عادت گفت "قول میدم" و سرگرم اسباب بازی هاش شد. ميدونستم بزرگتر که بشه از روی عادت به کس دیگه ای قول ميده و میشکنه! کاش تا اخر عمرش همینقدر پر از خوبی های کودکانه بود. کاش همه مون تو کودکی هامون میموندیم و تقاص قول های شکسته شده رو پس نمیدادیم!

#محیا_زند

@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien
.
.
.
يکى هم بيايد؛
اين حرف هاى مانده در گلو را،
بيرون بکشد از من...
هميشه،
بغض
توجيه خوبى براى
"خفگى"
نيست...........
.
.
.
#مريم_خسروى
#کمبوداکسيژن
#حال_بد
@aevien
فیلمی که به شدت پیشنهاد میشه از دستش ندید!
باتموم نقد های سنگینی که منتقد ها براش کردن به نظر من معرکه بود!
جزو معدود فیلم های ایرانی که حق چند بار دیده شدن رو داره!
@aevien
هردو طرف مقصرن...
هم جنس من هم جنس تو!

زن هایی که یاد نگرفتن دلشون برای جنس خودشون بسوزه.
دلبری هاشون رو توی خیابون کشیدن و تو جواب لبخند مرد زن دار خندیدن.
زن هایی که ترسیدن از تنها موندن تو این اجتماع و برای تنها نموندن چنگ انداختن به مرد های دیگه و زن دیگه ای رو تنها کردن.

مرد هایی که یاد نگرفتن دلشون نلرزه با هر چشم و ابروی گریم شده و قشنگ تری!
مرد هایی که اجتماع هندونه زیر بغلشون گذاشت که مردن و حق دست گذاشتن رو هر زنی رو هر زمان دارن و میتونن زنشون رو دوست داشته باشن و عاشق معشوقه هاشون باشن.

زن هایی که
احمقانه "دوست دارم" رو حواله هر مردی میکنن
و
مرد هایی که
در عین دوست داشتن خیانت رو خوب بلدن!

#محیا_زند
@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
هردو طرف مقصرن... هم جنس من هم جنس تو! زن هایی که یاد نگرفتن دلشون برای جنس خودشون بسوزه. دلبری هاشون رو توی خیابون کشیدن و تو جواب لبخند مرد زن دار خندیدن. زن هایی که ترسیدن از تنها موندن تو این اجتماع و برای تنها نموندن چنگ انداختن به مرد های دیگه و…
پی نوشت فيلم خشم و هیاهو!
تصویرگری عالی ای داشت از زنی ترسیده که بخاطر دوست داشتن حماقت بزرگی کرد و مردی که از روی ذات و اون تمایلات کنترل نشده اش گند زد به زندگی خودش!
داستانی که تو اجتماع ما روزی هزار باره با زوایای مختلف در حال رخ دادنه!

#محیا_زند
#یک_فمنيست_منطقی :|

@aevien
"+او"

_ نزار این عذاب بیشتر شه... برو!
تو سبزهاش بی رحمی اجباری داشت موج میزد. از جاش بلند شد و راه افتاد که بره. با حرص و عجله از جام بلند شدم برم دنبالش که پاشنه های کفشم لای کاشی ها گیر کرد و با شدت خوردم زمین. صدای گرومپ زمین خوردنم رو که شنید هول کرده اومد سمتم و کمکم کرد بلند شم. نگرانی جای بی رحمی رو گرفته بود تو سبزی چشماش.
_خوبی؟ چیزیت نشد؟
اشک چشمام با اب بارون روی صورتم قاطی شده بود.
+ نه خوب نیستم...داری میری!
_ فکر میکنی خودم دوست دارم برم سرتق لعنتی؟ مجبورم... میفهمی؟ مجبور. بخاطر خودته. میدونی مشکلات زندگیمو. بودنت با من اشتباهه. پر از درده.
+ به کی بگم من این اشتباه رو دوست دارم؟ اگه بودنت درده... نبودنت برام مرگه!
و هق هق زدم. اشک تو سبزی چشمای اون هم پر شده بود. اشکای مخلوط با اب بارون رو از روی صورتم پاک کرد.
_ سرتق خنگ من... تباه میشی با من. بفهم بخاطر دوست داشتنته که میخوام بری. نمیخوام تباه شدنت رو ببینم کنار خودم.
+ سبز فرفری من... بلاخره بعد از سال ها تونستم یکی رو دوست داشته باشم. بلاخره یخ قلبم رو یکی شکست و روح رو به چشمام برگردوند. تباه شدنم میدونی چیه؟ اینکه این قلب له شدم دوباره له بشه! چی میمونه ازش بعد رفتنت؟ اینبار دیگه واقعا میمیرم. مردنم رو میخوای ببینی یا تباه شدنم رو؟
دستاشو گذاشت دو طرف بازوهام و زل زد تو خیسی چشمام. داشت میفهمید دردمو... حرفمو... ترسمو.
_ دردت به جونم... چکار کنم تا مردنت رو نبینم؟
+بجنگ برام! حتی اگه زخم هم میشم بجنگ برام.
_خانوادت؟
+تباه شدنمو به مردنم ترجیح میدن!
فقط نگاهم کرد.با سبزهایی که عجیب سر دوراهی قرار گرفته بودن.رفت سر جای قبلیش نشست و دستشو کرد تو موهاش. من اما همونجا وایسادم. من نقشمو بازی کرده بودم تو نگه داشتن این رابطه. حالا اون بود که باید میجنگید. ده دقیقه ای گذشت. هنوز تو فکر بود. فکر کردنش زیاد داشت طول میکشید. تلنگر نیاز داشت. چند قدم عقب رفتم و وانمود کردم دارم میرم. صدای تق تق پاشنه هام رو که شنید هراسون سرشو بلند کرد و فهمید دارم میرم. همچنان آروم اروم داشتم عقب میرفتم. با چند قدم بلند خودشو بهم رسوند و بازومو گرفت.
_داری میری؟
+ خودت خواستی رفتنم رو!
_گفتی اومدی که بجنگی!
+آره... اما برای مردی که حاضر باشه برام بجنگه. من وقتی همرزمم پشتمو خالی کنه چطور با یه دنیا مبارزه کنم؟
هیچی نگفت. میدونستم که داره تصمیم میگیره که تو این جنگ بمونه یا پا پس بکشه. واقعیت این بود که مرد ها عاقل های بهتری بودن و ما زن ها جنگجو های بهتری.
سبزهاش روی صورتم چرخیدن و اخرش رو چشم هام قفل شدن.
_ میجنگم برات... سرتق همرزم!
خندیدن...هم چشم هام هم قلبم هم لب هام. اکسیژن واقعی رو بعد از چند سال بلاخره تونستم نفس بکشم. روی سرم رو بوسید و گذاشت عطر تنش روی تنم بشینه.
باران همچنان ادامه داشت و زیر رقص قطره هاش همقدم شدم با سبزفرفری ای که بلاخره به اضافه "او" شده بودم!

#محیا_زند
#پارت_بیست_و_شیشم
#پارت_آخر :)

@aevien
و یک پایان قصه گونه:) واقعیت اینه که هشتاد درصد رابطه های عاشقانه تهشون نشدن و نرسیدنه! بیشتر هم بخاطر آدم هایی که اشتباه وارد زندگی هامون میشن و ماهم اشتباه تر بهشون دل میبندیم.
و اینکه همرزم های خوبی نداریم. اجتماع ما يادگرفته از عشق بترسه و پا پس بکشه :)
همرزم های خوبی باشید:)
منتظر نظراتون هستم:)


#محیا_زند
@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
_من همیشه از آدماي عاقل و منطقی متنفر بودم!
آدمای فهمیده نه ها؛آدمای منطقی!
فرق دارن باهم!
مثلا اگه به آدمای عاقل و منطقی بگی ساعت 12 شب پاشو بريم بیرون میگن نه!
اما آدمای فهمیده نه... دیوونگی رو هم بلدن... ریسک میکنن!

+من منطقى عم!!!

_یعنی ساعت 12 شب بت بگم بریم کنار دریا ریسک نمیکنی بياى؟

+چرا!
از درياى لعنتى نمتونم بگذرم...

_ساعت 12شب بهت بگم بریم بستنی بخوریم؟

+با ماشين؟

_ کلا!

+بستنى شکلاتى؟با ى عالمه سس شکلات؟شکلات تلخ؟با اسمارتيز؟

_خننننننگ رو ببین ها:-D کلااااااااااااا!!!!

+پياده ناامنه!!!
خیلى فرق داره خب!

_تصویب شد…آدم منطقی هسدی!!!

+ولى من اينجورى بزرگ شدم!
از همون اول
از بچگى
بدون منطق سخته واسم همه چى!


_نگفتم منطقی نباش
گفتم عاقل نباش
خیییییلی فرق دارن باهم!
و بزار یه نصیحت منطقی بهت بکنم...
عاقل نباش!!!!!
دیوونه ها شاد ترن!

#پى_ام_نوشت_دو_همزادک_رد_داده 💜💚
#مارا_به_دیوانگی_بیشتر_نیاز_است


@aevien