.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
بنفش كبودِ من
نه تو به من رحم كردى
نه خدآ
تو كفش رفتن به پا كردي
خدا دلِ مرآ آب كرد و ريخت پشت سرت!

بنفشِ كبود
كاش كفشِ آمدن به پا كنى...
#محیا_زند

@aevien 💜
.: آویـــــــــــــــــن :.
Voice message
ايناروهم مثل همون ميگم دلبرا هيچ و فلان و بيسار فكر كنيد!
Tasnife Gholab
Homayoun Shajarian Ft. Sohrab Pournazeri
_سعدی !
چو جورش می بری نزدیک او دیگر مرو!

+ای بی بصر...من می روم ؟!
او می کشد قلاب را!

@aevien
رئیس
تلف میکنی آخر یروز مارو با این آهنگا و صدات!

شعرِ سعدی با صدایِ همايون شجريان عاخه؟!
جامِ شوكران ميشه خب!
يا مثلا همين باند هاى لعنتىِ فروشگاه!
يا مثلا همين آهنگ هايى كه از زمان حال پرتت ميكنن تو يه بُعد ديگه اى از زمان و مكان!

امروز داشت آهنگ "عشق يعنى" فريدون آسرايي تو فروشگاه پخش ميشد ؛ پرت شدم به چند سال پيش تو حياط خونه خاتون، يه دختر نوجوون متفكر از رويا و خامِ شعر رو ديدم با كلى بچگى و سادگى كه اين اهنگ رو گذاشته بود و با ذوق ميخوندش و دورِ حوصِ آبى پر از ماهىِ حياط لى لى ميكرد و موهاىِ فر بلند شرابيش رو شونه ها و كمرش ميرقصيد!
ذوق زده بود چون واسه اولين بار ميخواست دلبرو ببينه و نميتونست واسه يه لحظه هم آروم بگيره، دنياش چقدر رنگى و ساده و اميدوار بود!

اهنگ تموم شد، برگشتم تو حال، تو آينه خودمو ديدم، با موهاىِ كوتاهِ شده، صاف شده و مشكى شده!
يادم اومد همين چندوقت پيش كه خونه خاتون بودم حوض رو خالى كرده بودن و ماهى قرمز نداشت!
يادم اومد بزرگ شدم و دنياى آدم بزرگا خيلى مسخره و خاكسترى و پيچيده اس!
يادم اومد خيلى وقته لى لى بازى نكردم...
خيلى وقته نيستى...

گفتم كه چى؟!
هيچى
نقطه
گفته بودم بى تو ميميرم؛
ولى اينبآر نه...
Hameye Man
Shayea
اوجِ مردونگى يه مرد همينه💜
@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
تَلَفْ شيم💜 @aevien – Chahar Ghatre Khoon - Test A
ا‌ولین بار که با علیرضا آذر(💜) اشنا شدم پاییز ۹۳ ، سال کنکورم بود، هیچی دیگه دکلمه هاش نزاشتن درس بخونیم اونسال!
هیچی دیگه، دکلمه هاش هنوز تلف میکنه مارو!
ولی
پارسال همین موقع ها
سه روز قبل امروز پارسال اینموقع یعنی
از علیرضا آذر داشتم میگفتم براش، میدونست هلاک این مردم، میدونستم که اصلا دوستش نداره!
بهش گفتم میدونی قبل اینکه علیرضاآذر رو ببینم و باهاش حرف بزنم و بعد هماهنگی های رفت و امدش به رشت رو بکنم و فلان، تو ذهنم یه پیغمبر بود!
یه پیغمبر شعر!
يه بت اصلا!
بت ها ميدونى تو ذهن آدم چجورى ان ديگه؟! هيچ ايرادي ندارن...
تا اينكه ديدمش و فلان و ذهنيتم تغير كرد راجبش!
نه اينكه ديگه دوسش نداشته باشما!
دارم، هنوزم خيلى دوستش دارم!
ولى دل چركين دوستش دارم!
بدون خيال راحت، ميدونم كه زياديه، بت نيست!
ميدونى چى ميگم؟!
برعكس فاضل نظرى!
برعكس فاضل كه تو ذهنم هميشه يه شاعر خوب و محترم بود تا اينكه ديدمش، تو دفترش با همزاد ابى كوچيكه نشستيم و حرف زديم و حرف زد و حرف زد و حرف زد!
شعر خوند!
بغض كرديم باهم!
و شد پيغمبر شعر برام!
از اون پيغمبر واقعى ها!
تو مثل عليرضا آذرى !
بتت شكسته شد!
دوست دارما، ولى دل چركين!
ميدونم كه لايقش نيستى!
و خيلى درد داره، خيلى بى لياقت!
كاش فاضل بودى!

گفت ميدونى كه عاشق فاضلم و از آذر بيزار!؟

ساكت موندم و هيچى نگفتم!
ساكت موند و هيچى نگفت!

نقطه!
گفت ولی دلخوش نباش به این قصه!

گفتم هِى...حواسم هست كه ما هميشه سخن از هيچ ميگوييم!
حواسم هست كه نبايد دلخوش بشيم!

اما میگم همین ک یاد گرفتیم دلخوش به چيزى نباشیم اوجِ اندوه نیست؟!
Lonely Together
Sofia Karlberg
A little less lonely now
A little less lonely together

@aevien 💫
ميگم دلبر
ميگم نارنجى
دلم برات تنگ بود!
خيلى زياد؛ هر روز و هر لحظه!
بيشتر از چيزى كه بتونم تحمل كنم دلم برات تنگ شده بود!
بيشتر از حدتحمل دلتنگ شدن ميدونى چطور ميشه؟!
ميشه پاره شدن بندِدل...
مثل تسبيحى!
مثلِ پاره شدن بندِ تسبيح كه تموم دونه هاش تق تق رو زمين ميافته و هركدوم قِل ميخورن ميرن يه سمتى!

بندِ دلم پاره شد؛ دوست داشتنات، خاطره هات و دلتنگيات از تنم ريختن تو هپروت و هركدوم قِل خوردن يه سمتى!

حالا ازت يه نخِ پاره شده مونده كه فقط بهش يه اسمِ نارنجى آويزونه و يه منِ حيرون؛ عجيب حيرون...
#محیا_زند

@aevien 💫
عَجز بودم
تو مرآ كشتى و اِعجاز شدم...
Hale Mahal [MusiceSal.Com]
Salar Aghili
زهر در جام بریزی به عطش مینوشم
جامه ای را که به آتش بکشی میپوشم
@aevien 💫