.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
گرچه
مستوجبِ
صدگونه
جفایی؛

بازآ ...


#وحشی_بافقی 💜
@aevien
شعرانه امشب :) 💜

@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien

+تو راديو چهرازى يه جا مى گه:دنياى ديوونه ها از همه قشنگه!من شديدا اين جمله رو باور دارم...
-چطور؟!
+خب آخه فک کن،يه ديوونه هيچ وقت نگران نيس واسه حرفاش سرزنش بشه!فوقش 4تا بى شعور مسخرش مى کنن ولى يادش نمى مونه!حداقل سبک مى شه وقتى حرفشو مى زنه...حالش "درلحظه" خوب مى شه...
-اوهوم!
+يه چيزى بگم نمى گى زده به سرم؟
-نه بگو!
+بعضى وقتا دلم مى خواست ديوونه بودم!
-چى مى خواستى بگى که الان نمى تونى؟!
+تمام حرفايى که رو دلم سنگينى مى کرد،تمام حسا،نمى دونم...همه چى!
-چرا الان نمى گى؟
+بعضى حرفا تاريخ انقضا دارن!به موقع نزنى از دهن مى افتن!سرد مى شن...حرفاى منم خيلى وقته از دهن افتادن...
#پى_ام_نوشت✏️

#مريم_خسروى

@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
جمعه باشد
باران باشد
دلتنگی باشد
و
تو نباشی؟
خدا به خیر بگذراند
آخر دنیا میشود!

#محیا_زند
@aevien
"+او"

نبود! دلشوره چنگ انداخت رو دل و روحم! نکنه باز دیر کرده بودم برای "دوستت دارم" گفتن؟
دوستش پشت پیشخوان وایساده بود و انگار که روح دیده باشه نگاهم میکرد. میشناختم... چند ماه تمام مشتری چایی و کیک هاش بودم. رفتم جلوش و فقط یه کلمه پرسیدم:
+کجاست؟
تکونی به خودش داد و اخماشو کرد تو هم!
_ بعد از دوماه اومدی میپرسی کجاست؟ میدونی این دوماه بیخبری چی سرش اورده؟ میدونی دوماه خنده نيومده رو لبش؟
دلم گرفت. چکار کرده بودم یا خودم و سبز فرفری؟پا کوبیدم زمین و زجه زدم:
+کجاست؟!
حال خرابم رو که دید اخماش باز شد!
_ همون پارکی که اخرین بار باهم بودین! تو این دوماه بارون که میبارید میرفت همونجا!
راه افتادم سمت در. صدام کرد:
_خانم؟ اگه میخوای باز تنهاش بزاری و بری همین حالا برو! میدونی که به اندازه کافی درد داره تو زندگیش... اگه میشی مرحم برو... درد نشو براش!
میخواستم درد بشم و برم؟ نه... اینبار اومده بودم تا بحنگم براش! حتی اگه پسم هم میزد من پا پس نمیکشیدم!
رفتم تو پارک! چشم چرخوندم برای پیدا کردنش. دیدمش. رو یکی ازصندلی ها زیر بارون نشسته بود و چشم بسته سرشو گرفته بود به سمت آسمون. رفتم سمتش. موهای خیس شده اش ریخته بودن رو پیشونیش. وسوسه شدم دست بکنم تو موهای بورش و اینبار برعکس همیشه قصد نداشتم جلوی خودم رو بگیرم. هنوز متوجه اومدنم نشده بود. آروم دستمو کردم تو موهاش و از تو پیشونیش زدمشون کنار. چشماشو باز کرد و با اون سبزهاش گنگ نگاهم کرد! دستشو اورد بالا و دستمو از تو موهاش کشید بیرون و بوش کرد. انگار که خواب ببينه. لبخند زدم و روی زانو جلوش نشستم. هنوز مثل ادم های خواب آلود داشت نگاهم میکرد. دستمو کشیدم رو چشماش و بارون روشون رو پاک کردم و گفتم:
+ زیر بارون با این لباس کم سرما میخوری!
باورش شد خواب نيست. به خودش اومد و دستمو پس زد.عصبی و خسته گفت:
_بعد دوماه چرا اومدی؟ تازه داشتم خودمو قانع میکردم... چرا اومدی هیزم رو آتیش شدی ؟
+قانع برای چی؟
_ برای نبودنت.
+ اومدم که بمونم.
_نمیشه بمونی. خودتم خوب میدونی چراشو. ما وصله تن هم نیستیم.
+ فکر میکنی مهمه برام وصله ناجوریم برای هم؟
_ برای من مهمه... برای خانوادت مهمه. تو این دوماه نبودنت جون دادم اما کلی هم فکر کردم. این رابطه هرچند دوستانه شروع شد اما ادامه دادنش بیشتر از این اشتباهه... برو!
زیر سردی بارون گر گرفته بودم. چرا سهم ما ادما برای چیزهایی که دوست داریم همیشه نرسیدن بود؟
+ گفتم که... نیومدم که برم. اینبار اومدم که بجنگم!
دست کشید تو موهاش و نالید:
_ نزار این عذاب بیشتر شه... برو!

#محیا_زند
#پارت_بیست_و_پنجم

@aevien
نگاتو برنگردون و
هنوزم مرد بازی باش
حقیقت تلخ و بی رحمه
برام عشق مجازی باش

#علیرضا_آذر جان💜
@aevien
باران گرفته تا که بشوید خیال را
این فعل دوست داشتنی ِ محال را

دستی گره زده ست طناب مرا به دار
دستی که از کبوتر من چیده بال را

#فاطمه_اختصاری

@aevien
شعرانه امشب :) 💜

@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
بغض کرده رفتم تو اتاقش و بغلش کردم. محکم به خودم فشارش دادم و گفتم:
+بهم قول میدی همیشه مرد بمونی و هیچوقت نامرد نشی؟ ما زن ها غرغر میکنیم... شاخ و شونه میکشیم... ناز میکنیم... اما شکننده ایم! شاید به روی خودمون نیاریم اما شکستن رو خوب بلدیم. قول میدی هیچ زنی رو نشکنی؟ قول میدی اگه عاشق شدی پاش بمونی و بجنگی براش؟
بهتش زده بود. دوسال بیشتر نداشت. از روی عادت گفت "قول میدم" و سرگرم اسباب بازی هاش شد. ميدونستم بزرگتر که بشه از روی عادت به کس دیگه ای قول ميده و میشکنه! کاش تا اخر عمرش همینقدر پر از خوبی های کودکانه بود. کاش همه مون تو کودکی هامون میموندیم و تقاص قول های شکسته شده رو پس نمیدادیم!

#محیا_زند

@aevien