Forwarded from .: آویـــــــــــــــــن :.
Forwarded from Mahya Zand
The Ways - Asemoone Azar
@moozikestan_bot
امشب كلا هوآىِ همصحبت شدنه... دارم سعى ميكنم تا اونجا كه ميتونم به پيامآىِ اخير جواب بدم اونآ عم كه بنفش يا لازمن رو بزعآرم اينجآ بآهم بخونيم ^_^
Forwarded from Mahya Zand
Il Est Où le Bonheur
Christophe Maé
.: آویـــــــــــــــــن :.
و چندتآ نمونه ديگه اينجورى...دعآ ميكنيم💜
عشق هميشه يه جنگه...
اما چيزى كه مهمه اينه كه تو اون جنگ دلبرتون همرزمتون بآشه نه دشمنتون!
يعنى اينكه پا به پا تون رو در روىِ تمومِ مشكلآت دنيآ بجنگه نه اينكه بى وفا بشه و خنجر از پشت بزنه و بره!
سآده ترين جنگ برآىِ عشق همينه...:)
اما چيزى كه مهمه اينه كه تو اون جنگ دلبرتون همرزمتون بآشه نه دشمنتون!
يعنى اينكه پا به پا تون رو در روىِ تمومِ مشكلآت دنيآ بجنگه نه اينكه بى وفا بشه و خنجر از پشت بزنه و بره!
سآده ترين جنگ برآىِ عشق همينه...:)
@aevien
"پنجآهُ سه روزخيآل..."
زندگی_ فرض کن تو ظهر کویر ایستادی و یه عالمه نمک میخوری, حد تشنگیش رو میتونی تجسم کنی؟
من تو اون روزا میون اون همه تشویش و استرس همونقدر که اون لب تشنه آب رو میخواست دقیقا همونقدر تورو میخواستم
میفهمی از چه میزان درد تو اون روزا دارم صحبت میکنم؟
نمیفهمی...نبودی که بفهمی
نمیفهمیدم...دلیل نبودنت تو اون روزا رو واقعا نمیفهمیدم
هی از خودم میپرسیدم همه چی خوب بود...آخه یهو چیشد؟
چهار ماه خودمو با این فکر خوردم و آخرش گفتم گور بابای غرور
بهت پیام دادم لعنتی آخه یهو چیشد؟
گفتی هیچی
قانع نشدم... نمیشد که هیچی
پرسیدم و پرسیدم تا بلاخره به حرف اومدی و فهمیدم تمام وقتایی که ازت پرسیده بودم قبل از من عاشق بودی و تو در جوابم گفته بودی نه رو دروغ گرفتی
گفتی قبل از من دوسال واسه کسی میمردی...اونم یهو بیمعرفت شد ندید دوست داشتنت رو و با یکی دیگه هم پرواز شد و رفت
گفتی بعد از اون من تونستم لبخند بیارم رو لبت ولی دیدی نامردیه منو بیاری جاش
نامردی نبود وقتی رو تخت بیمارستان رفتی؟
گفتی از نامردیش تموم موهات سفید شده و نمیتونی دوباره به کسی اعتماد کنی
نامردی نبود وقتی موهامو سفید کردی با این حرفات؟
نامردی بود وقتی از نامردیات گله کردم و گفتم تاوان نامردی یکی دیکه رو من چرا باید پس بدم و تو در جواب طومار بلندم فقط سه کلمه گفتی:
کشش نده خواهشا!
منم كشش ندادم خواهشا!
ولى مُردم
از اون روز يه تيكه از قلبم واقعا مرد!
باورم نميشد منى كه هميشه هواخواهم بودن بلاخره هواخواه كسى شده بودم كه هواخواه كس ديگه اى بود!
زنم، اما مردونه غيرت داشت خفه ام ميكرد!
برآىِ مردى تب كرده بودم كه قبل من تب كسى بيهوشش كرده بود!
ببين منو... بهت ميگم سرتو بيار بالا ببين منو... چشمآمو... چطور تونستى سر من و چشمام اين بلارو بيارى؟!
#محیا_زند
#پنجاه_سه_روز_خیال ...
پآرتِ نهم
@aevien 🌱
"پنجآهُ سه روزخيآل..."
زندگی_ فرض کن تو ظهر کویر ایستادی و یه عالمه نمک میخوری, حد تشنگیش رو میتونی تجسم کنی؟
من تو اون روزا میون اون همه تشویش و استرس همونقدر که اون لب تشنه آب رو میخواست دقیقا همونقدر تورو میخواستم
میفهمی از چه میزان درد تو اون روزا دارم صحبت میکنم؟
نمیفهمی...نبودی که بفهمی
نمیفهمیدم...دلیل نبودنت تو اون روزا رو واقعا نمیفهمیدم
هی از خودم میپرسیدم همه چی خوب بود...آخه یهو چیشد؟
چهار ماه خودمو با این فکر خوردم و آخرش گفتم گور بابای غرور
بهت پیام دادم لعنتی آخه یهو چیشد؟
گفتی هیچی
قانع نشدم... نمیشد که هیچی
پرسیدم و پرسیدم تا بلاخره به حرف اومدی و فهمیدم تمام وقتایی که ازت پرسیده بودم قبل از من عاشق بودی و تو در جوابم گفته بودی نه رو دروغ گرفتی
گفتی قبل از من دوسال واسه کسی میمردی...اونم یهو بیمعرفت شد ندید دوست داشتنت رو و با یکی دیگه هم پرواز شد و رفت
گفتی بعد از اون من تونستم لبخند بیارم رو لبت ولی دیدی نامردیه منو بیاری جاش
نامردی نبود وقتی رو تخت بیمارستان رفتی؟
گفتی از نامردیش تموم موهات سفید شده و نمیتونی دوباره به کسی اعتماد کنی
نامردی نبود وقتی موهامو سفید کردی با این حرفات؟
نامردی بود وقتی از نامردیات گله کردم و گفتم تاوان نامردی یکی دیکه رو من چرا باید پس بدم و تو در جواب طومار بلندم فقط سه کلمه گفتی:
کشش نده خواهشا!
منم كشش ندادم خواهشا!
ولى مُردم
از اون روز يه تيكه از قلبم واقعا مرد!
باورم نميشد منى كه هميشه هواخواهم بودن بلاخره هواخواه كسى شده بودم كه هواخواه كس ديگه اى بود!
زنم، اما مردونه غيرت داشت خفه ام ميكرد!
برآىِ مردى تب كرده بودم كه قبل من تب كسى بيهوشش كرده بود!
ببين منو... بهت ميگم سرتو بيار بالا ببين منو... چشمآمو... چطور تونستى سر من و چشمام اين بلارو بيارى؟!
#محیا_زند
#پنجاه_سه_روز_خیال ...
پآرتِ نهم
@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Mi Istad
Ali Etemad
Mahya Zand
Ali Etemad – Mi Istad
@aevien 🌱
ساربان آهسته ران که آرام جانم میرود...
نه چرا آهسته؟
باید ساربان می ایستاد!
باید از ما باز خوشبختی سفارش میگرفت
باید اصلا در همان کافه زمان می ایستاد!
#كاظم_بهمنى
ساربان آهسته ران که آرام جانم میرود...
نه چرا آهسته؟
باید ساربان می ایستاد!
باید از ما باز خوشبختی سفارش میگرفت
باید اصلا در همان کافه زمان می ایستاد!
#كاظم_بهمنى