.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
مرا نرهان ز خود
ز خود نکنم جدا
جدا نشوم ز تو
که مرا رهایی نیست
رهایی نیست...💜
خشونت عليه زنان...

@aevien 🌱
مرد ها که دلتنگ میشن... یه گوشه دنج گیر میارن و پک های سنگین میگیرن از تمام سیگار هایی که تو جیبشون دارن... و درآخر شاید چند قطره اشک بريزند... و آرامتر میشن!
زن ها اما نه... دلتنگ که میشن تمام موهاشون رو با حرص جمع میکنن... ارایششون رو پاک میکنن... ناخون هاشون رو از ته میگیرن. اما باز دلتنگی لعنتی شون تمام نمیشه... میرن تو اشپزخونه... غذای محبوبشون رو درست میکنن... ظرف هارو میشورن... خونه رو تمیز میکنن و باز دلتنگی شون تموم نمیشه... از سر لجبازی با خودشون موهاشونو باز میکنن... دوباره ارایش میکنن... قرمزترین رژشون رو میزنن... زیباترین لباسشون رو میپوشن... میرن تو پاساژهای شهر میچرخن و باز دلتنگی شون تموم نمیشه... با دود سیگار گریه میکنن و گریه میکنن و گریه میکنن.. و باز اون حجم بزرگ دلتنگی شون تموم نمیشه!
اصلا انگار زن ها به دنیا اومدن تا دلتنگ باشن... تا دلتنگ هم بمیرن! دلتنگی زن ها بزرگتره!


#محیا_زند

@aevien
Forwarded from Mahya Zand
Sedaye Baroon
AmirAbbas Golab
چو مجنونی که از مردم گریزد
شتابان در پی لیلا شدم من...
@aevien 🌱
چقدر خوب عاخه
@aevien 🌱

او رفت و با خود برد خوابم را
دنیا پس از او قرص و بیداری‌ست
دکتر بفهمد یا نفهمد باز
عشق التهاب خویش آزاری‌ست ...
#علیرضا_آذر 💜
@aevien 🌱

در خاطرم روانه شد و شب بخیر گفت
گفتم که در نبود تو شبها بخیر نیست...
#فرامرز_عرب_عامری
@aevien

" پنجآهُ سه روز خيآل..."
زندگى_ پيش خودم گفتم به درك!
به درك كه تموم شد!
اوايل داغ بودم نفهميدم جاى نبودنت چقدر داره تير ميكشه!
يعنى اون روزها درد نبودنت انقدر با درد جسمىِ عوارض تصادف و استرس دادگاه و پزشكى قانونى همراه بود كه نفهمم چيشده!
حس از قلبم پريده بود و چشمام كوير شده بود از بى اشكى!
گريه ام نميگرفت!
يه بغض مسخره گير كرده بود تو گلوم و راه نفسم رو بسته بود اما خالى نميشد!
دنيا مثلِ جهنم شده بود
حوصله عالم و آدم رو نداشتم
دلم ميخواست فقط بخوابم
انقدر فلوكستين و نوآفن به خورد خودم ميدادم كه خواب باشم كل روز رو!
اما با اين همه به روىِ خودم نمياوردم نبودنت رو
ميگفتم كسى كه منو تو بدترين روزاى زندگيم تنها گذاشته لياقت دلتنگ شدن نداره
كه واقعا هم نداشتى
نداشتى كه تو سخت ترين شرايط زندگيم كشيدى عقب
لعنتى... تو دلبرى هات شبيه مرداىِ شعر زده شهر بغليه وگرنه معرفت و موندنت شبيهِ همين مرداىِ آهنى شهر خودمونه...آبكى!
كى فهميدم نيستى؟
بعد از يك ماه و چند روز بود به گمونم
بغض داشت ميكشتم
واقعا ميكشت!
دكتر گفته بود بايد گريه كنى وگرنه مشكل ساز ميشه برات!
بايد گريه ميكردم...لباس پوشيدم رفتم همونجايى كه اولين بار ديدمت!
محلِ اولين قرارمون...
نفس ... نفس قطع شده بود
بغض تو گلوم مثل كولى ها ميرقصيد
بيشتر از پنج دقيقه نتونستم بمونم
برگشتم
و كل راه تو خونه رو فكر كردم چرا رفتى؟
چيشد رفتى؟
با وفآیِ قلب من چيشد بى وفا شدى؟
برگشتم خونه... مامان منتظر گريه كردنم بود
بغلش كردم و بلاخره بعد از يك ماه و چند روز رقصِ كولىِ بغضم آروم گرفت
چى ميخواى بدونى از روزهاىِ بعد از رفتنت؟!
همه چى بوىِ خون ميداد و مزه بادوم تلخ!
دادگاه و دردسراش و كاغذ بازى هاىِ ادارى كم كم تموم شد
و روز به روز دلتنگىِ تو بيشتر شروع!
چشمهايى كه همه يروزى از برقش تعريف ميكردن شبيه شهرِ مردگان شده بود
منى كه يه دقيقه آرومم نميگرفت منزوى ترين هرجمعى شده بودم
ساده بگم... تغير كردم!
زياد...خيلى زياد!
از سليقه لباس و موزيك و غذا بگير تا خصلت هاى اخلاقى و رفتارى!
بى پرواتر شده بودم و معتقد تر به حزبِ بآدآباد
يكى از شبايى كه تو بالكن نشسته بودم و نيكوتين قورت ميدادم مامان بى مقدمه نشست كنارم و گفت من زندگىِ خودمو ميخوام...برش گردون!
گفتم نميشه!
ميدونى آدمايى كه دچارِ عشق ميشن يه بليط يه طرفه ميگيرن به سمتِ ناكجاآباد!
هيچكس از شهرِ عشق سالم برنگشته...بدون دگرگونى!
عشق يا آدمارو خوشحال تر ميكنه يا ميكشه!
كشته ها بيشتر...
كشته منو دلتنگيش مامان!
لعنتى... نبين رو به روت مثلِ زنده ها سالم نشستم حرف ميزنم
به اندازه تموم روزهاىِ نبودنت منو كشتى با دلتنگيت!
قآتلِ محبوبِ من...
#محیا_زند
#پنجاه_سه_روز_خیال ...
پارتِ هشتم

@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Audio
ای عشق نا فرجام ویرانه ام کردی
راندی مرا از خود
دادی مرا بر باد...
@aevien 🌱

سالار جآنِ عقيلي 💜
دل دآده ام بر بآد
بر هر چه بآدآبآد
مجنون تر از طوفآن
تسلیِم این بیدآد...
Forwarded from Mahya Zand
Ameno (Remix)
eRa
سلاطينى طور...:)
@aevien 🌱
@aevien 🌱

- ‏دیزی: "تو که می‌دونی نمی‌تونیم با هم باشیم، چرا نمیری؟"
- گتسبی: "می‌ترسم."
- دیزی: "از چی می‌ترسی؟"
- گتسبی: "از جداییت... جدا شدن از تو مثل پریدن از یه ساختمون هشت طبقه است... شاید زمین بخورم و نمیرم... ولی هنوز به زمین نرسیده، از ترس مردن، می‌میرم".
#دیالوگ
مردِ تآوآنِ اشتباهت بآش!
آخرين اشتبآه من بودم ...
مفت هم بوسه‌ام نمی‌ارزد
وای از این عشق‌های دوزاری...
هی فرار است و سوی خود رفتن
آخ از این مردهای اجباری...
زیر صورت هزارها صورت ...
خسته از چهره ‌هایِ تو در تو...
Forwarded from Mahya Zand
Otagh
Alireza Azar
چنين محشر و خوب و دلبر و فلان چرآيى؟!

@aevien 🌱

عليرضآ آذر💜