راه گریزی نبود
عشق آمد و جان مرا
در خود گرفت و خلاص
من در تو
همچون جزیره ای خواهم زیست
#شیرکوه_بیکس
@aevien 🌱
عشق آمد و جان مرا
در خود گرفت و خلاص
من در تو
همچون جزیره ای خواهم زیست
#شیرکوه_بیکس
@aevien 🌱
@aevien
بهش میگن مازوخیسم!
اگه بخوام فارسی رو پاس بدارم، به زبون وطنی میشه "خودآزاری"، اکثریت خانوما هم دارنش!
یعنی اصلا بیشتریا دارن! مرد و زنم نداره... ولی اصولا مال خانوما ریشه ای تره!
همیشه که نباید چنگالو برداری بکنی تو چشم و چالت، یا حتما که نباید خودتو رنده کنی تا خود آزاری محسوب شه!
به نظر من، همین که چنگیزُ دوس داری و فکر میکنی چنگیز اون قدری که باید دوستت نداره، مازوخیسم داری!
همین که چنگیز دو دقیقه رفته دستشویی جواب پیامتو نداده، شونصد تا فکر جور واجور میاد تو ذهنت، مازوخیسم داری!
البته این ها دسته اول هستن، و اگر قضیه به همینجا ختم شه که خوبه...
تا اینجاها نورماله! طبیعیه!
ولی یه وقتا هست، با چنگیز قهر میکنی... بعد میری سراغ پیام های قبلی، هی میخونی، هی بغض میکنی! میری سراغ عکسای دو نفریتون! بعد عکسای تکیش! بعد عکسای یهوییش! بعد هر سی ثانیه گوشیو چک میکنی ببینی پیام داده یا نه!
گوشی زنگ میخوره از جات می پری! تیریپ انتظار و این صحبتا...
اینام همش مازوخیسمه!
اینجاهای داستان باید یکم نگران خودتون شید...
ولی یک دسته ی سومی هستن، که امیدوارم جز اونا نباشید!
فرض کنید قهرتون با چنگیز طولانی شده یا اصلا چنگیز یابو برش میداره یهو میزنه زیر کاسه کوزه تونو میره!
در این قسمت بیمار مذکور، بعد از طی مراحل بالا، به لایه های جنون نفوذ میکنه و بعد از اینکه به دفعات توی گریه های خودش غرق شد، کلا حواس پنجگانه ش منحل میشه، همه رو شکل چنگیز میبینه، دورو برش حتی اگه خوشبو کننده ی هوا-به به- هم بزنند، میگه این عطر چنگیزه، در این حالت اگر بیمارو به کانال فاضلاب هم منتقل کنید، فکر میکنه در اون مکان مدتی رو با چنگیز گذرونده و اینا....
اینام مازوخیسم حاده که با بستری و قرص درمان میشه!
و اما دسته ی چهارم که خیلی خطرناکن...
این افراد سعی میکنند با موارد، منطقی برخورد کنن! ولی خب بعضی چیزا منطق سرش نمیشه!
اینا هستن که اگه حال چنگیزو ازشون بپرسی، خودشونو میزنن به بی خیالی، که مثلا اصلا مهم نیست و چیزی که زیاده چنگیزو، این چنگیز نشد یه چنگیز دیگه و اینا...
اینا دروغ میگن! (دروغگو دشمن خداس)
یه جوری بزنید تو دهنشون عین تف بچسبن به فرش!
اینا همونان که دارن خودشونو از دلتنگی میجو ان!
اینا خاطره ها رو به صورت سه بعدی مرور میکنن ولی چون نمیخوان به روشون بیارن کاری از دست دوا درمونم ساخته نیست
پیشنهاد من واسه این افراد، اینه که دستاشونو با آب و صابون بشورن، و قبل از خشک کردن با حوله، انگشتاشونو بکنن تو پیریز!
انشاالله که شفا پیدا کنن!
#اهورا_فروزان
@aevien 🌱
بهش میگن مازوخیسم!
اگه بخوام فارسی رو پاس بدارم، به زبون وطنی میشه "خودآزاری"، اکثریت خانوما هم دارنش!
یعنی اصلا بیشتریا دارن! مرد و زنم نداره... ولی اصولا مال خانوما ریشه ای تره!
همیشه که نباید چنگالو برداری بکنی تو چشم و چالت، یا حتما که نباید خودتو رنده کنی تا خود آزاری محسوب شه!
به نظر من، همین که چنگیزُ دوس داری و فکر میکنی چنگیز اون قدری که باید دوستت نداره، مازوخیسم داری!
همین که چنگیز دو دقیقه رفته دستشویی جواب پیامتو نداده، شونصد تا فکر جور واجور میاد تو ذهنت، مازوخیسم داری!
البته این ها دسته اول هستن، و اگر قضیه به همینجا ختم شه که خوبه...
تا اینجاها نورماله! طبیعیه!
ولی یه وقتا هست، با چنگیز قهر میکنی... بعد میری سراغ پیام های قبلی، هی میخونی، هی بغض میکنی! میری سراغ عکسای دو نفریتون! بعد عکسای تکیش! بعد عکسای یهوییش! بعد هر سی ثانیه گوشیو چک میکنی ببینی پیام داده یا نه!
گوشی زنگ میخوره از جات می پری! تیریپ انتظار و این صحبتا...
اینام همش مازوخیسمه!
اینجاهای داستان باید یکم نگران خودتون شید...
ولی یک دسته ی سومی هستن، که امیدوارم جز اونا نباشید!
فرض کنید قهرتون با چنگیز طولانی شده یا اصلا چنگیز یابو برش میداره یهو میزنه زیر کاسه کوزه تونو میره!
در این قسمت بیمار مذکور، بعد از طی مراحل بالا، به لایه های جنون نفوذ میکنه و بعد از اینکه به دفعات توی گریه های خودش غرق شد، کلا حواس پنجگانه ش منحل میشه، همه رو شکل چنگیز میبینه، دورو برش حتی اگه خوشبو کننده ی هوا-به به- هم بزنند، میگه این عطر چنگیزه، در این حالت اگر بیمارو به کانال فاضلاب هم منتقل کنید، فکر میکنه در اون مکان مدتی رو با چنگیز گذرونده و اینا....
اینام مازوخیسم حاده که با بستری و قرص درمان میشه!
و اما دسته ی چهارم که خیلی خطرناکن...
این افراد سعی میکنند با موارد، منطقی برخورد کنن! ولی خب بعضی چیزا منطق سرش نمیشه!
اینا هستن که اگه حال چنگیزو ازشون بپرسی، خودشونو میزنن به بی خیالی، که مثلا اصلا مهم نیست و چیزی که زیاده چنگیزو، این چنگیز نشد یه چنگیز دیگه و اینا...
اینا دروغ میگن! (دروغگو دشمن خداس)
یه جوری بزنید تو دهنشون عین تف بچسبن به فرش!
اینا همونان که دارن خودشونو از دلتنگی میجو ان!
اینا خاطره ها رو به صورت سه بعدی مرور میکنن ولی چون نمیخوان به روشون بیارن کاری از دست دوا درمونم ساخته نیست
پیشنهاد من واسه این افراد، اینه که دستاشونو با آب و صابون بشورن، و قبل از خشک کردن با حوله، انگشتاشونو بکنن تو پیریز!
انشاالله که شفا پیدا کنن!
#اهورا_فروزان
@aevien 🌱
.: آویـــــــــــــــــن :.
@aevien بهش میگن مازوخیسم! اگه بخوام فارسی رو پاس بدارم، به زبون وطنی میشه "خودآزاری"، اکثریت خانوما هم دارنش! یعنی اصلا بیشتریا دارن! مرد و زنم نداره... ولی اصولا مال خانوما ریشه ای تره! همیشه که نباید چنگالو برداری بکنی تو چشم و چالت، یا حتما که نباید…
اگه بخوايم تخته دارت رو در نظر بگيريم اين متن دقيقا زده وسط اون گردالى كوچولوقرمزه وسط صفحه... عالــى 💜
.: آویـــــــــــــــــن :.
@aevien 🌱 #وقتی_دلم_تنگ_میشه وقتی دلم براش تنگ می شه عکساشو نگاه می کنم ،گاهی صدای ضبط شده خودش وسازش و گوش می دم یا هزار بار پروفایشو چک می کنم اما اون دلتنگی خودشو اینجوری درمون می کنه زنگ می زنه می گه حرف نزن فقط نفس بکش صدایِ نفساتو بشنوم گاهی خجالت…
اين #وقتی_دلم_تنگ_میشه هاروهم ديگه نميزارم چون ديدم دلتنگى هاىِ هممون اكثرا يجوره انگارى... گريه و مرور خاطره و فلان:)
ميخواستم آخرين #وقتی_دلم_تنگ_میشه كه ميخونيم همين باشه كه شآيد طبقِ همون قانون القآ و تلقين كآئنات و فلآن دلتنگى هآىِ هممون همينقدر قشنگ بآشه💜
ميخواستم آخرين #وقتی_دلم_تنگ_میشه كه ميخونيم همين باشه كه شآيد طبقِ همون قانون القآ و تلقين كآئنات و فلآن دلتنگى هآىِ هممون همينقدر قشنگ بآشه💜
Forwarded from Mahya Zand
Hamkhouneh
Sina Shabankhani
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@aevien
ميگم دلبر
چطوريه كه هيچكس شبيهت نميشه؟!
قشنگيآشون كه هيچى
لآمصب حتى زخم زدنآشونم مثلِ طُـ نميشه!
يعنى طُـ فقط يه ابرو تو هم ميكشيدى و ميگفتى فلآنى چرآ اينطورى كردى؟!
منِ فلآنى هم ميشستم سآعت هآ آه و گريه و فغآن كه چرآ دلبر ابرو واسه مآ كشيد تو هم!
ولى بعدِ زخمِ كآريه رفتنت
هركى اومد بآ شمشير هم زخم انداخت رو تنمون ما شبيه فلآنيآ نشديم!
يعنى يه چندسآعتى پيچيديم به خودمون از درد ولى بعدش سروته جرآحتِ وارده رو با چندتا پُك از چيز سرهم آورديم!
نه مثلِ زخمِ طُـ دلبر كه از سال گذشته ولى هنوز درد ميكنه و تازه اس!
خلآصه كه زخمِ خودتو بخوايم نديد بگيريم مآرو فولآد آب ديده كردى جلو زخمِ بقيه
اينم از اعجآزه دلبر بودنه ديگه نه؟!
#محیا_زند
@aevien 🌱
ميگم دلبر
چطوريه كه هيچكس شبيهت نميشه؟!
قشنگيآشون كه هيچى
لآمصب حتى زخم زدنآشونم مثلِ طُـ نميشه!
يعنى طُـ فقط يه ابرو تو هم ميكشيدى و ميگفتى فلآنى چرآ اينطورى كردى؟!
منِ فلآنى هم ميشستم سآعت هآ آه و گريه و فغآن كه چرآ دلبر ابرو واسه مآ كشيد تو هم!
ولى بعدِ زخمِ كآريه رفتنت
هركى اومد بآ شمشير هم زخم انداخت رو تنمون ما شبيه فلآنيآ نشديم!
يعنى يه چندسآعتى پيچيديم به خودمون از درد ولى بعدش سروته جرآحتِ وارده رو با چندتا پُك از چيز سرهم آورديم!
نه مثلِ زخمِ طُـ دلبر كه از سال گذشته ولى هنوز درد ميكنه و تازه اس!
خلآصه كه زخمِ خودتو بخوايم نديد بگيريم مآرو فولآد آب ديده كردى جلو زخمِ بقيه
اينم از اعجآزه دلبر بودنه ديگه نه؟!
#محیا_زند
@aevien 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دنياى درون يك زن مي تواند به همان سرعتى تغيير كند كه دنيا در جنگ تغيير مى كند.
#کریستین_هانا
@aevien 🌱
#کریستین_هانا
@aevien 🌱
@aevien 🌱
به باد رفته تر از برگ های پاییزی
به قدر فاجعه ی ریختن غم انگیزی
به گریه می زنی و شانه ای فراهم نیست
به گریه می زنی اما به کوچه می ریزی...
#علی_اکبر_یاغی_تبار
به باد رفته تر از برگ های پاییزی
به قدر فاجعه ی ریختن غم انگیزی
به گریه می زنی و شانه ای فراهم نیست
به گریه می زنی اما به کوچه می ریزی...
#علی_اکبر_یاغی_تبار
Forwarded from Mahya Zand
To Hagh Dari
Morteza Ashrafi
Mahya Zand
Morteza Ashrafi – To Hagh Dari
شبيه سبكِ ترآنه هآىِ دهه هشتآده
خلاصه كه دل و جآن برد 💜
خلاصه كه دل و جآن برد 💜
@aevien
گفتم: ببين فراموشى چندتا پايه نياز داره كه يكى از اونا بخشيدنه!
من ميتونم كى و چطور رفتن و تموم نبودناش رو تو روزايى كه مثل شب سياه بود رو ببخشم، اما گريه هاىِ خودم رو نه!
گريه هايى كه از مرگ دردناك تر بودن!
ميپرسى مثلا؟!
مثلا اوليش دقيقا سى و پنج روز بعد از رفتنش بود... سى پنج روزى كه حتى يكبار هم گريه نكردم!
دكتر بهم گفته بود بخاطر تداخل چندتا شوك باهم بى حس شدى و بايد گريه كنى وگرنه ادامه دار شدنش خطرناك ميشه، گفت برو دريا خودتو خالى كن!
با مليكا رفتيم دريا... روىِ شن هاىِ ساحل ولو شدم، موج دريا خيسم ميكرد، يه اهنگ پرخاطره تو هنذفرى هام داد ميكشيد، شروع كردم جيغ كشيدن و حرف زدن...نفس نبود، رو شن ها دولا شده بودم و هق هق ميكردم، مليكا هول كرده بود و تند تند ميزد پشتم تا نفسم بالا بياد؛ گريه ام گرفت اما بدون اشك!
مثلا؟!
مثلا بيست و هفت مردادِ بعد رفتنش بود... قبلا بارها ازش پرسيده بودم عاشق بودى تاحالا پيش از من؟!
هربار گفت نه!
بيست و هفت مردادِ بعد رفتنش پامو كردم تو يه كفش كه بايد توضيح بدى چراىِ رفتنت رو... نميشه كه تو دوروز نبودنم يهو بزنى زير همه چى!
گفت عاشق بوده پيش از من...هنوزم عاشقشه و نميتونه كسى رو قبول كنه!
من ميخوندم حرفاش رو...با هق هق چشمام اشك ميكرد، تپش قلب مريضم بالا ميرفت و نفسام شمرده ميشد!
مهرى تند تند قرصاىِ قلبمو ميريخت تو دهنم و ميخواست نفس بكشم و من فقط ازش ميپرسيدم چرا نگفته بود لعنتى... چرا نگفته بود؟!
مثلا؟!
فهميده بودم پدرش سكته كرده، فهميده بودم حالش خوب نيست!
حالش بد بود... حالم بد شد!
دقيقا از ساعت ده شب تا سه صبح گريه كردم و دعا كردم براىِ حال پدرش!
مامان ميپرسيد تو چرا اخه پريشون شدى جان دل؟!
ميگفتم حالش خوب نيست، داره اذيت ميشه!
ميگفت حال تو هم نيست، حال تورو خيلى وقته ناخوش كرده، بعد براىِ حالِ بدش پريشون ميشى؟!
هيچى نميگفتم بيشتر گريه ميكردم!
مثلا؟!
خدا لعنت نـكنه دوستاىِ مشترك رو... حرفايى كه نبايد، حرفايى كه اصلا روحمم خبر نداشت ازشون رو به گوشش رسونده بودن!
ازم متنفر شد به گناه نكرده... اونبار براىِ دل خودم زار زدم كه طفلكى روىِ خوش كه نديد هيچ به گناه نكرده بايد تاوان هم بده!
مثلا؟!
تا دلت بخواد از اين مثلا ها ريخته تو اين پونصد و خورده اى روز نبودنش!
مثلا شب ها و روز ها...سر كلاس ... زير بارون... لب دريا... خيابونى كه قدم زديم... كافه اى كه رفتيم...شعرى كه دوست داشت...
من نميتونم فراموشش كنم چون نميتونم ببخشم!
هيچكدوم از اون گريه هارو نميتونم ببخشم...!
#محیا_زند
@aevien 🌱
گفتم: ببين فراموشى چندتا پايه نياز داره كه يكى از اونا بخشيدنه!
من ميتونم كى و چطور رفتن و تموم نبودناش رو تو روزايى كه مثل شب سياه بود رو ببخشم، اما گريه هاىِ خودم رو نه!
گريه هايى كه از مرگ دردناك تر بودن!
ميپرسى مثلا؟!
مثلا اوليش دقيقا سى و پنج روز بعد از رفتنش بود... سى پنج روزى كه حتى يكبار هم گريه نكردم!
دكتر بهم گفته بود بخاطر تداخل چندتا شوك باهم بى حس شدى و بايد گريه كنى وگرنه ادامه دار شدنش خطرناك ميشه، گفت برو دريا خودتو خالى كن!
با مليكا رفتيم دريا... روىِ شن هاىِ ساحل ولو شدم، موج دريا خيسم ميكرد، يه اهنگ پرخاطره تو هنذفرى هام داد ميكشيد، شروع كردم جيغ كشيدن و حرف زدن...نفس نبود، رو شن ها دولا شده بودم و هق هق ميكردم، مليكا هول كرده بود و تند تند ميزد پشتم تا نفسم بالا بياد؛ گريه ام گرفت اما بدون اشك!
مثلا؟!
مثلا بيست و هفت مردادِ بعد رفتنش بود... قبلا بارها ازش پرسيده بودم عاشق بودى تاحالا پيش از من؟!
هربار گفت نه!
بيست و هفت مردادِ بعد رفتنش پامو كردم تو يه كفش كه بايد توضيح بدى چراىِ رفتنت رو... نميشه كه تو دوروز نبودنم يهو بزنى زير همه چى!
گفت عاشق بوده پيش از من...هنوزم عاشقشه و نميتونه كسى رو قبول كنه!
من ميخوندم حرفاش رو...با هق هق چشمام اشك ميكرد، تپش قلب مريضم بالا ميرفت و نفسام شمرده ميشد!
مهرى تند تند قرصاىِ قلبمو ميريخت تو دهنم و ميخواست نفس بكشم و من فقط ازش ميپرسيدم چرا نگفته بود لعنتى... چرا نگفته بود؟!
مثلا؟!
فهميده بودم پدرش سكته كرده، فهميده بودم حالش خوب نيست!
حالش بد بود... حالم بد شد!
دقيقا از ساعت ده شب تا سه صبح گريه كردم و دعا كردم براىِ حال پدرش!
مامان ميپرسيد تو چرا اخه پريشون شدى جان دل؟!
ميگفتم حالش خوب نيست، داره اذيت ميشه!
ميگفت حال تو هم نيست، حال تورو خيلى وقته ناخوش كرده، بعد براىِ حالِ بدش پريشون ميشى؟!
هيچى نميگفتم بيشتر گريه ميكردم!
مثلا؟!
خدا لعنت نـكنه دوستاىِ مشترك رو... حرفايى كه نبايد، حرفايى كه اصلا روحمم خبر نداشت ازشون رو به گوشش رسونده بودن!
ازم متنفر شد به گناه نكرده... اونبار براىِ دل خودم زار زدم كه طفلكى روىِ خوش كه نديد هيچ به گناه نكرده بايد تاوان هم بده!
مثلا؟!
تا دلت بخواد از اين مثلا ها ريخته تو اين پونصد و خورده اى روز نبودنش!
مثلا شب ها و روز ها...سر كلاس ... زير بارون... لب دريا... خيابونى كه قدم زديم... كافه اى كه رفتيم...شعرى كه دوست داشت...
من نميتونم فراموشش كنم چون نميتونم ببخشم!
هيچكدوم از اون گريه هارو نميتونم ببخشم...!
#محیا_زند
@aevien 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غمگین ترین زن همه ی قصه ها منم
وقتی که آرزوی تمام تنم تویی...
مردی که زخم میزند
و میرود ولی....
هرشب تویی،
دوباره تویی،
بازهم تویی
#اهورا_فروزان
@aevien 🌱
وقتی که آرزوی تمام تنم تویی...
مردی که زخم میزند
و میرود ولی....
هرشب تویی،
دوباره تویی،
بازهم تویی
#اهورا_فروزان
@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Lost On You
L.P.