.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
بآرهآ گفدين بهم... بآرهآ گفدم بهتون... يبآر بگيم همه بخونن:)
الهى همين برآىِ همه...:)))
Forwarded from Mahya Zand
The Colonel
Salar Aghili [MusiceSal.in]
من عآشق چشم تو و خوآبِ نگآهِ تو شدم
چشمآنِ تو شرط من است...
مشروطه خوآه تو شدم...

@aevien 🌱

سآلآر جآنآن عقيلى... قفل ميشويم روش
Mahya Zand
Salar Aghili [MusiceSal.in] – The Colonel
انقدر خوبـــه كه طاقت نياوردم تا شب بزآرم برآتون... بيست و سومين بآريه كه دارم پشت هم گوشش ميدم....
خيلى خوبه عآقآ...💜
@aevien 🌱

مهر؛
در دل پائیز نشسته
دل‌تنگی؛
در دل من....!
#منیژه_عرب_نورآبادی
.: آویـــــــــــــــــن :.
@aevien 🌱 "فرآموشـــى" دويست و هفتاد و چهار روز بعد از فراموشى: خيلى وقت بود كه ديگه شبارو با قرص خواب نميخوابيد و گريه نميكرد... اما يك هفته اى ميشد كه حالِ بد و بغض امونش رو بريده بود، يه لباسِ آبى پوشيد و بدون خط چشم راهى همون كافه پاتوقش با پيمان شد،…
@aevien 🌱


"فرآموشـــى"
سيصدو شصت و پنج روز بعد از فرآموشى:
زندگيش آروم و بى حاشيه شده بود، تو كارش حسابى پيشرفت كرده بود و از همه چى راضى بود، اما هنوز اسم پيمان رو سردر مغازه ها كه ميديد دلش ميلرزيد و گاهى يواشكى دور از چشم خودش زير پتو با همون آهنگ هاىِ ممنوعه از دلتنگى گريه ميكرد!
#محیا_زند
راستش خودمم نميدونم اين روزها تا كى قراره كش بيان... ولى ميدونم ردِ آدمارو از زندگى ميشه كمرنگ كرد ولى اينكه مطلقا پاكشون كنيم غير ممكنه!
و فرآموشـــى يه صفت نسبى و چند درصديه كه هيچوقت مطلق نميشه و به صد نميرسه!
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien

به سلام احوال پرسی های ساده ی من قانع باش،
سوالای سخت نپرس.
شاید چون من آدم فرارم ؛ فرار به یه جای دورِ دور.
یه فراری ک دست هیچکسِ هیچکس بهم نرسه.
همون آدمی که تا لحظه ی آخر از تصمیم گرفتن دوری میکنه.
آدمی که اگه کسی و از دست بده بجای گریه کردن میره یه سفر طولانی و هیچ وقت خدا دیگه سراغ لباسا و عطرش نمیره.
همونی که دستاشو محکم فشار میده روی گوشاش تا نشنوه، تا حقیقت تلخی که صداش میاد و نشنوه.
همونیکه اینقدر میدوئه تا به بن بست برسه.
باورت میشه؟
فکر کن سونامی بیاد و کل شهر اسیر یه موج اقیانوس بشن
تو بدون اینکه فکری برای نجات داشته باشی فقط بدوئی،فقط و فقط به سمت جلو و وقتی گوشیت زنگ میخوره وسط دویدن و نفس نفس زدن به کسی که اونور دنیای آفتابیه سلام کنی و بگی از امروزش چه خبر؟
من آفریده شدم واسه بیخیالی  به فاجعه ، بذار هر اتفاقی که میخواد بیافته، بیافته...
من دارم میدوئم.من دارم فرار میکنم.این تنها کاریه که از دستم برمیاد.
دارم از تصمیم داشتنت فرار میکنم...
 اینکه از دستت بدم...
از اینکه حقیقت تلخی که فریاد میزنی و نشونم....
از سونامیِ عشقت که رسیده به شهر زندگیم و همه چی و ویرون کرده...
باید منتظر بمونی،
من فقط وقتی که از فرار خسته شم میتونم تصمیم بگیرم.
صبر کن،
هر وقت خدا که نفسم برید بیا
و اونوقت ازم بپرس:

_توچی؟ توام دوستم داری؟

#فاطمه_زهرا_عباسی
@aevien
Forwarded from Mahya Zand
Six Feet Under
Billie Eilish
Help
I lost myself again
But I remember you :)
@aevien🌱
كـُلـى خوبه
كه دل بى تو به جآن آمد
وقت است كه بآز آيى...
@aevien 🌱

شب به تنهایی خودش، مأمور بر آزارِ ماست...
وای از آن ساعت که با "غَم" هم تبانی می‌کند
#حسین_فروتن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@aevien 🌱

تمام رآه رآ ميدوم
چندبارى از شدت عجله نزديك است بخورم زمين، ولى از سرعتم كم نميكنم
بآيد پيدآت كنم
ميرسم
بينِ تمآمِ جمعيت چشم ميچرخآنم
بآيد پيدات كنم
دلتنگى امان رآ بريده...
چشم ميچرخآنم... موهاىِ فر... عينك گرد..كجآست؟ كجآست؟ كجآست؟
ميبينمت از دور... مثلِ همآن روزِ اول ايستادى يك گوشه، سرت پآيين است و با نوكِ پاىِ رآستت منتظر به زمين ضربه ميزنى...جلوت وايميسم
سرت رآ مى آورى بآلآ
چشمهآيت ميخندد و جآن رآ هم تا مرز لب بالآ مى آورد
نميخندم، چشم هآيِ حالت دارم پيچيدگى چشمهآىِ سآده ات را ندارند
سآده دلتنگى ام را لو ميدهند
همآنجآ ميشينيم
زانوهآم تكيه گآهِ سرت ميشود
دست هآم شونه موهآت
و اشك هآىِ دلتنگم غبآرشوىِ شيشه رو چشم هآت
ميبوسمت
دستى تكانم ميدهد، بيدآر ميشوم و رويآ تمآم ميشود...!
و بآز تكرآرِ سكانسِ دلتنگىِ فصلِ نبودنت!
امآ بآيد پيدآت كنم...
بي تو
من دآرد از دست من ميرود!
#محیا_زند

@aevien
Forwarded from Mahya Zand
Armaghane Tariki
Mohammad Esfahani
بآ تو
شوری در جآن
بی تو
جآنی ویرآن
از این زخم پنهان ميميرم
@aevien 🌱
ببین غم تو
رسیده به جآن
و دویده به تن
ببین غم تو رسیده به جآنم
بگو چه کنم ؟!
راه گریزی نبود
عشق آمد و جان مرا
در خود گرفت و خلاص
من در تو
همچون جزیره ای خواهم زیست
#شیرکوه_بیکس

@aevien 🌱
@aevien

بهش میگن مازوخیسم!
اگه بخوام فارسی رو پاس بدارم، به زبون وطنی میشه "خودآزاری"، اکثریت خانوما هم دارنش!
یعنی اصلا بیشتریا دارن! مرد و زنم نداره... ولی اصولا مال خانوما ریشه ای تره!
همیشه که نباید چنگالو برداری بکنی تو چشم و چالت، یا حتما که نباید خودتو رنده کنی تا خود آزاری محسوب شه!
به نظر من، همین که چنگیزُ دوس داری و فکر میکنی چنگیز اون قدری که باید دوستت نداره، مازوخیسم داری!
همین که چنگیز دو دقیقه رفته دستشویی جواب پیامتو نداده، شونصد تا فکر جور واجور میاد تو ذهنت، مازوخیسم داری!
البته این ها دسته اول هستن، و اگر قضیه به همینجا ختم شه که خوبه...
تا اینجاها نورماله! طبیعیه!
ولی یه وقتا هست، با چنگیز قهر میکنی... بعد میری سراغ پیام های قبلی، هی میخونی، هی بغض میکنی! میری سراغ عکسای دو نفریتون! بعد عکسای تکیش! بعد عکسای یهوییش! بعد هر سی ثانیه گوشیو چک میکنی ببینی پیام داده یا نه!
گوشی زنگ میخوره از جات می پری! تیریپ انتظار و این صحبتا...
اینام همش مازوخیسمه!
اینجاهای داستان باید یکم نگران خودتون شید...
ولی یک دسته ی سومی هستن، که امیدوارم جز اونا نباشید!
فرض کنید قهرتون با چنگیز طولانی شده یا اصلا چنگیز یابو برش میداره یهو میزنه زیر کاسه کوزه تونو میره!
در این قسمت بیمار مذکور، بعد از طی مراحل بالا، به لایه های جنون نفوذ میکنه و بعد از اینکه به دفعات توی گریه های خودش غرق شد، کلا حواس پنجگانه ش منحل میشه، همه رو شکل چنگیز میبینه، دورو برش حتی اگه خوشبو کننده ی هوا-به به- هم بزنند، میگه این عطر چنگیزه، در این حالت اگر بیمارو به کانال فاضلاب هم منتقل کنید، فکر میکنه در اون مکان مدتی رو با چنگیز گذرونده و اینا....
اینام مازوخیسم حاده که با بستری و قرص درمان میشه!
و اما دسته ی چهارم که خیلی خطرناکن...
این افراد سعی میکنند با موارد، منطقی برخورد کنن! ولی خب بعضی چیزا منطق سرش نمیشه!
اینا هستن که اگه حال چنگیزو ازشون بپرسی، خودشونو میزنن به بی خیالی، که مثلا اصلا مهم نیست و چیزی که زیاده چنگیزو، این چنگیز نشد یه چنگیز دیگه و اینا...
اینا دروغ میگن! (دروغگو دشمن خداس)
یه جوری بزنید تو دهنشون عین تف بچسبن به فرش!
اینا همونان که دارن خودشونو از دلتنگی میجو ان!
اینا خاطره ها رو به صورت سه بعدی مرور میکنن ولی چون نمیخوان به روشون بیارن کاری از دست دوا درمونم ساخته نیست
پیشنهاد من واسه این افراد، اینه که دستاشونو با آب و صابون بشورن، و قبل از خشک کردن با حوله، انگشتاشونو بکنن تو پیریز!
انشاالله که شفا پیدا کنن!
#اهورا_فروزان

@aevien 🌱