.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
شب اول محرم
<unknown>
سلام بر پرچم و علم
سلام بر شعر محتشم
سلام بر محرم

@aevien
و شروعِ ده روز عآشقـــى...
بِه رَسمِ عِشق وَ اَدَب
تا دَه شَب
رو بِه قِبلِه:


اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ
وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ
وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ
وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

@aevien 🖤
نبودن بعضی آدم ها مثل بریدن دست با کاغذه
کسی نمیفهمه
کسی نمیبینه
روزمرگی هات رو بهم نمیریزه
اما
خودت میفهمی
خودت میسوزی
خودت درد میکشی
خودت میمیری!
#محیا_زند

@aevien
@aevien 🌱

جمعه یک روز است، مثل روزهای دیگرهفته
واین طفلی هیچ گناهی ندارد
که دلگیر صدایش میزنیم
فقط آنقدرجمعه هابیکاریم
که یک دل سیر به یک نفرفکرمیکنیم
همین هم دلتنگمان میکند
آنوقت همه چیز رامی اندازیم گردن جمعه
تاکسی نفهمد،ما هنوزهم به یک نفری که مدت ها نیست
فکرمیکنیم...
#حامد_رجب_پور
دور اتاق کلافه میچرخید و به خودش میپیچید.
مثل یه بیمار سرطانی که تومور مغزش به ولوله افتاده. گفت: پس چرا تموم نمیشه این درد لعنتی؟ پس چرا نمیتونم فراموشش کنم؟
گفتم: فراموش که نه اما میتونی کمرنگش کنی... یکم زمان باید بگذره فقط!
نشست رو تخت و گفت: توروخدا تو دیگه مثل بقیه از این جمله های زمان میگذره و صبر داشته باش و فلان تحویلم نده!
کنارش نشستم. گفتم: وقتی میگم میگذره نمیخوام نصیحتت کنم یا بهت امید واهی بدم، میگم چون تجربه کردم.
وقتی رفت اول پاییز بود. ساعتِ پنجِ یکشنبه!
اوایل بعد رفتنش هر روز ساعت پنج که میشد مثل دیوونه ها شروع میکردم به خودم پیچیدن.
یه مدت بعد شد یکشنبه هر هفته، یکشنبه ها برام حکم پنجشنبه هایی رو پیدا کرده بود که انگار تازه یه عزیز از دست دادم. گریه میکردم و به روحم خرما تعارف میکردم!
و بعد شد اول هر ماه، اشک و گریه و به خودم پیچیدن. چه ماهی هم فرق نداشت.
و حالا شده اول پاییز هرسال. اول پاییز که میشه تومورِ تو مغزم به ولوله میافته،خاطره هارو از صندوقچه مغزم میکشه بیرون و میشینیه مرورش میکنه.
گفت: خب چقدر دیگه باید بگذره که این سالی یبار هم پاک بشه؟
از جام پاشدم و گفتم: نمیدونم! فکر کنم هیچوقت! یه چیزی که شکست دیگه شکست. حالا هی تو بند بزنش.
دلی که واسه یکی رفت دیگه رفت. بلیطش یکطرفه اس...برگشت نداره!
به خودم که اومدم دیدم دارم دور اتاق میچرخمو باهاش حرف میزنم. فردا چندم بود؟ ازش پرسیدم:
راستی فردا چندمه؟
پاشد، پا به پام دور اتاق کلافه چرخید و گفت:
اول پاییز!
#محیا_زند

@aevien 🍁
شروع شُد...
خدآ خودش پآييز رو به "خيرِ عشق" كنه!
Forwarded from Mahya Zand
In Che Halist
Sina Sarlak
نگذار عاشق تو این همه آشوب شود...
سمت تو آمده ام حال دلم خوب شود...
@aevien 🌱
مثلِ هميشه عه سينا سرلك عالــى
Mahya Zand
Sina Sarlak – In Che Halist
@aevien 🌱

چشم های تو به اندوه من عادت دارد
شعر در قامت توصیف تو لکنت دارد
#روزبه_بمانى
@aevien 🌱

قصه ی عشقِ غم انگیز، نمی فهمیدیم!
وسعت حادثه را نیز نمی فهمیدیم

زرد بودیم همه عمر ، ولی تا گفتند:
علّت زردی پاییز؟ نمی فهمیدیم!
#امید_صباغ_نو
کدام مسکن آرام کند
زنی را که
تمام دیشب
خوابِ بودنت را دیده؟
#محیا_زند
@aevien
Forwarded from Mahya Zand
مؤسسه فرهنگی یازهرا
09193537455
ولى حتی اگر اهلش نیستین این یکی رو از دست ندین!
رقيه خآتون...🖤

@aevien
@aevien

دم دماىِ ظهر بآ گلودرد از خوآب بيدآر شد
چشم هاىِ ورم كردشو شست
اون لباسى كه ازش متنفر بود رو پوشيد
بدون اينكه چيزى بخوره از خونه زد بيرون
بى هدف تموم خيابون هايى كه نبايد رو قدم زد
تموم آهنگايى كه نبايد رو گوش كرد
عصر با سرگيجه ناشى از گرسنگى رفت كافه
به برنامه رژيمش فحش داد و پركالرى ترين چيزى كه تو منو بود رو سفارش داد
باز قدم زد، قدم زد، قدم زد
دلش حرف زدن با كسى رو ميخواست ولى با اينحال هروقت گوشيش زنگ ميخورد رد تماس ميكرد
برگشت خونه
آلپرازولام ؟فلوكستين؟ نوآفن؟ كدومش؟!
از هركدوم يكى گذاشت تو دهنش و بدون آب قورت داد، ميخواست تلخيشون دهنشو پر كنه!
نه مسواك زد، نه صورتشو شست و نه موهاشو شونه كرد!
پنجره رو تا آخر باز كرد و گذاشت هواى خنك اول پاييز اتاقو پر كنه
دراز كشيد تو جآش و بلآخره بعد از يروز سكوت مغزش سر قلبش داد كشيد:
+ پس چه مرگته كه كل امروز رو با لجبازى كوفتمون كردى؟!
_ دلم براش تنگ شده!
+...!
_...(:
#محیا_زند


@aevien 🍂
@aevien 🍂

خُـــب
زين پس پآييزه
و بساط صدآىِ جذآبِ خش خش برگا، بآرونآىِ ملس، نسيم عآىِ خفن، دنياىِ زرد_نارنجى_قرمز و از همه مهمتر.... بساط دلتنـــگى به رآهه!
و دلتنگىِ پاييز واقعا ربطى به "فقط" عاشق بودن ندآره!
دلتنگى كه فقط براىِ شخصى به اسم معشوقه نيست... زمان، مكان، دوست، خانواده، وسايل و... هم ميتونه بآشه!
و باور كنيد پآييز اسطوره دلتنگ كردن آدماست... يعنى هواش يجوريه كه انگار قاطيش پرِ اتم هاىِ دلتنگيه كه وقتى نفس ميكشى هواىِ پاييز رو وارد شش هات ميشه و از راه خون به قلبت ميرسه و دلتنگت ميكنه!
خلاصه كه فصلِ دلتنگى با تموم زيبايى و جذابيتش شروع شد
و يه ســوال...
شمآ وقتى دلتنگ ميشيد چكآر ميكنيد؟ چكار و چه چيزى آرومتون ميكنه؟
راه چاره هاىِ دلتنگيتون رو با #وقتی_دلم_تنگ_ميشه برام بفرستيد تا هر شب يكيش رو توىِ آوين بزارم تا باهم بخونيم و يه كوچولو روىِ دلتنگى رو كم كنيم 💜🍂
#وقتی_دلم_تنگ_میشه ...
‎چند دقیقه گریه میکنم
‎و
‎میرم سراغ نقاشی💜🎨
Mahya Zand
Alireza Arianfar – Sigar Haye Nakeshide
@aevien 🍂

از نگآهت برآيم بگو
چشمآنت چرآ انقدر مرآ ميگيرد؟!
چه خندآن بآشد
چه گريآن
فرقى ندآرد
چشمآنت، چشمآن توست...!
#مجنون
@aevien

#وقتی_دلم_تنگ_ميشه به خونواده ىِ گلدونىِ گوشه ىِ اتاقم سر ميزنم
ديدنِ زيبايي هاشون حالم و خوب مى كنه🍀🌸 ، اگه بهتر نشم فقط مي نويسم هرچى بشه از هرجا📝