Forwarded from Mahya Zand
Paradis perdus
Christine and the Queens
@aevien
بايد تمام خاطره ها را درو کنم
از پا دَرَم نياوَرَد اين التهاب و تب
ازپا دَرَم نياورد اين عادت ِ کبود:
سردرد ِ ساعت ِ سه وکابوس ِ نيمه شب!!
#ليلا_کاظمي_فراهاني
@aevien 🌱
بايد تمام خاطره ها را درو کنم
از پا دَرَم نياوَرَد اين التهاب و تب
ازپا دَرَم نياورد اين عادت ِ کبود:
سردرد ِ ساعت ِ سه وکابوس ِ نيمه شب!!
#ليلا_کاظمي_فراهاني
@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Growing Wings[cinema_voice]
Lara Fabian [cinema_voice]
Have you ever kissed a lover
Knowing that his heart was broken
And damaged but you held him anyway
@aevien
محشرِ جذاب💜
Knowing that his heart was broken
And damaged but you held him anyway
@aevien
محشرِ جذاب💜
@aevien
گاهی وقتها
دلت میخواهد با یکی مهربان باشی
دوستش بداری
وَ برایش چای بریزی
گاهی وقتها
دلت میخواهد یکی را صدا کنی
بگویی سلام،
میآیی قدم بزنیم؟
گاهی وقتها
دلت میخواهد یکی را ببینی
بروی خانه بنشینی، فکر کنی
وَ برایش بنویسی
گاهی وقتها...
آدم چه چیزهایِ سادهای را ندارد!
#افشین_صالحی
@aevien 🌱
گاهی وقتها
دلت میخواهد با یکی مهربان باشی
دوستش بداری
وَ برایش چای بریزی
گاهی وقتها
دلت میخواهد یکی را صدا کنی
بگویی سلام،
میآیی قدم بزنیم؟
گاهی وقتها
دلت میخواهد یکی را ببینی
بروی خانه بنشینی، فکر کنی
وَ برایش بنویسی
گاهی وقتها...
آدم چه چیزهایِ سادهای را ندارد!
#افشین_صالحی
@aevien 🌱
بعد از مدت ها از ديدن يه فيلم با همچين ژانر درامى واقعا لذت بردم و خب مسلما كه پيشنهاد ميشه 💜
Everything Everything 2017
@aevien 🎬
Everything Everything 2017
@aevien 🎬
Forwarded from Mahya Zand
Lovestory
@maQze_kasif
و بعد در كمد رو باز كنى و يهو بوش كل دماغتو پركنه...
@aevien 🌱
@aevien 🌱
@aevien
صبر كن...چندين سال بعد هركدام جداگانه روىِ صندلى هاىِ چوبى كنار پنجره خانه مان نشستيم!
تو شربت بيدمشكت را ميخورى و با عينكى كه شماره اش بالاتر رفته ولى همچنان گرد است مولانا ميخوانى!
من مثل هميشه ليوان بزرگ چايى دارچينم را توى دستم گرفتم و همچنان جلو عينك زدن مقاومت كرده ام و با چشم هاىِ ريز شده مثل جوانى هايم با شعر هاىِ فروغ بغض ميكنم!
كمى آنطرف تر نوه هايمان رو به روى هم نشستند و باهم صحبت ميكنند:
_ بابا ميگه اون قدیما آشپزخونه بوده و زن ها مجبور بودن شام و ناهار درست کنن...باورت میشه؟
+چه جالب...مامان من هم میگفت اونموقع ها مجبور بودن برای سفر بین شهری با ماشین رو زمین برن و بیان...فکر کن چقدر مسخره بوده!
_اوه اینکه چیزی نیست...مامانم میگفت اون قدیما یه چیزی بوده به اسم عشق و دوست داشتن!
+ منم شنیدم...اما معلممون به بیماری تو قصه و افسانه بوده! که علائم خیلی وحشتناکی هم داشته! گریه...درموندگی...دیوونگی...بی اعتمادی...سردرگمی!
_نه نه مامان میگفت واقعی بوده...اما انقدر پدر مردمو درآورده بوده که مردم کم کم ریشه کنش کردن!میگفت انقدر این بیماری جون از همه گرفته بود که با خیانت و تنها گذاشتن مداواش کردن!
+چه خوب که الان نیست!
بعد احتمالا همان نوه ام که چشمهایش به خودم برده و همان نوه ات كه موهايش به خودت برده ازمون میپرسه:
_زمان شماهم بوده این مریضیه؟ شماهم مریض شده بودین؟
و باز به احتمال زیاد به تویی فکر میکنم که چطور درد بى درمان رفتنت آنقدر از نفس انداختم تا درمان شدم و بعد به بهانه شعر فروغ ميزنم زير گريه!
و تو... مثلِ هميشه ات عينكت را برميدارى، چشمهايت را ميمالى و موهاى كم پشت شده ات را بين انگشت هايت ميگيرى و بهت قول ميدهم كه پشيمانى از درمان كردنم!
#محیا_زند
@aevien 🌱
صبر كن...چندين سال بعد هركدام جداگانه روىِ صندلى هاىِ چوبى كنار پنجره خانه مان نشستيم!
تو شربت بيدمشكت را ميخورى و با عينكى كه شماره اش بالاتر رفته ولى همچنان گرد است مولانا ميخوانى!
من مثل هميشه ليوان بزرگ چايى دارچينم را توى دستم گرفتم و همچنان جلو عينك زدن مقاومت كرده ام و با چشم هاىِ ريز شده مثل جوانى هايم با شعر هاىِ فروغ بغض ميكنم!
كمى آنطرف تر نوه هايمان رو به روى هم نشستند و باهم صحبت ميكنند:
_ بابا ميگه اون قدیما آشپزخونه بوده و زن ها مجبور بودن شام و ناهار درست کنن...باورت میشه؟
+چه جالب...مامان من هم میگفت اونموقع ها مجبور بودن برای سفر بین شهری با ماشین رو زمین برن و بیان...فکر کن چقدر مسخره بوده!
_اوه اینکه چیزی نیست...مامانم میگفت اون قدیما یه چیزی بوده به اسم عشق و دوست داشتن!
+ منم شنیدم...اما معلممون به بیماری تو قصه و افسانه بوده! که علائم خیلی وحشتناکی هم داشته! گریه...درموندگی...دیوونگی...بی اعتمادی...سردرگمی!
_نه نه مامان میگفت واقعی بوده...اما انقدر پدر مردمو درآورده بوده که مردم کم کم ریشه کنش کردن!میگفت انقدر این بیماری جون از همه گرفته بود که با خیانت و تنها گذاشتن مداواش کردن!
+چه خوب که الان نیست!
بعد احتمالا همان نوه ام که چشمهایش به خودم برده و همان نوه ات كه موهايش به خودت برده ازمون میپرسه:
_زمان شماهم بوده این مریضیه؟ شماهم مریض شده بودین؟
و باز به احتمال زیاد به تویی فکر میکنم که چطور درد بى درمان رفتنت آنقدر از نفس انداختم تا درمان شدم و بعد به بهانه شعر فروغ ميزنم زير گريه!
و تو... مثلِ هميشه ات عينكت را برميدارى، چشمهايت را ميمالى و موهاى كم پشت شده ات را بين انگشت هايت ميگيرى و بهت قول ميدهم كه پشيمانى از درمان كردنم!
#محیا_زند
@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Adaw
Gz Band Ft Talkdown