Forwarded from .: آویـــــــــــــــــن :.
@aevien
ما از همون رابطه های عجیب غريبى بودیم که هیچکس دقیقا نفهمید سروتهش کجاست!
اصلا خودمون هم نفهمیدیم، دیگه چه برسه به دیگران!
مثلا اگر از من بپرسن کی دوست داشتنت شروع شد یه تاریخ دقیق رو واقعا نمیتونم بگم!
یا اگر ازت بپرسن از کی تصمیم گرفتی بری نمیتونی بگی دقیقا از فلان تاریخ، احتمالا سرتو به چپ و راست تکون میدی...ابرو بالا ميندازى و الكى سرتو بندِ گوشيت ميكنى...يا کلافه با لنزِ دوربينت وَر ميرى!
ما دقيقا از همون نوع رابطه های خطرناکی بودیم که فکر میکردیم برای هم کبریت سوخته و بیخطریم!
كه فكر ميكرديم همه چى تا آخرش همين قدر آرومه!
از همون رابطه های عجیبی که وارثش شد چندتایی عکس، آهنگ، شعر و چندتایی اسم از بچه هايي که هیچوقت به دنیا نیومدن و یه بسته ىِ نصف و نيمه ژلوفن!
همون ژلوفنی که اونروز غروب باهم خریدیم؛ يادته؟!
خودت مجبورم کردی بخرمش، حالم خوب نبود، چراشم دقیق نمیدونستم فقط زودتر میخواستم برم خونه و به حال گنگِ جدیدم فکر کنم!
نزاشتی...بی هوا کشوندیم اولین داروخونه سر راهمون.
ژلوفن رو چجوری خریدیم یادم نیست، فقط یادمه یه ژلوفن رو بی آب عجله ای خوردم، میخواستم تلخی ژلوفن یکم از اون حال گنگ کم کنه، کم نشد، بیشتر شد وقتی نگران بهم تشر زدی که وایسا آب بگیرم.
سرم درد میکرد، دلم هم، اصلا تموم تنم...ترس زده بود به مغزِ استخون!
تنم از ترس درد میکرد!
ترسیده بودیم از هم!
از عشق.
تازه فهميده بوديم چقدر برای هم خطرناکیم، بعد از یه خداحافظیِ هول هولکی گیج و گنگ از هم جدا شدیم،فقط میخواستیم اون جاذبه عجیب وصل شده قطع بشه.
میخواستم زودتر برم خونه، تو تاریکی مچاله شم كنار كمد و فكر كنم به تو و بسته ى ژلوفنِ توىِ دستم!
فکر کردم...زياد!
میدونم که توام فکر کردی!
به مانتوىِ عجيب غريبم شايد
به قابِ بنفشِ گوشيم
به چشم هایی که از بی قراریشون برات گفته بودم!
فکر كردیم و تهش فهمیدیم كه "بى خطر" فقط يه صفت نسبيه!
همون كبريتایِ سوخته ؛بدجورى آتيش دوست داشتن انداخته بودن به جونمون.
آتيشى كه تو از گرمیش هول کردی و به هر آبی زدی برای خاموش کردنش و آخر تن سپردی به آب رفتن!
من اما برعکس تو، مثل همیشه که هول میکنم خشکم زد سرجام.
همون جایی که تو پر شتاب از پیچ پیچیدی و برای همیشه محو شدی و من هنوز وسط جاده خشکم زده!
#محیا_زند
@aevien
ما از همون رابطه های عجیب غريبى بودیم که هیچکس دقیقا نفهمید سروتهش کجاست!
اصلا خودمون هم نفهمیدیم، دیگه چه برسه به دیگران!
مثلا اگر از من بپرسن کی دوست داشتنت شروع شد یه تاریخ دقیق رو واقعا نمیتونم بگم!
یا اگر ازت بپرسن از کی تصمیم گرفتی بری نمیتونی بگی دقیقا از فلان تاریخ، احتمالا سرتو به چپ و راست تکون میدی...ابرو بالا ميندازى و الكى سرتو بندِ گوشيت ميكنى...يا کلافه با لنزِ دوربينت وَر ميرى!
ما دقيقا از همون نوع رابطه های خطرناکی بودیم که فکر میکردیم برای هم کبریت سوخته و بیخطریم!
كه فكر ميكرديم همه چى تا آخرش همين قدر آرومه!
از همون رابطه های عجیبی که وارثش شد چندتایی عکس، آهنگ، شعر و چندتایی اسم از بچه هايي که هیچوقت به دنیا نیومدن و یه بسته ىِ نصف و نيمه ژلوفن!
همون ژلوفنی که اونروز غروب باهم خریدیم؛ يادته؟!
خودت مجبورم کردی بخرمش، حالم خوب نبود، چراشم دقیق نمیدونستم فقط زودتر میخواستم برم خونه و به حال گنگِ جدیدم فکر کنم!
نزاشتی...بی هوا کشوندیم اولین داروخونه سر راهمون.
ژلوفن رو چجوری خریدیم یادم نیست، فقط یادمه یه ژلوفن رو بی آب عجله ای خوردم، میخواستم تلخی ژلوفن یکم از اون حال گنگ کم کنه، کم نشد، بیشتر شد وقتی نگران بهم تشر زدی که وایسا آب بگیرم.
سرم درد میکرد، دلم هم، اصلا تموم تنم...ترس زده بود به مغزِ استخون!
تنم از ترس درد میکرد!
ترسیده بودیم از هم!
از عشق.
تازه فهميده بوديم چقدر برای هم خطرناکیم، بعد از یه خداحافظیِ هول هولکی گیج و گنگ از هم جدا شدیم،فقط میخواستیم اون جاذبه عجیب وصل شده قطع بشه.
میخواستم زودتر برم خونه، تو تاریکی مچاله شم كنار كمد و فكر كنم به تو و بسته ى ژلوفنِ توىِ دستم!
فکر کردم...زياد!
میدونم که توام فکر کردی!
به مانتوىِ عجيب غريبم شايد
به قابِ بنفشِ گوشيم
به چشم هایی که از بی قراریشون برات گفته بودم!
فکر كردیم و تهش فهمیدیم كه "بى خطر" فقط يه صفت نسبيه!
همون كبريتایِ سوخته ؛بدجورى آتيش دوست داشتن انداخته بودن به جونمون.
آتيشى كه تو از گرمیش هول کردی و به هر آبی زدی برای خاموش کردنش و آخر تن سپردی به آب رفتن!
من اما برعکس تو، مثل همیشه که هول میکنم خشکم زد سرجام.
همون جایی که تو پر شتاب از پیچ پیچیدی و برای همیشه محو شدی و من هنوز وسط جاده خشکم زده!
#محیا_زند
@aevien
Forwarded from Mahya Zand
Tanha Omide Zendegi
Sina Sarlak
@aevien
تا آخر عمر
درگير من خواهي بود
و تظاهر مي کني که نيستي
مقايسه تو را
از پا در خواهد آورد
من
مي دانم به کجاي قلبت
شليک کرده ام
تو
ديگر
خوب نخواهي شد!
#زنده_ياد_افشين_يداللهی 💜
@aevien
تا آخر عمر
درگير من خواهي بود
و تظاهر مي کني که نيستي
مقايسه تو را
از پا در خواهد آورد
من
مي دانم به کجاي قلبت
شليک کرده ام
تو
ديگر
خوب نخواهي شد!
#زنده_ياد_افشين_يداللهی 💜
@aevien
Forwarded from Mahya Zand
Banooye Shirin Akhm
Alireza Javid
وقتى دلت گير كسى باشد
نميخوابى
زل ميزنى شب را از اين پهلو به آن پهلو...
@aevien 🌱
آرومِ گوش و قلب نوآز...
نميخوابى
زل ميزنى شب را از اين پهلو به آن پهلو...
@aevien 🌱
آرومِ گوش و قلب نوآز...
Forwarded from .: آویـــــــــــــــــن :.
میخوام انقدر خوشبخت بشیم که تو هفتاد سالگی...
تو رویِ تختِ چوبیِ کنار حوض بشینی، شاملو بخونی و پیپ بکشی.
من با پیرهن چین دار بلندِ گلگلی و دوتا فنجون چای دارچين بیام کنارت بشینم.
تو شاملو بخونی و من با قیچی و شونه کوچیکم موهایِ یکدست سفیدت رو مرتب کنم و شنلِ رویِ دوشم رو بپیچم دورت تا سردت نشه.
تو شاملو نخونی و از وضعِ کارِ پسرمون تعریف کنی و من ها کنم رو شیشه های گردِ عینکت و با گوشه پیرهنم تمیزش کنم.
تو شاملو نخونی و چای دارچینت رو با نبات مزه مزه کنی و من خبر بارداری دختر کوچیکمون رو بهت بدم.
میخوام انقدر خوشبخت بشیم که تا هفتاد سالگی پا به پایِ هم موسفید کنیم و آرامش نفس بکشیم. از همون خوشبخت هایِ واقعی که برای سردرد همدیگه هم دلهره میگیرن، حرفی از رفتن و نبودن نمیزنن. دعوا و درد هم دارن اما نمک زندگیشونه.
که تو شاملو بخونی و من چایی دارچین برات دم کنم.
دلبر جان
تو بمان...
خوشبخت شدنت با من.
#محیا_زند
@aevien 🍁 🍂
تو رویِ تختِ چوبیِ کنار حوض بشینی، شاملو بخونی و پیپ بکشی.
من با پیرهن چین دار بلندِ گلگلی و دوتا فنجون چای دارچين بیام کنارت بشینم.
تو شاملو بخونی و من با قیچی و شونه کوچیکم موهایِ یکدست سفیدت رو مرتب کنم و شنلِ رویِ دوشم رو بپیچم دورت تا سردت نشه.
تو شاملو نخونی و از وضعِ کارِ پسرمون تعریف کنی و من ها کنم رو شیشه های گردِ عینکت و با گوشه پیرهنم تمیزش کنم.
تو شاملو نخونی و چای دارچینت رو با نبات مزه مزه کنی و من خبر بارداری دختر کوچیکمون رو بهت بدم.
میخوام انقدر خوشبخت بشیم که تا هفتاد سالگی پا به پایِ هم موسفید کنیم و آرامش نفس بکشیم. از همون خوشبخت هایِ واقعی که برای سردرد همدیگه هم دلهره میگیرن، حرفی از رفتن و نبودن نمیزنن. دعوا و درد هم دارن اما نمک زندگیشونه.
که تو شاملو بخونی و من چایی دارچین برات دم کنم.
دلبر جان
تو بمان...
خوشبخت شدنت با من.
#محیا_زند
@aevien 🍁 🍂
@aevien 🌱
تو مرا زجر می دهی عشقم
مــازوخيسمی كه دوستش دارم
من به اِشغال تو درآمده ام
صهيونيسمی كه دوستش دارم!
#یاسر_قنبرلو
تو مرا زجر می دهی عشقم
مــازوخيسمی كه دوستش دارم
من به اِشغال تو درآمده ام
صهيونيسمی كه دوستش دارم!
#یاسر_قنبرلو
Forwarded from Mahya Zand
Paradis perdus
Christine and the Queens
@aevien
بايد تمام خاطره ها را درو کنم
از پا دَرَم نياوَرَد اين التهاب و تب
ازپا دَرَم نياورد اين عادت ِ کبود:
سردرد ِ ساعت ِ سه وکابوس ِ نيمه شب!!
#ليلا_کاظمي_فراهاني
@aevien 🌱
بايد تمام خاطره ها را درو کنم
از پا دَرَم نياوَرَد اين التهاب و تب
ازپا دَرَم نياورد اين عادت ِ کبود:
سردرد ِ ساعت ِ سه وکابوس ِ نيمه شب!!
#ليلا_کاظمي_فراهاني
@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Growing Wings[cinema_voice]
Lara Fabian [cinema_voice]
Have you ever kissed a lover
Knowing that his heart was broken
And damaged but you held him anyway
@aevien
محشرِ جذاب💜
Knowing that his heart was broken
And damaged but you held him anyway
@aevien
محشرِ جذاب💜
@aevien
گاهی وقتها
دلت میخواهد با یکی مهربان باشی
دوستش بداری
وَ برایش چای بریزی
گاهی وقتها
دلت میخواهد یکی را صدا کنی
بگویی سلام،
میآیی قدم بزنیم؟
گاهی وقتها
دلت میخواهد یکی را ببینی
بروی خانه بنشینی، فکر کنی
وَ برایش بنویسی
گاهی وقتها...
آدم چه چیزهایِ سادهای را ندارد!
#افشین_صالحی
@aevien 🌱
گاهی وقتها
دلت میخواهد با یکی مهربان باشی
دوستش بداری
وَ برایش چای بریزی
گاهی وقتها
دلت میخواهد یکی را صدا کنی
بگویی سلام،
میآیی قدم بزنیم؟
گاهی وقتها
دلت میخواهد یکی را ببینی
بروی خانه بنشینی، فکر کنی
وَ برایش بنویسی
گاهی وقتها...
آدم چه چیزهایِ سادهای را ندارد!
#افشین_صالحی
@aevien 🌱