.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
@aevien 🌱


اولين بار كه فكر كردم دنيآ به آخر رسيده تو شيش سالگى بود، تآرآ يه عروسك موبلوند صورتى گرفته بود كه حسابى دلمو برده بود. وقتى رفتيم مغازه براى خريدش گفت تموم كرده و هيچوقت ديگه مثلش رو نمياره. تا يه هفته تو مهد با حسرت به عروسك تارا نگاه ميكردم و فكر ميكردم دنيا ديگه هيچوقت قشنگ نميشه اما بعد با خريدن يه عروسك بزرگتر و خوشگلتر عروسك تارا رو براى هميشه فراموش كردم!

يا مثلا تو يازده سالگى بود كه حسابى براىِ رفتن به يه سفر خارجى خودمو آماده كرده بودم، از يك ماه قبلش شروع كردم به آماده كردن ساكم و برنامه ريزى براش اما پاسپورتم با مشكل مواجه شد و مامان و بابا بدون من رفتن، تموم مدت مسافرتشون رو با گريه فكر ميكردم بدتر از اين هم مگه ميشه؟ اما تا چند ماه بعد با ساك سوغاتى ها و مسافرتاىِ ديگه تونستم بيخيالش بشم اما حسرتش خب هميشه برام موند!

دفعه بعدى كه خيلى جدى فكر ميكردم دنيا برام به آخر رسيده حدودآىِ شونزده سالگى بود به گمونم! ماه هآ براىِ يه نمايش تئاتر با گروهمون با زحمت زياد تمرين كرده بوديم به اميد برنده شدن تو مسابقات كشورى، از نظر خودمون كارمون حرف نداشت ، تا مرحله استانى هم خوب پيش رفتيم ولى تو مسابقات كشورى كم اورديم!

و خُب بعدش تو هجده سالگى بود كه مثل خيلى ها با يه سر پر از رويا و يه دل اميدوار نشستم سر جلسه كنكور، آماده پرواز به سمت روياهام. نتيجه ها كه اعلام شد پر پروازم شكست، چند هفته تمام با گريه فكر ميكردم بدون پر براى رسيدن به روياهام چجوري ميشه زندگى كرد؟!
ولى خب با پذيرش تو يه رشته ديگه و گذر زمان ديدم كه ميشه زنده موند و باز پَر درآورد براى رويا!

فكر ميكردم، فكر ميكنى!
اما باور كن كنكور بزرگترين و زجرآورترين شكست زندگيت نيست!
تو دره هاى بزرگترى براىِ سقوط دارى كه از حالا بايد ياد بگيرى چجورى باهاشون مواجه بشى!
پَر پروازتو كنكور شكست؟!
فدآىِ سرت!
دوبار پر در ميارى... بهت قول ميدم!
اما جآنم ياد بگير دردِ سقوطت رو قورت بدى
لبخند بزنى
از جات پاشى
و بآز براىِ حآلِ خوبت بجنگى!
بايد ياد بگيرى جنگيدن رو...ميفهمى چى ميگم؟
#محیا_زند


@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Yadet Nare
Ali Yasini - Bia4music.Org
یادت نره
آیندمو زندگیمو دادی به کی؟
خاطره ساختی
که بزاری و بری خاطره شی
نبردی تو باختم منم رسیدیم آخر چى؟

@aevien 🌱
@aevien

ببين يادته يه دفه بهت گفتم اگه يه روز برسه و تو ديگه نباشى مى شينم فقط"چرا رفتى"همايون شجريانو گوش مى دم؟!همون لحظه ضبطو خاموش کردى,گفتى اين آهنگا واسه ما نيست!گفتى رفته ها پشيمونن!گفتى مگه مى تونم بدون تو جايى برم اصن؟!!!
اون روز گذشت و من هى با خودم تکرار کردم,هى به خودم قبولوندم که آهنگاى همايون و داريوش مال ما نيست....گفتم:آخه دختره ى "الاغ"!!!خودش داره مى گه مى خوادت!چه مرگته روضه مى خونى وقت و بى وقت؟!سرومرو گنده حاضره،دلت رنج و عذاب اضافى مى خواد؟!!!!بعد يادته اون 4شنبه رو؟!هوم؟!يادته نه؟!
داشتم واسه سارا کاردستى مهدشو درست مى کردم...دامن بنفش چين دارى که واسم خريده بودى رو پوشيده بودم....بارون ميومد...سارا هى دورم مى چرخيد و آهنگ محمد عليزاده رو که تو ماشين بابا شنيده بود مى خوند:"من تو رو دوس دارمت!تو دلم هرروز دارمت,ثانيه اى مى شمارمت,همينه!همينى که هست!" و دوباره!از اول و مسلسل وار!....مى خنديدم...
دستام پر چسب شده بود!يهو صداى پيام گوشيم بلند شد,اسمتو که ديدم طبق معمول ضربان قلبم رفت رو هزاررر!مثه همون دفه ى اول...همون دفه ى اولى که....
سلام نداشت پيامت!تعجب کردم!فقط نوشته بودى تا يه ربع ديگه کافه تيک منتظرتم!خداحافظى ام نداشت!لباس پوشيدم و زدم بيرون از خونه....سارا هنوز مى خوند....
"همينه!همينى که هست....."
بارون تند شده بود...مهم نبود,بود؟!
چتر نداشتم,مهم نبود....
سردم بود,مهم نبود....
پيامت سلام نداشت،بى خداحافظى بود....مهم بود....
لحنت غريبگى مى کرد....مهم بود.....
يه ماه نبودى,نديده بودمت....مهم بود....
دلم تنگ تر از هميشه بود....مهم بود....
رسيدم بالاخره....همونجاى هميشگيت نشسته بودى...دم پنجره...منو نديدى،حواست نبود انگار....مهم بود.....
سلام کردم....خنديدى فقط....کوتاه و نگران...مهم بود...
دلم مى خواست بگم:"بيمار خنده هاى توام,بيشتر بخند....."
قيافت جدى شد....پس مهم بود.....
نذاشتى ته دلم قرص شه....مهم نبود....
رستاک داد مى زد:"مى بوسمت اما نمى مونم....تو دائم از آينده مى پرسى,من حال فردامم نمى دونم....."
باز دلم مى خواست داد بزنم...بگم:"چى مى گى؟!!!!چرا حالم بده؟!چرا انگار مى خواد يه اتفاق بد بيفته؟!چرا انقد سروصداس؟!چرا؟!"
ديگه هيچى يادم نيست...مهم نيست....
خنده داره,نه؟!انگار دقيقن صحنه ى حساس فيلمو سانسور کنن...يه حفره ى تاريکه که هيچ وقت نمى تونم پرش کنم....نمى تونم هضم کنم چى شد...واسه چى آخه؟!
حالا باورت مى شه اون آهنگا واسه مام هستن يا نه؟!
الان باورت مى شه رفتى ولى پشيمون نيستى؟!
باورت مى شه؟؟؟؟؟!!!!!!مهمه....
سعى کن باور کنى....
چون من باور کردم که :"همينه!همينى که هست!!!!"
#مريم_خسروي

@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Hanouzam Hast
Kavan Band
من ديگه اون آدم سابق نميشم
هنوز از رفتن تو بدجورى گيجم...

@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Chera Rafti
Homayoun Shajarian & Tahmoures Pournazeri
ندیدی جانم از غم ناشکیباست..
چرا رفتی؟
چرا من بیقرارم؟
@aevien 🌱

همايـِون شجريآنِ فرآ جآن💜
Mahya Zand
Homayoun Shajarian & Tahmoures Pournazeri – Chera Rafti
سوم دبيرستان كه بوديم آهنگ " چرآ رفتى؟" تازه اومده بود... يآدمه زنگ هآىِ تفريح از بلندگو مدرسه وقتى پخش ميشد، با يكى از دوستام اون آخراش كه همآيون با حرص و تمنا پشت سر هم ميگفت "چرا رفتى؟ چرا من بيقرارم؟" بدون اينكه بدونيم چرا دقيقا ميافتاديم گريه!
داشتم فكر ميكردم كاش بازم ميشد مثل اونموقع ها بى دليل گريه كرد... نه مثل حالا كه ساعت ها با دليل بغض ميكنيم با چشم هايى كه ديگه بى حوصله ان حتى براىِ گريه!
@aevien 🌱

در حسرت دیدار تو میسوزم و اما
خوب است که مغرورترین عاشق شهرم
#کاظم_بهمنی

@aevien 🌱
@aevien 🌱

یه خانومی با یه کاغذ تو دستش با چهره ای غمگین امد کنار ماشین ازم ادرس پرسید،ببخشید اقا جهنم کدوم طرفه...نگاش کردم،همون جوری که اشک تو چشاش جمع شده بود لبخند میزد،میخواست وانمود کنه حالش خوبه ولی حواسش به قرمزی چشاش نبود... فکر کردم اشتباه شنیدم،کجا خانم ؟؟؟ جهنم...گفتم اتفاقی براتون افتاده ؟ قوس لباشو بیشتر کرد و روشو کرد اونور،با دستاش اشکاشو پاک کرد و شروع کرد به حرف زدن... دوسش داشتم،الان هم دارما اصلا بدون اون زندگی برام یکنواخته دوست دارم وقتی نیست منم کلا نباشم همه چی خوب بود تا دلشو زدم،تکراری شدم براش انتظار گل خریدن از اون نداشتم ولی واسه هر قراری که ميذاشتیم پنج شاخه گل رز میگرفتم... ساقه هاشم میگفتم یجوری کوتاه کنن که تو کیفش جا بشه،اخه دوست نداره گل تو دستش باشه و قدم بزنه تو خیابون.... میگفت نمیخوام مردم نگام کنن... همه این گل ها رو هم میبرد خونه هر شاخشو میچسبوند به دیوار اتاقش...کل اتاقش گل هایی بود که من خریده بودم... وقتی میومد پیشم یه سلام خشک، یه دست شل،اصلا بی حس...بعد کل مسیر هم حرف نمیزد باهام تا بریم همون رستوران همیشگی همون غذای کوفتی که هر هفته میخوردیم و باز هم گپ های دو دقیقه ای و سکوت های طولانی بعدش و خدافظی و گریه های من تا خونه....دوسش داشتم خیلی هم دوسش داشتم که باز هفته دیگه پنج شاخه میگرفتم میرفتم میدیدمش،وقتی بود به هیچی فکر نمیکردم اصلا هم برام مهم نبود که واسش مثل غریبه هام،میخندیدم ...تا اينكه گفت برو ....خسته نشدی از این رفتار من ؟؟؟! من حوصله خودمم ندارم،تا کی میخوای تحملم کنی ...خشکم زد ... نمیدونستم باید چیکار کنم .... هفته های بعد همون جای همیشگی با پنج شاخه گل رز منتظرش میموندم ولی خبری ازش نمیشد... زنگ میزدم... مشترک مورد نظر در دسترس نبود ... اگه هم در دسترس بود جواب نمیداد .... یه روز با باجه تلفن گوشه خیابون زنگ زدم بهش با بوق اول برداشت سلام کردم ... سلام داد ... دلم واسه صدات تنگ شده بود ... گفت یه سوال ازت بپرسم جوابمو میدی ... گفتم اره تو هر چی میخوای بگو من جواب میدم .... گفت چرا نمیری ؟ چرا از زندگیم نمیری بیرون ؟؟ گفتم کجا برم ... . صداشو برد بالا گفت برووو به جهههنم گوشیو قطع کرد.. اقا... عشقم بهم گفت برو به جهنم....شما میدونی جهنم کجاست ؟!
#عین_نجفی

@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Les murs
Lara Fabian/@FrenchOnline
ترانه فرانسوىِ " ديوار ها" با صداىِ لآرآ فابينِ جآن💜
@aevien 🌱
ولى يه روز ميرم كنسرتش، اونقدر جيغ ميزنم موقع اون اجرآ خفنآش كه وقتى اومدم خونه تا يه هفته از گلو درد نتونم حرف بزنم!
مخصوصاً وقتى ترانه " دوستت دارم" و " مريضم" رو بخونه!
لآرآ فآبينِ جآن 💜
قرص به دست رفتم تو اتاقش. دیدم تا کمر رفته تو کمد و داره دنبال چیزی میگرده. صداش کردم، تنشو از تو کمد کشید بیرون و گنگ نگاهم کرد.
گفتم: دنبال چی میگردی؟
کلافه دست کشید تو موهاش و گفت: دنبال پیرهن سرمه ایش. همیشه همینجا تو کمد بود. باید اتوش بزنم. واسه کارهای اداریش اونو میپوشه. راستی سبزی خورشتی داریم؟ میخوام قرمه سبزی درست کنم براش... خیلی وقته نخوردیم. یه زنگ هم بزنم بگم اومدنی نسکافه بگیره. تموم شده. اخر شب که بریم تو بالکن بشینیم و شعر بخونيم مزه میده خوردنش.
آشفته حال رفت تو آینه یه نگاه به صورتش کرد و گفت: وای صورتمو ببین. چرا انقدر چشمام سرخه؟ باید برم حموم... باید موهامو شونه بزنم... باید همون عطر خنکی که دوست داره رو بزنم... باید امشب که اومد مثل همیشه جلوش قشنگ باشم که قربون صدقه ام بره و بگه:" تا ابد برای خودمی"
شونه هاشو گرفتم تو دستام و گفتم: قرصاتو گذاشته بودم رو میز. چرا نخوردیشون؟
با چشمای بی روحش خیره شد بهم و گیج گفت: چه قرصی؟
یه قرص کوچیک صورتی گذاشتم تو دهنش و گفتم: قرص های آلزايمرت.
گوشه اتاق کز کرد و چند دقیقه بعد به خودش اومد. تازه یادش اومد که سه ساله اون پیراهن سرمه ایه دیگه تو کمد نیست، سه ساله که قرمه سبزی نمیخوره، سه ساله بوی نسکافه که بهش میخوره عوق میزنه.
گفت: فکر کنم اونم قرصای آلزايمرشو نخورده، سه ساله که نخورده. آخه میگفت همیشه پیشم میمونه...پس کجاست الان؟

#محیا_زند
@aevien
@aevien 🌱

اگر که درد، از این گریه تا عصب برسد
اگر که عشق، لبالب شود به لب برسد

که سال ها بدوی، قبل خطّ پایانی
یواش سایه ی یک مرد از عقب برسد

شبانه گریه کنی تا دوباره صبح شود
که صبح گریه کنی تا دوباره شب برسد!

که هی سه نقطه بچینی اگر... ولی... شاید...
کسی نمی آید، نه! کسی نمی آید
#سید_مهدی_موسوی


@aevien 🌱
فيلمِ هندىِ " عاشقانه ٢ "
ژانرش كاملا عاشقانه اس و اصلا شبيه بقيه فيلم هندى هآ نيس :)
پيشنهاد ميشه...
پيشنهاد ميشه...
پيشنهاد ميشه...
همينقدر زياد💜

@aevien 🌱
Forwarded from Deleted Account
Tum Hi Ho
Arijit Singh
يه آهنگ خوشگلِ هندى💜
كه بهترين آهنگِ آلبومِ فيلمِ هندى به اسم "عاشقانه" است:)
هم فيلم، هم آلبوم، هم اين موزيك كلى پيشنهاد ميشن:)
@aevien