.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
Kash Inja Boodi
Arvan
ساعت سه و نیمه شبه
من بیدارم
وقتی خوابن همه
@aevien 💜 👌
#مارا_همه_شب_نمیبرد_خواب...
@aevien 🌱

راستش آدم ها يكبار واقعاً دلتنگ ميشوند
واقعاً از دلتنگى دِق ميكنند و ميميرند
بعدهآ... براىِ آدم هآىِ بعدى فقط نقشِ دلتنگ بودن را بآزى ميكنند
دلتنگِ و مستِ چشمآنِ كسى را
دلتنگ و نسخِ صداىِ كسى را
دلتنگ و خمآرِ پيچِ موهاىِ كسى را
نقش بازى ميكنند
وگرنه
آخرشب
نمايش كه تمام ميشود
خودِ واقعيشان كه ميشوند
اعتراف ميكنند
مدت هاپيش از دلتنگى تمـامِ يكنفـر واقعـا مـرده اند!
#محیا_زند

@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Ye Kari Kon Eshgham
Sohrab Pakzad [MusiceSal.in]
عشقَم يكآرى كن...
يه دیواره نمیذاره که برگردیم به همدیگه دوباره!

@aevien 🌱

فقد اون تيكش ك با خواهش ميگه عشقم يكارى كن!
ریحان جان...
بیا دست همو بگیریم و خودمونو یجور تو دل زمان جا بدیم. پاهامونو به دیواراش فشار بدیم و مجبورش کنیم بره عقب...بره به گذشته.
بیا دست همو بگیریم و بريم به چهارسالگی هامون. همون موقعه که شبا تو تاریکی حیاط پشتی سر میزاشتیم رو پاهای خاتون و برامون لالایی میخوند" لالا لالا گل عمرم..."
همون موقعه که با زغال های اسفندگردون خاتون رو زمین چهارخونه های بزرگ میکشیدیم و تا خود عصر لی لی بازی میکردیم.
بیا ریحان...
بیا بریم به تابستون چهارده سالگی مون. که الهه ناز رو با ضبط قدیمیه خاتون بزاریم و زیر نور ماه باله برقصیم.
یا همون موقعه هایی که نصفه شبی یواشکی پاورچین پاورچین میرفتیم رو پشت بوم، لبش میشستیم و لواشک های البالو خاتون رو میخوردیم و در مورد اون پسر چشم سیاهه حرف میزدیم.
بیا ریحان...
بیا بریم...
بیا خاتون رو از خواب بیدار کنیم، از زیر اون سنگ قبر مشکی لعنتی بیاریمش بيرون و سر بزاریم رو پاش تا لالایی بخونه برامون.
بیا فرار کنیم ریحان...
فرار کنیم تو آغوش خاتون و دوباره بخندیم و لواشک آلبالو بخوریم.
تو بعد چهارده سالگی هامون و خاتون، حالت خوبه ریحان؟
حال من نیست...
اصلا این روزها انگار هیچکس حالش خوب نیست.
انگار همه مون حال خوبمون رو یه جایی لا به لای اون صندوقچه قدیمیه خاتون که همیشه بوی گل محمدی میداد و پر از خنزل پنزل بود گم کردیم.
بیا ریحان
بیا بریم پیش خاتون...
باید ازش بپرسم: "حال خوبم را توی صندوق گل محمدیت ندیدی خاتون جان؟"
باید بگه : "بیا گل عمرم... همینجاست... تو بغلم"
توروبخدا بیا بریم ریحان ...! من حالم خوب نیست!

#محیا_زند

@aevien
@aevien 🌱


اولين بار كه فكر كردم دنيآ به آخر رسيده تو شيش سالگى بود، تآرآ يه عروسك موبلوند صورتى گرفته بود كه حسابى دلمو برده بود. وقتى رفتيم مغازه براى خريدش گفت تموم كرده و هيچوقت ديگه مثلش رو نمياره. تا يه هفته تو مهد با حسرت به عروسك تارا نگاه ميكردم و فكر ميكردم دنيا ديگه هيچوقت قشنگ نميشه اما بعد با خريدن يه عروسك بزرگتر و خوشگلتر عروسك تارا رو براى هميشه فراموش كردم!

يا مثلا تو يازده سالگى بود كه حسابى براىِ رفتن به يه سفر خارجى خودمو آماده كرده بودم، از يك ماه قبلش شروع كردم به آماده كردن ساكم و برنامه ريزى براش اما پاسپورتم با مشكل مواجه شد و مامان و بابا بدون من رفتن، تموم مدت مسافرتشون رو با گريه فكر ميكردم بدتر از اين هم مگه ميشه؟ اما تا چند ماه بعد با ساك سوغاتى ها و مسافرتاىِ ديگه تونستم بيخيالش بشم اما حسرتش خب هميشه برام موند!

دفعه بعدى كه خيلى جدى فكر ميكردم دنيا برام به آخر رسيده حدودآىِ شونزده سالگى بود به گمونم! ماه هآ براىِ يه نمايش تئاتر با گروهمون با زحمت زياد تمرين كرده بوديم به اميد برنده شدن تو مسابقات كشورى، از نظر خودمون كارمون حرف نداشت ، تا مرحله استانى هم خوب پيش رفتيم ولى تو مسابقات كشورى كم اورديم!

و خُب بعدش تو هجده سالگى بود كه مثل خيلى ها با يه سر پر از رويا و يه دل اميدوار نشستم سر جلسه كنكور، آماده پرواز به سمت روياهام. نتيجه ها كه اعلام شد پر پروازم شكست، چند هفته تمام با گريه فكر ميكردم بدون پر براى رسيدن به روياهام چجوري ميشه زندگى كرد؟!
ولى خب با پذيرش تو يه رشته ديگه و گذر زمان ديدم كه ميشه زنده موند و باز پَر درآورد براى رويا!

فكر ميكردم، فكر ميكنى!
اما باور كن كنكور بزرگترين و زجرآورترين شكست زندگيت نيست!
تو دره هاى بزرگترى براىِ سقوط دارى كه از حالا بايد ياد بگيرى چجورى باهاشون مواجه بشى!
پَر پروازتو كنكور شكست؟!
فدآىِ سرت!
دوبار پر در ميارى... بهت قول ميدم!
اما جآنم ياد بگير دردِ سقوطت رو قورت بدى
لبخند بزنى
از جات پاشى
و بآز براىِ حآلِ خوبت بجنگى!
بايد ياد بگيرى جنگيدن رو...ميفهمى چى ميگم؟
#محیا_زند


@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Yadet Nare
Ali Yasini - Bia4music.Org
یادت نره
آیندمو زندگیمو دادی به کی؟
خاطره ساختی
که بزاری و بری خاطره شی
نبردی تو باختم منم رسیدیم آخر چى؟

@aevien 🌱
@aevien

ببين يادته يه دفه بهت گفتم اگه يه روز برسه و تو ديگه نباشى مى شينم فقط"چرا رفتى"همايون شجريانو گوش مى دم؟!همون لحظه ضبطو خاموش کردى,گفتى اين آهنگا واسه ما نيست!گفتى رفته ها پشيمونن!گفتى مگه مى تونم بدون تو جايى برم اصن؟!!!
اون روز گذشت و من هى با خودم تکرار کردم,هى به خودم قبولوندم که آهنگاى همايون و داريوش مال ما نيست....گفتم:آخه دختره ى "الاغ"!!!خودش داره مى گه مى خوادت!چه مرگته روضه مى خونى وقت و بى وقت؟!سرومرو گنده حاضره،دلت رنج و عذاب اضافى مى خواد؟!!!!بعد يادته اون 4شنبه رو؟!هوم؟!يادته نه؟!
داشتم واسه سارا کاردستى مهدشو درست مى کردم...دامن بنفش چين دارى که واسم خريده بودى رو پوشيده بودم....بارون ميومد...سارا هى دورم مى چرخيد و آهنگ محمد عليزاده رو که تو ماشين بابا شنيده بود مى خوند:"من تو رو دوس دارمت!تو دلم هرروز دارمت,ثانيه اى مى شمارمت,همينه!همينى که هست!" و دوباره!از اول و مسلسل وار!....مى خنديدم...
دستام پر چسب شده بود!يهو صداى پيام گوشيم بلند شد,اسمتو که ديدم طبق معمول ضربان قلبم رفت رو هزاررر!مثه همون دفه ى اول...همون دفه ى اولى که....
سلام نداشت پيامت!تعجب کردم!فقط نوشته بودى تا يه ربع ديگه کافه تيک منتظرتم!خداحافظى ام نداشت!لباس پوشيدم و زدم بيرون از خونه....سارا هنوز مى خوند....
"همينه!همينى که هست....."
بارون تند شده بود...مهم نبود,بود؟!
چتر نداشتم,مهم نبود....
سردم بود,مهم نبود....
پيامت سلام نداشت،بى خداحافظى بود....مهم بود....
لحنت غريبگى مى کرد....مهم بود.....
يه ماه نبودى,نديده بودمت....مهم بود....
دلم تنگ تر از هميشه بود....مهم بود....
رسيدم بالاخره....همونجاى هميشگيت نشسته بودى...دم پنجره...منو نديدى،حواست نبود انگار....مهم بود.....
سلام کردم....خنديدى فقط....کوتاه و نگران...مهم بود...
دلم مى خواست بگم:"بيمار خنده هاى توام,بيشتر بخند....."
قيافت جدى شد....پس مهم بود.....
نذاشتى ته دلم قرص شه....مهم نبود....
رستاک داد مى زد:"مى بوسمت اما نمى مونم....تو دائم از آينده مى پرسى,من حال فردامم نمى دونم....."
باز دلم مى خواست داد بزنم...بگم:"چى مى گى؟!!!!چرا حالم بده؟!چرا انگار مى خواد يه اتفاق بد بيفته؟!چرا انقد سروصداس؟!چرا؟!"
ديگه هيچى يادم نيست...مهم نيست....
خنده داره,نه؟!انگار دقيقن صحنه ى حساس فيلمو سانسور کنن...يه حفره ى تاريکه که هيچ وقت نمى تونم پرش کنم....نمى تونم هضم کنم چى شد...واسه چى آخه؟!
حالا باورت مى شه اون آهنگا واسه مام هستن يا نه؟!
الان باورت مى شه رفتى ولى پشيمون نيستى؟!
باورت مى شه؟؟؟؟؟!!!!!!مهمه....
سعى کن باور کنى....
چون من باور کردم که :"همينه!همينى که هست!!!!"
#مريم_خسروي

@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Hanouzam Hast
Kavan Band
من ديگه اون آدم سابق نميشم
هنوز از رفتن تو بدجورى گيجم...

@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Chera Rafti
Homayoun Shajarian & Tahmoures Pournazeri
ندیدی جانم از غم ناشکیباست..
چرا رفتی؟
چرا من بیقرارم؟
@aevien 🌱

همايـِون شجريآنِ فرآ جآن💜
Mahya Zand
Homayoun Shajarian & Tahmoures Pournazeri – Chera Rafti
سوم دبيرستان كه بوديم آهنگ " چرآ رفتى؟" تازه اومده بود... يآدمه زنگ هآىِ تفريح از بلندگو مدرسه وقتى پخش ميشد، با يكى از دوستام اون آخراش كه همآيون با حرص و تمنا پشت سر هم ميگفت "چرا رفتى؟ چرا من بيقرارم؟" بدون اينكه بدونيم چرا دقيقا ميافتاديم گريه!
داشتم فكر ميكردم كاش بازم ميشد مثل اونموقع ها بى دليل گريه كرد... نه مثل حالا كه ساعت ها با دليل بغض ميكنيم با چشم هايى كه ديگه بى حوصله ان حتى براىِ گريه!
@aevien 🌱

در حسرت دیدار تو میسوزم و اما
خوب است که مغرورترین عاشق شهرم
#کاظم_بهمنی

@aevien 🌱
@aevien 🌱

یه خانومی با یه کاغذ تو دستش با چهره ای غمگین امد کنار ماشین ازم ادرس پرسید،ببخشید اقا جهنم کدوم طرفه...نگاش کردم،همون جوری که اشک تو چشاش جمع شده بود لبخند میزد،میخواست وانمود کنه حالش خوبه ولی حواسش به قرمزی چشاش نبود... فکر کردم اشتباه شنیدم،کجا خانم ؟؟؟ جهنم...گفتم اتفاقی براتون افتاده ؟ قوس لباشو بیشتر کرد و روشو کرد اونور،با دستاش اشکاشو پاک کرد و شروع کرد به حرف زدن... دوسش داشتم،الان هم دارما اصلا بدون اون زندگی برام یکنواخته دوست دارم وقتی نیست منم کلا نباشم همه چی خوب بود تا دلشو زدم،تکراری شدم براش انتظار گل خریدن از اون نداشتم ولی واسه هر قراری که ميذاشتیم پنج شاخه گل رز میگرفتم... ساقه هاشم میگفتم یجوری کوتاه کنن که تو کیفش جا بشه،اخه دوست نداره گل تو دستش باشه و قدم بزنه تو خیابون.... میگفت نمیخوام مردم نگام کنن... همه این گل ها رو هم میبرد خونه هر شاخشو میچسبوند به دیوار اتاقش...کل اتاقش گل هایی بود که من خریده بودم... وقتی میومد پیشم یه سلام خشک، یه دست شل،اصلا بی حس...بعد کل مسیر هم حرف نمیزد باهام تا بریم همون رستوران همیشگی همون غذای کوفتی که هر هفته میخوردیم و باز هم گپ های دو دقیقه ای و سکوت های طولانی بعدش و خدافظی و گریه های من تا خونه....دوسش داشتم خیلی هم دوسش داشتم که باز هفته دیگه پنج شاخه میگرفتم میرفتم میدیدمش،وقتی بود به هیچی فکر نمیکردم اصلا هم برام مهم نبود که واسش مثل غریبه هام،میخندیدم ...تا اينكه گفت برو ....خسته نشدی از این رفتار من ؟؟؟! من حوصله خودمم ندارم،تا کی میخوای تحملم کنی ...خشکم زد ... نمیدونستم باید چیکار کنم .... هفته های بعد همون جای همیشگی با پنج شاخه گل رز منتظرش میموندم ولی خبری ازش نمیشد... زنگ میزدم... مشترک مورد نظر در دسترس نبود ... اگه هم در دسترس بود جواب نمیداد .... یه روز با باجه تلفن گوشه خیابون زنگ زدم بهش با بوق اول برداشت سلام کردم ... سلام داد ... دلم واسه صدات تنگ شده بود ... گفت یه سوال ازت بپرسم جوابمو میدی ... گفتم اره تو هر چی میخوای بگو من جواب میدم .... گفت چرا نمیری ؟ چرا از زندگیم نمیری بیرون ؟؟ گفتم کجا برم ... . صداشو برد بالا گفت برووو به جهههنم گوشیو قطع کرد.. اقا... عشقم بهم گفت برو به جهنم....شما میدونی جهنم کجاست ؟!
#عین_نجفی

@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Les murs
Lara Fabian/@FrenchOnline
ترانه فرانسوىِ " ديوار ها" با صداىِ لآرآ فابينِ جآن💜
@aevien 🌱
ولى يه روز ميرم كنسرتش، اونقدر جيغ ميزنم موقع اون اجرآ خفنآش كه وقتى اومدم خونه تا يه هفته از گلو درد نتونم حرف بزنم!
مخصوصاً وقتى ترانه " دوستت دارم" و " مريضم" رو بخونه!
لآرآ فآبينِ جآن 💜