.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
Forwarded from Mahya Zand
Je Me Souviens
Lara Fabian
ترانه فرانسوىِ "به خاطر مى آورم"
#lara_fabian 💜
@aevien
Forwarded from Mahya Zand
Hambazi
Gdaal [MusiceSal.in]
كه گفتم با چشمام بهت
رازم رو فقط تو ميفهمى
حتى اگه باشه لبام ساكت...
@aevien 🌱
پرسید: اصلا بهش گفتی که دوسش داری؟
چندتا خط نامفهوم با انگشتم روی میز جلوم کشیدم و گفتم: نه! اما از حرفام، رفتارام، نگاهام حتما فهمیده بود ديگه!
یه پوزخند زد و گفت: اشتباه شما زنا همینجاست! فکر میکنید ما مردا مثل خودتون بلدیم از چشما و کاراتون بفهمیم که دوسمون دارین یا نه!
یادمه هر وقت بهش میگفتم "دوست دارم" سرشو مینداخت پایین و میخندید. فکر میکردم از شرم و حیاشه که نمیگه: "منم"، اما وقتی رفت فهمیدم از شرمش نبود، از دوست نداشتنش بود!
حالا اگه دوسش داری بهش بگو، دوسش نداری هم بگو.
ما مردا تو عشق گیج تر از این حرفاییم. راه بلد میخوایم تا نخوریم زمین!
#محیا_زند

راستی گفته بودم که دوستت دارم؟
@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien 🌱

وقت خوابه اما...
غلت ميزنم به سمت چپ و چشامو كه از بيخوابى به سوزش افتاده روىِ هم فشار ميدم
"چشمات وقت خواب هميشه قرمز ميشد...الانم قرمزه يا انقدر محوِ پيام دادن بهشى كه اصلا يادت رفته چشم دارى و بايد بخوابونيش ؟"
نميشــه...نميبــره!
غلت ميزنم سمت راست؛ بشمارم؟ يه گوسفند، دو گوسفند،سه گوسفند، چهار گوسفند...
" بارون داشت ميباريد و چتر نداشتيم، خنديدى و گفتى: موهام با اين بارون شده مثل موهاىِ گوسفند نه؟ خنديدم و گفتم كاش همه گوسفندا انقدر جذاب باشن"
نميشــه...نميبــره!
سه تا مسكن پشت سر هم ميخورم، رو شكم ميخوابم پتو هم تا آخر ميكشم رو سرم
"از صبح زيرِ آفتاب دنبالِ كاراىِ نمايش دويده بوديم و سردرد گرفته بودم، ميخواستم يه مسكن بخورم نزاشتى گفتى ضرر داره! گفتى بيا بشينيم زير سايه يكى از درختاىِ پاركِ دوخيابون بالاتر سرتو بزار رو پاهام برات لالايى بخونم آروم بگيرى. گفتم بد عادت ميشم اينجورى ها، اگه يروز نباشى چكار كنم با سردردام؟ گفتى كى گفته قرار نباشم؟ تا آخر عمر سردردات با خودم!"
نميشــه...نميبــره!
گوسفندا چشماشون قرمز شده دارن تورو ميشمرن خوابشون ببره اما نميبره... ميخوان مسكن بخورن، بزار بخورن نگو بهشون ضرر داره... بزار ده تا ده تا هم بخورن كه مثل من منگ بشن، هذيون بگن يادشون بره هذيون گفته بودى كه تا آخر عمر ميمونى!
نميــشه... خوابم نميبــره!
بشمآرم؟
يه تو
دو تو
سه تو
چهار تو...
#محیا_زند

@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Divaneh Az Ghafas Parid-(SONG9
Mohammad Zare
متن موزيكش مثلِ يه داستانِ كوتآهِ غمگينه!
نوستالژيكِ دوران راهنمايى 💜
@aevien 🌱
@aevien 🌱

نگاهت می کنم
خاموش و
خاموشی زبان دارد
زبان عاشقان چشم است و
چشم از دل نشان دارد
#هوشنگ_ابتهاج 💜

@aevien 🌱
ميگم دلبر
با اينكه صد هزآر شبه كه نيستى
اما نه من به جآىِ خآليت عآدت كردم
نه اون به من!
هر شب زُل ميزنه تو چشآم سراغتو ازم ميگيره و هِى ميپرسه پس كى ميآد اين دلبرت؟!
#محیا_زند
@aevien 🌱
Kash Inja Boodi
Arvan
ساعت سه و نیمه شبه
من بیدارم
وقتی خوابن همه
@aevien 💜 👌
#مارا_همه_شب_نمیبرد_خواب...
@aevien 🌱

راستش آدم ها يكبار واقعاً دلتنگ ميشوند
واقعاً از دلتنگى دِق ميكنند و ميميرند
بعدهآ... براىِ آدم هآىِ بعدى فقط نقشِ دلتنگ بودن را بآزى ميكنند
دلتنگِ و مستِ چشمآنِ كسى را
دلتنگ و نسخِ صداىِ كسى را
دلتنگ و خمآرِ پيچِ موهاىِ كسى را
نقش بازى ميكنند
وگرنه
آخرشب
نمايش كه تمام ميشود
خودِ واقعيشان كه ميشوند
اعتراف ميكنند
مدت هاپيش از دلتنگى تمـامِ يكنفـر واقعـا مـرده اند!
#محیا_زند

@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Ye Kari Kon Eshgham
Sohrab Pakzad [MusiceSal.in]
عشقَم يكآرى كن...
يه دیواره نمیذاره که برگردیم به همدیگه دوباره!

@aevien 🌱

فقد اون تيكش ك با خواهش ميگه عشقم يكارى كن!
ریحان جان...
بیا دست همو بگیریم و خودمونو یجور تو دل زمان جا بدیم. پاهامونو به دیواراش فشار بدیم و مجبورش کنیم بره عقب...بره به گذشته.
بیا دست همو بگیریم و بريم به چهارسالگی هامون. همون موقعه که شبا تو تاریکی حیاط پشتی سر میزاشتیم رو پاهای خاتون و برامون لالایی میخوند" لالا لالا گل عمرم..."
همون موقعه که با زغال های اسفندگردون خاتون رو زمین چهارخونه های بزرگ میکشیدیم و تا خود عصر لی لی بازی میکردیم.
بیا ریحان...
بیا بریم به تابستون چهارده سالگی مون. که الهه ناز رو با ضبط قدیمیه خاتون بزاریم و زیر نور ماه باله برقصیم.
یا همون موقعه هایی که نصفه شبی یواشکی پاورچین پاورچین میرفتیم رو پشت بوم، لبش میشستیم و لواشک های البالو خاتون رو میخوردیم و در مورد اون پسر چشم سیاهه حرف میزدیم.
بیا ریحان...
بیا بریم...
بیا خاتون رو از خواب بیدار کنیم، از زیر اون سنگ قبر مشکی لعنتی بیاریمش بيرون و سر بزاریم رو پاش تا لالایی بخونه برامون.
بیا فرار کنیم ریحان...
فرار کنیم تو آغوش خاتون و دوباره بخندیم و لواشک آلبالو بخوریم.
تو بعد چهارده سالگی هامون و خاتون، حالت خوبه ریحان؟
حال من نیست...
اصلا این روزها انگار هیچکس حالش خوب نیست.
انگار همه مون حال خوبمون رو یه جایی لا به لای اون صندوقچه قدیمیه خاتون که همیشه بوی گل محمدی میداد و پر از خنزل پنزل بود گم کردیم.
بیا ریحان
بیا بریم پیش خاتون...
باید ازش بپرسم: "حال خوبم را توی صندوق گل محمدیت ندیدی خاتون جان؟"
باید بگه : "بیا گل عمرم... همینجاست... تو بغلم"
توروبخدا بیا بریم ریحان ...! من حالم خوب نیست!

#محیا_زند

@aevien
@aevien 🌱


اولين بار كه فكر كردم دنيآ به آخر رسيده تو شيش سالگى بود، تآرآ يه عروسك موبلوند صورتى گرفته بود كه حسابى دلمو برده بود. وقتى رفتيم مغازه براى خريدش گفت تموم كرده و هيچوقت ديگه مثلش رو نمياره. تا يه هفته تو مهد با حسرت به عروسك تارا نگاه ميكردم و فكر ميكردم دنيا ديگه هيچوقت قشنگ نميشه اما بعد با خريدن يه عروسك بزرگتر و خوشگلتر عروسك تارا رو براى هميشه فراموش كردم!

يا مثلا تو يازده سالگى بود كه حسابى براىِ رفتن به يه سفر خارجى خودمو آماده كرده بودم، از يك ماه قبلش شروع كردم به آماده كردن ساكم و برنامه ريزى براش اما پاسپورتم با مشكل مواجه شد و مامان و بابا بدون من رفتن، تموم مدت مسافرتشون رو با گريه فكر ميكردم بدتر از اين هم مگه ميشه؟ اما تا چند ماه بعد با ساك سوغاتى ها و مسافرتاىِ ديگه تونستم بيخيالش بشم اما حسرتش خب هميشه برام موند!

دفعه بعدى كه خيلى جدى فكر ميكردم دنيا برام به آخر رسيده حدودآىِ شونزده سالگى بود به گمونم! ماه هآ براىِ يه نمايش تئاتر با گروهمون با زحمت زياد تمرين كرده بوديم به اميد برنده شدن تو مسابقات كشورى، از نظر خودمون كارمون حرف نداشت ، تا مرحله استانى هم خوب پيش رفتيم ولى تو مسابقات كشورى كم اورديم!

و خُب بعدش تو هجده سالگى بود كه مثل خيلى ها با يه سر پر از رويا و يه دل اميدوار نشستم سر جلسه كنكور، آماده پرواز به سمت روياهام. نتيجه ها كه اعلام شد پر پروازم شكست، چند هفته تمام با گريه فكر ميكردم بدون پر براى رسيدن به روياهام چجوري ميشه زندگى كرد؟!
ولى خب با پذيرش تو يه رشته ديگه و گذر زمان ديدم كه ميشه زنده موند و باز پَر درآورد براى رويا!

فكر ميكردم، فكر ميكنى!
اما باور كن كنكور بزرگترين و زجرآورترين شكست زندگيت نيست!
تو دره هاى بزرگترى براىِ سقوط دارى كه از حالا بايد ياد بگيرى چجورى باهاشون مواجه بشى!
پَر پروازتو كنكور شكست؟!
فدآىِ سرت!
دوبار پر در ميارى... بهت قول ميدم!
اما جآنم ياد بگير دردِ سقوطت رو قورت بدى
لبخند بزنى
از جات پاشى
و بآز براىِ حآلِ خوبت بجنگى!
بايد ياد بگيرى جنگيدن رو...ميفهمى چى ميگم؟
#محیا_زند


@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Yadet Nare
Ali Yasini - Bia4music.Org
یادت نره
آیندمو زندگیمو دادی به کی؟
خاطره ساختی
که بزاری و بری خاطره شی
نبردی تو باختم منم رسیدیم آخر چى؟

@aevien 🌱