.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
@aevien 🌱

دردم می آید
وقتی در تختخواب
با تمام عقیده هایم موافقی
و صبح ها
از دنده دیگری از خواب پا میشوی
و تمام حرفهايت عوض ميشود
دردم می آید نمی فهمی...
#سیمین_دانشور

@aevien 🌱
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اجرای زنده ی ترانه "به خاطر می آورم" از "لارا فابین" جآن 💜
پيشنهاد ميكنم تموم اجراهاى زنده لارا رو ببينيد، حركاتش كاملا حس آهنگ رو به مخاطب القا ميكنه!
مخصوصا آهنگ " دوستت دارم" و "مريضم"

@aevien 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این زن بينظيره😍
جز دهنش
با دستاش، با چشمهاش، با جز به جز تنش میخونه و حس موزیک رو کاملا القا میکنه به مخاطب.
#lara_fabian💜
#France 💜
@aevien
یادت هست عزیزم؟
چهارشنبه بود... بعد از همان پروژه و شلوغی هاش. رفته بودیم برای ناهار خونه یکی از بچه ها. میگرنت شروع شده بود. نه دلت میومد جمع رو بیخیال بشی نه میتونستی سردردت رو تحمل کنی.
با چشم هات خیره شدی بهم که یعنی چکار کنم؟
از جام پاشدم... دستتو گرفتم و کشیدمت تو یکی از اتاق ها. لامپ رو خاموش کردم. سرتو گذاشتم رو پاهام. عینکت رو از رو چشمات برداشتم و دستمو کشیدم تو پیچ موهای مشکیت.
یادت هست عزیزم؟
برات زیر لب شعر همدم معین رو زمزمه کردم"کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه...".
و تو بقیه اش رو خونده بودی:" خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه..." و بعد دستمو گذاشتی رو چشمات و گفتی: نباشی این سردرد ها منو میکشن... قول میدی که همیشه باشی و دست بکشی تو موهام؟ و من قول داده بودم بدون اینکه از تو قول موندن بگیرم... مطمئن بودم همیشه میمونی. مگه میشد با اون همه سردرد منو تنها بزاری؟
یادت هست عزیزم؟
چند وقتی گذشته و حالا نمیدونم وقتی سرت درد میگیره کی تو موهات دست میکشه و تو ازش قول موندن میگیری!
چند وقتی گذشته و من این همه روز نبودنت رو سردرد دارم. سردرد دارم بدون اینکه تو باشی و برام زمزمه کنی:
" فقط تو فکره این عشقم ، تو فکره بودنه با هم
محاله پیشه من باشی برم سرگرم کاری شم"

#محیا_زند

@aevien
@aevien 🌱

#پوست_کلفت شدن چیزی نیست که مرد ها دوست داشته باشند. رسیدن به حقیقت ِتلخ و زننده و حرف زدن از آن، باب ِمیل ِمردها نیست. مردها در انتها زنی را انتخاب نمی کنند که به جای ِخریدن رژ ِلب ها، کتاب می خرند.

آن ها دست های ِسفید و همیشه لاک زده را دوست دارند. نه دست هایی که لای ِصفحات کتاب جا می مانند و جوهری می شوند در هر بار نوشتن ِ داستان های بلند و کوتاه.

مردها همیشه ی ِتاریخ، بهترین شاعرها بودند، اما معشوقه شان شاعر نبوده اند دراصل. معشوقه ی ِآن ها زنی سبک بال و رها و بی خیال بود با صورتی جوان و شاد و دست هایی زیبا و مغزی عادی. مردها ترجیح می دهند در کافه ها با زنانی پرمغز بنشینند به رد و بدل کردن دیالوگ های قلبمه سلمبه و سیگار کشیدن، و درمهمانی های ِشبانه و دور همی هایشان همان زن های ِ بی مغزی را ببرند که در کافه -درحالی که سیگارشان را آتش می زنند و می نالند از سطحی شدن رابطه ها- آن ها را هیچ و پوچ خطاب می کردند؟

مردها نمی توانند زن هایی که خودشان هستند و به خاطر حرف مردم زندگی نمی کنند را با افتخار و لبخند ِ پیروزمندانه به دیگران معرفی کنند. مردها در زبان شمایی را که بلند بلند و بی اعتنا به قضاوت ها، می خندید و گریه می کنید را می ستایند و در دلشان زن هایی را جای می دهند که برحسب شرایط می توانند شال بیندازند یا چادر سرکنند.
مردها با شمایی که خوب شعر می خوانید و خوب شعر می نویسید و خوب شعر به خاطر دارید در حد چند ساعت در ماه، و یک زنگ ِتفریح، خوب تا می کنند ، نه بیشتر و نه کمتر. مردها وبلاگ های ِشما را در اوقات بیکاری می خوانند و اوقات ِاصلی شان را در پی ِگشتن دنبال ِزنی نجیب و پاک و سربه زیر- همان زن ِزندگی-اند.

مردها SMS های شما را که در نیمه های ِشب ِپاییزی، برایشان فرستاده اید را ظهر ِروز ِبعد می خوانند و جواب ِغمگین و دلتنگ بودن ِشما را با «چرا جیگرم ؟» می دهند.

مردها زن هایی که در پاییز زیاد پیاده روی می کنند و در کوچه پس کوچه ها گریه می کنند را نمی فهمند و برایشان خراب کردن ِ رژ ِلب جذاب تر از پاک کردن ِسیاهی ِ زیر ِ چشم ِزنی غمگین است. مردها موجودات عجیبی نیستند. مردها زن هایی مثل ِما را دوست ندارند. زن هایی مثل ِ ما نمی توانند با مردها احساس ِ خوشبختی و راه رفتن روی ِابرها را تجربه کنند. زن هایی مثل ِما این را می دانند که هرچقدر هم بیشتر خوانده باشند و نوشته باشند و گفته باشند ، بازهم تنها می مانند در آخر.

زن هایی مثل ِما این را می دانند که دختر های ِمعمولی و شاد، انتخاب آخر مردهای ِمعمولی اند . زن هایی مثل ِما می دانند که باید با خودشان آشتی کنند و تنهایی شان را دوست داشته باشند. زن هایی مثل ِما می دانند که جز این راه دیگری ندارند.
#فریبا_وفی 💜

@aevien 🌱
Mahya Zand
Simin Ghanem – az tou tanha shodam
@aevien 🌱

بگو با من بگو از در و داغت
بذار مرحم بذارم روی زخمات

بذار بارون اشک من بشوره
غبار غصه ها رو از سراپات

بذار سر روی شونم گریه سر کن
از اون شب گریه های تلخ هق هق

بذار باور کنم یه تکیه گاهم
برای غربت یه مرد عاشق

@aevien 🌱
@aevien 🌱

وقتی تصمیم می گیری یک احساس را به سرانجامی به نام "ازدواج" برسانی، اولین حرکت مفید این است که از خودت بپرسی آیا واقعا باور داری که تا سنین پیری از سخن گفتن با این زن، لذت خواهی برد؟
سخن گفتن؛ و نه همخوابگی!
تمامی مسائل دیگر در ازدواج موقت و گذرا است. تا زمانی که دونفر حرفی برای گفتن و گوشی برای شنیدن دارند، می شود به عمر ارتباطشان امید داشت.
#فردریش_نیچه

@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Je Me Souviens
Lara Fabian
ترانه فرانسوىِ "به خاطر مى آورم"
#lara_fabian 💜
@aevien
Forwarded from Mahya Zand
Hambazi
Gdaal [MusiceSal.in]
كه گفتم با چشمام بهت
رازم رو فقط تو ميفهمى
حتى اگه باشه لبام ساكت...
@aevien 🌱
پرسید: اصلا بهش گفتی که دوسش داری؟
چندتا خط نامفهوم با انگشتم روی میز جلوم کشیدم و گفتم: نه! اما از حرفام، رفتارام، نگاهام حتما فهمیده بود ديگه!
یه پوزخند زد و گفت: اشتباه شما زنا همینجاست! فکر میکنید ما مردا مثل خودتون بلدیم از چشما و کاراتون بفهمیم که دوسمون دارین یا نه!
یادمه هر وقت بهش میگفتم "دوست دارم" سرشو مینداخت پایین و میخندید. فکر میکردم از شرم و حیاشه که نمیگه: "منم"، اما وقتی رفت فهمیدم از شرمش نبود، از دوست نداشتنش بود!
حالا اگه دوسش داری بهش بگو، دوسش نداری هم بگو.
ما مردا تو عشق گیج تر از این حرفاییم. راه بلد میخوایم تا نخوریم زمین!
#محیا_زند

راستی گفته بودم که دوستت دارم؟
@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien 🌱

وقت خوابه اما...
غلت ميزنم به سمت چپ و چشامو كه از بيخوابى به سوزش افتاده روىِ هم فشار ميدم
"چشمات وقت خواب هميشه قرمز ميشد...الانم قرمزه يا انقدر محوِ پيام دادن بهشى كه اصلا يادت رفته چشم دارى و بايد بخوابونيش ؟"
نميشــه...نميبــره!
غلت ميزنم سمت راست؛ بشمارم؟ يه گوسفند، دو گوسفند،سه گوسفند، چهار گوسفند...
" بارون داشت ميباريد و چتر نداشتيم، خنديدى و گفتى: موهام با اين بارون شده مثل موهاىِ گوسفند نه؟ خنديدم و گفتم كاش همه گوسفندا انقدر جذاب باشن"
نميشــه...نميبــره!
سه تا مسكن پشت سر هم ميخورم، رو شكم ميخوابم پتو هم تا آخر ميكشم رو سرم
"از صبح زيرِ آفتاب دنبالِ كاراىِ نمايش دويده بوديم و سردرد گرفته بودم، ميخواستم يه مسكن بخورم نزاشتى گفتى ضرر داره! گفتى بيا بشينيم زير سايه يكى از درختاىِ پاركِ دوخيابون بالاتر سرتو بزار رو پاهام برات لالايى بخونم آروم بگيرى. گفتم بد عادت ميشم اينجورى ها، اگه يروز نباشى چكار كنم با سردردام؟ گفتى كى گفته قرار نباشم؟ تا آخر عمر سردردات با خودم!"
نميشــه...نميبــره!
گوسفندا چشماشون قرمز شده دارن تورو ميشمرن خوابشون ببره اما نميبره... ميخوان مسكن بخورن، بزار بخورن نگو بهشون ضرر داره... بزار ده تا ده تا هم بخورن كه مثل من منگ بشن، هذيون بگن يادشون بره هذيون گفته بودى كه تا آخر عمر ميمونى!
نميــشه... خوابم نميبــره!
بشمآرم؟
يه تو
دو تو
سه تو
چهار تو...
#محیا_زند

@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Divaneh Az Ghafas Parid-(SONG9
Mohammad Zare
متن موزيكش مثلِ يه داستانِ كوتآهِ غمگينه!
نوستالژيكِ دوران راهنمايى 💜
@aevien 🌱
@aevien 🌱

نگاهت می کنم
خاموش و
خاموشی زبان دارد
زبان عاشقان چشم است و
چشم از دل نشان دارد
#هوشنگ_ابتهاج 💜

@aevien 🌱
ميگم دلبر
با اينكه صد هزآر شبه كه نيستى
اما نه من به جآىِ خآليت عآدت كردم
نه اون به من!
هر شب زُل ميزنه تو چشآم سراغتو ازم ميگيره و هِى ميپرسه پس كى ميآد اين دلبرت؟!
#محیا_زند
@aevien 🌱