.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
Mahya Zand
Mahan Farzad – Eastern Arnalds (Remix)
خُب اين موزيك اينجوريه كه انگآر حتماً بايد تو عصر گوشش بدى!
بشينى لبِ پنجره يه خونه قديمى...آفتآب درحآلِ غروب بآشه... يه فنجون چآيى دارچين دستت باشه و كتآبِ حافظ هم رو پاهآت بآشه و بآد ورقاشو هم بزنه...
بعد اين موزيك با گرامافونِ قديمىِ كنآر پنجره پخش شه:)

@aevien 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خـــــدا تو را ...
برای من ساخت؟
یا مرا برای تو،
ویران کرد؟
کدام؟
#عباس_معروفی
@aevien 🌱💜
Forwarded from Mahya Zand
Audio
گرچه اين دلبستگي هاي زميني خوب نيست
اتفاق است وميافتد
دل كه از سنگ و چوب نيست :)
@aevien 🌱
اصلا نگم براتون از چقدر بينظير و محشر و عالى بودن متن اهنگ💜
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien 🌱

نه نه...صبر كن!
اون كفش هآىِ لعنتىِ رفتن رو چند لحظه از پات دربيار بشين جلوم ببين چى ميگم!
ما قرار بود خیلی خوشبخت تر باشیم.
قرار بود بمونیم تا تهِ آخرش.
يآدته؟!
قرار بود تو وسط پارک مثل همون فیلم های فرنگی که دیدنشون کار همیشگی مون بود خواستگاری کنی و من از ذوق نفهمم کی جلوی مردم و دهان بازشون پریدم بغلت.
قرار بود شب عروسی گازش رو بگیریم و تموم ماشین هایی که پشت سرمون بوق بوق راه انداختن رو جا بزاریم و بریم سمت دریا و کفش هامون رو با کتونی عوض کنیم، ساحل رو متر کنیم و تو شعر بخونی و من عشق کنم، من شعر بخونم و تو عشق کنی.
قرار بود سر اسم بچه ها دعوامون بشه و آخر سر تصمیم بگیریم اسم دخترمون رو تو بزاری و پسرمون رو من.
قرار بود باهم هفتادوسه سالمون بشه اما همچنان بعد پنجاه سال زندگىِ مشترك قرمه سبزى هاىِ روز چهارشنبه و ديزى هاىِ روزِ جمعه به راه باشه.
آى جنــاب با شمآم هآ!
ميشنوى چى ميگم؟
ميگم ما كلى قرآر داشتيم!
نه...جايى رو امضا نزديم، ثبت محضرى نكرديم اما دستتو بزار رو سينه سمت چپت...يكم بالاتر ...آهآ آره همونجآ...دقيقا همونجآ ثبتِ قلبيش كرده بوديم!
يعنى تورو كه نميدونم اما براىِ من يه فرهآد كوه كن تموم اين قرار هارو اونجا حك كرده!
بآز كه دآرى كفشاتو ميپوشى لعنتى... نزن زيرش... از اون همه قرار سهم شيرين دلم رو از فرهآد بى قرارى نكن!
آى فرهآدِ فرآرى...ميفهمى؟
ميگم قرآرمون قرآرِ بى قرارى نبود!
#محیا_زند

@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
az tou tanha shodam
Simin Ghanem
بذار سر روی شونم
گریه سر کن
از اون شب گریه هایِ تلخ هق هق...
@aevien 🌱
نگم براتون ازش كه چقد خوبه 💜
امروز میخواستم کمی زن نباشم
صبح که از خواب بیدار شدم
نه موهایم را شانه زدم
نه عطر روی تنم مهمون کردم
نه دیوانه بازی درآوردم
نه گریه کردم
نه دوستت داشتم
و نه دوستت داشتم
و نه دوستت داشتم
#محیا_زند
@aevien 🌱

آنچه هرگز
شرح نتوان کرد،یعنی حال من...
#وحشی_بافقی

@aevien 🌱
@aevien 🌱

تنهآ
و دل گرفته
و بیزار
و بی امید
از حال من مپرس كه بسیار خسته ام!
#محمدعلی_بهمنی

@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Khata Kardam [RubixMusic.IR]
Dang Show
تو در فتنه اَز حد به در کردی !
تو با من زِ بد هم بدتر کردی !

@aevien 🌱

محشـــر و عالــيه كلى💜
Forwarded from Mahya Zand
Mikhahamat @sickmusic1
Hajiloo ft saber abar @sickmusic1
ميخوآهمت بمآن...
ميجويمت مرو...

@aevien 🌱

واقعـــاً يكى از لعنتى ترين موزيكآيى عه كه در طولِ زندگيتون ميتونيد بآهآش مواجه شيد:)
خيلى نفس ميگيره:)
@aevien 🌱

تو روان به خوابِ شهر
من از این خیال ترسان
مگریز از خیالم
مگریــز
رو مــگردان

@aevien 🌱
آخرایِ هفته که میشه دوست دارم تا جمعه نیومده و یقه مو نگرفته تمام خودم رو با یه فلاکس چایی، یکی از کتاب هایِ محبوبم و چندتایی آهنگ اسپانیایی، فرانسوی بریزم تویِ یک ساک.
برم سرکوچه، جلوی اولین تاکسی رو بگیرم و بگم: آقا دربست تا نزدیک ترین ناکجاآباد.
برم وسط ناکجاآباد بشینم
در ساکو باز کنم
خودمو با احتیاط دربیارم و بزارمش یه گوشه
براش چایی بریزم
کتاب رو بدم دستش
همون چندتا آهنگ اسپانیایی، فرانسوی ای که دوست داره رو براش بزارم
و وسط همون ناکجاآباد انقدر سرشو گرم کنم که نفهمه جمعه شده
که اصلا این جمعه نامروت هم دستش بهش نرسه و نتونه یقشو بگیره و پرتش کنه وسط خاطرات و گریه.
اما انگاری ناکجاآباد ها همه آباد شدن!
دیگه جایی نمونده که جمعه راهش رو بلد نباشه!

#محیا_زند

@aevien 🍁 🍂
ولى من چند مآهى ميشه يه ناكجآ آبآد بينظير پيدآ كردم:)
تو نقشه جغرافيآيى نميتونيد پيداش كنيد ولى تهِ غده هيپوتالاموس و قلب و ذهن تون چرا :)
راستش ناكجآ آبآد هآ پيدآ كردنى نيستن... ساختنى ان :)
بسازيدش براىِ خودتون :)
💜🌱
Forwarded from Mahya Zand
Behet Ghol Midam [Nex1Music.IR]
Mohsen Yeganeh
آدم دمِ رفتن دلشوره ميگيره...(:

@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Toe Lanati 3
Alireza Arianfar
قسمتِ سومِ پادكستِ " توعه لعنتى "

@aevien 🌱
@aevien 🌱

بیشترین افسوس زندگی ام را
زمانی خوردم
که فهمیدم ،
"آدم ها خیلی ها را دوست دارَند
امّا فَقط عاشق یک‌ نفر میشَوند"
تو بَرای من هَمان "یک نفر" بودی ..
وَ مَن بَرای تو
یکی از آن "خیلی ها" ..
#رضا_کریم_پور

@aevuen 🌱
@aevien 🌱

بزار يه رازِ بزرگ رو راجب خودم بهت بگم گيله مرد كوچك
راستش آخرين بآرى كه مطلقاً با قلب و بدونِ هيچ ترديدى تصميم گرفتم يكسال و چند ماه پيش بود
خط چشمم رو پَهن روىِ پلك هام كشيدم و رُژ زرشكىِ مآت و تيره مو رو لب هام!
عطرِ محبوبِ چند ساله مو كه بِرَندِ تنم پيش بقيه شده بود رو لباس موردِ علاقه ام خالى كردم
سوييچِ ماشينم رو برداشتم
و بدونِ تريد با سرعتِ بالآ تو يه جآده ناآشنآ روندم
مغزم هشدار ميداد كه فشارِ پامو از رو پدالِ گاز كم كنم... بايد ترديد ميكردم اما قلبم خنديد، با دوتا دستاش چشمآىِ ترديدمو بست و در گوشم زمزمه كرد از سرعت بالام لذت ببرم!
مثل دوست داشتنش!
خطِ چشمِ پهن و رژِ زرشكى و عطرِ كوكوشنل و لباس محبوبم...باهمه اينا به خودم اومدم ديدم نشستم جلوش و تو جآده دوست داشتنش با سرعت صدوهشتاد تا دارم ميرونم... ميون راه شنيدم كه گفتن اشتباهه، كه گفتن دارى خودتو ميندازى تو چاله ولى واسم مهم نبود، آخه باز قلبم چشماىِ ترديدمو با دستاش گرفته بود... ميخوآستمش، دوستش دآشتم!
با ترديدِ چشم بسته
با خط چشمِ پهن و رژِ زرشكى و عطر كوكوشنل و لباسِ محبوبم
هى پامو فشار دادم رو گاز
هى فشار دادم
فشار دادم...
و بعد يهو بــوم...همه جا سياه شد، شب شد !
چشامو كه باز كردم
لباسِ بنفش بيمارستان بجآىِ لباسِ محبوبم تنم بود
خطِ چشمِ پهنم جاشو به كبودى زير چشمام داده بود و عطر كوكوشنلِ تنم با بوىِ كُلُرِ بيمارستان عوض شده بود!
گفتن حواست كجآ بود؟
گفتم حواسم؟ پيشِ چشمآش... چشم هآش كو؟
زنگ زدم بهش گفتم چشمات كو؟ چشآم كبود شده درد ميكنه... چشمات كو چشمامو آروم كنه؟
گفت چشمامو ديگه بهت نميدم، جآده خطرناكه! تو هم دستاىِ قلبتو از رو چشمآىِ ترديدت بردار و فرآر كن از جآده دوست داشتن!
اومدم دستاىِ قلبمو بردارم...ديدم عِه...قلبم! قلبم كو؟ قلبــم؟
راست ميگفتن...حواسم كجآ بود؟ خب آره... پيش چشماش، توىِ چشماش اصلا، ديدم قلبمو ميون اون همه حواس پرتىِ تصادف گم و گور كردم!
بعد اون رژاىِ زرشكيم گم شدن، عطر كوكوشنلم شكست و خط چشمم خشك شد و من...
من؟ هيچى... حواس جمع شدم اما چشم ترديدم ريزبين شد!
تا اومدم تو هر جآده نآ آشنايى بپيچم دستمو گرفت و تو يه جآده صاف و بيابونى نگهم داشت!
گيله مردِ كوچك... باور كن تقصير خودم نيست فقط حواسم زيادى جمع شده!
#محیا_زند

@aevien 🌱