.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
Forwarded from Mahya Zand
Masteh Cheshaat
Ebi
دلِ ناباور من
جز تو عشقى نشناخت...
@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Khaali
Ebi
گريمون هيج
خندمون هيچ
باخته و برندمون هيچ
تنها آغوش تو موند غير از اون هيچ!
@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Sayeh
Ebi
بی رمق بودم و گیج و تب زده
جلو پامو دیگه چشمام نمی دید
تا تو جلوه کردی ای سایه ی خوب
مهربون با یه بغل سبزه و آب...
@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Hamsafar
ebi
توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی
پاكی آبی یا ابر
نه خدایا شبنمی
قد آغوش منی...
نه زیادی!
نه كمی!
@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Setare Haye Sorbi
ebi
اگه نرفته بودی
گریه منو نمیبرد
پرنده پر نمیسوخت
آینه چین نمیخورد
اگه نرفته بودی ...
@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Pooste Shab
Ebi
برای باور بودن
جایی باید باشه باید
برای لمس تن عشق
کسی باید باشه باید
که سرِ خستگی هاتو به روی سینه بگیره
برای دلواپسی هات
واسه سادگیت
بمیره...
@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
ebi - Www.Sedabax.Ir
ebi - Www.Sedabax.Ir
اسم منو از من بگیر
تشنه ی معنی منم
سنگینه بار تن برام
ببین چه خسته می شکنم
@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Akharin Bar
Ebi Www.Musicfa55.ORG
تو رفتی از پیشم
دنیامو غم برداشت
برداشت ما از عشق با هم تفاوت داشت!
@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Negaranet Misham
ebi
هزآر سآله كه رفتى...
من هنوز پشت شيشم
موهاتو باد برده
عطرش جامونده پيشم!
@aevien 🌱
از لعنتى ترين هآىِ آقامون اِبى ميشه به اين ده تآ آهنگ به ترتيب اشاره مستقيم و تأكيدى كرد:) 💜🌱
Forwarded from Mahya Zand
Kurdish Lullaby-Nazaninsin
Scheherazad
لآلآيى كُرديش...آرامـــش💜

@aevien🌱
يه خلآصه سآده اَز مَن :) 💜☕️ @aevien
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود
بغلم کن که خدا دورتر از این نشود...
#حامد_ابراهيم_پور
@aevien 🌱
یه قرص از بسته آرامبخش خارج کردم و گذاشتم تو دهنم. کم بود، دوز نخوابیدنم بالاتر از این حرفا بود. دوتا دیگه هم گذاشتم تو دهنم. صدای روشن شدن چایی ساز رو که شنیدم به پشت سرم نگاه کردم. تی بگ انداخته بود تو یه لیوان بزرگ و منتظر بود آب جوش بیاد. گفتم: چایی بیخوابی میاره ها... آخر شبه، مگه نمیخوای بخوابی؟
گفت: نه... یعنی میخوام بخوابم اما چند شبی هست که بیخواب شدم.
مهره کمرم تیر کشید و بعد یخ زد، اصلا خبر خوبی نبود. این یعنی از یجایی درد بدجوری بهش فشار اورده. گفتم: دوتا لیوان چایی درست کن... منم میخوام.
آب جوش اومده بود. گفت: مگه صبح کار اداری نداری؟ شب زود باید بخوابی... چایی بیخواب میکنه!
نشستم پشت میز غذاخوری تو آشپزخونه و گفتم: آره... اما تو الان مهم تری. شبا خوابت نمیبره، آدمایی که شبا خوابشون نمیبره حرفای زیادی برای گفتن دارن و گوش میخوان برای شنیدن. اونم نه گوش هرکسی رو. کسی که بفهمه و بجای تمام درد و دلات نگه عیب نداره میگذره.
دوتا لیوان چایی گذاشت رو میز و خودشم نشست پشت میز. گفت: تو دردودلات رو به کی میگی؟
گفتم: بیشتر وقتا هیچکس، بیشتر وقتا به کاغذ و خودکارم. همینم هست که بیخواب ترم و خسته تر. گوش های کمی هستن که بفهمن منو و قضاوتم نکنن. تا اومدم "دال" اول "درد" رو بگم "الف" اول "اشکال نداره" رو کوبوندن وسط حرفام و گفتن زیاد سخت میگیری، میگذره! حالا چته که بیخواب شدی؟
گفت: نمیدونم چمه دقیقا، اما چهار روزه تا میام به یچی فکر کنم یا کاری کنم دو جفت چشم قهوه ای که تو اون مغازه هه دیدم میاد جلو چشمم. چهار روزه پدرمو درآورده. نه خواب گذاشته نه خوراک برام.
کل لیوان چایی رو خالی کردم تو دهنم. به درک که داغ بود، کل کمرم داشت یخ میبست. زیر لب گفتم: آخ که بيچاره شدی!
گفت: چی؟
گفتم: ويروس عشق شنیدی؟ افتاده بجونت! لامصب نمیدونم دقیقا چکار میکنه با مغز و اعصاب که کم کم تجزیه شون میکنه. تا چند وقت بعد از مغزت هیچی نمیمونه جز اون قسمتی که خاطره دوتا چشم قهوه ای توش ذخیره شده و بعد شب تاصبح، صبح تا شب مثل یه فیلم تیری دی تو مغزت ریپلای میشه!
عاشق شدی بچه! و این یعنی تازه اول راه شب نخوابی هات!
دو لیوان دیگه چایی بریز... میدونم،حرف زیادی داری واسه گفتن از چشمهاش!
#محیا_زند
@aevien
Forwarded from Mahya Zand
Toe Lanati 2
Alireza Arianfar
من فهميدم تو از همون روز اول دلت واسه من سريده بود
مثلِ دل من كه از همون روزِ اول واست سريده بود
به قفسه سينه ام مشت كوبيدم گفتم:
نكنه واقعاً عاشقت شدم؟

@aevien 🌱
درتوصيفش ميگم فقط لعنتـــى...:)
Mahya Zand
Alireza Arianfar – Toe Lanati
قسمت دومِ پادكستِ "توِ لعنتى" 💜🌱
جلوی تئاتر شهر روی سکوهای سنگیش نشسته بودیم. گیر کرده بود به انگشتر تو دستش و خیره بود به چند تا آدم رو به روش. گفت: اون پیرهن خاکستریه رو میبینی؟ شبیهشه. چیش رو دقیق نمیدونم اما شبیهشه.
آدما وقتی میرن یه نشونه های عجیبی از خودشون به جا میزارن. نشونه های عجیبی که از بیخودترین راه ها تورو گره میزنن به خاطره های مُرده!
مثلا این بوی مالبرو که داره میاد رو حس میکنی؟ منو یاد اون میندازه، تو یکی از عکس هایی که برام فرستاده بود مالبرو تو دستاش بود و ازاونموقع بوش تو دماغم مونده.
یا مثلا صدای این آهنگ فرانسوی که داره میاد پرتم میکنه تو ناهار اونروز که تو رستوران میز بغلیمون گوشیش زنگ خورد و رینگتونش یه آهنگ فرانسوی بود.
یا اصلا رنگ نارنجی پوستر جلومون... محاله رنگ نارنجی ببینم و یادش نیافتم. نه رنگ محبوبش بود نه لباس یا وسیله خاص اون رنگی داشت. ولی اونروز که از یه بچه فال فروش فال خریدیدم برگه اش نارنجی بود.
اینجوری نگاهم نکن... تقصیر من نیست.
"عشق دیوونه های منحصر به فردی خلق میکنه"
راستی اسم عطرت چیه؟ اونروزی که داشتم باهاش میومدم تئاتر شهر تو تاکسی زن بغلیمون عطرش همین بورو میداد!

#محیا_زند

@aevien
Forwarded from Mahya Zand
دزدیده چو جان می‌روی Circle Band
Mimteam.com
چون می روی
بی‌من مــرو
ای جآنِ جآن
بی‌تن مــرو...
@aevien 🌱
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien 🌱
دوسِت دآرم
شبيهِ آخرين بوسه معشوقه سربازِ نآزى كه ميدونه برگشتى در كار نيست
شبيهِ دختر همسايه پايينى كه داره لباس عروسش رو ميدوزه با اينكه ميدونه تا آخر عمر عشقبازى هاش با نامزدِ تصادف كرده اش روىِ دوچرخ ويلچره
شبيهِ دايى احمد كه چند وقت پيش يه جعبه شيرينى فرستاد دم خونه ثريا بمناسبت مادر شدنش، اما با اينحال هنوز همون حلقه نقره اى هديه ثريا از دستش تكون نخورده
دوسِت دآرم
شبيهِ...شبيه مثلِ خودم
شبيه مثلِ من
كدوم مَن؟!
همين منِ گره خورده لا به لاىِ موهآت
گم شده تو چشمآت
نه نه... منى ديگه نمونده
دوستت دارم شبيه مثلِ تو
تو؟!
همين تويى كه با هر دوستت دآرم يه تيكه ازم شده تو!
شبيه مثلِ تو ديگه...خودِ تـــو!
#محیا_زند
@aevien 🌱