.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien
دوست دارم نيوتن و پاسكال بشم؛ منطق و عقل محض و بعد بزنم زير كاسه هرچى عشق و عاشقيست!
دوست دارم مثل دايى خسرو كه موقع ديدن فوتبالِ تيمِ مورد علاقه اش حواسش پرت ميشه و هر ناسزايى كه به دهنش ميرسه رو حواله تيم مقابل ميكنه، اين رابطه هاىِ احساسى و عاشقانه رو بشورم بزارم كنآر و تو تنهايى هآم غرق بشم!
دوست دارم همه چيز رو فراموش كنم و در نهايت يه زنِ مجردِ و منطقىِ چهل ساله باشم كه زندگيش خلاصه شده تو كآرى كه دوست داره و نوبت هاى مرتب و از قبل تنظيم شده آرايشگاه و دكترش، گه گاهى هم سفرهاىِ تك نفره به جاهايى كه ميخواد و گريه هايى كه فوقِ آخرش سالى يكبار بخاطر جوِ آب و هوايى ست!
همه اين هارو دوست دآرم اما تورو...
تورو بيشتر دوست دآرم!
اين هآرو دوست دآرم ولى تنهآيى غريب و كشنده اى ميشه دنياىِ منطقيه بدون تو!
#محیا_زند
@aevien 🌱
دوست دارم نيوتن و پاسكال بشم؛ منطق و عقل محض و بعد بزنم زير كاسه هرچى عشق و عاشقيست!
دوست دارم مثل دايى خسرو كه موقع ديدن فوتبالِ تيمِ مورد علاقه اش حواسش پرت ميشه و هر ناسزايى كه به دهنش ميرسه رو حواله تيم مقابل ميكنه، اين رابطه هاىِ احساسى و عاشقانه رو بشورم بزارم كنآر و تو تنهايى هآم غرق بشم!
دوست دارم همه چيز رو فراموش كنم و در نهايت يه زنِ مجردِ و منطقىِ چهل ساله باشم كه زندگيش خلاصه شده تو كآرى كه دوست داره و نوبت هاى مرتب و از قبل تنظيم شده آرايشگاه و دكترش، گه گاهى هم سفرهاىِ تك نفره به جاهايى كه ميخواد و گريه هايى كه فوقِ آخرش سالى يكبار بخاطر جوِ آب و هوايى ست!
همه اين هارو دوست دآرم اما تورو...
تورو بيشتر دوست دآرم!
اين هآرو دوست دآرم ولى تنهآيى غريب و كشنده اى ميشه دنياىِ منطقيه بدون تو!
#محیا_زند
@aevien 🌱
Forwarded from Deleted Account
Refighaye Rafte
Sepehr Khalse
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
:
+
عزیزداره حلیم شو هم میزنه و یه ربعی هست که چشم ازچشمم برنداشته ،منم خودمو سخت مشغوله سبزی پاک کردن نشون میدم ،
میدونم
سرموبیارم بالا،تا چشم به چشمش بخوره
شروع میکنه از وجنات و محسنات دختر حاج اقا گفتن
*چارنفر تومحل بهت گفتن از چشات لبریزه حیا،از عمامت میریزه نورِ خدا،فک کردی دیگه شدی وحی منزل روزمین و عشق و عاشقی حرومه واست؟
چی میدن توحوزه به خوردتون؟سی چار بار قبل خواب و سی وچار بار بعدش بگین:طلبه و خمارِ چشاش استغفرلله؟
+عزیز باز بند کردی به حوزه؟چه حکم نا حقی صادر کردن برات که انقد پری اخه؟!
*سِد رضا؟
+جانم؟
*یه سوال بپرسم جانِ عزیز بی جوابم نزار_
دلت پیش لیلایِ عمته هان؟
+سرمو میندازم پایین دقت مو تو پاک کردن سبزی بیشتر کنم!
*جوون مغز تو و امثاله تو ِ داره وسطدیگ میجوشه!
خیال کردی حلیم هم میزنم نمی بینم ،
اسمش اومد سبز چشات شد عسلی؟
من هی میگم دختره حاجی که تو بگی عزیز چرا راه دور بریم همین لیلا دخترعمم!سرتو بیار بالابینم جوجه طلبه!
+عزیز شنیدم پسر خاله ش بدجور میخادش وضع شم که خوبه!
سرِاینه قفلِ دهنم...
میگم من که چیزی ندارم دختر مردم و خوشبخت کنم!
جلو نرمو بزارم دخترعمه خوشبخت شه..
*یه شب رفتم هیات شمع روشن کنم،چشم خورد به یه جفت چشم میشی که عین تو عباعمامه تنش بود،
حول شدم شمع گرفت به چادرم ،دویید اومد خاموش کنه آتیش گرفت به لباسش!
همون اتیش دلمون و جوشوند به هم!
یه هفته بعدم اومدن خونمون خاسگاری
اقام گفت :صب تاشب کشک میزاریم تو آب نرم شه راحت سق بزنیم
دخترمو بدم به شما با آب خالی شکمشو پر کنین؟
وقتی از در میرفت بیرون نگا اقا م کردو گفت:حاج اقا آهم دومنتو میگیره که ناحق گفتی!
چن وقت بعدم دادنم به بابابزرگ خدابیامرزت، که پول و پاروشون از هم بالا میرفتن
+آهش نگرفت که اقاجون به این ماهی نزاشت آب تو دلت تکون بخوره که!
_*گرفت!بدم گرفت ...روز عقد رفتیم خونه شون ناهار!
مام که جز بربری و کشک چیزی ندیده بودیم
این داداش کوچیک ما
تا غذ ا رودید
دا دزد که اقا جون بیا ببین :چی میخورن...ازاین سر تا اون سر می دویید میگفت ببینین چغد میخورن...
فامیلای اونام نه گزاشتن نه برداشتن نه پشت سرمون جلوخودمون گفتن :از کیام دختر گرفتین که یه وعده غذا ندیدن تو زندگی!
این که میبینی با حوزه و طلبه جماعت اینقدر لجم سر همین آهشه!سر دلِ پاکشونه
بنده خدا اقاجونم جلو اون همه آدم سنگ رویخ شد از سرو روش عرق میریخت!
یا حسین ببین چه خاکی به سرم ریختی بچه ،سوخت غذام
چیکار کنم حالا بااین همه مهمون اخه
+عزیز؟
*جانم
+بعد گرفتن آهش و رفتن آبروی بابات دیگه دلت باهاش نبود؟
*نبود حلیمم میسوخت؟!
#معصومه_خدادادی
@aevien
+
عزیزداره حلیم شو هم میزنه و یه ربعی هست که چشم ازچشمم برنداشته ،منم خودمو سخت مشغوله سبزی پاک کردن نشون میدم ،
میدونم
سرموبیارم بالا،تا چشم به چشمش بخوره
شروع میکنه از وجنات و محسنات دختر حاج اقا گفتن
*چارنفر تومحل بهت گفتن از چشات لبریزه حیا،از عمامت میریزه نورِ خدا،فک کردی دیگه شدی وحی منزل روزمین و عشق و عاشقی حرومه واست؟
چی میدن توحوزه به خوردتون؟سی چار بار قبل خواب و سی وچار بار بعدش بگین:طلبه و خمارِ چشاش استغفرلله؟
+عزیز باز بند کردی به حوزه؟چه حکم نا حقی صادر کردن برات که انقد پری اخه؟!
*سِد رضا؟
+جانم؟
*یه سوال بپرسم جانِ عزیز بی جوابم نزار_
دلت پیش لیلایِ عمته هان؟
+سرمو میندازم پایین دقت مو تو پاک کردن سبزی بیشتر کنم!
*جوون مغز تو و امثاله تو ِ داره وسطدیگ میجوشه!
خیال کردی حلیم هم میزنم نمی بینم ،
اسمش اومد سبز چشات شد عسلی؟
من هی میگم دختره حاجی که تو بگی عزیز چرا راه دور بریم همین لیلا دخترعمم!سرتو بیار بالابینم جوجه طلبه!
+عزیز شنیدم پسر خاله ش بدجور میخادش وضع شم که خوبه!
سرِاینه قفلِ دهنم...
میگم من که چیزی ندارم دختر مردم و خوشبخت کنم!
جلو نرمو بزارم دخترعمه خوشبخت شه..
*یه شب رفتم هیات شمع روشن کنم،چشم خورد به یه جفت چشم میشی که عین تو عباعمامه تنش بود،
حول شدم شمع گرفت به چادرم ،دویید اومد خاموش کنه آتیش گرفت به لباسش!
همون اتیش دلمون و جوشوند به هم!
یه هفته بعدم اومدن خونمون خاسگاری
اقام گفت :صب تاشب کشک میزاریم تو آب نرم شه راحت سق بزنیم
دخترمو بدم به شما با آب خالی شکمشو پر کنین؟
وقتی از در میرفت بیرون نگا اقا م کردو گفت:حاج اقا آهم دومنتو میگیره که ناحق گفتی!
چن وقت بعدم دادنم به بابابزرگ خدابیامرزت، که پول و پاروشون از هم بالا میرفتن
+آهش نگرفت که اقاجون به این ماهی نزاشت آب تو دلت تکون بخوره که!
_*گرفت!بدم گرفت ...روز عقد رفتیم خونه شون ناهار!
مام که جز بربری و کشک چیزی ندیده بودیم
این داداش کوچیک ما
تا غذ ا رودید
دا دزد که اقا جون بیا ببین :چی میخورن...ازاین سر تا اون سر می دویید میگفت ببینین چغد میخورن...
فامیلای اونام نه گزاشتن نه برداشتن نه پشت سرمون جلوخودمون گفتن :از کیام دختر گرفتین که یه وعده غذا ندیدن تو زندگی!
این که میبینی با حوزه و طلبه جماعت اینقدر لجم سر همین آهشه!سر دلِ پاکشونه
بنده خدا اقاجونم جلو اون همه آدم سنگ رویخ شد از سرو روش عرق میریخت!
یا حسین ببین چه خاکی به سرم ریختی بچه ،سوخت غذام
چیکار کنم حالا بااین همه مهمون اخه
+عزیز؟
*جانم
+بعد گرفتن آهش و رفتن آبروی بابات دیگه دلت باهاش نبود؟
*نبود حلیمم میسوخت؟!
#معصومه_خدادادی
@aevien
Forwarded from Deleted Account
Az Oonayi (Ft Alex Asli)
Alireza JJ, Sijal, & Nassim
.: آویـــــــــــــــــن :.
GIF
.: آویـــــــــــــــــن :.
دلبر جز كهكشآنِ آغوشت جاىِ امن ديگه اى سرآغ دآرى؟! @aevien 🌏
@aevien
ميگم دلبر
اول بيآ يه دل سير دعا كنيم براىِ وطن و آرامشش
بعد خودمو و خودتو با يه سبد چايى و چندتا موزيك وعشق برداريم ببريم تو جنگلى، كويرى، دريايى، كهكشانى، سياره ناشناخته اى... چه ميدونم...يجآ كه كسى دستش بهش نرسه
يجآ كه جنگ نشه
ساختمونآ آتيش نگيرن
باباها تو معدن و آتيش جون ندن!
اصلا يجآ كه مردمش حسود نباشن و در گوش هم پچ پچ نكنن!
ميترسم دلبر
جز كهكشآنِ آغوشت
جاىِ امن ديگه اى سرآغ دآرى؟!
@aevien 🌏
ميگم دلبر
اول بيآ يه دل سير دعا كنيم براىِ وطن و آرامشش
بعد خودمو و خودتو با يه سبد چايى و چندتا موزيك وعشق برداريم ببريم تو جنگلى، كويرى، دريايى، كهكشانى، سياره ناشناخته اى... چه ميدونم...يجآ كه كسى دستش بهش نرسه
يجآ كه جنگ نشه
ساختمونآ آتيش نگيرن
باباها تو معدن و آتيش جون ندن!
اصلا يجآ كه مردمش حسود نباشن و در گوش هم پچ پچ نكنن!
ميترسم دلبر
جز كهكشآنِ آغوشت
جاىِ امن ديگه اى سرآغ دآرى؟!
@aevien 🌏
Forwarded from Mahya Zand
Aftab Mishavad
Sasan Sol
Forwarded from Mahya Zand
Azabam Nade
Alishmas & Milad Kiani
همینجوریش یه شهر باهام بده
تو سمت من باش عذابم نده
بی تو کاشکی ساعت نره
که کلِ سال با تو واسم کمه
@aevien 🌱
تو سمت من باش عذابم نده
بی تو کاشکی ساعت نره
که کلِ سال با تو واسم کمه
@aevien 🌱
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien
تو جاش غلت زد و دست راستشو گذاشت زير سرش، بعد چند دقيقه دوباره غلت زد و اينبار طرف من چرخيد، دست راستشو بجاى اينكه بزاره زير سرش كلافه رو صورتش چرخوند و گفت: ميخواد بگه دوست دارم، ولى نميخوام بگه چون من ندارم. ميخوام همه چى تموم شه بينمون ولى نميدونم چطورى!
گفتم: بهش بگو دوستش ندارى و ميخواى برى...ولى نه يهويى.
رفتن قلق داره.
بايد يجورى راه بيافتى سمت جاده رفتن كه همسفرت جانمونه و گيج نشه بزنه به بيراهه.
نميگمم چرا از اول وقتى ميدونستى ممكنه وابسته اش كنى و خودت دلت جاىِ ديگه اى باشه باهاش تو يه جاده راه افتادى، چون فايده نداره، ما آدما تو شروع رابطه خنگ و بى رحميم، فقط ميخوايم راه رو شروع كنيم بلكه به يه مقصد برسه.
نميگمم منصرف شو چون ميدونم وقتى كسى تصميم ميگيره راه رفتن رو بره منصرف شدنى نيست، منصرف هم بشه چند وقت بعد باز به سرش ميزنه بره.
فقط ميتونم بگم كارت اشتباه و بى رحميه!
ميتونم بگم حالا كه تصميم گرفتى برى، برو ولى مسئولى در قبالِ همسفرت.
همينجورى كه ذره ذره كنارش راه رفتى و وابسته اش كردى وظيفه دارى ذره ذره باهاش قدم بزنى و مجبورش كنى، يادش بدى سمِ دوست داشتنت رو بالا بياره.
وقتى يهو بيخبر بزنى به جاده رفتن همسفرت هول ميكنه و گيج ميشه، هى چرخ ميزنه دور خودش و ميبينه نيستى اما وسايلت جامونده تو زندگيش، وسط جاده نيمه رفته زانو ميزنه و سَم تو تنش وول وول ميخوره اما نميدونه بايد چكارش كنه، با پاهاىِ بيجونش پا ميشه و هى ميزنه به سياهىِ بيراهه ها بلكه پيدات كنه اما گم تر و بى جون تر ميشه.
آخرشم پاهاىِ بيجونش ميشكنه و مجبور ميشه فقط بشينه.
ميگم ميخواىِ برى برو
ولى آروم آروم
كمكش كن بالا بيارت.
همه تو كه هيچوقت نميتونه...اما اونقدرى بالا بيارتت كه جون داشته باشه راه درست رو پيدا كنه و باز راه بيافته تو جاده زندگى!
#محیا_زند
@aevien 🌱
تو جاش غلت زد و دست راستشو گذاشت زير سرش، بعد چند دقيقه دوباره غلت زد و اينبار طرف من چرخيد، دست راستشو بجاى اينكه بزاره زير سرش كلافه رو صورتش چرخوند و گفت: ميخواد بگه دوست دارم، ولى نميخوام بگه چون من ندارم. ميخوام همه چى تموم شه بينمون ولى نميدونم چطورى!
گفتم: بهش بگو دوستش ندارى و ميخواى برى...ولى نه يهويى.
رفتن قلق داره.
بايد يجورى راه بيافتى سمت جاده رفتن كه همسفرت جانمونه و گيج نشه بزنه به بيراهه.
نميگمم چرا از اول وقتى ميدونستى ممكنه وابسته اش كنى و خودت دلت جاىِ ديگه اى باشه باهاش تو يه جاده راه افتادى، چون فايده نداره، ما آدما تو شروع رابطه خنگ و بى رحميم، فقط ميخوايم راه رو شروع كنيم بلكه به يه مقصد برسه.
نميگمم منصرف شو چون ميدونم وقتى كسى تصميم ميگيره راه رفتن رو بره منصرف شدنى نيست، منصرف هم بشه چند وقت بعد باز به سرش ميزنه بره.
فقط ميتونم بگم كارت اشتباه و بى رحميه!
ميتونم بگم حالا كه تصميم گرفتى برى، برو ولى مسئولى در قبالِ همسفرت.
همينجورى كه ذره ذره كنارش راه رفتى و وابسته اش كردى وظيفه دارى ذره ذره باهاش قدم بزنى و مجبورش كنى، يادش بدى سمِ دوست داشتنت رو بالا بياره.
وقتى يهو بيخبر بزنى به جاده رفتن همسفرت هول ميكنه و گيج ميشه، هى چرخ ميزنه دور خودش و ميبينه نيستى اما وسايلت جامونده تو زندگيش، وسط جاده نيمه رفته زانو ميزنه و سَم تو تنش وول وول ميخوره اما نميدونه بايد چكارش كنه، با پاهاىِ بيجونش پا ميشه و هى ميزنه به سياهىِ بيراهه ها بلكه پيدات كنه اما گم تر و بى جون تر ميشه.
آخرشم پاهاىِ بيجونش ميشكنه و مجبور ميشه فقط بشينه.
ميگم ميخواىِ برى برو
ولى آروم آروم
كمكش كن بالا بيارت.
همه تو كه هيچوقت نميتونه...اما اونقدرى بالا بيارتت كه جون داشته باشه راه درست رو پيدا كنه و باز راه بيافته تو جاده زندگى!
#محیا_زند
@aevien 🌱
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
Forwarded from Mahya Zand
Audio
ميخآم بآ يكى از خفن ترين تركيب سبكآ آشناتون كنم:)
تلفيق موزيك سنتى ايرانى با كلاسيكِ اروپايى💜
@aevien 🌱
تلفيق موزيك سنتى ايرانى با كلاسيكِ اروپايى💜
@aevien 🌱