.: آویـــــــــــــــــن :.
@aevien " شیطان، یک فرشته بود " اواخر هفده سالگی اش بود که با ایرج اشنا شد. امتحان های خرداد سال سوم تازه تموم شده بود و برای کل تابستون تو کتابخونه چند خیابون بالاتر ثبت نام کرده بود. عزمش رو حسابی جزم کرده بود که پزشکی بیاره. از بچگی رویای پوشیدن روپوش…
پارت اول داستآن "شيطان، يك فرشته بود"
Fandake Tab Dar
Mohsen Chavoshi ( feat. Sina Sarlak )
تو آن عهدی که با من بسته بودی
مگر بهر شکستن بسته بودی
تو سنگین دل چرا از روز اول
نگفتی دل به رفتن بسته بودی
@aevien 🌱
مگر بهر شکستن بسته بودی
تو سنگین دل چرا از روز اول
نگفتی دل به رفتن بسته بودی
@aevien 🌱
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien
من مردی رو میشناسم
که نه پیرهن های چهار خونه آستین تا خورده میپوشه
نه ته ریش های خط کشی شده روی صورتش داره
نه موهای کوتاه جذابش سشوار خورده است
من مردی رو میشناسم که هر روز صبح موهای بلندش رو محکم میبنده، کتونی هاش رو پاش میکنه و میره تو این اجتماع خاکستری برای نجابتش، پاک موندنش، نون شبش... میجنگه.
من زنی رو میشناسم که مردونگی رو خیلی بهتر بلده تا مرد هایِ نم گرفته اين اجتماع خآكسترى!
#محیا_زند
@aevien
من مردی رو میشناسم
که نه پیرهن های چهار خونه آستین تا خورده میپوشه
نه ته ریش های خط کشی شده روی صورتش داره
نه موهای کوتاه جذابش سشوار خورده است
من مردی رو میشناسم که هر روز صبح موهای بلندش رو محکم میبنده، کتونی هاش رو پاش میکنه و میره تو این اجتماع خاکستری برای نجابتش، پاک موندنش، نون شبش... میجنگه.
من زنی رو میشناسم که مردونگی رو خیلی بهتر بلده تا مرد هایِ نم گرفته اين اجتماع خآكسترى!
#محیا_زند
@aevien
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موزيك ويديو " فندكِ تبدآر " اثر "محسن چاووشى"
@aevien 🌱
@aevien 🌱
.: آویـــــــــــــــــن :.
@aevien 🌌
@aevien
ميگم دلبر
امشب ماهِ آسمون مثل ماه صورتت شبِ چهارده بود!
ميگم چند شبه بقيه سراغتو ازم ميگيرن كه چرآ صدآت نميزنم و نميگم دلبر
همون بقيه كه حالِ گرگى كه نورِ ماهِ شبِ چهارده بهش خورده رو نميفهمن!
كه نميدونن من معكوس داستآنم و چون نورِ ماهِ صورتِ شب چهارده ات بهم نخورده پريشونم!
كه نميدونى؟
ميدونى دلبر ماه صورتم!
#محیا_زند
@aevien
ميگم دلبر
امشب ماهِ آسمون مثل ماه صورتت شبِ چهارده بود!
ميگم چند شبه بقيه سراغتو ازم ميگيرن كه چرآ صدآت نميزنم و نميگم دلبر
همون بقيه كه حالِ گرگى كه نورِ ماهِ شبِ چهارده بهش خورده رو نميفهمن!
كه نميدونن من معكوس داستآنم و چون نورِ ماهِ صورتِ شب چهارده ات بهم نخورده پريشونم!
كه نميدونى؟
ميدونى دلبر ماه صورتم!
#محیا_زند
@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien
پیرمرد سَرِ شبی میخواست دل به در یا بزنه ماهی بگیره.
گفتم: عمو دریا شبا بی مروته، میری دیگه سایه ات خدایی نکرده از سر ساحل کم ميشه، بزار سر صبحی برو که آفتاب یاریت کنه.
گفت: نمیشه جوون، دلبر هوس ماهی کرده
اصلا دلبر همش هلاک ماهیه
من و دلبر نداریم
دلبر هلاک باشه
ما هم هلاکیم.
بعدشم، دلبر با دریا قرار گذاشته.
یروز سر صبحی اومد لب ساحل
دست کرد لب ساحل
برای ماهیا فاتحه خوند
دریارو قسم داد به عشق
گفت اگه یار منو ببری تو دیار خودت
هر روز
هر ساعت
دست عشقو میگیرم میام میشینم همینجا
هی زار میزنیم
هی نفرینت میکنیم دوتایی
نفرین من نگیره نفرین عشق میگیره.
از اون صبح به بعد دیگه دریا جرأت نکرد به ما بگه بالا چشت ابرو.
دلبر قسم به عشقش داده
دريآ كه مثلِ مآ آدمآ نيست
حرمت عشق رو حتماً نگه ميداره!
#محیا_زند
@aevien 🌊
پیرمرد سَرِ شبی میخواست دل به در یا بزنه ماهی بگیره.
گفتم: عمو دریا شبا بی مروته، میری دیگه سایه ات خدایی نکرده از سر ساحل کم ميشه، بزار سر صبحی برو که آفتاب یاریت کنه.
گفت: نمیشه جوون، دلبر هوس ماهی کرده
اصلا دلبر همش هلاک ماهیه
من و دلبر نداریم
دلبر هلاک باشه
ما هم هلاکیم.
بعدشم، دلبر با دریا قرار گذاشته.
یروز سر صبحی اومد لب ساحل
دست کرد لب ساحل
برای ماهیا فاتحه خوند
دریارو قسم داد به عشق
گفت اگه یار منو ببری تو دیار خودت
هر روز
هر ساعت
دست عشقو میگیرم میام میشینم همینجا
هی زار میزنیم
هی نفرینت میکنیم دوتایی
نفرین من نگیره نفرین عشق میگیره.
از اون صبح به بعد دیگه دریا جرأت نکرد به ما بگه بالا چشت ابرو.
دلبر قسم به عشقش داده
دريآ كه مثلِ مآ آدمآ نيست
حرمت عشق رو حتماً نگه ميداره!
#محیا_زند
@aevien 🌊
Forwarded from Deleted Account
Never Give Up
Sia
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien
ميگم دلبر؛
ما كه اين همه دوست داريم همو،
ما كه اينجورى جون نداريم بى همديگه،
گناه نيست به نظرت؟!
اين همه دوست داشتن گناه نيست؟!
كفر نيست خداىِ عشق هميم؟!
دلبر من ميگم اصلا گيريم گناه باشه!
آدميزاديم...گناه ميكنيم كه خدا ببخشه ديگه...
اصلاً از اين گناه ملس ترم هست؟!
ميگم دلبر بيآ مثل آدميزآد تو دوست داشتن هم گناه كنيم... امآ مثلِ آدميزاد وفا نكنيم!
مثل دريآ باشيم كه عهدشو با سآحل نميشكنه و جون به جونش كنن دستشو ميرسونه به دست سآحل.
دلبر جون به جونت كردن هم دستتو برسون به دستم كه جونم بآ جونت ميره!
#محیا_زند
@aevien
ميگم دلبر؛
ما كه اين همه دوست داريم همو،
ما كه اينجورى جون نداريم بى همديگه،
گناه نيست به نظرت؟!
اين همه دوست داشتن گناه نيست؟!
كفر نيست خداىِ عشق هميم؟!
دلبر من ميگم اصلا گيريم گناه باشه!
آدميزاديم...گناه ميكنيم كه خدا ببخشه ديگه...
اصلاً از اين گناه ملس ترم هست؟!
ميگم دلبر بيآ مثل آدميزآد تو دوست داشتن هم گناه كنيم... امآ مثلِ آدميزاد وفا نكنيم!
مثل دريآ باشيم كه عهدشو با سآحل نميشكنه و جون به جونش كنن دستشو ميرسونه به دست سآحل.
دلبر جون به جونت كردن هم دستتو برسون به دستم كه جونم بآ جونت ميره!
#محیا_زند
@aevien
Forwarded from .: آویـــــــــــــــــن :.
سی و چند سال دیگر؛ یک عصر پاییزی داریم با پسرم میرویم مطب دکتر قلبم...
دم پله های مطب دختری از رو به رو می آید... پسرم لبخند میزند و کنار میکشد تا دختر رد شود...
به منشی مطب لبخند میزند و تشکر میکند... به دکتر لبخند میزند و چندتا سوال پزشکی میپرسد...
در راه برگشت ترمز میزند و با لبخند اجازه رد شدن به چندتا دختر دبستانی صورتى پوش را میدهد که منتظرند چراغ قرمز شود...
و احتمالا تمام این مدت با هر لبخند پسرم من دست روی قلبم میذارم و سنگین نفس میکشم... اخر سر طاقت نمی آورم و خيره به نيمرخ خندانش مى گويم:
نخند مادرجون... نخند!
به هر کس که میرسی حتی از روی احترام هم نخند! کسی چه میدونه... شاید همین خنده ى بى غرض تو سال ها بعد ،درد بندازه به قلب يکى...من از چهارده سالگی تا حالا بیماری قلبی دارم! مرض خنده ى یه جفت چشم مشکی افتاده به جونم و قلبمو به این حال و روز در آورده...
نخند مادر جون...
خنده سلاح سردیه که با اون حالتی که به چشم میده نيشتر میزنه به قلب!
تو روى هر کسى نخند مادرجون!
و بعد دوباره قلبمو که تیر میکشه تو مشتم میگیرم و هی زیر لب زمزمه میکنم:
" تو همانی که دلم لک زده لبخندش را..."
#محیا_زند
@aevien
دم پله های مطب دختری از رو به رو می آید... پسرم لبخند میزند و کنار میکشد تا دختر رد شود...
به منشی مطب لبخند میزند و تشکر میکند... به دکتر لبخند میزند و چندتا سوال پزشکی میپرسد...
در راه برگشت ترمز میزند و با لبخند اجازه رد شدن به چندتا دختر دبستانی صورتى پوش را میدهد که منتظرند چراغ قرمز شود...
و احتمالا تمام این مدت با هر لبخند پسرم من دست روی قلبم میذارم و سنگین نفس میکشم... اخر سر طاقت نمی آورم و خيره به نيمرخ خندانش مى گويم:
نخند مادرجون... نخند!
به هر کس که میرسی حتی از روی احترام هم نخند! کسی چه میدونه... شاید همین خنده ى بى غرض تو سال ها بعد ،درد بندازه به قلب يکى...من از چهارده سالگی تا حالا بیماری قلبی دارم! مرض خنده ى یه جفت چشم مشکی افتاده به جونم و قلبمو به این حال و روز در آورده...
نخند مادر جون...
خنده سلاح سردیه که با اون حالتی که به چشم میده نيشتر میزنه به قلب!
تو روى هر کسى نخند مادرجون!
و بعد دوباره قلبمو که تیر میکشه تو مشتم میگیرم و هی زیر لب زمزمه میکنم:
" تو همانی که دلم لک زده لبخندش را..."
#محیا_زند
@aevien
Forwarded from Deleted Account
Kari Nadaram
Mehdi Moghaddam [MusiceSal.in]
کاری ندارم با کسایی که
کارو رسوندن به یه جایی که
دلم بسوزه توو غم و درداش
تو رو قسم به اون خدایی که
به تک تکِ خاطره هایی که
توو قلبته یه کم به فکرم باش
@aevien 🌱
:)
کارو رسوندن به یه جایی که
دلم بسوزه توو غم و درداش
تو رو قسم به اون خدایی که
به تک تکِ خاطره هایی که
توو قلبته یه کم به فکرم باش
@aevien 🌱
:)
@aevien
من هرگز نخواستم که از عشق
افسانه ای بیافرینم،باور کن !
من میخواستم
که با دوست داشتن زندگی کنم
کودکانه و ساده و روستایی..
#نادر_ابراهيمى 💜
@aevien 🌱
من هرگز نخواستم که از عشق
افسانه ای بیافرینم،باور کن !
من میخواستم
که با دوست داشتن زندگی کنم
کودکانه و ساده و روستایی..
#نادر_ابراهيمى 💜
@aevien 🌱
.: آویـــــــــــــــــن :.
@aevien 💜
Forwarded from Deleted Account
Pir Misham
Moein Z [MusiceSal.in]
شاعر شعر من بی حوصله تنگ نشد باز برایم دلت!
بعد تو هر روز قسم خورده ام كه
هرکه پرسید چطوری؟!
بگم مرده ام!
@aevien 🌱
بعد تو هر روز قسم خورده ام كه
هرکه پرسید چطوری؟!
بگم مرده ام!
@aevien 🌱