.: آویـــــــــــــــــن :.
@aevien 🌱💜
دارم
به "تو"
"فكر" ميكنم...!!!
به "تو"
"فكر" ميكنم...!!!
.: آویـــــــــــــــــن :.
@aevien 💜🌱
@aevien
_ نه كه دوسش داشته باشم ديگه ...نه!
فقط يه شبايى مثل امشب كه بارون ميباره و تو بالكن وايسادم به چراغ روشن اتاقِ سابقش نگاه ميكنم نميتونم بگم ازش متنفرم!
+منم يه شبايى نميتونم بگم ازش متنفرم!
_ناخودآگاه منتظر پيامشم...میفهمی نه؟
+پارسال دقيقا همين موقع ها بود!
تازه از بيمارستان مرخص شده بودم...ميدونست حالم بده اما نفهميد انگارى چقدرش رو كه بهونه رفتن گرفت!
بهش گفتم عادت ندارم سربار زندگى كسى باشم بگى برو ميرم!
منتظر بودم بگه ديوونه شدى؟!
ولى گفت پس برو...!
هنوز منتظرم پيام بده بگه ديوونه شدى؟
ميفهمى نه؟!
#محیا_زند
@aevien 🌱
_ نه كه دوسش داشته باشم ديگه ...نه!
فقط يه شبايى مثل امشب كه بارون ميباره و تو بالكن وايسادم به چراغ روشن اتاقِ سابقش نگاه ميكنم نميتونم بگم ازش متنفرم!
+منم يه شبايى نميتونم بگم ازش متنفرم!
_ناخودآگاه منتظر پيامشم...میفهمی نه؟
+پارسال دقيقا همين موقع ها بود!
تازه از بيمارستان مرخص شده بودم...ميدونست حالم بده اما نفهميد انگارى چقدرش رو كه بهونه رفتن گرفت!
بهش گفتم عادت ندارم سربار زندگى كسى باشم بگى برو ميرم!
منتظر بودم بگه ديوونه شدى؟!
ولى گفت پس برو...!
هنوز منتظرم پيام بده بگه ديوونه شدى؟
ميفهمى نه؟!
#محیا_زند
@aevien 🌱
Forwarded from Deleted Account
Delam Tanha Shod
Shahab Mozaffari Ft. Shahab Ramezan -
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
اِمروز تولدِ يكسآلگيه آوينم بود 💜
براىِ بقيه كسآيى كه كآنآل دآرن نميدونم كآنآلشون براشون چجوريه!
اَمآ حسِ من به آوين مطلقاً يه حسِ مآدرآنه بود.
آوين دختر موقرمزِ فرفريه من بآ پيرهن چين دارِ بنفشه💜
دخترى كه تو شبآىِ لعنتى ارديبهشتيه مآدرش شد مرهمش.
بهم كمك كرد، ترغيب ام كرد نوشته هآ و حرفآيى كه هميشه فقط رو تنِ كاغذآىِ سفيد بى اهميت رهاشون ميكردمو بآ قلب و روحِ بقيه شريك بشم.
يكسآل من اينجا گريه هامو، خنده هامو، دل ضعفه هامو، دل خرابى هامو باهاتون شريك شدم و عميقاً از اين شراكت لذت بردم 💜
ممنون كه خيلى هاتون به من و دخترم اعتماد كرديد نصفه شبآ، سر شبآ، آخر روزآ گريه هاتون، خنده هاتون ، بنفشياتون رو باهامون سهيم شديد و از داستان هاى عاشقانه تون برامون گفتيد.
داستان هايى كه با خيلى هاشون من زآر زدم
خيلى هاشون رو نوشتم
و جلوىِ خيلى هاشون نتونستم مثلِ يه روانشناس عمل كنم و ترجيح دادم فقط مثلِ يه دوست همپاش گريه كنم.
يكسآلگيه آوينــمه 💜
آوينِ موقرمز فرفريم 💜
حرفى، نقدى، جيغى، ناسزايى، مهربونى ، نظرى، داستانى چيزى بود از اينجآ گوش ميكنم :
https://telegram.me/harfbzanbot?start=d1v3PA
براىِ بقيه كسآيى كه كآنآل دآرن نميدونم كآنآلشون براشون چجوريه!
اَمآ حسِ من به آوين مطلقاً يه حسِ مآدرآنه بود.
آوين دختر موقرمزِ فرفريه من بآ پيرهن چين دارِ بنفشه💜
دخترى كه تو شبآىِ لعنتى ارديبهشتيه مآدرش شد مرهمش.
بهم كمك كرد، ترغيب ام كرد نوشته هآ و حرفآيى كه هميشه فقط رو تنِ كاغذآىِ سفيد بى اهميت رهاشون ميكردمو بآ قلب و روحِ بقيه شريك بشم.
يكسآل من اينجا گريه هامو، خنده هامو، دل ضعفه هامو، دل خرابى هامو باهاتون شريك شدم و عميقاً از اين شراكت لذت بردم 💜
ممنون كه خيلى هاتون به من و دخترم اعتماد كرديد نصفه شبآ، سر شبآ، آخر روزآ گريه هاتون، خنده هاتون ، بنفشياتون رو باهامون سهيم شديد و از داستان هاى عاشقانه تون برامون گفتيد.
داستان هايى كه با خيلى هاشون من زآر زدم
خيلى هاشون رو نوشتم
و جلوىِ خيلى هاشون نتونستم مثلِ يه روانشناس عمل كنم و ترجيح دادم فقط مثلِ يه دوست همپاش گريه كنم.
يكسآلگيه آوينــمه 💜
آوينِ موقرمز فرفريم 💜
حرفى، نقدى، جيغى، ناسزايى، مهربونى ، نظرى، داستانى چيزى بود از اينجآ گوش ميكنم :
https://telegram.me/harfbzanbot?start=d1v3PA
ميگم دلبر
وقتِ برنج كآرى و شآلى هاىِ شمآله كه عاشقِ بوشى.
بيآ از صُبح تآ عصرى كه آفتآب پشت كوه هآ غش كنه بريم كنارِ زميناىِ برنج بشينيم تو از بوىِ شآلى مست شى ...
من از مستيه تو مست 💜
@aevien 🌱
وقتِ برنج كآرى و شآلى هاىِ شمآله كه عاشقِ بوشى.
بيآ از صُبح تآ عصرى كه آفتآب پشت كوه هآ غش كنه بريم كنارِ زميناىِ برنج بشينيم تو از بوىِ شآلى مست شى ...
من از مستيه تو مست 💜
@aevien 🌱
.: آویـــــــــــــــــن :.
@aevien 💜
@aevien
میخوام عاشق مردی بشم که شبیه هیچکدوم از مردهایی که میشناسم مردونگى بلد نیست! مردونگى مختص خودش رو داره!
که بعضی روزها لباس های مردونه میپوشه با آستین های تا خورده و شلوار کتون همرنگ لباسش و بعضی روزها یه تیشرت اسپرت با یه جین روشن ستش! مردی که لازم نیست جلوش نگران چطور زنونگی کردن باشم! نگران اینکه کی جلوش ناز کنم کی نکنم! نگران تن صدام که به اندازه کافی ناز داره یا نه! نگران اینکه جلوش چطور بپوشم چطور بخورم! مردی که جلوش بیشتر از همیشه خودمم.که با خیال راحت جلوش غذامیخورم حتی گاهی با دهن پر حرف میزنم و موقع خوردن آب میوه با خیال راحت آخرش را هورت میکشم و اونم همراهیم میکنه و آخر سر جفتمون به این همه چندشی میخندیم! مردی که نگران چاق و لاغر شدنم و تكون اندامم جلوش نباشم! مردی که وقتی رژ قرمزتند میزنم غیرتش رو قلمبه نمیکنه و نمیکوبش تو سرم اما بی غیرتی هم نميكنه! مردی که وقتی با یه خانوم غریبه حرف ميزنه نگران چرخیدن نگاهش رو اجزای بدنش نیستم و حسودی هم که میکنم و سرش کلی غر میرنم بهش بر نمیخوره که تو به من اعتماد نداری و فلان... دماغمو میکشه و میگه مگه صدبار نگفتم بخوای نخوای بیخ ریش نداشته خودتم؟ مردی که شعر خوندن بلده و حاضره باهام تمام شب شعرهای شهر رو متر کنه... و همیشه یه دوربین برای عکاسی روی شونه هاش باشه!مردی که وقتی بارون میباره زنگ میزنه و میگه دلت نگیره که خودم هواتو دارم... اصلا حاضرشو بریم زیرش بدون چتر قدم بزنیم! مردی که وقتی همون درد های زنونه لعنتی سراغم میان و لج باز و بی اعصاب ام میکنن درکم میکنه... یه بسته ژلوفن میاره برام سرمو میزاره رو پاهاش میگه خب شروع کن غر زدن رو...بدخلقی کن...اصلا به زمین و زمان فحش بده اما بدون من دوستت دارم! که وقتی مالبرو هاش رو بین لب هاش ميذاره نگاه خیره ام رو که روش میبینه یه نخ دیگه درمیاره و میده دستم! بدون هیچ تعصب مسخره ای که این چیزها برای زن خوبیت نداره! فقط میگه: هروقت خواستی بکشی به خودم بگو...زیاد هم نکش.. مامان بچه هام که بشی براشون بد میشه اونموقع! که وقتی دارم مثل بچه های چهارساله رو کاشی های زمین لی لی میکنم فکر حرف مردم نیست... فکر اینکه بقیه بهم بگن چقدر جلفه! دستمو میگیره و بقیه کاشی هارو با خنده باهام لی لی میکنه و یه گور بابای بزرگ حواله تمام حرف مردم ها میکنه! مردی که وقتی بحثمون میشه با مردونگیش و جذبه و قدرتش سر زنونگیم و شکننده بودنم بازی در نمیاره... با منطق باهام حرف میزنه و با چندتا تار موهام بازی میکنه! مردی که وقتی درد میاد سراغش... زندگی بهش زور میگه... بد خلقی هاشو برام نمیاره... میاد سرشو میزاره رو پاهام... میزاره دستمو کنم تو پیچ و تاب موهاش و باهام دردودل میکنه...تکیه میکنه... اعتماد میکنه به زن بودنم و دوست داشتنم!بدون اینکه نگران شکستن غرور کذایی مردونه اش باشه!مردی که چایی خوردن تو یه لیوان تو بلندترین نقطه ممکن رو دوست داره و بخاطر کلاس اون قهوه های تلخ لعنتی رو تو کافه ها سر نمیکشه! مردی که حرف زدن بلده...و لازم نیست بهش زن بودنم و نازکردنم رو مدام یاد اوری کنم! مردی که مثل بقیه تیکه کلام های کذایی و لعنتی عزیزم و عشقم و نفسم نمیگه و چندتا لقب خاص روم گذاشته! مردی که آرومه جونمه و آرومه جونشم!
میخوام عاشق مردی بشم که میدونم جلوش خود خودمم!
مردی که واقعا مرده اما شبیه هیچکس نیست!
#محیا_زند
@aevien 🌱
میخوام عاشق مردی بشم که شبیه هیچکدوم از مردهایی که میشناسم مردونگى بلد نیست! مردونگى مختص خودش رو داره!
که بعضی روزها لباس های مردونه میپوشه با آستین های تا خورده و شلوار کتون همرنگ لباسش و بعضی روزها یه تیشرت اسپرت با یه جین روشن ستش! مردی که لازم نیست جلوش نگران چطور زنونگی کردن باشم! نگران اینکه کی جلوش ناز کنم کی نکنم! نگران تن صدام که به اندازه کافی ناز داره یا نه! نگران اینکه جلوش چطور بپوشم چطور بخورم! مردی که جلوش بیشتر از همیشه خودمم.که با خیال راحت جلوش غذامیخورم حتی گاهی با دهن پر حرف میزنم و موقع خوردن آب میوه با خیال راحت آخرش را هورت میکشم و اونم همراهیم میکنه و آخر سر جفتمون به این همه چندشی میخندیم! مردی که نگران چاق و لاغر شدنم و تكون اندامم جلوش نباشم! مردی که وقتی رژ قرمزتند میزنم غیرتش رو قلمبه نمیکنه و نمیکوبش تو سرم اما بی غیرتی هم نميكنه! مردی که وقتی با یه خانوم غریبه حرف ميزنه نگران چرخیدن نگاهش رو اجزای بدنش نیستم و حسودی هم که میکنم و سرش کلی غر میرنم بهش بر نمیخوره که تو به من اعتماد نداری و فلان... دماغمو میکشه و میگه مگه صدبار نگفتم بخوای نخوای بیخ ریش نداشته خودتم؟ مردی که شعر خوندن بلده و حاضره باهام تمام شب شعرهای شهر رو متر کنه... و همیشه یه دوربین برای عکاسی روی شونه هاش باشه!مردی که وقتی بارون میباره زنگ میزنه و میگه دلت نگیره که خودم هواتو دارم... اصلا حاضرشو بریم زیرش بدون چتر قدم بزنیم! مردی که وقتی همون درد های زنونه لعنتی سراغم میان و لج باز و بی اعصاب ام میکنن درکم میکنه... یه بسته ژلوفن میاره برام سرمو میزاره رو پاهاش میگه خب شروع کن غر زدن رو...بدخلقی کن...اصلا به زمین و زمان فحش بده اما بدون من دوستت دارم! که وقتی مالبرو هاش رو بین لب هاش ميذاره نگاه خیره ام رو که روش میبینه یه نخ دیگه درمیاره و میده دستم! بدون هیچ تعصب مسخره ای که این چیزها برای زن خوبیت نداره! فقط میگه: هروقت خواستی بکشی به خودم بگو...زیاد هم نکش.. مامان بچه هام که بشی براشون بد میشه اونموقع! که وقتی دارم مثل بچه های چهارساله رو کاشی های زمین لی لی میکنم فکر حرف مردم نیست... فکر اینکه بقیه بهم بگن چقدر جلفه! دستمو میگیره و بقیه کاشی هارو با خنده باهام لی لی میکنه و یه گور بابای بزرگ حواله تمام حرف مردم ها میکنه! مردی که وقتی بحثمون میشه با مردونگیش و جذبه و قدرتش سر زنونگیم و شکننده بودنم بازی در نمیاره... با منطق باهام حرف میزنه و با چندتا تار موهام بازی میکنه! مردی که وقتی درد میاد سراغش... زندگی بهش زور میگه... بد خلقی هاشو برام نمیاره... میاد سرشو میزاره رو پاهام... میزاره دستمو کنم تو پیچ و تاب موهاش و باهام دردودل میکنه...تکیه میکنه... اعتماد میکنه به زن بودنم و دوست داشتنم!بدون اینکه نگران شکستن غرور کذایی مردونه اش باشه!مردی که چایی خوردن تو یه لیوان تو بلندترین نقطه ممکن رو دوست داره و بخاطر کلاس اون قهوه های تلخ لعنتی رو تو کافه ها سر نمیکشه! مردی که حرف زدن بلده...و لازم نیست بهش زن بودنم و نازکردنم رو مدام یاد اوری کنم! مردی که مثل بقیه تیکه کلام های کذایی و لعنتی عزیزم و عشقم و نفسم نمیگه و چندتا لقب خاص روم گذاشته! مردی که آرومه جونمه و آرومه جونشم!
میخوام عاشق مردی بشم که میدونم جلوش خود خودمم!
مردی که واقعا مرده اما شبیه هیچکس نیست!
#محیا_زند
@aevien 🌱
.: آویـــــــــــــــــن :.
@aevien میخوام عاشق مردی بشم که شبیه هیچکدوم از مردهایی که میشناسم مردونگى بلد نیست! مردونگى مختص خودش رو داره! که بعضی روزها لباس های مردونه میپوشه با آستین های تا خورده و شلوار کتون همرنگ لباسش و بعضی روزها یه تیشرت اسپرت با یه جین روشن ستش! مردی که لازم…
متن قديميه:)
آره ميدونمم خيلى فانتزيه و قضيه گشتم نبود نگرد نيسته :)
ولى خب آرزو لابه لاىِ كلمه ها عيب نيست:)
آره ميدونمم خيلى فانتزيه و قضيه گشتم نبود نگرد نيسته :)
ولى خب آرزو لابه لاىِ كلمه ها عيب نيست:)
زن؛
مرد ثروتمند و سرشناس و حتی شاعر نمیخواهد،
مردی میخواهد که چشمهایش را بفهمد...
غم چشمها را که دید،
به سینهاش اشاره کند و بگوید:
"ببین! سرزمین امن تو اینجاست.."
#نزار_قبانی
@aevien 🌱
مرد ثروتمند و سرشناس و حتی شاعر نمیخواهد،
مردی میخواهد که چشمهایش را بفهمد...
غم چشمها را که دید،
به سینهاش اشاره کند و بگوید:
"ببین! سرزمین امن تو اینجاست.."
#نزار_قبانی
@aevien 🌱
پرواز همای / دیوانه تری
@aragh_khorha
همه دانند در این شهر که دیوانه، منم؛
که منم شهره به شیدایی و بیداد گری،
به خدا از من دیوانه، تو دیوانه ترى...
به خدا از من دیوانه، تو دیوانه ترى...🍃
@aevien
که منم شهره به شیدایی و بیداد گری،
به خدا از من دیوانه، تو دیوانه ترى...
به خدا از من دیوانه، تو دیوانه ترى...🍃
@aevien
Forwarded from Deleted Account
Abr Mibarad
Homayoun Shajarian
Deleted Account
Homayoun Shajarian – Abr Mibarad
يجورى خوب و يجوريه كه امروز سركلاس سرمو گذاشتم رو ميز، گذاشتمش رو تكرا و كلِ دوساعتِ كلاس رو بآهآش گريه كردم :)
من جدآ گريه كنآن....
من جدآ گريه كنآن....
@aevien 🌱
ميگم دلبر اين بآرون آخر شبى كه داره ميزنه رو شيشه چقدر شبيه توِ!
چرآ؟
خُب تا امروز ظهر همه چى مثل روزهآى قبل بود تا اونجآ كه دستمو كردم تو كيفم و هرچى از طول به عرض جابه جاش كردم عينك آفتابيمو پيدا نكردم، سرمو كردم رو به آسمون و به جون آفتآب غر زدم هرروز كه عينك تو كيفمه نآز ميكنى لحاف اَبريتو ميكشى رو سرت و قآيم ميشى از دست دنيا، حالآ كه عينك نياوردم اينجورى طنازى ميكنى؟!
همون موقع به گمونم آفتاب ابرو كشيد تو هم و افتاد سر دنده لجبآزى كه تو بهم طعنه زدى يه ببخشيد گفتى و از كنارم رد شدى...خودِ خودت نه ها، شبيه ترينت.
دلبر شكل و شمايلش شبيه تر از شبيه بود بهت.
ربط لجبآزى آفتاب به شبيه ترينت؟!
خُب دردت به جونم آدم هم ريخت دلبر بيمعرفت ببينه و آسمون آفتابيه دلش يهو ابرى و بارونى نشه؟!
ربطش بهت اينكه همچين كه شبيه ترينت از كنآرم رد شد آفتآب به اون پر رنگى يهو رفت پشت اَبر و حالم شد بآرون.
ربط هم ريخت بودن بآرون بهت اينكه كلِ روز سركآر انقدر حواس پرت و كلافه بودم كه دادِ مدير سرم دراومد كه چته امروز انقدر تو فضآيى؟ گفتم نميدونم...سرم درد ميكنه!
عصرى تو كآفه دوستم پرسيد چته اخلاق ندارى؟! گفتم نميدونم...حوصله ندارم!
سرِميزِ شآم مامان پرسيد چته كه لب به غذات نميزنى؟! گفتم نميدونم...خستم!
تا كه آخرشب وقتى نشستم جلو آينه موهامو شونه بزنم از چشمام پرسيدم واقعاً چته؟!
صدآىِ بآرون كه از پنجره ريخت داخل اتاق و از چشآم هم يه عالمه بآرون ريخت رو پيرهنم تآزه يادم افتآد من و آفتاب همون موقع كه شبيه ترينت از كنارمون رد شد باهم افتاديم سر لج!
دلبر...نگاه چه شبيه بآرون شده چشمآم!
شبيه شبيه ترين جاىِ نبودنت!
#محیا_زند
@aevien 🌱
https://instagram.com/p/BThk9vTjzev/
ميگم دلبر اين بآرون آخر شبى كه داره ميزنه رو شيشه چقدر شبيه توِ!
چرآ؟
خُب تا امروز ظهر همه چى مثل روزهآى قبل بود تا اونجآ كه دستمو كردم تو كيفم و هرچى از طول به عرض جابه جاش كردم عينك آفتابيمو پيدا نكردم، سرمو كردم رو به آسمون و به جون آفتآب غر زدم هرروز كه عينك تو كيفمه نآز ميكنى لحاف اَبريتو ميكشى رو سرت و قآيم ميشى از دست دنيا، حالآ كه عينك نياوردم اينجورى طنازى ميكنى؟!
همون موقع به گمونم آفتاب ابرو كشيد تو هم و افتاد سر دنده لجبآزى كه تو بهم طعنه زدى يه ببخشيد گفتى و از كنارم رد شدى...خودِ خودت نه ها، شبيه ترينت.
دلبر شكل و شمايلش شبيه تر از شبيه بود بهت.
ربط لجبآزى آفتاب به شبيه ترينت؟!
خُب دردت به جونم آدم هم ريخت دلبر بيمعرفت ببينه و آسمون آفتابيه دلش يهو ابرى و بارونى نشه؟!
ربطش بهت اينكه همچين كه شبيه ترينت از كنآرم رد شد آفتآب به اون پر رنگى يهو رفت پشت اَبر و حالم شد بآرون.
ربط هم ريخت بودن بآرون بهت اينكه كلِ روز سركآر انقدر حواس پرت و كلافه بودم كه دادِ مدير سرم دراومد كه چته امروز انقدر تو فضآيى؟ گفتم نميدونم...سرم درد ميكنه!
عصرى تو كآفه دوستم پرسيد چته اخلاق ندارى؟! گفتم نميدونم...حوصله ندارم!
سرِميزِ شآم مامان پرسيد چته كه لب به غذات نميزنى؟! گفتم نميدونم...خستم!
تا كه آخرشب وقتى نشستم جلو آينه موهامو شونه بزنم از چشمام پرسيدم واقعاً چته؟!
صدآىِ بآرون كه از پنجره ريخت داخل اتاق و از چشآم هم يه عالمه بآرون ريخت رو پيرهنم تآزه يادم افتآد من و آفتاب همون موقع كه شبيه ترينت از كنارمون رد شد باهم افتاديم سر لج!
دلبر...نگاه چه شبيه بآرون شده چشمآم!
شبيه شبيه ترين جاىِ نبودنت!
#محیا_زند
@aevien 🌱
https://instagram.com/p/BThk9vTjzev/
Instagram
محیا زند
☔️💧 . ميگم دلبر اين بآرون آخر شبى كه داره ميزنه رو شيشه چقدر شبيه توِ! چرآ؟ خُب تا امروز ظهر همه چى مثل روزهآى قبل بود تا اونجآ كه دستمو كردم تو كيفم و هرچى از طول به عرض جابه جاش كردم عينك آفتابيمو پيدا نكردم، سرمو كردم رو به آسمون و به جون آفتآب غر زدم…