@aevien
چشمای آدما خطرناک ترین عضو بدنشونه.
از اون شب که خاله در موردش بهم گوشزد کرد، ناخودآگاه خیلی بهش توجه میکنم.
اما خب هر بار هم به خودم یادآوری میکنم که آدما همیشه اون چیزی رو که دوست دارن میبینن.
راستش بدم هم نمیاد که دوسم داشته باشه و ازم خواستگاری کنه، اما من تا حالا حتی برای ۳۰ ثانیه هم بهش فکر نکردم که الان سعی کنم با حرف خاله لپام گل بندازه و سرخ و سفید بشم.
حتی وقتایی هم که میگم آره خیلی خوشگله واسه تایید حرف اطرافیانه.
وَ اِلا اصلا بهش توجه نکردم که بدونم واقعا خوشگله یا نه.
حتی همین چند شب پیش که داشتم بهش فکر میکردم، نمیتونستم چهره اشو توی ذهنم مجسم کنم، خیلی سخت بود.
اصلا با دیدنش تپش قلب نمیگیرم حتی گاهی ازش فرار هم میکنم، وقتی میخوام بهش سلام کنم، سعی میکنم به جایی غیر از چشماش نگاه کنم.
اما اون شب برای اولین بار به اراده ی خودم به چشماش نگاه کردم و دیدم واقعا چشمای قشنگی داره. ناخودآگاه با خودم گفتم خوش به حال کسی که او دوسش داره، و باز هم ناخودآگاه توی ذهنم اومد که کاش منو دوست داشته باشه.
میدونی که گاهی اوقات نمیتونی افسار افکارتو بکشی و اسب افکارتو کنترل کنی.
راستشو بخوای وقتی برای اولین بار توی چشماش نگاه کردم هیچ تغییری توی تپش قلبم احساس نکردم، اما اونقدر محو چشماش شده بودم که نمیتونستم نگاهمو ازشون بگیرم.
حتی چند باری هم باهام چشم تو چشم شد و نگاهشو سریع ازم دزدید، اما منِ احمق از رو نمیرفتم و زل زده بودم به چشماش که تازه بعد از این همه سال فهمیدم چقدر خوشگلن. لامذهب یه گله سگ تو چشماشن.
اینقدر مثل دیوونه ها به چشماش زل زدم که سرشو انداخت پایین و از اتاق رفت بیرون.
خب بیچاره حق هم داشت، کسی که از بچگی تا حالا حتی روزایی که با هم بودیم و بازی میکردیم یک بار هم اتفاقی به چشماش نگاه نکرده و حتی موقع حرف زدن باهاش روی اجزای صورتش سردرگم میشده تا با چشماش تصادف نکنه، حالا یهویی اینجوری تو چشماش زل میزنه و چشم برنمیداره.
تعجب داره و غیر قابل هضم. شاید هم یه خورده ترس آور.
اون شب تپش قلب نداشتم، دستام عرق نکرد، لکنت زبان نگرفتم، گیج و سردرگم نبودم.
اما حالا......
بگذریم.
حالا تو بگو خطرناک تر از چشم و نگاه آدما سراغ داری؟؟؟
هیچ وقت آدما رو از چشماشون شروع به آنالیز کردن نکنید.
من از چشماش شروع کردم که به این روز افتادم. :)
#ناشناس
#شما_فرستادين
@aevien 🌱
چشمای آدما خطرناک ترین عضو بدنشونه.
از اون شب که خاله در موردش بهم گوشزد کرد، ناخودآگاه خیلی بهش توجه میکنم.
اما خب هر بار هم به خودم یادآوری میکنم که آدما همیشه اون چیزی رو که دوست دارن میبینن.
راستش بدم هم نمیاد که دوسم داشته باشه و ازم خواستگاری کنه، اما من تا حالا حتی برای ۳۰ ثانیه هم بهش فکر نکردم که الان سعی کنم با حرف خاله لپام گل بندازه و سرخ و سفید بشم.
حتی وقتایی هم که میگم آره خیلی خوشگله واسه تایید حرف اطرافیانه.
وَ اِلا اصلا بهش توجه نکردم که بدونم واقعا خوشگله یا نه.
حتی همین چند شب پیش که داشتم بهش فکر میکردم، نمیتونستم چهره اشو توی ذهنم مجسم کنم، خیلی سخت بود.
اصلا با دیدنش تپش قلب نمیگیرم حتی گاهی ازش فرار هم میکنم، وقتی میخوام بهش سلام کنم، سعی میکنم به جایی غیر از چشماش نگاه کنم.
اما اون شب برای اولین بار به اراده ی خودم به چشماش نگاه کردم و دیدم واقعا چشمای قشنگی داره. ناخودآگاه با خودم گفتم خوش به حال کسی که او دوسش داره، و باز هم ناخودآگاه توی ذهنم اومد که کاش منو دوست داشته باشه.
میدونی که گاهی اوقات نمیتونی افسار افکارتو بکشی و اسب افکارتو کنترل کنی.
راستشو بخوای وقتی برای اولین بار توی چشماش نگاه کردم هیچ تغییری توی تپش قلبم احساس نکردم، اما اونقدر محو چشماش شده بودم که نمیتونستم نگاهمو ازشون بگیرم.
حتی چند باری هم باهام چشم تو چشم شد و نگاهشو سریع ازم دزدید، اما منِ احمق از رو نمیرفتم و زل زده بودم به چشماش که تازه بعد از این همه سال فهمیدم چقدر خوشگلن. لامذهب یه گله سگ تو چشماشن.
اینقدر مثل دیوونه ها به چشماش زل زدم که سرشو انداخت پایین و از اتاق رفت بیرون.
خب بیچاره حق هم داشت، کسی که از بچگی تا حالا حتی روزایی که با هم بودیم و بازی میکردیم یک بار هم اتفاقی به چشماش نگاه نکرده و حتی موقع حرف زدن باهاش روی اجزای صورتش سردرگم میشده تا با چشماش تصادف نکنه، حالا یهویی اینجوری تو چشماش زل میزنه و چشم برنمیداره.
تعجب داره و غیر قابل هضم. شاید هم یه خورده ترس آور.
اون شب تپش قلب نداشتم، دستام عرق نکرد، لکنت زبان نگرفتم، گیج و سردرگم نبودم.
اما حالا......
بگذریم.
حالا تو بگو خطرناک تر از چشم و نگاه آدما سراغ داری؟؟؟
هیچ وقت آدما رو از چشماشون شروع به آنالیز کردن نکنید.
من از چشماش شروع کردم که به این روز افتادم. :)
#ناشناس
#شما_فرستادين
@aevien 🌱
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien
ميگم دلبر بيا قاصدك شيم...يكى فوتمون كنه بريم لاىِ شكوفه هاىِ درختِ گيلاس،
بريم روى آب ولرمِ رودخونه مجاورِ باغ،
بريم رو سقفِ بنفشِ همسايه زير آفتاب بشينيم همو نگاه كنيم،همو صدا كنيم. دلبر بيا قاصدك شيم بريم يجايى هيشكي نتونه تورو از من بگيره، خودتم هواىِ رفتن نپيچه به دست و پات:) .
ميگم دلبر بهاره و چند وقت ديگ ارديبهشت ميشه اكسيژن كم مياد...مياى قاصدك شيم فرار كنيم؟
#محیا_زند
@aevien
ميگم دلبر بيا قاصدك شيم...يكى فوتمون كنه بريم لاىِ شكوفه هاىِ درختِ گيلاس،
بريم روى آب ولرمِ رودخونه مجاورِ باغ،
بريم رو سقفِ بنفشِ همسايه زير آفتاب بشينيم همو نگاه كنيم،همو صدا كنيم. دلبر بيا قاصدك شيم بريم يجايى هيشكي نتونه تورو از من بگيره، خودتم هواىِ رفتن نپيچه به دست و پات:) .
ميگم دلبر بهاره و چند وقت ديگ ارديبهشت ميشه اكسيژن كم مياد...مياى قاصدك شيم فرار كنيم؟
#محیا_زند
@aevien
@aevien
يك روزهايى تو زندگى هستند كه هيچوقت فراموش نميشوند!
هفتادوچندسالت شود، نوه هايت دورت را پر كنند و برايت دلبرى كنند.
يا چهل و چند سالت باشد با مسئوليت چند بچه پر از روزمرگى اى كه مجبورت كند ناهار را سر پا بخورى و شام را از خستگى با خواب آلودگى.
يا نه... سى و چندسالت باشد، يك زن مطلقه بيخيال باشى كه آخرشب ها تو خلوتش گربه اش را ميگذارد روىِ پاهايش و اسپرسو ميخورد متاليكا گوش ميدهد.
يا اصلا بيست و چند سالت باشد، پر از شورِ مُرده جوانى!
فرقى ندارد...
يك روزهايى در زندگى هستند
آنقدر تلخ
يا آنقدر شيرين
كه طعمشان تا آخر عمر زير زبان مثل روز اول مزه مزه ميشود!
#محیا_زند
@aevien 🌱
يك روزهايى تو زندگى هستند كه هيچوقت فراموش نميشوند!
هفتادوچندسالت شود، نوه هايت دورت را پر كنند و برايت دلبرى كنند.
يا چهل و چند سالت باشد با مسئوليت چند بچه پر از روزمرگى اى كه مجبورت كند ناهار را سر پا بخورى و شام را از خستگى با خواب آلودگى.
يا نه... سى و چندسالت باشد، يك زن مطلقه بيخيال باشى كه آخرشب ها تو خلوتش گربه اش را ميگذارد روىِ پاهايش و اسپرسو ميخورد متاليكا گوش ميدهد.
يا اصلا بيست و چند سالت باشد، پر از شورِ مُرده جوانى!
فرقى ندارد...
يك روزهايى در زندگى هستند
آنقدر تلخ
يا آنقدر شيرين
كه طعمشان تا آخر عمر زير زبان مثل روز اول مزه مزه ميشود!
#محیا_زند
@aevien 🌱
Forwarded from .: آویـــــــــــــــــن :.
Geryeh Nakon
Ebi
.: آویـــــــــــــــــن :.
Ebi – Geryeh Nakon
تِم آهنگ امروز فقط رو "گريه نكن" آقامون اِبى تنظيم بود...:)
جالبش اينه هم اِبى و هم سالار جآن عقيلى يه آهنگ به اسمِ گريه نكن دارن بعد هردو آهنگ يجورى خوبن كه وقتى گوششون ميدى رو "گريه بكن" ترين حالت ممكنت تنظيم ميشى :)
جالبش اينه هم اِبى و هم سالار جآن عقيلى يه آهنگ به اسمِ گريه نكن دارن بعد هردو آهنگ يجورى خوبن كه وقتى گوششون ميدى رو "گريه بكن" ترين حالت ممكنت تنظيم ميشى :)
@aevien
در بد زمانه اي دوستت دارم...
زمانهیِ تا ٣ صبح آنلاين بودن و دلت هزار راه رفتن كه با كدام گور به گور شده اي حرف ميزند، زمانهیِ عاشق شدن نيست.
زمانهیِ استوری پشت استوری گذاشتن و حرف دلت را زدن و اينكه طرف آنورِ گوشی در شيشوبش اين بماند كه با من است يا نه، زمانه يِ عاشق شدن نيست.
زمانهیِ پيام دادن و صدبار اديت كردن و آخر سر پاك كردنش، زمانه يِ عاشق شدن نيست.
زمانهیِ حرف دلت را با آهنگ زدن و آخرش هم طرف با خودش بگويد، براي همه ميفرستد، فقط من كه نيستم، زمانهیِ عاشق شدن نيست.
كاش در زمان چادر گلدار دوستت داشتم، مثلاً تو از سر كوچه بيايي و من هزار تا پلاسكو در دلم آتش بگيرد و بريزد و به روی خودم هم نياورم كه «چه قدر دوستت دارم» زير آوار مانده.
زمانهیِ كاسهی آش نذری دم در خانه بردن و منتظر كاسهی خالی ماندن، زمانهیِ عاشق شدن است، نه حالا كه حرف دلت را به هزار طريق بزنی و تهش هم لبخند بزنی كه ابهت قضيه بريزد...
#س_ت
#شما_فرستادين
@aevien🌱
در بد زمانه اي دوستت دارم...
زمانهیِ تا ٣ صبح آنلاين بودن و دلت هزار راه رفتن كه با كدام گور به گور شده اي حرف ميزند، زمانهیِ عاشق شدن نيست.
زمانهیِ استوری پشت استوری گذاشتن و حرف دلت را زدن و اينكه طرف آنورِ گوشی در شيشوبش اين بماند كه با من است يا نه، زمانه يِ عاشق شدن نيست.
زمانهیِ پيام دادن و صدبار اديت كردن و آخر سر پاك كردنش، زمانه يِ عاشق شدن نيست.
زمانهیِ حرف دلت را با آهنگ زدن و آخرش هم طرف با خودش بگويد، براي همه ميفرستد، فقط من كه نيستم، زمانهیِ عاشق شدن نيست.
كاش در زمان چادر گلدار دوستت داشتم، مثلاً تو از سر كوچه بيايي و من هزار تا پلاسكو در دلم آتش بگيرد و بريزد و به روی خودم هم نياورم كه «چه قدر دوستت دارم» زير آوار مانده.
زمانهیِ كاسهی آش نذری دم در خانه بردن و منتظر كاسهی خالی ماندن، زمانهیِ عاشق شدن است، نه حالا كه حرف دلت را به هزار طريق بزنی و تهش هم لبخند بزنی كه ابهت قضيه بريزد...
#س_ت
#شما_فرستادين
@aevien🌱
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien
ميگم دلبر
شبيهِ هواىِ بهآر نبآش كه تكليفش بآ خودشم مشخص نيست!
صبح اَبره
ظهر آفتآبه
عصر بآرونه
شب مهتآبه
دلبر شبيهِ بهآر نبآش كه ميشينه رو مبل دو دقيقه بعد نظرش عوض ميشه لباس عوض ميكنه كفش رفتن به پا ميكنه ده قدم ميره جلو شك ميكنه دوباره برميگرده ميشينه رو مبل.
دلبر يآ بمون يآ برو
آدم زياد هوا به هوا شه...صبح سردىِ ابر رفتن بزنه به تنش ظهر گرمىِ آفتابِ موندن هى سردوگرم شه قلبش سرمآ ميخوره ترك برميدآره ديگه نميتونه اعتماد كنه به هيچ دوست داشتنى.
دلبر نكنه بى اعتمادم كنى به دوست داشتنت؟
بهآره...بهآر نبآش!
#محیا_زند
@aevien
ميگم دلبر
شبيهِ هواىِ بهآر نبآش كه تكليفش بآ خودشم مشخص نيست!
صبح اَبره
ظهر آفتآبه
عصر بآرونه
شب مهتآبه
دلبر شبيهِ بهآر نبآش كه ميشينه رو مبل دو دقيقه بعد نظرش عوض ميشه لباس عوض ميكنه كفش رفتن به پا ميكنه ده قدم ميره جلو شك ميكنه دوباره برميگرده ميشينه رو مبل.
دلبر يآ بمون يآ برو
آدم زياد هوا به هوا شه...صبح سردىِ ابر رفتن بزنه به تنش ظهر گرمىِ آفتابِ موندن هى سردوگرم شه قلبش سرمآ ميخوره ترك برميدآره ديگه نميتونه اعتماد كنه به هيچ دوست داشتنى.
دلبر نكنه بى اعتمادم كنى به دوست داشتنت؟
بهآره...بهآر نبآش!
#محیا_زند
@aevien
Forwarded from Deleted Account
Mobham
Black Cats
@aevien
كتابا ميگن
هورموني كه مصرف شكلات تو بدن ايجاد ميكنه مشابه هورموناى دخيل تو عاشقيه!
به اين اضافه وزن سه كيلويي قسم مزخرف ميگن
مگه مغزو ميشه گول زد؟اونم اين مغز و كه هنوز دستور توقف دوست داشتن تو رو به هيچ ارگاني صادر نكرده
من به وقت گرفتن دستات،اون لحظه اي كه از ده متري دستاتو واسم باز ميكردي،وقتيكه چشماتو از پشت ميگرفتم و تو با چشماي بسته ميگفتي الان كه منتظرت بودم اما از بين يه ميليون زن با بوي عطر تو ميتونم دستاتو تشخيص بدم،يه ديوونه سرخوشِ شصت و پنج كيلويي بودم
اكسي توسين و فنتيلامين و دوپامين ناشي از وجود تو كجا و اين شكلاتاى نود درصدِ مزه زهرمار كجا؟
اين شكلاتا كه فله اي ميخرم
تا نبينم هر صد گرمش پونصد كالري داره...
#ويدا_كاشانى
#شما_فرستادين
@aevien🌱
كتابا ميگن
هورموني كه مصرف شكلات تو بدن ايجاد ميكنه مشابه هورموناى دخيل تو عاشقيه!
به اين اضافه وزن سه كيلويي قسم مزخرف ميگن
مگه مغزو ميشه گول زد؟اونم اين مغز و كه هنوز دستور توقف دوست داشتن تو رو به هيچ ارگاني صادر نكرده
من به وقت گرفتن دستات،اون لحظه اي كه از ده متري دستاتو واسم باز ميكردي،وقتيكه چشماتو از پشت ميگرفتم و تو با چشماي بسته ميگفتي الان كه منتظرت بودم اما از بين يه ميليون زن با بوي عطر تو ميتونم دستاتو تشخيص بدم،يه ديوونه سرخوشِ شصت و پنج كيلويي بودم
اكسي توسين و فنتيلامين و دوپامين ناشي از وجود تو كجا و اين شكلاتاى نود درصدِ مزه زهرمار كجا؟
اين شكلاتا كه فله اي ميخرم
تا نبينم هر صد گرمش پونصد كالري داره...
#ويدا_كاشانى
#شما_فرستادين
@aevien🌱