Forwarded from Mahya Zand
Mashoughey Badbakhte To
MOHSEN VAHIDI
باید بخندم پیش تو بغض صدایم را
بیرون بریزم مثل هر شب قرصهایم را
باید ببخشی که بدم خیلی غلط دارم
با هر که بودی باش خیلی دوستت دارم
#مهدی_موسوی
@aevien 🌱
بیرون بریزم مثل هر شب قرصهایم را
باید ببخشی که بدم خیلی غلط دارم
با هر که بودی باش خیلی دوستت دارم
#مهدی_موسوی
@aevien 🌱
Forwarded from Mahya Zand
Lanati Tarin Havali
Shahab Mozaffari
من عادت ندارم به این حال بد
چیکار کردی با من که من این شدم
خجالت نکش خوب نگام کن ببین
که بد از تو من پیر و غمگین شدم
@aevien 🌱
چیکار کردی با من که من این شدم
خجالت نکش خوب نگام کن ببین
که بد از تو من پیر و غمگین شدم
@aevien 🌱
@aevien
دور ایستاده بود و هی دوربین و این ور و اون ور میکرد:
+إ امیر میگم یه پاتو بزار رو پله پایین تر
-تموم نشد؟بابا بسه بیا یه عکس دوتایی بگیریم
+نخیر تا چنتا عکس هنرمندانه ازت نگیرم ول کنت نیستم اقا
-یالا بگیر. بابا زشته جلو مردم هی کج و کوله میشی
با اخم اومد و نزدیکم نشست.
-الان یعنی قهری خانمی؟!
+نه بابا.نگا امیر این چه قشنگه
با ذوق داشت یه عکس از من که مقبره حافظ توش افتاده بود و نشون میداد...
-آره خوبه.خانم،دوتایی!!؟؟
-نه دیگه.اول فال بعد عکس
+نمیدونم اگه این چشمات نبود منو چه جوری خر میکردی!
برگشت و زل زد به چشمام:
+یعنی میگی چشمام خوشکله؟آبی و سبز و صورتی نیستاااا
بعد خندید..تو ذهنم صدای خندش انعکاس داشت..
از کیفش یه کتاب پر نقش و نگار با تصویر یه مرد که موها و ریش بلندی داشت دراورد.حافظ بود انگار..
-خخخخب...ایحافظ به شاخه نباتت قسم راستشو بگیا.بعد نود و بوقی اومدیم سر قبرت
+دیوونه این جوری فال میگیرن؟!!
-من با بقیه فــــــرق دارم !میخوام فالمم خاص باشه.
-از دست تو..باز کن لامصبو..الان غروب میشهیه عکسدوتایی نگرفتیم
+میگیریمحالا
بسم الله گفت و کتاب و باز کرد.....
با حس یه دست روی شونه هامچشمام و باز میکنم.دختر و پسر جوونی روبروم ایستادن..
-بله؟
+ببخشید داداش شرمنده.من و خانمم میخواستیم عکس بگیریم ولی شما تو کادری.ببخشید تروخدا
اضافی بودم...هنوزم تو یه عکس دو نفره بعد از شیش سال اضافی بودم..
بلند میشم...عکسای تک نفرم و داخل کوله پشتیم پرت میکنم..
+خواهش میکنم..حتما عکس بگیرید.. دو نفره..حتما..
مات نگام میکنن..
راه می افتم..
هنوز هم بعد از شیش سال،هر پنج شنبه عصر،روی پله ها میشینم..کنار گلدون سوم سمت چپ..به این فکر میکنم چرا تو همیشه فقط عکاس بودی...؟!
#زینب_پرویز
#شما_فرستادين
@aevien🌱
دور ایستاده بود و هی دوربین و این ور و اون ور میکرد:
+إ امیر میگم یه پاتو بزار رو پله پایین تر
-تموم نشد؟بابا بسه بیا یه عکس دوتایی بگیریم
+نخیر تا چنتا عکس هنرمندانه ازت نگیرم ول کنت نیستم اقا
-یالا بگیر. بابا زشته جلو مردم هی کج و کوله میشی
با اخم اومد و نزدیکم نشست.
-الان یعنی قهری خانمی؟!
+نه بابا.نگا امیر این چه قشنگه
با ذوق داشت یه عکس از من که مقبره حافظ توش افتاده بود و نشون میداد...
-آره خوبه.خانم،دوتایی!!؟؟
-نه دیگه.اول فال بعد عکس
+نمیدونم اگه این چشمات نبود منو چه جوری خر میکردی!
برگشت و زل زد به چشمام:
+یعنی میگی چشمام خوشکله؟آبی و سبز و صورتی نیستاااا
بعد خندید..تو ذهنم صدای خندش انعکاس داشت..
از کیفش یه کتاب پر نقش و نگار با تصویر یه مرد که موها و ریش بلندی داشت دراورد.حافظ بود انگار..
-خخخخب...ایحافظ به شاخه نباتت قسم راستشو بگیا.بعد نود و بوقی اومدیم سر قبرت
+دیوونه این جوری فال میگیرن؟!!
-من با بقیه فــــــرق دارم !میخوام فالمم خاص باشه.
-از دست تو..باز کن لامصبو..الان غروب میشهیه عکسدوتایی نگرفتیم
+میگیریمحالا
بسم الله گفت و کتاب و باز کرد.....
با حس یه دست روی شونه هامچشمام و باز میکنم.دختر و پسر جوونی روبروم ایستادن..
-بله؟
+ببخشید داداش شرمنده.من و خانمم میخواستیم عکس بگیریم ولی شما تو کادری.ببخشید تروخدا
اضافی بودم...هنوزم تو یه عکس دو نفره بعد از شیش سال اضافی بودم..
بلند میشم...عکسای تک نفرم و داخل کوله پشتیم پرت میکنم..
+خواهش میکنم..حتما عکس بگیرید.. دو نفره..حتما..
مات نگام میکنن..
راه می افتم..
هنوز هم بعد از شیش سال،هر پنج شنبه عصر،روی پله ها میشینم..کنار گلدون سوم سمت چپ..به این فکر میکنم چرا تو همیشه فقط عکاس بودی...؟!
#زینب_پرویز
#شما_فرستادين
@aevien🌱
.: آویـــــــــــــــــن :.
#purple @aevien 💜
Forwarded from Mahya Zand
Audio
@aevien
از اینکه صبح ها انگیزه ای برای بیدار شدن،
و شبها انگیزه ای برای به رختخواب رفتن ندارم خسته ام!
از اینکه نیستی که هرروز عصر باهم قدم بزنیم!
از اینکه نیستی که برایت غذا درست کنم تا باهم بخوریم!
از اینکه نیستی تا باهم مسافرت برویم!
از اینکه سراغ ترانه ها و داستان هایم را نمیگیری!
از اینکه هرچقدر هم معده درد و سردرد بکشم نمی آیی بنشینی کنارم نوازشم کنی و بگویی میبرمت دکتر بعد خودم پرستاری ات را میکنم تا خوب شوی!
اصلن من نمیدانم وقتی نیستی چرا بدن احمقم نمیفهمد حالا که کسی مواظبش نیست چرا باید مریض بشود!
من از همه اینها خسته ام!
از زندگی خاکستری بدون تو!
از سیگار هایت و از قرص های مسکنم!
از موبایلی که بلد نیست آدم را از تنهایی دربیاورد!
از اتاقی که بوی تو و نفس های تو و گرمای تنت درش نمیدود!
من از زندگی بدون تو خسته ام!
از اینکه صبح تا هر ساعتی بخوابم باز هم کسی نمی آید بگوید بیدار شو بدون تو صبحانه نمیچسبد!
از اینکه شب تا هر ساعتی هم که بیدار باشم و کتاب بخوانم کسی نمی آید بگوید بیا بخواب من بدون تو خوابم نمیبرد!
اینکه شب ها پتو را از روی من نکشی که دور خودت بپیچی!
اینکه سر کنترل تلویزیون دعوا نکنیم وقتی تو میخواهی نود ببینی و من سریال جم!
اینکه به سیب زمینی های روی خورشت ناخنک نزنی و نزنم روس دستت!
اینکه جورابت را نیندازی گوشه ی اتاق و داد من را درنیاوری!
اینکه لباسهایت را نریزی روی مبل و باقیمانده ی سیبی که گاز زده ای را روی اوپن نگذاری!
اینکه شیشه های آب توی یخچال را خالی نکنی و پشت سر هم روی کابینت قطار نکنی!
باور کن زیادی خسته کننده است
و اصلن هم شباهتی به ایده آل های ذهنی من ندارد
تو باید باشی حتا اگر جیغ و دادم را دربیاوری!
تو باید باشی تا باور کنم که هستم!
#مانگ_میرزایی
#شما_فرستادين
@aevien🌱
از اینکه صبح ها انگیزه ای برای بیدار شدن،
و شبها انگیزه ای برای به رختخواب رفتن ندارم خسته ام!
از اینکه نیستی که هرروز عصر باهم قدم بزنیم!
از اینکه نیستی که برایت غذا درست کنم تا باهم بخوریم!
از اینکه نیستی تا باهم مسافرت برویم!
از اینکه سراغ ترانه ها و داستان هایم را نمیگیری!
از اینکه هرچقدر هم معده درد و سردرد بکشم نمی آیی بنشینی کنارم نوازشم کنی و بگویی میبرمت دکتر بعد خودم پرستاری ات را میکنم تا خوب شوی!
اصلن من نمیدانم وقتی نیستی چرا بدن احمقم نمیفهمد حالا که کسی مواظبش نیست چرا باید مریض بشود!
من از همه اینها خسته ام!
از زندگی خاکستری بدون تو!
از سیگار هایت و از قرص های مسکنم!
از موبایلی که بلد نیست آدم را از تنهایی دربیاورد!
از اتاقی که بوی تو و نفس های تو و گرمای تنت درش نمیدود!
من از زندگی بدون تو خسته ام!
از اینکه صبح تا هر ساعتی بخوابم باز هم کسی نمی آید بگوید بیدار شو بدون تو صبحانه نمیچسبد!
از اینکه شب تا هر ساعتی هم که بیدار باشم و کتاب بخوانم کسی نمی آید بگوید بیا بخواب من بدون تو خوابم نمیبرد!
اینکه شب ها پتو را از روی من نکشی که دور خودت بپیچی!
اینکه سر کنترل تلویزیون دعوا نکنیم وقتی تو میخواهی نود ببینی و من سریال جم!
اینکه به سیب زمینی های روی خورشت ناخنک نزنی و نزنم روس دستت!
اینکه جورابت را نیندازی گوشه ی اتاق و داد من را درنیاوری!
اینکه لباسهایت را نریزی روی مبل و باقیمانده ی سیبی که گاز زده ای را روی اوپن نگذاری!
اینکه شیشه های آب توی یخچال را خالی نکنی و پشت سر هم روی کابینت قطار نکنی!
باور کن زیادی خسته کننده است
و اصلن هم شباهتی به ایده آل های ذهنی من ندارد
تو باید باشی حتا اگر جیغ و دادم را دربیاوری!
تو باید باشی تا باور کنم که هستم!
#مانگ_میرزایی
#شما_فرستادين
@aevien🌱
@aevien
دوست داشتم ،
معلم املای تو بودم...!
و دوستَت دارم را املاء بگویم ...
و هی بپرسم تا کجا گفتم؟
تو بگویی دوستَت دارم ...
#فروغ_فرخزاد💚
@aevien
دوست داشتم ،
معلم املای تو بودم...!
و دوستَت دارم را املاء بگویم ...
و هی بپرسم تا کجا گفتم؟
تو بگویی دوستَت دارم ...
#فروغ_فرخزاد💚
@aevien
Forwarded from Mahya Zand
CarelessWhisper
t-channel: ev3nt
@aevien
لازم است که دوباره بگویم!؟ دوباره بگویم که ما غلط کردیم!؟؟
ما با بربادرفته و دزیره و کازابلانکا و سیندرلا دیدن ، ما با مصدق و پناهے و فروغ و شاملو خواندن غلط کردیم!
ده سالگے سن شعر خواندن نیست ؛ اصلا هیچ سنے سنِ شعر خواندن نیست!!...
ما هر کارے که کردیم غلط کردیم!...
در جهان بارانے نیست براے رویاندنِ بذرِ این رویاها که در دل کاشته ایم!!...
آه آلبر کامو ، "آدم ها مے میرند ، و خوشبخت نیستند!"
خوشبختے راحت ترین کارِ دنیاست ، ما اما بلد نیستیم!
ما بلد نیستیم عاشقے کنیم...
ما میلیاردها سال است که مرگ هاے زیادے را به چشم مے بینیم و هنوز همه مان خیال مے کنیم عمرِ جاوید داریم!...
ما میلیاردها سال است که خیال مے کنیم کسے بهتر در راه است و از کنار هم مے گذریم...
ولے هیچ معجزه اے به لطفِ گذرِ زمان در راه نیست!
ما باید همین امشب عاشق شویم...
دقیقا همین امشب...
و نهال شکننده اش را که به هر بادے خم مے شود را هر صبح با بوسه اے آب بدهیم!...
ما بلد نیستیم!
ما بلد نیستیم ترانه هاے کلاسیک جهان را زندگے کنیم...!
ما هر کارے که کردیم غلط کردیم! لازم است دوباره بگویم!؟
دوباره بگویم که دلم مے خواست صدها سال پیش ، بے هیچ بذر آرزویے در روستاے پرتے متولد میشدم و ماهرانه بلد مے بودم که یک سینے بزرگ برنج را به هوا پرت کنم و بے آنکه یک دانه اش به زمین بریزد به سینے برگردانم و تا به حال هم مرده مے بودم!؟...
زندگے با این همه بذرے که در دلم کاشته ام ، در دوره اے که تو عاشق نمے شوے ، من عاشق نمے شوم ، کسے عاشق نمے شود ، بدترین بلایے بود که مے توانست سرِ من و سرِ زن بیاید!...
لعنتے بیا فرانک سیناترا را قدم بزنیم...
بیا تمامِ باران هاے اولین پاییزِ پیش رو را قدم بزنیم...
پدر مے گوید: بمیرم براے آرزوهاے تا به این حد کوچکت ؛ مے گوید بمیرم براے آرزوهاے ساده ے محالت....
#مهديه_لطيفے
#شما_فرستادين
@aevien🌱
لازم است که دوباره بگویم!؟ دوباره بگویم که ما غلط کردیم!؟؟
ما با بربادرفته و دزیره و کازابلانکا و سیندرلا دیدن ، ما با مصدق و پناهے و فروغ و شاملو خواندن غلط کردیم!
ده سالگے سن شعر خواندن نیست ؛ اصلا هیچ سنے سنِ شعر خواندن نیست!!...
ما هر کارے که کردیم غلط کردیم!...
در جهان بارانے نیست براے رویاندنِ بذرِ این رویاها که در دل کاشته ایم!!...
آه آلبر کامو ، "آدم ها مے میرند ، و خوشبخت نیستند!"
خوشبختے راحت ترین کارِ دنیاست ، ما اما بلد نیستیم!
ما بلد نیستیم عاشقے کنیم...
ما میلیاردها سال است که مرگ هاے زیادے را به چشم مے بینیم و هنوز همه مان خیال مے کنیم عمرِ جاوید داریم!...
ما میلیاردها سال است که خیال مے کنیم کسے بهتر در راه است و از کنار هم مے گذریم...
ولے هیچ معجزه اے به لطفِ گذرِ زمان در راه نیست!
ما باید همین امشب عاشق شویم...
دقیقا همین امشب...
و نهال شکننده اش را که به هر بادے خم مے شود را هر صبح با بوسه اے آب بدهیم!...
ما بلد نیستیم!
ما بلد نیستیم ترانه هاے کلاسیک جهان را زندگے کنیم...!
ما هر کارے که کردیم غلط کردیم! لازم است دوباره بگویم!؟
دوباره بگویم که دلم مے خواست صدها سال پیش ، بے هیچ بذر آرزویے در روستاے پرتے متولد میشدم و ماهرانه بلد مے بودم که یک سینے بزرگ برنج را به هوا پرت کنم و بے آنکه یک دانه اش به زمین بریزد به سینے برگردانم و تا به حال هم مرده مے بودم!؟...
زندگے با این همه بذرے که در دلم کاشته ام ، در دوره اے که تو عاشق نمے شوے ، من عاشق نمے شوم ، کسے عاشق نمے شود ، بدترین بلایے بود که مے توانست سرِ من و سرِ زن بیاید!...
لعنتے بیا فرانک سیناترا را قدم بزنیم...
بیا تمامِ باران هاے اولین پاییزِ پیش رو را قدم بزنیم...
پدر مے گوید: بمیرم براے آرزوهاے تا به این حد کوچکت ؛ مے گوید بمیرم براے آرزوهاے ساده ے محالت....
#مهديه_لطيفے
#شما_فرستادين
@aevien🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien
نبودنت رو به روم نميآرن...!
نبودنت رو به روم نميآرم...!
به روم نميآرم ولى ميرم تو قسمت كانتكت يكى از همين شبكه مجآزى هاىِ كوفتى... ليست رو بالا و پايين ميكنم و همش به خودم ميگم: فقط ميخوام تغير عكسارو ببينم ولى به اسمت كه ميرسم زير چشمى عكسِ جديد پروفايلتو يه نگاه ميكنم و دكمه بَك رو ميزنم و به روىِ خودم نميارم كه تموم اين اين بالا پايين ها براىِ چى بوده!
وسط چرخ زدنآىِ اِكيپى بآ ماشين تو روزآىِ بآرونى، به چهارراه كه ميرسم يهو به سرم ميزنه و فرمون رو بجآىِ چپ ميچرخونم به رآست، بقيه هم كه ميپرسن چرآ؟ ميگم دلم بستنيآىِ بلوآر رو خواسته و هيچكس به روم نميآره بستنى بهونه است و من تيكه به تيكه آسفالت اون خيابون رو تو روزآىِ بآرونى با تو قدم زدم.
حالآ هم به روىِ خودم نميآرم كه دلتنگتم و عكست رو گذاشتم جلوم و خيره بهش دارم اينارو ميگم، فقط دارم عكساىِ آرشيومو مرتب ميكنم.
نگاه نكن
اونجورى بهم نگاه نكن از تو عكس
تقصير من نيست
بهت گفته بودم آدما رفتاراشون ميشه شبيه كسى كه دوست دارن
گفته بودم برى هِى ميشه شَب راهِ صبح رو گم ميكنم
گفته بودم برى قحطىِ اكسيژن مياد
ولى به روىِ خودت نيآوردى
بند كفشتو بستى راه افتادى سمتِ جاده نبودن!
شَب شُد
اكسيژن رفت
ديدى هآ
ولى به روىِ خودت نياورى!
گفتى تموم ميشه اين عذابآ!
تموم شد؟
بيخيال
بآزم به روت نيآر!
شبيهت شدم!
بآزم به روم نميارم!
#محیا_زند
@aevien 🌱
نبودنت رو به روم نميآرن...!
نبودنت رو به روم نميآرم...!
به روم نميآرم ولى ميرم تو قسمت كانتكت يكى از همين شبكه مجآزى هاىِ كوفتى... ليست رو بالا و پايين ميكنم و همش به خودم ميگم: فقط ميخوام تغير عكسارو ببينم ولى به اسمت كه ميرسم زير چشمى عكسِ جديد پروفايلتو يه نگاه ميكنم و دكمه بَك رو ميزنم و به روىِ خودم نميارم كه تموم اين اين بالا پايين ها براىِ چى بوده!
وسط چرخ زدنآىِ اِكيپى بآ ماشين تو روزآىِ بآرونى، به چهارراه كه ميرسم يهو به سرم ميزنه و فرمون رو بجآىِ چپ ميچرخونم به رآست، بقيه هم كه ميپرسن چرآ؟ ميگم دلم بستنيآىِ بلوآر رو خواسته و هيچكس به روم نميآره بستنى بهونه است و من تيكه به تيكه آسفالت اون خيابون رو تو روزآىِ بآرونى با تو قدم زدم.
حالآ هم به روىِ خودم نميآرم كه دلتنگتم و عكست رو گذاشتم جلوم و خيره بهش دارم اينارو ميگم، فقط دارم عكساىِ آرشيومو مرتب ميكنم.
نگاه نكن
اونجورى بهم نگاه نكن از تو عكس
تقصير من نيست
بهت گفته بودم آدما رفتاراشون ميشه شبيه كسى كه دوست دارن
گفته بودم برى هِى ميشه شَب راهِ صبح رو گم ميكنم
گفته بودم برى قحطىِ اكسيژن مياد
ولى به روىِ خودت نيآوردى
بند كفشتو بستى راه افتادى سمتِ جاده نبودن!
شَب شُد
اكسيژن رفت
ديدى هآ
ولى به روىِ خودت نياورى!
گفتى تموم ميشه اين عذابآ!
تموم شد؟
بيخيال
بآزم به روت نيآر!
شبيهت شدم!
بآزم به روم نميارم!
#محیا_زند
@aevien 🌱
.: آویـــــــــــــــــن :.
تریلر فصل دوم شهرزاد! @aevien 🌱
من هنوز فصل يكش رو هم نديدم!
نه كه وقت نكنم، نخواستم كه ببينمش:)
ولى با وجود نديدنش خاطره بد زيادى از اين فيلم دارم:)
ديدن يه عاشقانه نافرجام و پيچيده ايرانى همچين يكم اعصاب خوردكن نيست؟ هست ديگه... تو زندگى واقعى پره حالا بيايم فيلمش رو هم ببينيم؟! :)
نه كه وقت نكنم، نخواستم كه ببينمش:)
ولى با وجود نديدنش خاطره بد زيادى از اين فيلم دارم:)
ديدن يه عاشقانه نافرجام و پيچيده ايرانى همچين يكم اعصاب خوردكن نيست؟ هست ديگه... تو زندگى واقعى پره حالا بيايم فيلمش رو هم ببينيم؟! :)