.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
این طوری که نمیشود؛
یعنی هیچ وقت یادِ من نیوفتادی؟
هیچ وقت دلت برای من تنگ نشد؟
مثلا دل تنگ آن بستنیِ شکلاتی وسطِ میدآنِ شهر...
یا هیچ وقت یادت نیامد که باهم رفتیم کوه تا غروبِ جمعه را از بالای کوه ببینیم؟
نمیشود ک عزیز دلم؛
یعنی هیچ جای زندگیت چایی نخوردی که یادِ کافه یِ دنجِ خیابانِ ۲۴ بیوفتی؟
یآ قهوه ی ترک که بخواهی مثل آن شب ها تا صبح کتابِ لعنتی را تمام کنی که داستانش موقع خواب نصفه نیمه نماند؟
هرجور که فکر میکنم نمیشود عزیز دلم...
اصلا بگو با لباس سورمه ای ت چه کردی؟
همان که عصربهاری با یک باران دل چسب باهم خریدیم و به تنت می آمد...
اصلا قبول...این ها هیچ!!!
چطور هنوز در آن خانه نفس میکشی؟چطور خیابان های شهر را بالا پایین میکنی؟
چطور وقتی در تمام این سالها هیچ خبری از تو نیست؟
یعنی هیچ کدامشان من را یادت نمی آورد؟
یعنی هیچ کدآم زل نمی زنند به چشم هایت و بپرسند:
_لعنتی ؛ شما که دونفر بودین...از اون یکی چه خبر؟فراموشش کردی؟
#فاطمه_زهرا_عباسی
@aevien 🍁🍂
یعنی هیچ وقت یادِ من نیوفتادی؟
هیچ وقت دلت برای من تنگ نشد؟
مثلا دل تنگ آن بستنیِ شکلاتی وسطِ میدآنِ شهر...
یا هیچ وقت یادت نیامد که باهم رفتیم کوه تا غروبِ جمعه را از بالای کوه ببینیم؟
نمیشود ک عزیز دلم؛
یعنی هیچ جای زندگیت چایی نخوردی که یادِ کافه یِ دنجِ خیابانِ ۲۴ بیوفتی؟
یآ قهوه ی ترک که بخواهی مثل آن شب ها تا صبح کتابِ لعنتی را تمام کنی که داستانش موقع خواب نصفه نیمه نماند؟
هرجور که فکر میکنم نمیشود عزیز دلم...
اصلا بگو با لباس سورمه ای ت چه کردی؟
همان که عصربهاری با یک باران دل چسب باهم خریدیم و به تنت می آمد...
اصلا قبول...این ها هیچ!!!
چطور هنوز در آن خانه نفس میکشی؟چطور خیابان های شهر را بالا پایین میکنی؟
چطور وقتی در تمام این سالها هیچ خبری از تو نیست؟
یعنی هیچ کدامشان من را یادت نمی آورد؟
یعنی هیچ کدآم زل نمی زنند به چشم هایت و بپرسند:
_لعنتی ؛ شما که دونفر بودین...از اون یکی چه خبر؟فراموشش کردی؟
#فاطمه_زهرا_عباسی
@aevien 🍁🍂
Mahya Zand
@moozikestan_bot – Despina Vandi - Tha 'thela [HD 1080p]
هردو موزیک به روایتی نسخه فارسی شده این آهنگن:)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
You made my heart break and that made me who I am
look at me now
Well, I, I’m all the way up
I swear you’ll never, you’ll never bring me down😏
@aevien 💜 🔮
درختاش بنفشه😍
look at me now
Well, I, I’m all the way up
I swear you’ll never, you’ll never bring me down😏
@aevien 💜 🔮
درختاش بنفشه😍
Shout Out To My Ex (Full)
Little Mix
Oh, I deleted all your pics
Then blocked your number from my phone
Yeah yeah, you took all you could get
But you ain’t getting this love no more😉
@aevien 💜 🔮
Then blocked your number from my phone
Yeah yeah, you took all you could get
But you ain’t getting this love no more😉
@aevien 💜 🔮
من اهل دنیای پس از اینم
مرگ اتفاق حتمی من هاست
این زندگی با مرگ تکمیله
آدم نــمیره بیشتر تنهاست
#علیرضا_آذر 💜
#حضرت_عشق
@aevien 🍁🍂
مرگ اتفاق حتمی من هاست
این زندگی با مرگ تکمیله
آدم نــمیره بیشتر تنهاست
#علیرضا_آذر 💜
#حضرت_عشق
@aevien 🍁🍂
Forwarded from S.H
Sogand - [www.Song-DL.ir]
Viguen - www.Song-DL.ir
S.H
Viguen - www.Song-DL.ir – Sogand - [www.Song-DL.ir]
#پيشنهاد_ميشه😊💚
ورژنِ اصلى آهنگ فيلم سيانور
ورژنِ اصلى آهنگ فيلم سيانور
زندگی یک چمدان است که می آوریش
بار و بندیل سبک می کنی و می بریش
.....
چمدان دست تو و ترس به چشمان من است
این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است
#علیرضا_آذر
تولدت مبارک #حضرت_عشق 💜
@aevien
بار و بندیل سبک می کنی و می بریش
.....
چمدان دست تو و ترس به چشمان من است
این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است
#علیرضا_آذر
تولدت مبارک #حضرت_عشق 💜
@aevien
تومور 2
علیرضا آذر
به خودم آمدم انگار تویی در من بود
این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود
پیش چشم همه از خویش یَلی ساخته ام
پیش چشمان تو اما سپر انداخته ام
@aevien 🍁🍂
این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود
پیش چشم همه از خویش یَلی ساخته ام
پیش چشمان تو اما سپر انداخته ام
@aevien 🍁🍂
لیوان قهوه شو گذاشت رو میز و چپ چپ نگام کرد. از همون هایی بود که هم جنس نبود اما همدرد بود گفت: چیشده؟
گفتم: جدید هیچی، همون قبلیا... میدونی بعضی اتفاقا زیادی لامصبن، وقتی میافتن افتادنت تموم نمیشه، تا میای فکر کنی تموم شده و سرپا وایسی یچیز جدیدی حالتو بد میکنه که تبعات همون اتفاقه. ممکنه اون آدم یا چیزی که باعثش شده دیگه مهم نباشه، ولی هی دردسراش مثل پنیر پیتزا کش میاد و میچسبه به حالِ خوبت!
گفت: این حالت پنیر پیتزایِ همون آدمِ رفته اس؟
فندک گرفتم زیر سناتورش: آره... به قول شهریار " با چون منی بغیر محبت روا نبود "
فندک گرفت زیر سناتورم: ميدوني ؟
يه قانون نانوشته ای هميشه هست
مهربونا و عاشقا و دلسوزا و با معرفتا
هميشه گير
نامهربونا و بي عشقا و دل سنگا و بی معرفتا ميوفتن
ببين اونكه رفت بي معرفت بود يا تو ؟
اگر اون بيمعرفت بود بدون تو راه درست رو رفتی!
و بيمعرفت ها هم لياقتِ بامعرفتا و با عشقا رو ندارن، اصلا خودت بايد ردشون كنی
حالــا
كه خودشون خودشونو رد کردن پی کارشون نباید حال تو گرفته باشه
ارزش ناراحتيتو ندارن يعنی.
ميگيري چي ميگم رفیق؟ نخ بعدی رو بده...!
#محیا_زند
@aevien 🍁 🍂
گفتم: جدید هیچی، همون قبلیا... میدونی بعضی اتفاقا زیادی لامصبن، وقتی میافتن افتادنت تموم نمیشه، تا میای فکر کنی تموم شده و سرپا وایسی یچیز جدیدی حالتو بد میکنه که تبعات همون اتفاقه. ممکنه اون آدم یا چیزی که باعثش شده دیگه مهم نباشه، ولی هی دردسراش مثل پنیر پیتزا کش میاد و میچسبه به حالِ خوبت!
گفت: این حالت پنیر پیتزایِ همون آدمِ رفته اس؟
فندک گرفتم زیر سناتورش: آره... به قول شهریار " با چون منی بغیر محبت روا نبود "
فندک گرفت زیر سناتورم: ميدوني ؟
يه قانون نانوشته ای هميشه هست
مهربونا و عاشقا و دلسوزا و با معرفتا
هميشه گير
نامهربونا و بي عشقا و دل سنگا و بی معرفتا ميوفتن
ببين اونكه رفت بي معرفت بود يا تو ؟
اگر اون بيمعرفت بود بدون تو راه درست رو رفتی!
و بيمعرفت ها هم لياقتِ بامعرفتا و با عشقا رو ندارن، اصلا خودت بايد ردشون كنی
حالــا
كه خودشون خودشونو رد کردن پی کارشون نباید حال تو گرفته باشه
ارزش ناراحتيتو ندارن يعنی.
ميگيري چي ميگم رفیق؟ نخ بعدی رو بده...!
#محیا_زند
@aevien 🍁 🍂
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien💚
.
.
گفت : پنجره رو ببند...
اولاى مهر بود اما هوا هنوز انقدر خنكى نداشت كه لازم شه در و پنجره ها رو ببنديم...
گفتم:هوا خوبه كه...
دوباره صداش اومد:پرده رو هم بكش...ماه چشامو ميزنه!
تو همون نورِ كم برگشتم سمتش؛
چيزى نگفتم،بلند شدم پنجره رو محكم بستم،پشت سرش هم پرده رو كشيدم...ظلمات تر شد!
دراز كشيدم سرجام بدون حرف...صداىِ اين پهلو،اون پهلو شدنش روى كاناپه ميومد...
زل زده بودم به سياهىِ بالاى سرم؛داشتم از دويست و سى و چهار به پايين،پنج تا پنج تا ميشمردم كه گفت:
_گذشته كى قراره دست از سر ما برداره؟!
٢٢٤...٢١٩...٢١٤...٢٠٩...
+هيچ وقت!
_حوصلتو سر ميبرم؟!
٢٠٤...١٩٩...١٩٤...١٨٩...
+نه،ولى خودتو عذاب ميدى...
_داره ميشه دو سال...
+خب؟!
_حوصلتو سرميبرم!
+گفتم نه...
_سؤالى نبود!
+ميدونم...
_عاشقِ يه شب مهتابِ فرهاد بود...با صداى بلند كه ميخوندم براش،ذوق ميكرد...كلى ذوق ميكرد...
١٦٤...١٥٩...١٥٤...١٤٩...
_جواب نميدى؟!
+چى بگم؟!
_راستش نور چشامو نميزنه...اين جور ضعيف بودن،اين جور وحشتناك غرق شدن تو گذشته اس كه داره تمام وجودمو ميزنه،گفتى دست از سرمون برنميداره،نه؟!لعنت!كاش انقد رُك نباشى....
+يادته خاله براى جفتمون دوتا ژاكت راه دار كاموايى خريده بود؟!ژاكتِ من سبزآبى بود،ژاكتِ تو سرمه اى طوسى...
_آره يادمه...هشت سالمون بود!
+اولين بارى كه پوشيدمش تمامِ تنمو ميزد...مامان گفت يه كم كه بگذره عادى ميشه،ديگه حسش نميكنى...راستم ميگفت،بعدِ چند وقت ديگه اذيتم نميكرد...عادت كردم بهش...
_ولى تنِ منو ميزد هميشه...
+يادمه...
_پنجره رو باز كن...
+الان وقتشه كه بپوشيش دوباره...
_ميدونم،ولى پرده رو نكش...
.
.
#مريم_خسروى
@aevien💚
.
.
گفت : پنجره رو ببند...
اولاى مهر بود اما هوا هنوز انقدر خنكى نداشت كه لازم شه در و پنجره ها رو ببنديم...
گفتم:هوا خوبه كه...
دوباره صداش اومد:پرده رو هم بكش...ماه چشامو ميزنه!
تو همون نورِ كم برگشتم سمتش؛
چيزى نگفتم،بلند شدم پنجره رو محكم بستم،پشت سرش هم پرده رو كشيدم...ظلمات تر شد!
دراز كشيدم سرجام بدون حرف...صداىِ اين پهلو،اون پهلو شدنش روى كاناپه ميومد...
زل زده بودم به سياهىِ بالاى سرم؛داشتم از دويست و سى و چهار به پايين،پنج تا پنج تا ميشمردم كه گفت:
_گذشته كى قراره دست از سر ما برداره؟!
٢٢٤...٢١٩...٢١٤...٢٠٩...
+هيچ وقت!
_حوصلتو سر ميبرم؟!
٢٠٤...١٩٩...١٩٤...١٨٩...
+نه،ولى خودتو عذاب ميدى...
_داره ميشه دو سال...
+خب؟!
_حوصلتو سرميبرم!
+گفتم نه...
_سؤالى نبود!
+ميدونم...
_عاشقِ يه شب مهتابِ فرهاد بود...با صداى بلند كه ميخوندم براش،ذوق ميكرد...كلى ذوق ميكرد...
١٦٤...١٥٩...١٥٤...١٤٩...
_جواب نميدى؟!
+چى بگم؟!
_راستش نور چشامو نميزنه...اين جور ضعيف بودن،اين جور وحشتناك غرق شدن تو گذشته اس كه داره تمام وجودمو ميزنه،گفتى دست از سرمون برنميداره،نه؟!لعنت!كاش انقد رُك نباشى....
+يادته خاله براى جفتمون دوتا ژاكت راه دار كاموايى خريده بود؟!ژاكتِ من سبزآبى بود،ژاكتِ تو سرمه اى طوسى...
_آره يادمه...هشت سالمون بود!
+اولين بارى كه پوشيدمش تمامِ تنمو ميزد...مامان گفت يه كم كه بگذره عادى ميشه،ديگه حسش نميكنى...راستم ميگفت،بعدِ چند وقت ديگه اذيتم نميكرد...عادت كردم بهش...
_ولى تنِ منو ميزد هميشه...
+يادمه...
_پنجره رو باز كن...
+الان وقتشه كه بپوشيش دوباره...
_ميدونم،ولى پرده رو نكش...
.
.
#مريم_خسروى
@aevien💚
Forwarded from .: آویـــــــــــــــــن :.
مواظب دنیای دختر ها باشیم...
دنیای دختر ها فقط لاک های رنگی
لباس های گل گلی
کلکسیون رژ های قرمز و صورتی نیست
مواظب دنیای بعد از دَوازدِه شب دختر ها باشیم...
دنیای بعد از دَوازدِه ها
نه صورتیست
نه گل گلی
دنیای بعد از دَوازدِه ها
سیگار دارد
گریه دارد
تنفر دارد
عشق دارد
چشم های نخ شده دارد
پیش خودمان بماند
دخترها تو دنیای بعد از دَوازدِه هایشان
نه عاشق لاک هایشان هستند
نه خرس های صورتیشان
منتظر یک کم دوستت دارم
یک دلم تنگت نیست
یک برو اند
تا سرد شوند
سنگ شوند
بی احساس شوند
متنفر شوند
مواظب دنیای بعد از دَوازدِه دخترها باشیم!!!
#محیا_زند
@aevien
دنیای دختر ها فقط لاک های رنگی
لباس های گل گلی
کلکسیون رژ های قرمز و صورتی نیست
مواظب دنیای بعد از دَوازدِه شب دختر ها باشیم...
دنیای بعد از دَوازدِه ها
نه صورتیست
نه گل گلی
دنیای بعد از دَوازدِه ها
سیگار دارد
گریه دارد
تنفر دارد
عشق دارد
چشم های نخ شده دارد
پیش خودمان بماند
دخترها تو دنیای بعد از دَوازدِه هایشان
نه عاشق لاک هایشان هستند
نه خرس های صورتیشان
منتظر یک کم دوستت دارم
یک دلم تنگت نیست
یک برو اند
تا سرد شوند
سنگ شوند
بی احساس شوند
متنفر شوند
مواظب دنیای بعد از دَوازدِه دخترها باشیم!!!
#محیا_زند
@aevien
Forwarded from Mahya Zand
15
no on no