.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien
بابا لنگ دراز عزیزم
بعضي آدم ها را نميشود داشت
فقط ميشود يک جور خاصي دوستشان داشت
بعضي آدم ها اصلا براي اين نيستند
که براي تو باشند يا تو براي آن ها...
اصلا به آخرش فکر نمي کني
آنها براي اينند که دوستشان بداري!
آن هم نه دوست داشتن معمولي نه حتي عشق
يک جور خاصي دوست داشتن که اصلا هم کم نيست
اين آدم ها حتي وقتي که ديگر نيستند هم
در کنج دلت تا ابد يه جور خاص دوست داشته خواهند شد...
#بابا_لنگ_دراز
#جین_وبستر 💜
بابا لنگ دراز عزیزم
بعضي آدم ها را نميشود داشت
فقط ميشود يک جور خاصي دوستشان داشت
بعضي آدم ها اصلا براي اين نيستند
که براي تو باشند يا تو براي آن ها...
اصلا به آخرش فکر نمي کني
آنها براي اينند که دوستشان بداري!
آن هم نه دوست داشتن معمولي نه حتي عشق
يک جور خاصي دوست داشتن که اصلا هم کم نيست
اين آدم ها حتي وقتي که ديگر نيستند هم
در کنج دلت تا ابد يه جور خاص دوست داشته خواهند شد...
#بابا_لنگ_دراز
#جین_وبستر 💜
هروقت این داستان رو میخونم یا کارتون و فیلمشو میبینم یاد این بیت حضرت مولانا (💜) میافتم که میگه:
" سیر نمیشوم زِ تو، نیست جز این گناهِ من" :)
" سیر نمیشوم زِ تو، نیست جز این گناهِ من" :)
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
آخرایِ هفته که میشه دوست دارم تا جمعه نیومده و یقه مو نگرفته تمام خودم رو با یه فلاکس چایی، یکی از کتاب هایِ محبوبم و چندتایی آهنگ اسپانیایی، فرانسوی بریزم تویِ یک ساک.
برم سرکوچه، جلوی اولین تاکسی رو بگیرم و بگم: آقا دربست تا نزدیک ترین ناکجاآباد.
برم وسط ناکجاآباد بشینم
در ساکو باز کنم
خودمو با احتیاط دربیارم و بزارمش یه گوشه
براش چایی بریزم
کتاب رو بدم دستش
همون چندتا آهنگ اسپانیایی، فرانسوی ای که دوست داره رو براش بزارم
و وسط همون ناکجاآباد انقدر سرشو گرم کنم که نفهمه جمعه شده
که اصلا این جمعه نامروت هم دستش بهش نرسه و نتونه یقشو بگیره و پرتش کنه وسط خاطرات و گریه.
اما انگاری ناکجاآباد ها همه آباد شدن!
دیگه جایی نمونده که جمعه راهش رو بلد نباشه!
#محیا_زند
@aevien 🍁 🍂
برم سرکوچه، جلوی اولین تاکسی رو بگیرم و بگم: آقا دربست تا نزدیک ترین ناکجاآباد.
برم وسط ناکجاآباد بشینم
در ساکو باز کنم
خودمو با احتیاط دربیارم و بزارمش یه گوشه
براش چایی بریزم
کتاب رو بدم دستش
همون چندتا آهنگ اسپانیایی، فرانسوی ای که دوست داره رو براش بزارم
و وسط همون ناکجاآباد انقدر سرشو گرم کنم که نفهمه جمعه شده
که اصلا این جمعه نامروت هم دستش بهش نرسه و نتونه یقشو بگیره و پرتش کنه وسط خاطرات و گریه.
اما انگاری ناکجاآباد ها همه آباد شدن!
دیگه جایی نمونده که جمعه راهش رو بلد نباشه!
#محیا_زند
@aevien 🍁 🍂
Jomeh ::www.AlvandMusic.Com::
Farhad
عمر جمعه به هزار سال میرسه
جمعه ها غم دیگه بیداد میکنه
آدم از دست خودش خسته میشه
با لبای بسته فریاد میکنه
@aevien 🍂🍁
جمعه ها غم دیگه بیداد میکنه
آدم از دست خودش خسته میشه
با لبای بسته فریاد میکنه
@aevien 🍂🍁
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien
.
.
بيا و يك روزِخاص در هفته را اختصاص بدهيم به "روزِ نبودن"...
روزِ نبودن توىِ هيچ كدام از شبكه هاى اجتماعى و غيراجتماعى...روزِ بدون تلويزيون،بدون راديو،بدون موبايل و كامپيوتر...
روزى كه برايمان مهم نباشد دونالد ترامپِ شكم گنده چه رسوايى به بار آورده يا وزير نيرو در آخرين سفرش به آذربايجان چه تفاهم نامه اى را با همتايش امضا كرده...
روزى كه با "سلاااام ايرانِ!" راديو شروع نشود و موقع سبزى سرخ كردن،صداى گنجشك ها بيايد از توىِ بالكن و الهه ى ناز خواندن هاىِ همسايه روبرويى...
يك روز كه بيدارشدنمان با صداىِ وحشتناكِ ساعت روميزى باشد،نه نوتيفيكيشنِ نحسِ تلگرام...
كه دلمان نخواهد صفحه ى چت را بالا و پايين كنيم و بفهميم فقط توىِ بيست و چهار ساعت گذشته،صدتا پيام نخوانده داريم از دوازده تا كانال جورواجور...
كه حواسمان پرتِ لست سين ريسنتلىِ فلانى نباشد و عكس پروفايلش كه تصويرِ يك آدمِ مچاله است و دوخط شعرِ بى سروته!
بيا و اين روزِلعنتى را ايجاد كنيم به خاطر دل خودمان...
به خاطر دورِهمى هاىِ ديربه دير خانه ى مادربزرگ...
به خاطر آبگوشت خوردن توىِ كاسه هاىِ لَب پرِ گل سرخى...
به خاطر دعوا كردن سرِ مارپله و تقلب هميشگىِ پسرها...
گردگيرى هاى آخر هفته ى خانه و غرزدنِ مامان كه "از زير كار در نرو..."
گرفتنِ پلاستيك هاى خريد از دست بابا و خنديدن چشم هايش...
به خاطر تمام روزها و ثانيه هاىِ خوبى كه تكرار نمى شوند...
بيا و يك بار هم كه شده به فكر وقتى باشيم كه همه چيز خيلى دير است و همه ى آدم هاىِ دوست داشتنيمان را نداريم ديگر...
يك روز سراغِ گوشى و اينترنت نرفتن،به جايى برنمى خورد...
حواسمان را جمع كنيم...
دير نباشيم...
همين! (:
.
.
#مريم_خسروى
.
@aevien
.
.
بيا و يك روزِخاص در هفته را اختصاص بدهيم به "روزِ نبودن"...
روزِ نبودن توىِ هيچ كدام از شبكه هاى اجتماعى و غيراجتماعى...روزِ بدون تلويزيون،بدون راديو،بدون موبايل و كامپيوتر...
روزى كه برايمان مهم نباشد دونالد ترامپِ شكم گنده چه رسوايى به بار آورده يا وزير نيرو در آخرين سفرش به آذربايجان چه تفاهم نامه اى را با همتايش امضا كرده...
روزى كه با "سلاااام ايرانِ!" راديو شروع نشود و موقع سبزى سرخ كردن،صداى گنجشك ها بيايد از توىِ بالكن و الهه ى ناز خواندن هاىِ همسايه روبرويى...
يك روز كه بيدارشدنمان با صداىِ وحشتناكِ ساعت روميزى باشد،نه نوتيفيكيشنِ نحسِ تلگرام...
كه دلمان نخواهد صفحه ى چت را بالا و پايين كنيم و بفهميم فقط توىِ بيست و چهار ساعت گذشته،صدتا پيام نخوانده داريم از دوازده تا كانال جورواجور...
كه حواسمان پرتِ لست سين ريسنتلىِ فلانى نباشد و عكس پروفايلش كه تصويرِ يك آدمِ مچاله است و دوخط شعرِ بى سروته!
بيا و اين روزِلعنتى را ايجاد كنيم به خاطر دل خودمان...
به خاطر دورِهمى هاىِ ديربه دير خانه ى مادربزرگ...
به خاطر آبگوشت خوردن توىِ كاسه هاىِ لَب پرِ گل سرخى...
به خاطر دعوا كردن سرِ مارپله و تقلب هميشگىِ پسرها...
گردگيرى هاى آخر هفته ى خانه و غرزدنِ مامان كه "از زير كار در نرو..."
گرفتنِ پلاستيك هاى خريد از دست بابا و خنديدن چشم هايش...
به خاطر تمام روزها و ثانيه هاىِ خوبى كه تكرار نمى شوند...
بيا و يك بار هم كه شده به فكر وقتى باشيم كه همه چيز خيلى دير است و همه ى آدم هاىِ دوست داشتنيمان را نداريم ديگر...
يك روز سراغِ گوشى و اينترنت نرفتن،به جايى برنمى خورد...
حواسمان را جمع كنيم...
دير نباشيم...
همين! (:
.
.
#مريم_خسروى
.
@aevien
دراز کشیده بود رو پارکت سرد اتاق و پاهاشو زده بود به دیوار. زیر لب یسری واژه نامفهموم رو تکرار میکرد و برای خودش ریز ریز میخندید.
گفتم: چیکار داری میکنی؟
گفت: هیس،ساکت... دارم خاطره هامونو مرور میکنم، الان اونجاشم که گفته بود برای همیشه میمونه. وای چشماش رو ببین...!
و من بیشتر از همیشه معتقد شدم که "عشق دیوانه های منحصر به فردی خلق میکند"
#محیا_زند
@aevien 🍁 🍂
گفتم: چیکار داری میکنی؟
گفت: هیس،ساکت... دارم خاطره هامونو مرور میکنم، الان اونجاشم که گفته بود برای همیشه میمونه. وای چشماش رو ببین...!
و من بیشتر از همیشه معتقد شدم که "عشق دیوانه های منحصر به فردی خلق میکند"
#محیا_زند
@aevien 🍁 🍂
Hanooz Hamoonam (Ft. Arash AP)
Masih
من هنوز همونم
همونی که بخاطرت تو رو همه دراومد
تو همونی
اونی که واسه من یه اشتباهست
@aevien 🍂🍁
این دوتا آهنگ بدم دارن اصن؟
همونی که بخاطرت تو رو همه دراومد
تو همونی
اونی که واسه من یه اشتباهست
@aevien 🍂🍁
این دوتا آهنگ بدم دارن اصن؟
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
این روزها دلتنگی نقش تورو برام بازی میکنه!
صبح ها از خواب بيدارم میکنه
صورتم رو با اشک میشوره
به جای تو موهام رو میبافه
صبحونه خون دل به خوردم میده
کل روز
تو خونه
تو خیابونا
تو مغازه ها
پا به پام میاد
سر میز غذا یه لقمه بغض میزاره دهنم یه لقمه غذا
اخر شب هم باهام میاد تو رخت خواب
و برام اونقدر خاطره لالایی میخونه تا دم دمای صبح بلاخره خوابم ببره!
نگران نبودنت نباش
این روزها
حسابی دلتنگی داره جات رو پر میکنه!
#محیا_زند
@aevien 🍁 🍂
صبح ها از خواب بيدارم میکنه
صورتم رو با اشک میشوره
به جای تو موهام رو میبافه
صبحونه خون دل به خوردم میده
کل روز
تو خونه
تو خیابونا
تو مغازه ها
پا به پام میاد
سر میز غذا یه لقمه بغض میزاره دهنم یه لقمه غذا
اخر شب هم باهام میاد تو رخت خواب
و برام اونقدر خاطره لالایی میخونه تا دم دمای صبح بلاخره خوابم ببره!
نگران نبودنت نباش
این روزها
حسابی دلتنگی داره جات رو پر میکنه!
#محیا_زند
@aevien 🍁 🍂
چه کردی؟!!
مصطفی زمانی
تو با قلب ویرانه من چه کردی؟
ببین عشق دیوانه من، چه کردی؟
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده، با خانه یِ من چه کردی؟
@aevien 🍂🍁
ببین عشق دیوانه من، چه کردی؟
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده، با خانه یِ من چه کردی؟
@aevien 🍂🍁
.: آویـــــــــــــــــن :.
مصطفی زمانی – چه کردی؟!!
یک دقیقه و بیست یک ثانیه! از ثانیه سیزدهم که شروع میشه تا دقیقه یک و یازده که تموم شه... نفس کشیدن سنگین میشه برام!
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien💚
.
.
می دونی؟!
فرمونِ زندگی در رفته از دستم!
ینی در واقع از همون وقتی که گفتی:"حالا آخرش که چی؟!"
همون وقت از دستم در رفت...انقد که حواسم به حالت چشمات بود موقع گفتن این جمله!
می خواستم ببینم مثه تمومِ وقتایی که شوخی می کنی همون برقِ لعنتی توشون هست یا نه!
ولی برق نزدن!منم حواسم نبود خب!ینی بود هاااا؛ولی نه به رو به روم، نه به راه....
فک می کردم قراره عینهو فیلمایِ دهه ی هفتاد سوارِ یه کادیلاک سورمه ای بشیم؛بزنیم به جاده،الویس پریسلی گوش بدیم و تو هی ستاره ها رو نشونم بدی،بگی:" اوناهاش،اون ستاره ی منه!"
بعد من نگاه کنم به آسمون،بخندم تو صورتت که :"آخه خنگِ خدا!تو هوایِ ابری،کو ستاره؟!"
ولی خب حواسم پرتِ"حالا آخرش که چی؟!" گفتنت شد!
یهو به خودم اومدم دیدم افتادم تو سرازیری!
تَهِشم آسمون...
بس که تو نجوم خوندی!بس که از راه شیری و حلقه های زحل و قمرای ماه و خوشه ی پروین گفتی...
حالا افتادم تو سرازیری خوب شد؟!
واقعا "حالا آخرش که چی؟!"
حالا که هوا ابری نیست؛
حالا که پرستاره اس...
انصافانه اس آخه؟!
"حالا آخرش که چی" ام شد جواب واسه من؟!
بيا بگو؛
من هيچ وقت نفهميدم چرا پلوتو سياره نيست...
.
.
#مريم_خسروى
@aevien
@maryamkhosraviii
.
.
می دونی؟!
فرمونِ زندگی در رفته از دستم!
ینی در واقع از همون وقتی که گفتی:"حالا آخرش که چی؟!"
همون وقت از دستم در رفت...انقد که حواسم به حالت چشمات بود موقع گفتن این جمله!
می خواستم ببینم مثه تمومِ وقتایی که شوخی می کنی همون برقِ لعنتی توشون هست یا نه!
ولی برق نزدن!منم حواسم نبود خب!ینی بود هاااا؛ولی نه به رو به روم، نه به راه....
فک می کردم قراره عینهو فیلمایِ دهه ی هفتاد سوارِ یه کادیلاک سورمه ای بشیم؛بزنیم به جاده،الویس پریسلی گوش بدیم و تو هی ستاره ها رو نشونم بدی،بگی:" اوناهاش،اون ستاره ی منه!"
بعد من نگاه کنم به آسمون،بخندم تو صورتت که :"آخه خنگِ خدا!تو هوایِ ابری،کو ستاره؟!"
ولی خب حواسم پرتِ"حالا آخرش که چی؟!" گفتنت شد!
یهو به خودم اومدم دیدم افتادم تو سرازیری!
تَهِشم آسمون...
بس که تو نجوم خوندی!بس که از راه شیری و حلقه های زحل و قمرای ماه و خوشه ی پروین گفتی...
حالا افتادم تو سرازیری خوب شد؟!
واقعا "حالا آخرش که چی؟!"
حالا که هوا ابری نیست؛
حالا که پرستاره اس...
انصافانه اس آخه؟!
"حالا آخرش که چی" ام شد جواب واسه من؟!
بيا بگو؛
من هيچ وقت نفهميدم چرا پلوتو سياره نيست...
.
.
#مريم_خسروى
@aevien
@maryamkhosraviii
Forwarded from Mahya Zand
I hate this part
Nicole Sherzinger