Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اولین باران پاییزی... 🍁☔
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
دنیا دیوانه است
سر لج دارد با دل های شکسته.
خدا نکند دلت تنگ شود
یا آدمی بخواهد برود
یا دوستت دارمی نگفته بماند
آنوقت
لج بازی را شروع میکند این دیوانه
مثلا همان روزی که رفتی
تمام آدم های شهر لباس آبی تنشون بود
تمام کافه ها الهه ناز پخش میکردند
مادربزرگ تمام روز دستمال کشید به قاب عکس آقاجون و از درد نبودنش گفت
یا اصلا همین امروز باز این دیوانه لج بازی کرد
امروزی که به اندازه حجم هوای شهر دلم تنگ تو بود
تمام شاعران راجب دلتنگی شعر جدید گفتند
تمام شهر بوی مالبرو میداد
تمام مدت رادیو و تلوزیون راجب عشق صحبت کردند
و مادر از صبج هوس شربت بیدمشک کرده بود
این دنیا دیوانه است
مردم آزار و لجوج
نمیگوید آدم است دیگر...
با این همه خاطره دق میکند میمیرد وسط این همه دلتنگی!
#محیا_زند
@aevien 🍁
سر لج دارد با دل های شکسته.
خدا نکند دلت تنگ شود
یا آدمی بخواهد برود
یا دوستت دارمی نگفته بماند
آنوقت
لج بازی را شروع میکند این دیوانه
مثلا همان روزی که رفتی
تمام آدم های شهر لباس آبی تنشون بود
تمام کافه ها الهه ناز پخش میکردند
مادربزرگ تمام روز دستمال کشید به قاب عکس آقاجون و از درد نبودنش گفت
یا اصلا همین امروز باز این دیوانه لج بازی کرد
امروزی که به اندازه حجم هوای شهر دلم تنگ تو بود
تمام شاعران راجب دلتنگی شعر جدید گفتند
تمام شهر بوی مالبرو میداد
تمام مدت رادیو و تلوزیون راجب عشق صحبت کردند
و مادر از صبج هوس شربت بیدمشک کرده بود
این دنیا دیوانه است
مردم آزار و لجوج
نمیگوید آدم است دیگر...
با این همه خاطره دق میکند میمیرد وسط این همه دلتنگی!
#محیا_زند
@aevien 🍁
Adele - Someone Like You
Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead
@aevien 💜 👌 🍁
@aevien 💜 👌 🍁
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
قربانِ دِلِ دیوانه ات بروم
یادت هست قانون شکن بودی؟
پاییز ها هوا که بارونی میشد یا ابری پیام میدادی یه ربع دیگه دم درِ دانشکده باش، میگفتم سر کلاسم دیوونه، میگفتی بپیچ بیا بیرون، مثل بقیه نباش که از بارون هیچی نمیفهمن.
بعد زیر بارون لابه لای کوچه های خلوت شهر چرخ میخوردیم اونم بدون چتر، میگفتی چتر بی احترامی به بارونه، باید زیرش خیس بشی تا ازش تشکر کنی.
گاهی هم یهو به سرت میزد و وسط اون چرخ زدنا دوتا نسکافه میگرفتی و میکشیدیم تو اون خیابونه که پر از کتاب فروشی بود، چشمتو میبستی و یه مغازه رو انتخاب میکردی، بعد میرفتیم داخلش کتاب فروغ، ثالث، ابتهاج یا نمایشنامه های شکسپیر رو میاوردی و میشستیم رو زمین کثیف کتاب فروشی برای هم میخوندیمشون تا وقتی که صدای فروشنده دربیاد و بندازمون بیرون. منم وقتی غر میزدم میگفتی بیخیال، قراره یبار زندگی کنیم وبیا این یبار رو شبیه این مردمِ خسته کننده شهر نباشیم!
حالا...
حواست هست پاییزه؟
همه میگن رفته های پاییز برگشتنی نیستن، همه میگن محاله کسی تو پاییز برگرده، همه میگن پاییز بی رحمه!
باز هم قانون شکن باش
بشکن قانون پاییز رو و برگرد
تو همین فصل گریه و رفته ها برگرد
مثل بقیه نباش و ثابت کن پاییز سخاوت هم بلده.
تصدقِ دلِ دیوانه ات
اصلا حواست هست داری شبیه این مردمِ خسته کننده شهر میشی که اومدن بلد نیستن؟
برگرد دیوانه...!
#محیا_زند
@aevien 🍁
یادت هست قانون شکن بودی؟
پاییز ها هوا که بارونی میشد یا ابری پیام میدادی یه ربع دیگه دم درِ دانشکده باش، میگفتم سر کلاسم دیوونه، میگفتی بپیچ بیا بیرون، مثل بقیه نباش که از بارون هیچی نمیفهمن.
بعد زیر بارون لابه لای کوچه های خلوت شهر چرخ میخوردیم اونم بدون چتر، میگفتی چتر بی احترامی به بارونه، باید زیرش خیس بشی تا ازش تشکر کنی.
گاهی هم یهو به سرت میزد و وسط اون چرخ زدنا دوتا نسکافه میگرفتی و میکشیدیم تو اون خیابونه که پر از کتاب فروشی بود، چشمتو میبستی و یه مغازه رو انتخاب میکردی، بعد میرفتیم داخلش کتاب فروغ، ثالث، ابتهاج یا نمایشنامه های شکسپیر رو میاوردی و میشستیم رو زمین کثیف کتاب فروشی برای هم میخوندیمشون تا وقتی که صدای فروشنده دربیاد و بندازمون بیرون. منم وقتی غر میزدم میگفتی بیخیال، قراره یبار زندگی کنیم وبیا این یبار رو شبیه این مردمِ خسته کننده شهر نباشیم!
حالا...
حواست هست پاییزه؟
همه میگن رفته های پاییز برگشتنی نیستن، همه میگن محاله کسی تو پاییز برگرده، همه میگن پاییز بی رحمه!
باز هم قانون شکن باش
بشکن قانون پاییز رو و برگرد
تو همین فصل گریه و رفته ها برگرد
مثل بقیه نباش و ثابت کن پاییز سخاوت هم بلده.
تصدقِ دلِ دیوانه ات
اصلا حواست هست داری شبیه این مردمِ خسته کننده شهر میشی که اومدن بلد نیستن؟
برگرد دیوانه...!
#محیا_زند
@aevien 🍁
divane jan
Reza Pirbadian - Bia2Music.ORG
دیوانگی زین بیشتر ؟ زین بیشتر ، دیوانه جان
با ما ، سر دیوانگی داری اگر ، دیوانه جان
در اولین دیدار هم بوی جنون آمد ز تو
وقتی نشستی اندکی نزدیک تر دیوانه جان
@aevien 💜 👌 🍁
با ما ، سر دیوانگی داری اگر ، دیوانه جان
در اولین دیدار هم بوی جنون آمد ز تو
وقتی نشستی اندکی نزدیک تر دیوانه جان
@aevien 💜 👌 🍁
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
میخواهم آرایشگر شوم!
توی محل شما طبق سلیقه همسرت دکور بچینم
بلکه روزی فرصت بافتن موهای دخترت را داشته باشم!
فقط میترسم وقتی همسرت را صدا زد
هول شوم و بگویم:جانم دخترکم...
بگو دلبرکم
#معصومه_خدادادی
@aevien💙
توی محل شما طبق سلیقه همسرت دکور بچینم
بلکه روزی فرصت بافتن موهای دخترت را داشته باشم!
فقط میترسم وقتی همسرت را صدا زد
هول شوم و بگویم:جانم دخترکم...
بگو دلبرکم
#معصومه_خدادادی
@aevien💙
از وقتی یادم میاد عاشقِ اون طعمِ خاصِ توت فرنگی بودم.
بیشتر از تمام میوه ها.
اونقدر زیاد که مامان همیشه میگفت فکر کنم تنها چیزی که فقط تو دوران بارداریت ویار کنی همین توت فرنگی باشه.
تا اون روز لعنتی که اون اتفاق لعنتی تر افتاد ، چند ساعت قبلش بستنی توت فرنگی خورده بودم با اسلایس های بزرگ و زیاد توت فرنگی. تا ده روز بعدش تنها طعمی که دهنمو پر کرده بود توت فرنگی بود و تلخیه خون. حس میکردم کل گلوم پر از توت فرنگیه، کل محتویات معده ام رو با خون بالا آورده بودم ولی حس میکردم اون توت فرنگی های لعنتی هنوز چسبیدن به گلوم.
چندوقت گذشت و من دیگه توت فرنگی نخوردم تا امروز، بابا گرفته بود برام که مثلا خوشحالم کنه، اما خوشحال که نشدم هیچ حالم هم بهم ریخت.
فقط یه دونه توت فرنگی خورده بودم و تا چند ساعت بعد حالت تهوع امونمو بریده بود. حس گلو گرفتگی اون روزای سخت باز برگشت، اون حس خفگیِ بی دلیلِ وحشتناک همراه با طعم خون.
هنوز دیوانه وار عاشق توت فرنگی بودم ولی باورم شد اون طعم خاصشو دیگه نمیتونم بچشم، نه اینکه نخوام، "نمیتونم"
نمیتونم چون حالمو بهم میریزه حالا هرچقدر هم که من عاشقش باشم.
و این فقط حکایت یه توت فرنگی نیست
حکایت بعضی از آدم های زندگیمونه
همون آدم خاصی که تو زندگی بیشترمون هست
همون آدمی که تو شرایط سخت فقط حالمون رو بدتر کرد.
همون آدمی که بیشتر از همه عزيزه ولی باید ازش بگذریم... چون دوباره مزه کردنش فقط تکرار طعم روزای تلخ و سخت زندگیمونه.
همون آدمی که عاشقشیم... ولی خیلی وقته دیگه سهم ما نیست!
#محیا_زند
@aevien 🍓
ادبی نیست! واقعیته و دردودل!
بیشتر از تمام میوه ها.
اونقدر زیاد که مامان همیشه میگفت فکر کنم تنها چیزی که فقط تو دوران بارداریت ویار کنی همین توت فرنگی باشه.
تا اون روز لعنتی که اون اتفاق لعنتی تر افتاد ، چند ساعت قبلش بستنی توت فرنگی خورده بودم با اسلایس های بزرگ و زیاد توت فرنگی. تا ده روز بعدش تنها طعمی که دهنمو پر کرده بود توت فرنگی بود و تلخیه خون. حس میکردم کل گلوم پر از توت فرنگیه، کل محتویات معده ام رو با خون بالا آورده بودم ولی حس میکردم اون توت فرنگی های لعنتی هنوز چسبیدن به گلوم.
چندوقت گذشت و من دیگه توت فرنگی نخوردم تا امروز، بابا گرفته بود برام که مثلا خوشحالم کنه، اما خوشحال که نشدم هیچ حالم هم بهم ریخت.
فقط یه دونه توت فرنگی خورده بودم و تا چند ساعت بعد حالت تهوع امونمو بریده بود. حس گلو گرفتگی اون روزای سخت باز برگشت، اون حس خفگیِ بی دلیلِ وحشتناک همراه با طعم خون.
هنوز دیوانه وار عاشق توت فرنگی بودم ولی باورم شد اون طعم خاصشو دیگه نمیتونم بچشم، نه اینکه نخوام، "نمیتونم"
نمیتونم چون حالمو بهم میریزه حالا هرچقدر هم که من عاشقش باشم.
و این فقط حکایت یه توت فرنگی نیست
حکایت بعضی از آدم های زندگیمونه
همون آدم خاصی که تو زندگی بیشترمون هست
همون آدمی که تو شرایط سخت فقط حالمون رو بدتر کرد.
همون آدمی که بیشتر از همه عزيزه ولی باید ازش بگذریم... چون دوباره مزه کردنش فقط تکرار طعم روزای تلخ و سخت زندگیمونه.
همون آدمی که عاشقشیم... ولی خیلی وقته دیگه سهم ما نیست!
#محیا_زند
@aevien 🍓
ادبی نیست! واقعیته و دردودل!
Lahad
<unknown>
و بلاخــــره "لحد" علیرضاجانِ آذر اومد. بهونه جديده شب گریه صبح کردن! بمونی برامون حضرتِ عشق.
@aevien
@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
_بهتری؟
+...ا!
_میخونی حداقل یه نقطه بزار بفهمم زنده ای!
+هر زنده بودنی که زنده بودن نیست!
منظورت اگه یه حجم پر فشار از اکسیژنه که تو قفسه سینه ام در گردش باشه...آره... زنده ام! پر فشار پرفشار در گردشه!
اما اگه منظورت روحمه...نه...به جون دادن افتاده! آخرای کارشه! یکی پا گذاشته رو گلوش...میزاره فقط یه ذره هوا بیاد و بره! روح هم که به نفس نفس بیافته،جون سالمِ سالم هم که باشه کاری از دستش برنمیاد!
حالا عزیزم...
منظورت کدوم زنده موندن بود؟
#محیا_زند
@aevien 🍁🍂
+...ا!
_میخونی حداقل یه نقطه بزار بفهمم زنده ای!
+هر زنده بودنی که زنده بودن نیست!
منظورت اگه یه حجم پر فشار از اکسیژنه که تو قفسه سینه ام در گردش باشه...آره... زنده ام! پر فشار پرفشار در گردشه!
اما اگه منظورت روحمه...نه...به جون دادن افتاده! آخرای کارشه! یکی پا گذاشته رو گلوش...میزاره فقط یه ذره هوا بیاد و بره! روح هم که به نفس نفس بیافته،جون سالمِ سالم هم که باشه کاری از دستش برنمیاد!
حالا عزیزم...
منظورت کدوم زنده موندن بود؟
#محیا_زند
@aevien 🍁🍂
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
کمی از من رو برای روز مبادا کنار بزار
مطمئن باش
روزی از روزهای بعد من که خیلی هم دور نیست
دلت تنگِ آرامش میشه
تنگِ کسی که دوستت داشته باشه
تنگِ کسی که روزهای بارونی کنارت بشینه و نزاره دلت بگیره
تنگِ کسی که تو آشوبگی هات دست بکشه تو موهات و آرومت کنه
اما اینطور که تو منو داری دور میریزی هیچی نمیمونه برات
دیوانه
بخاطر خودت میگم
به خودت رحم کن و کمی از من رو نگه دار تو قلبت!
#محیا_زند
@aevien 🍁 🍂
مطمئن باش
روزی از روزهای بعد من که خیلی هم دور نیست
دلت تنگِ آرامش میشه
تنگِ کسی که دوستت داشته باشه
تنگِ کسی که روزهای بارونی کنارت بشینه و نزاره دلت بگیره
تنگِ کسی که تو آشوبگی هات دست بکشه تو موهات و آرومت کنه
اما اینطور که تو منو داری دور میریزی هیچی نمیمونه برات
دیوانه
بخاطر خودت میگم
به خودت رحم کن و کمی از من رو نگه دار تو قلبت!
#محیا_زند
@aevien 🍁 🍂