.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
_مغزم درد می کنه...!
+من فکرم درد میکنه!
_تو چرا؟
+خیلی حرف نزده دارم...
این بولدوزرا اگه می تونستن حرف از تو مغز بکشن بیرون خیلی خوب می شدا،نه؟!
مثلا چنگک داشتن،
می گفتن کجا رو خالی کنیم؟
میگفتی بیا کلا این قسمت لعنتی رو بکن ببر....
یجوری ببر که دیگه یادم نیاد
میگفت این وسط مسطا،
ی جایی هست؛خیلی تاریکه...
نمیتونم برم....
بعد می گفتم:اونجا نرو....
اونجا مخصوص #چشماشه...
بذار چشماش بمونن برام فقط...
_نه اتفاقا...!
بذار بره یجوری بکنش و جای خالیشو با سیمان پر کنه!
#چشماش مهمه
چشماشه که باید کنده شه از مغز
تا خاطره هام هم باهاش کنده شن
تا راه نفس باز شه، تا گریه ها تموم شن!
+چرا انقدر مهمن چشما به نظرت؟!
_نمیدونم دقیق!
ولی فکر کنم خدا تو خلقتشون اعجاب کرده... بیشتر از همیشه... یجور قفل گذاشته داخلشون که کلیدش عشقه!
+بچه که بودم
به مامانم می گفتم واسم نقاشی بکش
می گفت چی بکشم؟
میگفتم دختر،پسر...
اول چشماشونو می کشید...
خودمم بعدا همینجوری شدم...
اول چشم
بعد بقیه ی چیزا...
#و_چشم_عضو_مهمیست....
_اصلا بنظر من ما آدما یه قلب دوم داریم،یه مغز دوم، یه دهن دوم...
که همشون جمع شدن تو چشم ها!
+ هوم...!
چشما نامردم هستن درضمن
خیلی زود لو می دن آدمو!
_خیلی!
نامرد و بی جنبه... و البته دلفریب و خودخواه!
+من عاشق #چشمت شدم...
نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمیدانم از این
دیوانگی و عاقلی....
#محیا_زند
#مریم_خسروی
#دیالوگیسم_دو_همزادک 💜💚
@aevien
+من فکرم درد میکنه!
_تو چرا؟
+خیلی حرف نزده دارم...
این بولدوزرا اگه می تونستن حرف از تو مغز بکشن بیرون خیلی خوب می شدا،نه؟!
مثلا چنگک داشتن،
می گفتن کجا رو خالی کنیم؟
میگفتی بیا کلا این قسمت لعنتی رو بکن ببر....
یجوری ببر که دیگه یادم نیاد
میگفت این وسط مسطا،
ی جایی هست؛خیلی تاریکه...
نمیتونم برم....
بعد می گفتم:اونجا نرو....
اونجا مخصوص #چشماشه...
بذار چشماش بمونن برام فقط...
_نه اتفاقا...!
بذار بره یجوری بکنش و جای خالیشو با سیمان پر کنه!
#چشماش مهمه
چشماشه که باید کنده شه از مغز
تا خاطره هام هم باهاش کنده شن
تا راه نفس باز شه، تا گریه ها تموم شن!
+چرا انقدر مهمن چشما به نظرت؟!
_نمیدونم دقیق!
ولی فکر کنم خدا تو خلقتشون اعجاب کرده... بیشتر از همیشه... یجور قفل گذاشته داخلشون که کلیدش عشقه!
+بچه که بودم
به مامانم می گفتم واسم نقاشی بکش
می گفت چی بکشم؟
میگفتم دختر،پسر...
اول چشماشونو می کشید...
خودمم بعدا همینجوری شدم...
اول چشم
بعد بقیه ی چیزا...
#و_چشم_عضو_مهمیست....
_اصلا بنظر من ما آدما یه قلب دوم داریم،یه مغز دوم، یه دهن دوم...
که همشون جمع شدن تو چشم ها!
+ هوم...!
چشما نامردم هستن درضمن
خیلی زود لو می دن آدمو!
_خیلی!
نامرد و بی جنبه... و البته دلفریب و خودخواه!
+من عاشق #چشمت شدم...
نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمیدانم از این
دیوانگی و عاقلی....
#محیا_زند
#مریم_خسروی
#دیالوگیسم_دو_همزادک 💜💚
@aevien
@aevien
چشم هایش شروع واقعه بود
آسمانی درون آنها
در صدایش پرنده می رقصید
بر تنش عطر خوب آویشن
#علیرضا_آذر جانان 💜
#پیغمبران_شعر
چشم هایش شروع واقعه بود
آسمانی درون آنها
در صدایش پرنده می رقصید
بر تنش عطر خوب آویشن
#علیرضا_آذر جانان 💜
#پیغمبران_شعر
واقعیت مثل رمان هایی که تو چهارده سالگی میخونیم شیرین نیست.
تو واقعیت گاهی دیر میشه، گاهی احساس ته میکشه، گاهی دیگه راه جبران نیست.
تو واقعیت گاهی " دوست دارم" گفتن ها سرد میشن و از دهن میافتن.
تو دوست داشتن باید سامورایی بود، دیوانه و کله شق. ترسیدن ها، اگر و اما ها از دهن میندازنش.
#محیا_زند
#با_چشمهایش_میخندید
@aevien
تو واقعیت گاهی دیر میشه، گاهی احساس ته میکشه، گاهی دیگه راه جبران نیست.
تو واقعیت گاهی " دوست دارم" گفتن ها سرد میشن و از دهن میافتن.
تو دوست داشتن باید سامورایی بود، دیوانه و کله شق. ترسیدن ها، اگر و اما ها از دهن میندازنش.
#محیا_زند
#با_چشمهایش_میخندید
@aevien
@aevien
پایِ در کفش جهان رفته زمین خواهد خورد
اندازه
پاهای خودت
کفش به پا کن
گل من!
#علیرضا_آذر جانان 💜
#پیغمبران_شعر
پایِ در کفش جهان رفته زمین خواهد خورد
اندازه
پاهای خودت
کفش به پا کن
گل من!
#علیرضا_آذر جانان 💜
#پیغمبران_شعر
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
من دنیا را جایی تاریک و ساکت میخواهم ،
تا هیچ چشمی چشم
ِ دیگری را نبیند ، گوش ها برای صدای دیگران کر باشند ، از اینهمه دیدن ، شنیدن ، خسته و کلافه ام
میدانی ، من جهان را اینگونه که
هست نمی خواهم .
من لبخندهایی
را که منحصرا به کسانی تحویل داده میشود که معیار زیباییِ روز را دارند دوست ندارم .
می ترسم از دریغ کردن لبخندها. من تماس هایی را که به گوشی هایی که صاحبانشان صدای گوش خراش دارند ، نمی شود را دوست ندارم
من شروع رابطه هایی را که بر اساس چهره است دوست ندارم .
من در کار مادرم که بخشیدن لباس کهنه به فقراست و،دادن هدیه گران به فامیل پولدارمان خیری نمیبینم .
من ماندن های اجباری به خاطر بچه را ، ماندن نمی دانم ، این ماندن از هر رفتنی عی رونده تر است . نهایت سقوط به دره ی اجبار .
کاش دنیا جای تاریکی باشد آنقدر تاریک که هر کسی در گورِ خود تنها باشد و فاتحه اَش را با قبرکناریش
که نمیشناسدش تقسیم کند
اینجا جای روشن تریست !باورکن
#معصومه_خدادادی
@aevien
💙💚
تا هیچ چشمی چشم
ِ دیگری را نبیند ، گوش ها برای صدای دیگران کر باشند ، از اینهمه دیدن ، شنیدن ، خسته و کلافه ام
میدانی ، من جهان را اینگونه که
هست نمی خواهم .
من لبخندهایی
را که منحصرا به کسانی تحویل داده میشود که معیار زیباییِ روز را دارند دوست ندارم .
می ترسم از دریغ کردن لبخندها. من تماس هایی را که به گوشی هایی که صاحبانشان صدای گوش خراش دارند ، نمی شود را دوست ندارم
من شروع رابطه هایی را که بر اساس چهره است دوست ندارم .
من در کار مادرم که بخشیدن لباس کهنه به فقراست و،دادن هدیه گران به فامیل پولدارمان خیری نمیبینم .
من ماندن های اجباری به خاطر بچه را ، ماندن نمی دانم ، این ماندن از هر رفتنی عی رونده تر است . نهایت سقوط به دره ی اجبار .
کاش دنیا جای تاریکی باشد آنقدر تاریک که هر کسی در گورِ خود تنها باشد و فاتحه اَش را با قبرکناریش
که نمیشناسدش تقسیم کند
اینجا جای روشن تریست !باورکن
#معصومه_خدادادی
@aevien
💙💚
بهترین شاهکار سینمای جهان. اولین بار که دیدمش اول راهنمایی بودم. یادمه تا یه هفته هر روز از اول تا آخرشو نگاه میکردم. انقدر که این فیلم لعنتی عالیه 💜
#پیشنهاد_فیلم_هفته
Gone With The Wind 1939
#پیشنهاد_فیلم_هفته
Gone With The Wind 1939
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
.
@aevien
.
بعضی دختر ها هم هستند؛فکر می کنند "ازدواج" چیزی است توی مایه های بالارفتن از ساقه ی لوبیای سحرآمیز یا پیدانکردن قبایل وحشی وسط بورکینافاسو!
یکی نیست بهشان بگوید:باباجان!تا همین دوروز پیش وردل خودمان تخمه می شکستی و فیلم های آبدوغ خیاری می دیدیم و هرهرکرکرمان تا هفت کوچه آن طرف تر را برداشته بود؛
حالا چای سبز می خوری مبادا تناسب اندامت به هم بخورد؟!بیگانه ی آلبرکامو می خوانی؟!جوک برایت تعریف کنند سرخ و سفید می شوی اما دندان هایت دیده نمی شوند؟! جان من؟!
پس عجب چیزی است این مقوله ی شوهرکردن!
چقددددرررر می تواند تاثیرگذار باشد در شخصیت ها!
ولی عزیز دل؛آدم خوب است روابط توی خانه ی شوهر را قاطی نکند با روابط بیرون از خانه!
گمان نکند چون دارد با یک موجود دوپای سیبیل دار یا بی سیبیل زندگی می کند،بقیه باقالی اند!
که عقل کل جمع است و وقتی اظهار نظر می کند ملت باید کشکشان را بسابند!
دور خودش و شریک زندگی اش را خط بکشد و جماعت دور و برش تبدیل شوند به آپریم!
.
.
علی ای حال دل وامانده ی آدم می گیرد بعضی وقت ها با دیدن و حس کردن چنین رفتارهای شنیعی...
کاش بیشتر حواسمان باشد...
همین!
#مریم_خسروی📝
#قرارنیست_متن_ادبی_باشه😐
#صرفن_جهت_اطلاع_و_طنز😑😒
@aevien
@aevien
.
بعضی دختر ها هم هستند؛فکر می کنند "ازدواج" چیزی است توی مایه های بالارفتن از ساقه ی لوبیای سحرآمیز یا پیدانکردن قبایل وحشی وسط بورکینافاسو!
یکی نیست بهشان بگوید:باباجان!تا همین دوروز پیش وردل خودمان تخمه می شکستی و فیلم های آبدوغ خیاری می دیدیم و هرهرکرکرمان تا هفت کوچه آن طرف تر را برداشته بود؛
حالا چای سبز می خوری مبادا تناسب اندامت به هم بخورد؟!بیگانه ی آلبرکامو می خوانی؟!جوک برایت تعریف کنند سرخ و سفید می شوی اما دندان هایت دیده نمی شوند؟! جان من؟!
پس عجب چیزی است این مقوله ی شوهرکردن!
چقددددرررر می تواند تاثیرگذار باشد در شخصیت ها!
ولی عزیز دل؛آدم خوب است روابط توی خانه ی شوهر را قاطی نکند با روابط بیرون از خانه!
گمان نکند چون دارد با یک موجود دوپای سیبیل دار یا بی سیبیل زندگی می کند،بقیه باقالی اند!
که عقل کل جمع است و وقتی اظهار نظر می کند ملت باید کشکشان را بسابند!
دور خودش و شریک زندگی اش را خط بکشد و جماعت دور و برش تبدیل شوند به آپریم!
.
.
علی ای حال دل وامانده ی آدم می گیرد بعضی وقت ها با دیدن و حس کردن چنین رفتارهای شنیعی...
کاش بیشتر حواسمان باشد...
همین!
#مریم_خسروی📝
#قرارنیست_متن_ادبی_باشه😐
#صرفن_جهت_اطلاع_و_طنز😑😒
@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
یه آهنگ شاد با صدای بلند گذاشته بودم و داشتم جلوی آینه میرقصیدم.
بین چرخ زدنام دیدمش که به در اتاق تکیه داده بود و با یه ابرو بالا رفته نگاهم میکرد. گفت: چه عجب خنده تورو دیدیم بعد مدت ها. خبریه امروز؟
دستشو کشیدم آوردم وسط اتاق تا همراهیم کنه. گفتم: نه فقط از حال بد خسته شدم. این خصلت ما آدم هاست. هر چقدر پرمدعا باشیم، هر چقدر بگیم ما فلانیم بیساریم باز یه روز میرسه که از همه چیز خسته میشیم.
گفت: حتی از عشق و دوست داشتن؟
یه چرخ خوردم و از زیر دست راستش رد شدم. گفتم: نه. اونا حسابشون جداست. اصلا این دوتا حس عجيب الخلقه حسابشون از کل دنیا جداست. هر چقدر هم منطق و عقل و قانون های نیوتن و پاسکال رو تو کارات دخالت بدی و سعی کنی دنیارو باهاشون پیش ببری نمیشه. این عشقی هم که میگم منظورم فقط نسبت به یه شخص نیست. میتونه نسبت به رنگ، به زمین، به یه هنر خاص به هرچیزی باشه. مثلا من معتقدم عشق هیتلر به تفکر نازیسمش اون همه بلبشو درست کرد. یا کل جنگ هایی که به پا میشه، کل آدم هایی که کشته میشن، کل زمین هایی که غارت میشن بخاطر عشقه. بخاطر عشق یه سری آدم به قدرت یا حتی معشوقه هاشون. بخاطر همین از احساسی که دنیارو یه تنه میتونه بهم بریزه نمیشه خسته شد. بیشتر باید ازش ترسید.
گفت: خسته نشدی؟
یه چرخ دیگه زدم و گفتم: از رقص؟
گفت: نه... از من!
یهو وایسادم. زل زدم به جای خالی چشاش توی هوا و گفتم: نه خسته نشدم. من عاشقتم... مگه میشه خسته شد ازت؟ حتی اگه بی رحم باشی، حتی اگه رفته باشی، حتی اگه نباشی و من مثل الان دستتو تو خیالم بگیرم و باهات برقصم هم ازت خسته نمیشم.
فقط یکم از گریه هام، از شب نخوابی هام، از حال بدم خستم. همین. تو تویِ قلب من وارث عشقی... عشق که خستگی نداره.
#محیا_زند
@aevien
بین چرخ زدنام دیدمش که به در اتاق تکیه داده بود و با یه ابرو بالا رفته نگاهم میکرد. گفت: چه عجب خنده تورو دیدیم بعد مدت ها. خبریه امروز؟
دستشو کشیدم آوردم وسط اتاق تا همراهیم کنه. گفتم: نه فقط از حال بد خسته شدم. این خصلت ما آدم هاست. هر چقدر پرمدعا باشیم، هر چقدر بگیم ما فلانیم بیساریم باز یه روز میرسه که از همه چیز خسته میشیم.
گفت: حتی از عشق و دوست داشتن؟
یه چرخ خوردم و از زیر دست راستش رد شدم. گفتم: نه. اونا حسابشون جداست. اصلا این دوتا حس عجيب الخلقه حسابشون از کل دنیا جداست. هر چقدر هم منطق و عقل و قانون های نیوتن و پاسکال رو تو کارات دخالت بدی و سعی کنی دنیارو باهاشون پیش ببری نمیشه. این عشقی هم که میگم منظورم فقط نسبت به یه شخص نیست. میتونه نسبت به رنگ، به زمین، به یه هنر خاص به هرچیزی باشه. مثلا من معتقدم عشق هیتلر به تفکر نازیسمش اون همه بلبشو درست کرد. یا کل جنگ هایی که به پا میشه، کل آدم هایی که کشته میشن، کل زمین هایی که غارت میشن بخاطر عشقه. بخاطر عشق یه سری آدم به قدرت یا حتی معشوقه هاشون. بخاطر همین از احساسی که دنیارو یه تنه میتونه بهم بریزه نمیشه خسته شد. بیشتر باید ازش ترسید.
گفت: خسته نشدی؟
یه چرخ دیگه زدم و گفتم: از رقص؟
گفت: نه... از من!
یهو وایسادم. زل زدم به جای خالی چشاش توی هوا و گفتم: نه خسته نشدم. من عاشقتم... مگه میشه خسته شد ازت؟ حتی اگه بی رحم باشی، حتی اگه رفته باشی، حتی اگه نباشی و من مثل الان دستتو تو خیالم بگیرم و باهات برقصم هم ازت خسته نمیشم.
فقط یکم از گریه هام، از شب نخوابی هام، از حال بدم خستم. همین. تو تویِ قلب من وارث عشقی... عشق که خستگی نداره.
#محیا_زند
@aevien