اشراق 🌿
577 subscribers
701 photos
361 videos
14 files
67 links
علم از طریق خواندن به دست نمی آید! بلکه بر اثرِ اندیشیدن به آنچه مطالعه کرده ایم حاصل می شود.

@Salikaramian
Download Telegram
منظره‌ی ویرانی یک عاشق
غم انگیزترین منظره‌ی دنیاست...
ببینی کسی مثل طاووس می رفته ،
حالا مرغ ِ نحیفی است که پرش ریخته...

@aeshraq
مطالعه انسان را کامل می کند. سخنرانی به او حضور ذهن و سرعت انتقال می دهد. نوشتن اما انسان را دقیق می کند.

#فرانسیس_بیکن
@aeshraq
نهضت جنگل را دشمن شکست نداد.
سر میرزاکوچک خان را یکی از یاران نفوذی خودش جناب خالو قربان برید و برای رضا شاه برد.
رئیسعلی را هم #اجنبی ها شهید نکردند.
رئیسعلی هم از پشت با تیر غلامحسین تنگکی که نفوذی انگلیس بود از پا در آمد.

تاریخ مبارزات ما با استعمار گواه است که هیچ وقت از روبرو تیر نخوردیم. هر بار مبارزه جدی شد ما به خودمان باختیم و یکی از پشت ما را زد.
برای زانو زدن این ملت همیشه پای یک #نفوذی در میان بود.

#وحید_اشتری
@aeshraq
در میان ما چه کسی هست که نداند که آنچه ما می‌کشیم، نه مستقیماً از جانب #اجانب، که از جانب دل‌سپردگان ایشان است. ارباب اگر نوکر خوش‌خدمتِ حلقه به گوش نداشته باشد، چگونه می‌تواند اربابی کند؟!

این بیگانه‌پرستانند که می‌کوشند سلطهٔ ننگین بیگانه را بر این بهشت خدایی، این آب و خاک منحصر، تثبیت کنند و دوام ببخشند، و خود سر در آخور اجانب، به علوفهٔ چندروزه رضایت بدهند.

این مزدبگیران و خودفروختگانِ نامردند که در هر نهضتی #نفوذ می‌کنند و آن را به اضمحلال می‌کشانند و آنگاه بر مُردهٔ لگدمال شدهٔ آن نهضت بشکن می‌زنند و می‌رقصند و شادی می‌کنند.

#بر_جاده‌های_آبی_سرخ
#نادر_ابراهیمی
@aeshraq
نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی
که به دوستان یک دل سر دست برفشانی

دلم از تو چون برنجد که به وهم در نگنجد
که جواب تلخ گویی تو بدین شکردهانی

نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو
که به تشنگی بمردم بر آب زندگانی

غم دل به کس نگویم که بگفت رنگ رویم
تو به صورتم نگه کن که سرایرم بدانی

عجبت نیاید از من سخنان سوزناکم
عجب است اگر بسوزم چو بر آتشم نشانی؟

دل عارفان ببردند و قرار پارسایان
همه شاهدان به صورت تو به صورت و معانی

نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم
همه بر سر زبانند و تو در میان جانی

اگرت به هر که دنیا بدهند حیف باشد
و گرت به هر چه عقبی بخرند رایگانی

تو نظیر من ببینی و بدیل من بگیری
عوض تو من نیابم که به هیچ کس نمانی

نه عجب کمال حسنت که به صد زبان بگویم
که هنوز پیش ذکرت خجلم ز بی زبانی

مده ای رفیق پندم که نظر بر او فکندم
تو میان ما ندانی که چه می‌رود نهانی

مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم
خبرش بگو که جانت بدهم به مژدگانی

بت من چه جای لیلی که بریخت خون مجنون
اگر این قمر ببینی دگر آن سمر نخوانی

دل دردمند سعدی ز محبت تو خون شد
نه به وصل می‌رسانی نه به قتل می‌رهانی

#سعدیا
@aeshraq
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است
این گرگ سالهاست که با گله آشناست

#پروینا
ما را به رخت و لباس پیمبری فریفته است!
این ساحره سالهاست که با شیطان آشناست!
اندرون از طعام خالی دار تا دَرو نورِ معرفت بینی

#سعدیا
اللّهُمَّ أهِلَّهُ عَلَينا بِالأَمنِ وَالإِيمانِ، وَالسَّلامَةِ وَالإِسلامِ، وَالعافِيَةِ المُجَلِّلَةِ، وَالرِّزقِ الواسِعِ، ودَفعِ الأَسقامِ.

خداوندا!
ماه مبارک رمضان را با ايمنى و ايمان، با سلامت و اسلام، با عافيت فراگير، با روزىِ گسترده و با دفع بيمارى‌ها، بر ما بتابان!


دعای #رسول_اکرم «ص» در طلیعه ماه رمضان
#اصول_کافی
@aeshraq
مرحوم احمد منشور می‌گفت یک شب با برادرم در مجلس قمار تا صبح مشغول شدیم! چون به سحری نرسیدیم روزه را خورده بعد به منزل آمدیم. خبر #روزه_خوری ما زودتر از خودمان به منزل رسیده بود همین‌که وارد شدیم مادرم از ما رو گرفت! چند روز با ما مثل جذامی‌ها رفتار می‌کردند. قدغن شده بود نوکرها به ما نزدیک شوند. غذایی اگر می‌آوردند، در اتاق می‌گذاشتد و فرار می‌کردند. ظرف‌های غذای ما را علی‌حده در حضور ما کنار حوض، خاک‌مال می‌کردند تا بالاخره با وساطت برادر بزرگتر ما را توبه دادند و دوباره به عضویت خانه پذیرفتند.

برای خوردن روزه نیاز بود که طبیبی تصدیق مرض بدهد، اطبای آن دوره حتی اطبای یهودی و لو برای روزه خوری هم احترام تصدیق خود را داشتند و تصدیق دروغ نمی‌دادند.

محال بود وقت افطار صدای فقیری از کوچه بلند شود و چندین نفر داوطلب به سمتش نروند. در این ماه کار تعطیل می‌شد و مردم به عبادت مشغول می‌شدند. طلبکار، سر وقت بدهکار نمی‌رفت. ادارات دولتی باز بود اما کسی مراجعه نمی‌کرد. مرافعه شرعی در دفتر علما متوقف می‌شد. محصلین دیوانی به سراغ مطالبه بدهکاری نمی‌رفتند.

در خانه‌ها کسی به نوکرها امر و نهی نمی‌کرد. اگر بنایی نیمه‌تمام بود صاحب کار، بیش از نصفِ روز کار نمی‌کشید اما اجرت روز کامل را می‌داد. خلاصه اینکه مردم در همه چیز رعایت یکدیگر را می‌کردند.

#شرح_زندگانی_من
#عبدالله_مستوفی
@aeshraq
در گذشته، سانسور از طریق #مسدود کردنِ جریان اطلاعات به‌ اجرا در می‌آمد و در عصر حاضر از طریق #غوطه‌ور کردنِ انسان‌ها در سیلاب اطلاعات بی‌اهمیت و نامربوط عملی می‌شود.

انسان‌ها واقعاً نمی‌دانند به چه چیزی توجه نشان دهند؛ آنها اغلب، وقت خود را صرف بحث و بررسی موضوعات فرعی می‌کنند!

در زمان‌های دور، قدرت‌داشتن به‌معنای "دسترسی به اطلاعات" بود؛ اما اکنون قدرت یعنی "آگاهی بر این‌که از چه چیز باید چشم پوشید."

#انسان_خداگونه
#یووال_نوح_هراری
@aeshraq
"هر روز به پایان کار نزدیک‌تر می‌شدیم ولی #ظریف هنوز نمی‌توانست موافقت کند. عصر ۱۳ جولای که هفدهمین شب ما در وین بود، من ظریف، لاوروف، #فدریکا_موگرینی، مسئول جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا را به اتاق آمریکا در کوبورگ دعوت کرده بودم. فدریکا جانشین #کاترین_اشتون شده بود و همان موقع، به شناخت خوبی از ظریف و لاوروف رسیده بود. من در حالی که پای شکسته‌ام را روی یک صندلی قرار داده بودم آنها نشسته بودند و ظریف داشت دلایلش را برمی‌شمرد و می‌گفت که چرا توافقی که در حال تلاش برای دستیابی به آن بودیم چندان برای ایران خوب نبود. حوالی نیمه‌شب، #لاوروف که مشتاق بود فردا روانه سفری به ازبکستان شود حرف‌های ظریف را قطع کرد و گفت: "جواد، شاید اختیار توافق کردن نداری؟ اگر مسئله این است، لطفاً فقط به ما بگو. داری وقت ما را تلف می‌کنی".

ظریف از طعنه‌ای که لاوروف زده بود عصبانی شد، برای اعتراض به زخم‌زبان لاوروف با عصبانیت از روی مبل بلند شد و شروع به حرکت به‌سمت در کرد. مثل فنر از جایم بلند شدم و لنگ‌لنگان با عصایم به‌سمتش رفتم تا جلویش را بگیرم. در حالی که تلاش می‌کردم ظریف را آرام کنم به او گفتم: "می‌دانم که سرگئی نمی‌خواست به تو توهین کند". ساعت‌های سخت و طولانی برای این توافق زحمت کشیده بودیم. قابل درک بود که استرس زیاد باشد. "ما فکر نمی‌کنیم کار دیگری هست که بتوانیم انجام دهیم. لحظه حقیقت فرا رسیده است، آن را می‌پذیری یا رهایش می‌کنی؟».

بعد از لحظاتی، اعتراف کرد که آمده است توافق را بپذیرد، ولی ــ میان چیزهای متعددی که خواسته بود ــ یک امتیاز دیگر می‌خواست که از دیدگاه او توافق را منصفانه کند.

به‌سرعت هرچه تمام‌تر به اتاق مجاور رفتم، جایی که #رابرت_مالی از شورای امنیت ملی، جان فایننر، #وندی_شرمن و چند نفر دیگر منتظر اخبار جدید بودند.

به آنها گفتم: «قرار نیست در مسائل اساسی کوتاه بیاییم، ولی بیایید چیزی پیدا کنیم که بدون آنکه برای ما هزینه داشته باشد به او کمک کنیم از موانع عبور کند. این تنها چیزی است که مانع ایجاد کرده است، نظری دارید؟»، نگاهی به اطراف انداختم و دیدم همه شانه‌هایشان را بالا می‌اندازند.

#کریس_بک‌مایر، سرپرست کارشناسان ما در مسائل هسته‌ای با احتیاط شروع به صحبت کرد؛ "یک چیزی هست...".

وزیر خزانه‌داری آمریکا از قبل آماده بود اسم چندین نفر را از فهرست ایرانی‌های تحت تحریم خارج کند. آن موقع این کار را انجام نداده بودیم تا آن را برای لحظه‌ای مانند حالا نگاه داریم، این در واقع، کارتی بود که ایالات متحده در جیب عقب ما گذاشته بود، الآن وقتش بود که آن را بازی کنیم.

کریس توصیه کرد: "اینها [افراد موجود در لیست تحریم] بازیگران چندان مهمی نیستند. ممکن است [خارج کردن آنها از فهرست تحریم] کافی نباشد". ولی من متقاعد شده بودم که چیزی که اهمیت داشت ژست کار بود و احترام به تصمیم‌های سختی که ایرانی‌ها گرفته بودند. عصایم را برداشتم و روانه در شدم".

دوباره وارد اتاقی شدم که سرگئی و جواد نشسته بودند، به جواد گفتم "تمایل داریم یک گام دیگر برداریم تا این مسئله را تمام کنیم". فهرست نام‌های اضافی را که می‌خواستیم از لیست تحریم‌ها خارج کنیم به او پیشنهاد کردم و گفتم: به توافق رسیدیم؟

برای مدتی که مثل یک عمر به‌نظر رسید مکث کرد و گفت: #به_توافق_رسیدیم!


#هر_روز_موهبت_دیگری_است
کتاب خاطرات #جان_کری
@aeshraq
واقعیت این است که ما هیچ چیز نداریم، جز اینکه بگوییم: خدایا! تو به خودت نگاه کردی و به ما دادی؛ حالا هم به خودت نگاه کن و ادامه بده!
در کلام معصوم است که: خدایا تو هیچ وقت به خاطر استحقاق به ما نداده‌ای که حالا به خاطر بدیِ ما، بخواهی پس بگیری.

#علی_صفایی
@aeshraq
در ليالى قدر قرآن به دل كن!
نه فقط قرآن به سر
كه اولى جوهر ذات تو گردد
و دومى خارج از گوهر توست.

#علامه_حسن‌زاده_آملی
@aeshraq
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللّٰهِ، أَنْتَ أَوَّلُ مَظْلُومٍ، وَأَوَّلُ مَنْ غُصِبَ حَقُّهُ، صَبَرْتَ وَاحْتَسَبْتَ حَتَّىٰ أَتَاكَ الْيَقِين...
هر نکته‌ای که هست به وجهی توان شناخت
تاوانِ جهلِ بی‌ خردان، بر معلم است!

#عرفی_شیرازی
@aeshraq
در خراب‌آبادِ ما کز بی‌کسی آزادمرد
گر بمیرد هیچ‌کس از وی نمی‌آرَد به یاد

خون‌بهای راست‌کاران را به فتوای خِرَد
از پدر بگرفت می‌باید و یا از اوستاد

کان به فرزندان چرا تعلیمِ نامردی نکرد
وین به شاگردان چرا درس دغل‌کاری نداد!

#بهزاد_کرمانشاهی
@aeshraq
جُمِعَت في صِفاتِكَ الأَضدادُ
فَلِهٰذا عَزَّت لَكَ الأَندادُ

زاهدٌ، حاكم،ٌ حليمٌ، شُجاعٌ
ناسِكٌ، فاتِكٌ، فقيرٌ، جَوادُ

شِيَمٌ ما جُمِعنَ في بَشَرٍ قَطُّ
و لا حازَ مِثلَهُنَّ العِبادُ

خُلُقٌ يُخجِلُ النَّسيمَ مِنَ اللُّطفِ
و بَأسٌ يَذوبُ مِنهُ الجَمادُ...

ظَهَرَت مِنکَ لِلوَریٰ مُعجِزاتٌ
فَأقَرَّت بِفَضلِکَ الحُسّادُ...

جَلَّ مَعناکَ أن یُحیطَ بِهِ الشِّعرُ
و تُحصي صِفاتَهُ النُّقادُ...

ابیاتی از #صفی_الدین_حلی
در وصف امیرالمؤمنین علی علیه السلام

@aeshraq
اشراق 🌿
جُمِعَت في صِفاتِكَ الأَضدادُ فَلِهٰذا عَزَّت لَكَ الأَندادُ زاهدٌ، حاكم،ٌ حليمٌ، شُجاعٌ ناسِكٌ، فاتِكٌ، فقيرٌ، جَوادُ شِيَمٌ ما جُمِعنَ في بَشَرٍ قَطُّ و لا حازَ مِثلَهُنَّ العِبادُ خُلُقٌ يُخجِلُ النَّسيمَ مِنَ اللُّطفِ و بَأسٌ يَذوبُ مِنهُ الجَمادُ...…
ای علی! در وجودت صفات متضادی هست که موجب شده تو بی‌نظیر باشی.

تو حاکمِ مسلمانان، زاهد و عابد، رزمنده و دلاور، تنگ‌دست و سخاوت‌مند بودی.

لطافتِ خلق‌وخوی تو نسیم را شرمسار کرده است. از سویی از هیبت و شُکوه تو جمادات ذوب می‌شوند.

آری، این ویژگی‌ها در کسی گردنیامده است. همین اخلاق، که دیگران از کسب مجموع آن عاجزند، موجب گشت که حاسدان نیز به اقرار کنند که دارای چنان اخلاقی هستی.

ای علی! تو والاتر از آنی که شعر و صرّافانِ بازارِ سخن‌وری بتوانند عظمت تو را به‌شمار آورند و بازگو کنند.