فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَىٰ جِذْعِ النَّخْلَةِ
آﻥ ﮔﺎﻩ ﺩﺭﺩ ﺯﺍﻳﻴﺪﻥ، او ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﭼﺎﺭ به ﺟﺎﻧﺐ ﺩﺭﺧﺖ ﺧﺮﻣﺎ ﻛﺸﺎﻧﻴﺪ.
#سوره_مریم آیه ۲۳
#درخت_کریسمس!
@aeshraq
آﻥ ﮔﺎﻩ ﺩﺭﺩ ﺯﺍﻳﻴﺪﻥ، او ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﭼﺎﺭ به ﺟﺎﻧﺐ ﺩﺭﺧﺖ ﺧﺮﻣﺎ ﻛﺸﺎﻧﻴﺪ.
#سوره_مریم آیه ۲۳
#درخت_کریسمس!
@aeshraq
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
ﺍی ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ! ﻫﺮ ﻛﺲ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﺩﻳﻨﺶ ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ [ﺯﻳﺎنی ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻧﻤﻰ ﺭﺳﺎﻧﺪ] ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺯﻭﺩی ﮔﺮﻭهی ﺭﺍ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﺩ ﻛﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ، ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﻢ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ؛ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥْ ﻓﺮﻭﺗﻦ ﺍﻧﺪ، ﻭ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥْ ﺳﺮﺳﺨﺖ ﻭ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪﻧﺪ، ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﺟﻬﺎﺩ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ، ﻭ ﺍﺯ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻫﻴﭻ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍی ﻧﻤﻰ ﺗﺮﺳﻨﺪ. ﺍﻳﻦ ﻓﻀﻞ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻋﻄﺎﻛﻨﻨﺪﻩ ﻭ ﺩﺍﻧﺎﺳﺖ.
#سوره_مائده آیه ۵۴
@aeshraq
ﺍی ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ! ﻫﺮ ﻛﺲ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﺩﻳﻨﺶ ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ [ﺯﻳﺎنی ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻧﻤﻰ ﺭﺳﺎﻧﺪ] ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺯﻭﺩی ﮔﺮﻭهی ﺭﺍ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﺩ ﻛﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ، ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﻢ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ؛ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥْ ﻓﺮﻭﺗﻦ ﺍﻧﺪ، ﻭ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥْ ﺳﺮﺳﺨﺖ ﻭ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪﻧﺪ، ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﺟﻬﺎﺩ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ، ﻭ ﺍﺯ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻫﻴﭻ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍی ﻧﻤﻰ ﺗﺮﺳﻨﺪ. ﺍﻳﻦ ﻓﻀﻞ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻋﻄﺎﻛﻨﻨﺪﻩ ﻭ ﺩﺍﻧﺎﺳﺖ.
#سوره_مائده آیه ۵۴
@aeshraq
چون عیسی در ایام هیرودیس پادشاه بیت لحم تولد یافت چند مُغ از شرق به اورشلیم آمدند و گفتند: کجاست آن مولود که پادشاه یهود است که ستاره او را در مشرق دیده ایم و برای ستایش او آمدهایم. #انجیل_متی آغاز باب دوم
در بین کلیساهای کاتولیک، عیدی رواج دارد. این عید یادآور روزی است که مغهایی ایرانیتبار برای دیدن و ستایش مسیح مولود بیت لحم از مادری بهنام مریم به این سرزمین وارد می شوند. همچنین در آثار بسیاری از نقاشان اروپایی به ستایش مغان پرداخته شده است
نقاشی موزاییک فوق با موضوع سه مغ با لباس پارسی که بشارت تولد مسیح را آورده اند درکلیسای راونای ایتالیا در منابع مکتوب آمده است.
کنستانتین امپراتور مسیحیت در سفر به فلسطین بقایای جسد سه مغ را با خود به پایتخت روم شرقی شهر کنستانتین یا قسطنطنیه یا استانبول امروزی برد و در سانتا صوفیا کلیسای جامع مقدس (ایا صوفیه) پایتخت خود دفن نمود گویا در دوره های بعد و احتمالا در قرن پنجم میلادی به میلان منتقل شدند و چند قرن بعد بنا بر روایاتی به کلیسای شهر کلن اهدا شدند و امروزه یکی از زیارتگاه های مهم پیروان مسیح درمحل این کلیسا در شهر کلن آلمان قرار دارد.
@aeshraq
در بین کلیساهای کاتولیک، عیدی رواج دارد. این عید یادآور روزی است که مغهایی ایرانیتبار برای دیدن و ستایش مسیح مولود بیت لحم از مادری بهنام مریم به این سرزمین وارد می شوند. همچنین در آثار بسیاری از نقاشان اروپایی به ستایش مغان پرداخته شده است
نقاشی موزاییک فوق با موضوع سه مغ با لباس پارسی که بشارت تولد مسیح را آورده اند درکلیسای راونای ایتالیا در منابع مکتوب آمده است.
کنستانتین امپراتور مسیحیت در سفر به فلسطین بقایای جسد سه مغ را با خود به پایتخت روم شرقی شهر کنستانتین یا قسطنطنیه یا استانبول امروزی برد و در سانتا صوفیا کلیسای جامع مقدس (ایا صوفیه) پایتخت خود دفن نمود گویا در دوره های بعد و احتمالا در قرن پنجم میلادی به میلان منتقل شدند و چند قرن بعد بنا بر روایاتی به کلیسای شهر کلن اهدا شدند و امروزه یکی از زیارتگاه های مهم پیروان مسیح درمحل این کلیسا در شهر کلن آلمان قرار دارد.
@aeshraq
زمستان بود، زمستانِ تازه از راه رسیدههای رفُرمیست که با خواندن کاغذپارههای قرن شانزده و هفده حس پروتستانتیسم شان گل کرده بود و می خواستند بر گذشته خودشان، بر تندروی ها و کج فهمی های خودشان در سال های اول انقلاب به مثابه قدرت مطلقه کلیسا بشورند. کاش لااقل ویل دورانت را تا تَه خوانده بودند...
همان چپها و چپ نماهای اول انقلاب که کاسب ساده بازاری را امپریالیست می خواندند و پونز در دست و قیچی در جیب در خیابانها میگشتند تا خدمت بدحجاب ها و کراوتیها برسند، به سفره دولتمردی که رسیدند و پاترول دهه شصتشان که شد تویوتا کرونای دهه هفتاد، خودشان سرمایهدارهای هفت تیغهای شدند که برایمان از تجارت جهانی و مراوده با جهان می گفتند.
آقایان مروجِ ریاست جمهوری مادامالعمرِ فلانی که یاد گرفته بودند طرحهای امنیتی و عملیات روانی را با جملات بی سر و ته بشیریه و سروش کادوپیچ کنند، لیبرال دموکراسی را از استاد اعظم فوکویاما هم غلیظ تر واگویه کردند و اگر او از پایان تاریخ گفته بود، اینها از پایان خدا و هرچیز مربوط به آن گفتند.
عمله های چشم و گوش بسته پوزیتیویسم چند قرن پیش، به اسم آزادی سوار گُرده مردم شده بودند و از سر بیمایگی شده بودند سفرهدار هانتینگتون و هابرماس و الخ. بله، زمستان اصلاحات بود. در سوز طاقت سوز آن زمستان، گرمای شجاعت و عمق بینش یک نفر دلهای باورمندان به خدا و نبوت محمد(ص) و ولایت امیرالمومنین(ع) را قرص میکرد: آقای مصباح.
آن روز که دین ستیزان به پیروی از اسلاف قرون وسطایی خود به جان مومنان و مخالفان خود افتاده بودند، آقای مصباح کم نیاورد، به ایمانش تکیه زد و سقفی ساخت برایمان از معرفت و اندیشه. شبهات را پاسخ گفت، مبانی را روشن کرد، اصول را صریح و دقیق بیان کرد و هر چه در جاده اندیشه پیش می رفت سفلگان روزگار، او را به تیر تهمت و دروغ و تمسخر بیشتر مینواختند.
او همان بود که سپاهی از اندیشه فراهم آورد و به نبرد با مدعیان فرستاد. او همانی بود که دغدغه مندان را به سلاح تفکر مسلح کرد و با منطق مستحکم اسلامی دل شان را روشن کرد و به کارزار ایسم هایی فرستاد که به جان انقلاب اسلامی افتاده بودند.
رحمت خدا بر او که کارهای بزرگش خطراتی را از سر انقلاب دور کرد و اهل نمایش و تفاخر نبود. رضوان خدا بر او با تیزبینی آنچه در آینده نیاز بود را امروز فراهم کرد. سلام بر او که ایستاد و به ما آموخت. درود بر او و حاج قاسم که از این روز، هر سال باید غم نبود هر دو عزیز را در این ایام به عزا بنشینیم. آه از روزگاری که در آن زیست می کنیم...
#زمستان_بود
#حسین_الهام
@aeshraq
همان چپها و چپ نماهای اول انقلاب که کاسب ساده بازاری را امپریالیست می خواندند و پونز در دست و قیچی در جیب در خیابانها میگشتند تا خدمت بدحجاب ها و کراوتیها برسند، به سفره دولتمردی که رسیدند و پاترول دهه شصتشان که شد تویوتا کرونای دهه هفتاد، خودشان سرمایهدارهای هفت تیغهای شدند که برایمان از تجارت جهانی و مراوده با جهان می گفتند.
آقایان مروجِ ریاست جمهوری مادامالعمرِ فلانی که یاد گرفته بودند طرحهای امنیتی و عملیات روانی را با جملات بی سر و ته بشیریه و سروش کادوپیچ کنند، لیبرال دموکراسی را از استاد اعظم فوکویاما هم غلیظ تر واگویه کردند و اگر او از پایان تاریخ گفته بود، اینها از پایان خدا و هرچیز مربوط به آن گفتند.
عمله های چشم و گوش بسته پوزیتیویسم چند قرن پیش، به اسم آزادی سوار گُرده مردم شده بودند و از سر بیمایگی شده بودند سفرهدار هانتینگتون و هابرماس و الخ. بله، زمستان اصلاحات بود. در سوز طاقت سوز آن زمستان، گرمای شجاعت و عمق بینش یک نفر دلهای باورمندان به خدا و نبوت محمد(ص) و ولایت امیرالمومنین(ع) را قرص میکرد: آقای مصباح.
آن روز که دین ستیزان به پیروی از اسلاف قرون وسطایی خود به جان مومنان و مخالفان خود افتاده بودند، آقای مصباح کم نیاورد، به ایمانش تکیه زد و سقفی ساخت برایمان از معرفت و اندیشه. شبهات را پاسخ گفت، مبانی را روشن کرد، اصول را صریح و دقیق بیان کرد و هر چه در جاده اندیشه پیش می رفت سفلگان روزگار، او را به تیر تهمت و دروغ و تمسخر بیشتر مینواختند.
او همان بود که سپاهی از اندیشه فراهم آورد و به نبرد با مدعیان فرستاد. او همانی بود که دغدغه مندان را به سلاح تفکر مسلح کرد و با منطق مستحکم اسلامی دل شان را روشن کرد و به کارزار ایسم هایی فرستاد که به جان انقلاب اسلامی افتاده بودند.
رحمت خدا بر او که کارهای بزرگش خطراتی را از سر انقلاب دور کرد و اهل نمایش و تفاخر نبود. رضوان خدا بر او با تیزبینی آنچه در آینده نیاز بود را امروز فراهم کرد. سلام بر او که ایستاد و به ما آموخت. درود بر او و حاج قاسم که از این روز، هر سال باید غم نبود هر دو عزیز را در این ایام به عزا بنشینیم. آه از روزگاری که در آن زیست می کنیم...
#زمستان_بود
#حسین_الهام
@aeshraq
نوایی - شریف زاده
@aeshraq
به پا گر خلد خاری آسان بر آرم
چه سازم به خاری که بر دل نشیند
بنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند
طبیبا میاسای میان دو گیتی
کسی که میان دو منزل نشیند
خوشا کاروانی که شب راه و طی کرد
دم صبح اول به منزل نشیند
چه جامی امیدوار از رحمت حق
به زیر لوای #مزمل نشیند
چه سازم به خاری که بر دل نشیند
بنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند
طبیبا میاسای میان دو گیتی
کسی که میان دو منزل نشیند
خوشا کاروانی که شب راه و طی کرد
دم صبح اول به منزل نشیند
چه جامی امیدوار از رحمت حق
به زیر لوای #مزمل نشیند
اشراق 🌿
@aeshraq – عشق پیری/ شجریان
یرگه کار مو و تو دِرَه بالا میگیره
ذره ذره دِرَه عشقت تو دلم جا میگیره
روز اول به خودُم گفتُم اییم مثل بَقی
حالا کم کم میبینُم کار دِرَه بالا میگیره
چن شبه واز مودوزُم چشمامَه تا صبح به چْخت
با به یک سمت بیخودی مات مِمنه، را میگیره
چن شبَه واز مث چهل سال پیش از ای مرغ دلُم
تو زمستون بَهِنهی سبزه و صحرا میگیره
تا سحر جُل می زنم خواب به سراغُم نمیاد
هی دلُم مثل بِچِه بَهَنهی بیجا میگیره
موگومش هرچی که مرگت چیه کوفتی نمِگه
عوضش نق مِزنه ذکر خدایا میگیره
پیری و معرکهگیری که مِگن حال مویه
دِره کمکم ای کتاب صفحه پینجا میگیره
هر که عاشق مِشه پنهون مِکِنه مثل اویه
که سوار شُتُرَ و پوشتِشَه دولا میگیره
کتا کردن دامنا رَ تا بیخ رون مشتی عماد!
دیگه مجنون توی خواب دامن لیلا می گیره!
#عماد_خراسانی
#لهجه_مشهدی
@aeshraq
ذره ذره دِرَه عشقت تو دلم جا میگیره
روز اول به خودُم گفتُم اییم مثل بَقی
حالا کم کم میبینُم کار دِرَه بالا میگیره
چن شبه واز مودوزُم چشمامَه تا صبح به چْخت
با به یک سمت بیخودی مات مِمنه، را میگیره
چن شبَه واز مث چهل سال پیش از ای مرغ دلُم
تو زمستون بَهِنهی سبزه و صحرا میگیره
تا سحر جُل می زنم خواب به سراغُم نمیاد
هی دلُم مثل بِچِه بَهَنهی بیجا میگیره
موگومش هرچی که مرگت چیه کوفتی نمِگه
عوضش نق مِزنه ذکر خدایا میگیره
پیری و معرکهگیری که مِگن حال مویه
دِره کمکم ای کتاب صفحه پینجا میگیره
هر که عاشق مِشه پنهون مِکِنه مثل اویه
که سوار شُتُرَ و پوشتِشَه دولا میگیره
کتا کردن دامنا رَ تا بیخ رون مشتی عماد!
دیگه مجنون توی خواب دامن لیلا می گیره!
#عماد_خراسانی
#لهجه_مشهدی
@aeshraq
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
حلقه پیر مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود
برو ای زاهد خودبین که ز چشم من و تو
راز این پرده نهان است و نهان خواهد بود
ترک عاشق کش من مست برون رفت امروز
تا دگر خون که از دیده روان خواهد بود
چشمم آن دم که ز شوق تو نهد سر به لحد
تا دم صبح قیامت نگران خواهد بود
بخت حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد
زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود
#حافظا
@aeshraq
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
حلقه پیر مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود
برو ای زاهد خودبین که ز چشم من و تو
راز این پرده نهان است و نهان خواهد بود
ترک عاشق کش من مست برون رفت امروز
تا دگر خون که از دیده روان خواهد بود
چشمم آن دم که ز شوق تو نهد سر به لحد
تا دم صبح قیامت نگران خواهد بود
بخت حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد
زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود
#حافظا
@aeshraq
آوردهاند «چون آواز اَذانِ مؤذّن به گوشِ مباركش رسيدى به عظمتى تمام بر سرِ زانوها قيام نمودى و گفتى: نامت بمانا تا ابد اى جانِ ما روشن به تو»
چنین بود محمد
#مناقب_العارفین ج ۱ - ص ۱۹۷
@aeshraq
چنین بود محمد
#مناقب_العارفین ج ۱ - ص ۱۹۷
@aeshraq
ژن سیاسی اروپایی - آمریکای
خون شویی بعد از خون ریزی
یکی از جنایت های بزرگ و دردآور در تاریخ سیاسی ایران، ماجرای قتل تاثرانگیز میرزا تقی خان امیرکبیر است؛ عاملین این قتل را یک سه ضلعی تشکیل می داد: سفارت انگلیس و مهدعلیا مادر شاه و #سیاسیون_فاسد و خائن
به قول یکی از مطلعین آن زمان،
دکتر #پولاک اتریشی درباره امیرکبیر که می نویسد: «پولهایی را که میخواستند به او رشوه بدهند و نمیگرفت، صرف کشتن او شد!»
اما نکته جالب اینجاست بعد از شهادت #امیرکبیر، وزیر خارجه انگلیس در اعتراض به ایران این عمل را جنایتکارانه توصیف می کند! و این در حالی است که دست پلید دو نفر از کارمندان #سفارت_انگلیس در تهران در قطع رگ حیات راد مرد تاریخ ایران در کاشان در منابع و مدارک معتبر تاریخی ضبط است. و این یعنی خون شویی بعد از خون ریزی!
درس دیروز برای سیاست امروز
#دکتر_موسی_نجفی
@aeshraq
خون شویی بعد از خون ریزی
یکی از جنایت های بزرگ و دردآور در تاریخ سیاسی ایران، ماجرای قتل تاثرانگیز میرزا تقی خان امیرکبیر است؛ عاملین این قتل را یک سه ضلعی تشکیل می داد: سفارت انگلیس و مهدعلیا مادر شاه و #سیاسیون_فاسد و خائن
به قول یکی از مطلعین آن زمان،
دکتر #پولاک اتریشی درباره امیرکبیر که می نویسد: «پولهایی را که میخواستند به او رشوه بدهند و نمیگرفت، صرف کشتن او شد!»
اما نکته جالب اینجاست بعد از شهادت #امیرکبیر، وزیر خارجه انگلیس در اعتراض به ایران این عمل را جنایتکارانه توصیف می کند! و این در حالی است که دست پلید دو نفر از کارمندان #سفارت_انگلیس در تهران در قطع رگ حیات راد مرد تاریخ ایران در کاشان در منابع و مدارک معتبر تاریخی ضبط است. و این یعنی خون شویی بعد از خون ریزی!
درس دیروز برای سیاست امروز
#دکتر_موسی_نجفی
@aeshraq
داریم به آن مرحله از دوران تاریخ میرسیم که همه حرف میزنند، ولی هرگز جوابی دریافت نمیکنند!
#حکومت_نظامی
#آلبر_کامو
@aeshraq
#حکومت_نظامی
#آلبر_کامو
@aeshraq
یکی نزد مصطفی (علیهالسّلام) شد و گفت: مادرم پیر شده است و به دست خویش طعامش میدهم و طهارتش میکنم و به هر حاجت به دوشش میگیرم. حق وی بگزاده باشم یا نه؟!
مصطفی (علیهالسّلام) فرمود که: از صد یکی نگزاده باشی!
گر بر تن من زبان شود هر مویی
یک شکر تو از هزار نتوانم گفت
شرح فارسی #شهاب_الأخبار
#قاضی_قضاعی
@aeshraq
مصطفی (علیهالسّلام) فرمود که: از صد یکی نگزاده باشی!
گر بر تن من زبان شود هر مویی
یک شکر تو از هزار نتوانم گفت
شرح فارسی #شهاب_الأخبار
#قاضی_قضاعی
@aeshraq