تو کجایی هستی؟!
باید مال خاورمیانه باشی.
کمی منمن میکند. بعد گرم می گوید:
بد آوردم!! باید ایرانی باشی!
میخندم و می گویم: تو هم لهجه ات آمریکاییست اما باید اروپایی باشی... خیلی گرم می زند پشت کمر من و می گوید: باختی!
من اسراییلیم!
- نباختم! اروپایی هستی دیگر...
می خندد و می گوید: واردی ها!
شاد است. خنده مان گرفته است. می گوید: من خبرنگارم. برای مذاکرات آمده ام. تو اینجا چه کار میکنی؟ موشک؟!!
دوباره قاه قاه می خندد. من هم. به خنده می گویم: برای فاصلهی کوتاه ما و شما «مید این ایران» داریم!
#نیمدانگ_پیونگیانگ
#رضا_امیرخانی
@aeshraq
باید مال خاورمیانه باشی.
کمی منمن میکند. بعد گرم می گوید:
بد آوردم!! باید ایرانی باشی!
میخندم و می گویم: تو هم لهجه ات آمریکاییست اما باید اروپایی باشی... خیلی گرم می زند پشت کمر من و می گوید: باختی!
من اسراییلیم!
- نباختم! اروپایی هستی دیگر...
می خندد و می گوید: واردی ها!
شاد است. خنده مان گرفته است. می گوید: من خبرنگارم. برای مذاکرات آمده ام. تو اینجا چه کار میکنی؟ موشک؟!!
دوباره قاه قاه می خندد. من هم. به خنده می گویم: برای فاصلهی کوتاه ما و شما «مید این ایران» داریم!
#نیمدانگ_پیونگیانگ
#رضا_امیرخانی
@aeshraq
ده دقیقهای با خبرنگار اسراییلی گپ می زنیم. از وضعیت یهودیان ایرانی برایش می گویم. مقبرهی استر و مردخای همدان را و کورش را میشناسد که برایش توضیح می دهم. من از همسایهمان که صرافی است یهودی برایش چیزهایی می گویم و او از دوستان یهودی ایرانیش می گوید که بسیاریشان در ایران وضع خوبی داشتهاند و هر وقت در تلآویو تقی به توقی می خورد، به همدیگر میگویند که ما اصلا برای چه به اینجا آمدیم؟!
#نیمدانگ_پیونگیانگ
#رضا_امیرخانی
@aeshraq
#نیمدانگ_پیونگیانگ
#رضا_امیرخانی
@aeshraq
نکتهی خاصِ صبحانه، آشنایی بیشتر با تاجر امریکایی است که هم زمان با مذاکرات اون و ترامپ دنبال فرصت سرمایهگذاری است. برایم توضیح می دهد که نظمپذیری در این جا حتا با چین قابل مقایسه نیست و اگر چه توان جمعیتی شان بسیار کمتر است از چین، اما در یک توسعهی بسته، رشد اقتصادی بسیار بالایی خواهند داشت...
جالب است که هنوز مذاکرات به جایی نرسیده است و دیروز چیزی هم امضا نشده است و اگر امضا شده بود خشک هم نشده بود و تاجر امریکایی وسط پیونگ یانگ است... در کشوری که امریکا در آن حتا سفارتخانه هم ندارد.
#نیمدانگ_پیونگیانگ
#رضا_امیرخانی
@aeshraq
جالب است که هنوز مذاکرات به جایی نرسیده است و دیروز چیزی هم امضا نشده است و اگر امضا شده بود خشک هم نشده بود و تاجر امریکایی وسط پیونگ یانگ است... در کشوری که امریکا در آن حتا سفارتخانه هم ندارد.
#نیمدانگ_پیونگیانگ
#رضا_امیرخانی
@aeshraq
آه ای به تو زیبنده، سرداری و سالاری
وز شأن تو شرمنده، منشورِ عَلَمداری
درس از تو گرفت آری، هرکس که به جانبازی
با خون خود امضا کرد، منشور فداکاری
#حسین_منزوی
@aeshraq
وز شأن تو شرمنده، منشورِ عَلَمداری
درس از تو گرفت آری، هرکس که به جانبازی
با خون خود امضا کرد، منشور فداکاری
#حسین_منزوی
@aeshraq
اشراق 🌿
وصیت اول و آخر امروز(اول خرداد ۹۸) من قدم به ۵۵ سالگی گذاشتم. خبر مهمی نیست؛ اما مهم است که دوستان من بدانند که این مرد ۵۵ ساله، به تعداد کتابهایی که نخوانده است غمگین است؛ به شمار دستهایی که نگرفته است، پشیمان است و به عدد مهربانیهایی که نکرده است، خاطری…
ما امیدوارترین مردم دنیا بودیم. هیچ ملتی همچون ما آسان دل نمیبست و معصومانه اعتماد نمیکرد. شمشیرهای خطا و خنجرهای جفا رشته امید ما را نبرید. در تندباد حوادث، از جان برای شمع امیدمان سرپناه میساختیم. هزاران روز را به انتظار لبخندی میگذراندیم، اگرچه جز خشم و خشونت نمیدیدیم. آنان که اکنون ما را از هر تغییری ناامید کردند بر خود ببالند که مردمی شیدا و عاشق را بر خاکستر افسردگی نشاندند.
شناسنامهام را میبینم. جایی برای مُهر جدید نمانده است. ما را شرمنده شناسنامههایمان هم کردید. فردا نسلی از راه میرسد که چراغ امیدش را در جایی دیگر روشن میکند؛ آنجا که دست شما به آن نمیرسد.
آخرین یادداشت مرحوم #رضا_بابایی
خدایش بیامرزد🌿
@aeshraq
شناسنامهام را میبینم. جایی برای مُهر جدید نمانده است. ما را شرمنده شناسنامههایمان هم کردید. فردا نسلی از راه میرسد که چراغ امیدش را در جایی دیگر روشن میکند؛ آنجا که دست شما به آن نمیرسد.
آخرین یادداشت مرحوم #رضا_بابایی
خدایش بیامرزد🌿
@aeshraq
نجوای مردی که سبکبار رفت!
اگر عمری باشد، دیگر با دو گروه بحث و گفتوگو نمیکنم: آنان که از عقیده خویش منفعت میبرند و آنان که از اندیشه خویش، پیشه ساختهاند.
#رضا_بابایی
@aeshraq
اگر عمری باشد، دیگر با دو گروه بحث و گفتوگو نمیکنم: آنان که از عقیده خویش منفعت میبرند و آنان که از اندیشه خویش، پیشه ساختهاند.
#رضا_بابایی
@aeshraq
black & white
@blakc_white
قابل توجه اونایی که به عکسهای سیاه و سفید علاقه دارن
خداوند، مقرب ترین بندگان خویش را از میان عشاق بر می گزیند و هم آناند که گرهی کور دنیا را به معجزهی عشق می گشایند.
#سیدمرتضی_آوینی
@aeshraq
#سیدمرتضی_آوینی
@aeshraq
و این است رسم جهان:
روز به شب می رسد و شب به روز. آه از سرخی شفقی كه روز را به شب می رساند. و آه از دهر آنگاه كه بر مراد سِفلگان می چرخد!
#فتح_خون
#سیدمرتضی_آوینی
@aeshraq
روز به شب می رسد و شب به روز. آه از سرخی شفقی كه روز را به شب می رساند. و آه از دهر آنگاه كه بر مراد سِفلگان می چرخد!
#فتح_خون
#سیدمرتضی_آوینی
@aeshraq
پدیدهای به نام «توانمندیِ آمریکایی»، که در پایه اعتبار و اقتدار جهانی ایالات متحده آمریکا قرار داشت، طی دهههای طولانی به علل مختلف پدید آمد و برای این کشور جایگاهی یگانه در سیاست بینالمللی به وجود آورد. ولی در ۲۵ سال اخیر، از زمان دولت بیل کلینتون و سپس جرج واکر بوش، این اعتبار به سرعت افول کرد و سرانجام با دولت ترامپ به بادِ فنا رفت. روزمرگی و غرور آمریکا را فراگرفت. در این دوران، «آمریکا به خود میگفت که بزرگترین کشور جهان است. کارآمدترین کارگزاران، بهترین بیزنسها از منظر مدیریت، پیچیدهترین مؤسسات مالی و بهترین رهبران را داراست.» در حالی که شاید مناسبترین توصیف برای این دوران از تاریخ آمریکا جملات زیر از نیکلای ریژکف، نخستوزیر پیشین اتحاد شوروی، است که درباره کشور خود گفت: «ما از خود میدزدیدیم، رشوه میگرفتیم و میدادیم، در گزارشها و روزنامهها دروغ میگفتیم، و در پشت تریبونها و جایگاههای عالی، که آکنده از دروغهای ما بود، به یکدیگر مدال میدادیم.» در چنین فضایی به ناگاه کرونا آمد؛ بحرانی که کاملاً قابل پیشبینی و کنترل بود، ولی در بدترین زمان ممکن. زیرا در این زمان رئيس جمهور ما بیشتر «شو من» بود تا رهبر و چنانکه در پیشینه و زندگی شخصی سرشار از جلوهفروشی کممایه او متجلی است، بیشتر در فریبکاریِ مالی تبحر داشت تا مدیریت عملیات پیچیده مالی.
مرگِ توانمندیِ آمریکایی
#استفن_والت
@aeshraq
https://foreignpolicy.com/2020/03/23/death-american-competence-reputation-coronavirus/
مرگِ توانمندیِ آمریکایی
#استفن_والت
@aeshraq
https://foreignpolicy.com/2020/03/23/death-american-competence-reputation-coronavirus/
Foreign Policy
The Death of American Competence
Washington’s reputation for expertise has been one of the greatest sources of its power. The coronavirus pandemic may end it for good.
صبح سحر که پر نگشودهست آفتاب
میآیی و سمند تو را عشق در رکاب
روشن به توست چشمم و در پیشواز تو
کوچکترین ستارهٔ چشمانم آفتاب
بِشکُف که چتر باز کنی بر سر جهان
ای باغ نرگس! ای همه چون غنچه در نقاب
ای چشمهٔ زلال که با آرزوی تو
از صد سراب رد شدهام در هوای آب
ساقی! خمار میکشدم گر نیاوری
از آن میِ هزار و دوصد سالهام شراب
با کاهلی به پردهٔ پندار ماندهاند
ناباوران وصل تو، جمعی ز شیخ و شاب
بیدار اگر به مژدهٔ وصلت نمیشوند
با بیمِ تیغِ تیز برانگیزشان ز خواب!
آری، وجود حاضر و غایب شنیدهام
ای آنکه غیبتِ تو پُر است از حضور ناب
با شوقِ وصلْ دست ز عالم فشاندهایم
جز تو به شوق ما چه کسی میدهد جواب؟
#حسین_منزوی
@aeshraq
میآیی و سمند تو را عشق در رکاب
روشن به توست چشمم و در پیشواز تو
کوچکترین ستارهٔ چشمانم آفتاب
بِشکُف که چتر باز کنی بر سر جهان
ای باغ نرگس! ای همه چون غنچه در نقاب
ای چشمهٔ زلال که با آرزوی تو
از صد سراب رد شدهام در هوای آب
ساقی! خمار میکشدم گر نیاوری
از آن میِ هزار و دوصد سالهام شراب
با کاهلی به پردهٔ پندار ماندهاند
ناباوران وصل تو، جمعی ز شیخ و شاب
بیدار اگر به مژدهٔ وصلت نمیشوند
با بیمِ تیغِ تیز برانگیزشان ز خواب!
آری، وجود حاضر و غایب شنیدهام
ای آنکه غیبتِ تو پُر است از حضور ناب
با شوقِ وصلْ دست ز عالم فشاندهایم
جز تو به شوق ما چه کسی میدهد جواب؟
#حسین_منزوی
@aeshraq
اللَّهُمَّ اكْشِفْ هٰذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هٰذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَعَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَنَرَاهُ قَرِيباً، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ
ای شبِ گیسوی تو روز نجات
آتشِ سودای تو آب حیات
عقل شده شیفتهٔ روی تو
سلسلهٔ شیفتگان موی تو
گر مَهی، از مهر تو مویی بیار
ور گُلی، از باغ تو بویی بیار
منتظران را به لب آمد نفس
ای ز تو فریاد، به فریاد رس
مُلک برآرای و جهان تازه کن
هر دو جهان را پر از آوازه کن
سکّه تو زن تا اُمَرا کم زنند
خطبه تو کن تا خُطَبا دم زنند
ما همه جسمیم، بیا جان تو باش
ما همه موریم، سلیمان تو باش
از طرفی رخنهٔ دین میکنند
وز دگر اطراف، کمین میکنند
شحنه تویی، قافله تنها چراست
قلب تو داری، عَلَم آنجا چراست
ز آفتِ این خانهٔ آفتپذیر
دست برآور، همه را دست گیر
دایره بنمای به انگشتِ دست
تا به تو بخشیده شود هرچه هست
با تو تصرّف که کند وقتِ کار
از پیِ آمرزشِ مشتی غبار
از تو یکی پرده برانداختن
وز دو جهان خرقه درانداختن
#نظامیا
@aeshraq
آتشِ سودای تو آب حیات
عقل شده شیفتهٔ روی تو
سلسلهٔ شیفتگان موی تو
گر مَهی، از مهر تو مویی بیار
ور گُلی، از باغ تو بویی بیار
منتظران را به لب آمد نفس
ای ز تو فریاد، به فریاد رس
مُلک برآرای و جهان تازه کن
هر دو جهان را پر از آوازه کن
سکّه تو زن تا اُمَرا کم زنند
خطبه تو کن تا خُطَبا دم زنند
ما همه جسمیم، بیا جان تو باش
ما همه موریم، سلیمان تو باش
از طرفی رخنهٔ دین میکنند
وز دگر اطراف، کمین میکنند
شحنه تویی، قافله تنها چراست
قلب تو داری، عَلَم آنجا چراست
ز آفتِ این خانهٔ آفتپذیر
دست برآور، همه را دست گیر
دایره بنمای به انگشتِ دست
تا به تو بخشیده شود هرچه هست
با تو تصرّف که کند وقتِ کار
از پیِ آمرزشِ مشتی غبار
از تو یکی پرده برانداختن
وز دو جهان خرقه درانداختن
#نظامیا
@aeshraq
قیلَ لِأفلاطونَ: بِمَ یَنتَقِمُ الإنسانُ مِن عَدُوِّه؟
قالَ: بِأن یَزدادَ فضلاً فی نفسِه!
از افلاطون پرسیدند؛ انسان چگونه میتواند از دشمنش انتقام بگیرد؟
گفت: با افزودن دانش و هنرِ خویش!
#ربیع_الأبرار
#زمخشری
@aeshraq
قالَ: بِأن یَزدادَ فضلاً فی نفسِه!
از افلاطون پرسیدند؛ انسان چگونه میتواند از دشمنش انتقام بگیرد؟
گفت: با افزودن دانش و هنرِ خویش!
#ربیع_الأبرار
#زمخشری
@aeshraq