اشراق 🌿
577 subscribers
701 photos
361 videos
14 files
67 links
علم از طریق خواندن به دست نمی آید! بلکه بر اثرِ اندیشیدن به آنچه مطالعه کرده ایم حاصل می شود.

@Salikaramian
Download Telegram
اشراق 🌿
#گه_هنرمند Artist’s Shit مواد: قوطی، کاغذ چاپ، مدفوع هنرمند و البته امضای هنرمند. اثر #پیرو_مانزونی #هنر_مدرن #سطح_درک_مخاطب @aeshraq
در میان آثار پیرو مانزونی این کار به شهرت عمومی رسیده است!
ویژگی مانزونی در این است که هر هنری را به اغراق می کشد و محدوده های از پیش تعیین شده اش را در هم می شکند. او می گوید: «چیزی برای گفتن نیست، تنها باید بود، تنها باید زیست»

در بیست و یکم ماه مه ۱۹۶۱ پیرو مانزونی مدفوع خود را، در ۹۰ قوطی کنسرو جای داد و بر آنها اتیکتی با عنوان #گه_هنرمند ( Artist’s Shit) به چاپ رسانید و بر روی سطح بالایی هر قوطی شماره هایی را از یک تا ۹۰ درج و همه‌ی آنها را به امضای خود مزین کرد! ناگفته نماند که وزن هر یک از این قوطی ها که شمایل کنسرو را داراست سی گرم می باشد!

مانزونی شروع به فروش این مجموعه‌ی هنری خویش کرد و هر قوطی را به قیمت طلای هم وزن آن به بازار هنر عرضه کرد.
این مجموعه ی هنری مورد توجه شایسته ای قرار گرفت، چه از دیدگاه شکستن رابطه با سنت های هنری نیمه ی دوم قرن بیستم، و چه از نظر پیامی که با خود داشت، یعنی سقوط ارزش‌ های هنر مدرن.

#پیرو_مانزونی در واقع به گونه ای طنز آمیز می گوید: هنگامی که یک هنرمند معروف می شود بازار پیدا می کند، چه برای فروش آثار پر ارزش و چه برای آثار بی مایه ای که ارایه داده است!

#سطح_درک_مخاطب
@aeshraq
پیرو مانزونی درست در سنی که هنوز آغاز بروز استعدادهای نهانی او بود، در سی سالگی، دنیا را ترک کرد. مرگ او به علت سکته‌ی قلبی در این سن بیانگر فعالیت‌های پر شور و ناآرامی درونی او بوده است.

او در سن ۲۵ سالگی توانست در هنر پیشرو و آوانگارد ایتالیا در میلان جایگاه بر جسته ای را بخود اختصاص دهد.
از دیدگاه او وظیفه‌ی هنرمند هر عصر این است که سنتزی را از هنر گذشته بدست دهد تا نسل های بعدی هنرمندان قادر شوند دستاوردهای نوینی را بدان بیفزایند.

#پیرو_مانزونی با اثر جنجالی خود، در واقع بازار هنر مدرن را که عاری از ارزش‌های هنری است، به سخره می گیرد. بازار هنر، بازار تسلط فروش آثاری است که در باره‌ی آن بسیار تبلیغ می شود و می‌تواند سلیقه ی هنر دوستان و به ویژه تاجران هنر را به سویی از پیش طراحی شده کانالیزه کند.
پیرو مانزونی در واقع کاست های هنری و معیارهای ارزیابی اثار هنری را به سخره می گیرد. معیارهایی که اهمیت اثر هنری را نه بر اساس ارزش درونی اثر بلکه به علت شهرت هنرمند آن ارزیابی می کنند.

@aeshraq
تو کجایی هستی؟!
باید مال خاورمیانه باشی.
کمی من‌من می‌کند. بعد گرم می گوید:
بد آوردم!! باید ایرانی باشی!
می‌خندم و می گویم: تو هم لهجه ات آمریکایی‌ست اما باید اروپایی باشی... خیلی گرم می زند پشت کمر من و می گوید: باختی!
من اسراییلی‌م!

- نباختم! اروپایی هستی دیگر...
می خندد و می گوید: واردی ها!
شاد است. خنده مان گرفته است. می گوید: من خبرنگارم. برای مذاکرات آمده ام. تو اینجا چه کار می‌کنی؟ موشک؟!!
دوباره قاه قاه می خندد. من هم. به خنده می گویم: برای فاصله‌ی کوتاه ما و شما «مید این ایران» داریم!

#نیم‌دانگ_پیونگ‌یانگ
#رضا_امیرخانی
@aeshraq
ده دقیقه‌ای با خبرنگار اسراییلی گپ می زنیم. از وضعیت یهودیان ایرانی برایش می گویم. مقبره‌ی استر و مردخای همدان را و کورش را می‌شناسد که برای‌ش توضیح می دهم. من از همسایه‌مان که صرافی است یهودی برای‌ش چیزهایی می گویم و او از دوستان یهودی ایرانی‌ش می گوید که بسیاری‌شان در ایران وضع خوبی داشته‌اند و هر وقت در تل‌آویو تقی به توقی می خورد، به هم‌دیگر می‌گویند که ما اصلا برای چه به اینجا آمدیم؟!

#نیم‌دانگ_پیونگ‌یانگ
#رضا_امیرخانی
@aeshraq
نکته‌ی خاصِ صبحانه، آشنایی بیش‌تر با تاجر امریکایی است که هم زمان با مذاکرات اون و ترامپ دنبال فرصت سرمایه‌گذاری است. برایم توضیح می دهد که نظم‌پذیری در این جا حتا با چین قابل مقایسه نیست و اگر چه توان جمعیتی شان بسیار کمتر است از چین، اما در یک توسعه‌ی بسته، رشد اقتصادی بسیار بالایی خواهند داشت...

جالب است که هنوز مذاکرات به جایی نرسیده است و دیروز چیزی هم امضا نشده است و اگر امضا شده بود خشک هم نشده بود و تاجر امریکایی وسط پیونگ یانگ است... در کشوری که امریکا در آن حتا سفارت‌خانه هم ندارد.

#نیم‌دانگ_پیونگ‌یانگ
#رضا_امیرخانی
@aeshraq
آه ای به تو زیبنده، سرداری و سالاری
وز شأن تو شرمنده، منشورِ عَلَم‌داری

درس از تو گرفت آری، هرکس که به جان‌بازی
با خون خود امضا کرد، منشور فداکاری

#حسین_منزوی
@aeshraq
جوکر: بهت ثابت می‌كنم وقتی اين مردم متمدن تو يه موقعيت بحرانی قرار بگيرن حاضرن حتی همديگر رو بخورن!

@aeshraq
اشراق 🌿
وصیت اول و آخر امروز(اول خرداد ۹۸) من قدم به ۵۵ سالگی گذاشتم. خبر مهمی نیست؛ اما مهم است که دوستان من بدانند که این مرد ۵۵ ساله، به تعداد کتاب‌هایی که نخوانده است غمگین است؛ به شمار دست‌هایی که نگرفته است، پشیمان است و به عدد مهربانی‌هایی که نکرده است، خاطری…
ما امیدوارترین مردم دنیا بودیم. هیچ ملتی همچون ما آسان دل نمی‌بست و معصومانه اعتماد نمی‌کرد. شمشیرهای خطا و خنجرهای جفا رشته امید ما را نبرید. در تندباد حوادث، از جان برای شمع امیدمان سرپناه می‌ساختیم. هزاران روز را به انتظار لبخندی می‌گذراندیم، اگرچه جز خشم و خشونت نمی‌دیدیم. آنان که اکنون ما را از هر تغییری ناامید کردند بر خود ببالند که مردمی شیدا و عاشق را بر خاکستر افسردگی نشاندند.
شناسنامه‌ام را می‌بینم. جایی برای مُهر جدید نمانده است. ما را شرمنده شناسنامه‌هایمان هم کردید. فردا نسلی از راه می‌رسد که چراغ امیدش را در جایی دیگر روشن می‌کند؛ آنجا که دست شما به آن نمی‌رسد.

آخرین یادداشت مرحوم #رضا_بابایی
خدایش بیامرزد🌿
@aeshraq
#سلام_بازنده
#رودریگوئز کاریکاتوریست مکزیکی
@aeshraq
نجوای مردی که سبک‌بار رفت!

اگر عمری باشد، دیگر با دو گروه بحث و گفت‌وگو نمی‌کنم: آنان که از عقیده خویش منفعت می‌برند و آنان که از اندیشه خویش، پیشه ساخته‌اند.

#رضا_بابایی
@aeshraq
Forwarded from black & white
black & white
@blakc_white
قابل توجه اونایی که به عکس‌های سیاه و سفید علاقه دارن
🙃
خداوند، مقرب ترین بندگان خویش را از میان عشاق بر می گزیند و هم آناند که گره‌ی کور دنیا را به معجزه‌ی عشق می گشایند.

#سیدمرتضی_آوینی
@aeshraq
و این است رسم جهان:
روز به شب می رسد و شب به روز. آه از سرخی شفقی كه روز را به شب می رساند. و آه از دهر آنگاه كه بر مراد سِفلگان می چرخد!

#فتح_خون
#سیدمرتضی_آوینی
@aeshraq
پدیده‌ای به نام «توانمندیِ آمریکایی»، که در پایه اعتبار و اقتدار جهانی ایالات متحده آمریکا قرار داشت، طی دهه‌های طولانی به علل مختلف پدید آمد و برای این کشور جایگاهی یگانه در سیاست بین‌المللی به وجود آورد. ولی در ۲۵ سال اخیر، از زمان دولت بیل کلینتون و سپس جرج واکر بوش، این اعتبار به سرعت افول کرد و سرانجام با دولت ترامپ به بادِ فنا رفت. روزمرگی و غرور آمریکا را فراگرفت. در این دوران، «آمریکا به خود می‌گفت که بزرگ‌ترین کشور جهان است. کارآمدترین کارگزاران، بهترین بیزنس‌ها از منظر مدیریت، پیچیده‌ترین مؤسسات مالی و بهترین رهبران را داراست.» در حالی که شاید مناسب‌ترین توصیف برای این دوران از تاریخ آمریکا جملات زیر از نیکلای ریژکف، نخست‌وزیر پیشین اتحاد شوروی، است که درباره کشور خود گفت: «ما از خود می‌دزدیدیم، رشوه می‌گرفتیم و می‌دادیم، در گزارش‌ها و روزنامه‌ها دروغ می‌گفتیم، و در پشت تریبون‌ها و جایگاه‌های عالی، که آکنده از دروغ‌های ما بود، به یکدیگر مدال می‌دادیم.» در چنین فضایی به ناگاه کرونا آمد؛ بحرانی که کاملاً قابل پیش‌بینی و کنترل بود، ولی در بدترین زمان ممکن. زیرا در این زمان رئيس جمهور ما بیشتر «شو من» بود تا رهبر و چنانکه در پیشینه و زندگی شخصی سرشار از جلوه‌فروشی کم‌مایه او متجلی است، بیشتر در فریب‌کاریِ مالی تبحر داشت تا مدیریت عملیات پیچیده مالی.

مرگِ توانمندیِ آمریکایی
#استفن_والت
@aeshraq

https://foreignpolicy.com/2020/03/23/death-american-competence-reputation-coronavirus/
صبح سحر که پر نگشوده‌ست آفتاب
می‌آیی و سمند تو را عشق در رکاب

 روشن به توست چشمم و در پیشواز تو
 کوچک‌ترین ستارهٔ چشمانم آفتاب

 بِشکُف که چتر باز کنی بر سر جهان
 ای باغ نرگس! ای همه چون غنچه در نقاب

 ای چشمهٔ زلال که با آرزوی تو
 از صد سراب رد شده‌ام در هوای آب

 ساقی! خمار می‌کشدم گر نیاوری
 از آن میِ هزار و دوصد ساله‌ام شراب

 با کاهلی به پردهٔ پندار مانده‌اند
 ناباوران وصل تو، جمعی ز شیخ و شاب

 بیدار اگر به مژدهٔ وصلت نمی‌شوند
 با بیمِ تیغِ تیز برانگیزشان ز خواب!

 آری، وجود حاضر و غایب شنیده‌ام
 ای آنکه غیبتِ تو پُر است از حضور ناب

 با شوقِ وصلْ دست ز عالم فشانده‌ایم
 جز تو به شوق ما چه کسی می‌دهد جواب؟

#حسین_منزوی
@aeshraq