نبود غیرِ حرامی، به هرطرف نگریست
ولی خروش برآورد: یاری آیا نیست؟
مخاطبش چه کسی بود روز عاشورا؟
به جز من و تو خطاب حسین با چهکسی است؟
چه گفت با بشریت در آن دیار غریب
که قرن های پیاپی بشر شنید و گریست؟
هنوز خون گلویش به نیزه ها باقی
هنوز در پی لبیک، بانگ او جاری است
چه داند آن که به ذلت خوش است، کیست حسین؟
چه داند آن که خموشی گزید، زینب کیست؟
چه کس به غیر اباالفضل در جهان دانست
به گاه خون و خطر، معنی برادر چیست؟
دوام مسند و نان است و نام، همت ما
در این زمانه خدارا چه کس حسینی زیست؟
ستم ز هر که زند سر، نَسَب بَرد به یزید
شرف، اگر به جهان ماند، از حسین علی است
#افشین_علا
@aeshraq
ولی خروش برآورد: یاری آیا نیست؟
مخاطبش چه کسی بود روز عاشورا؟
به جز من و تو خطاب حسین با چهکسی است؟
چه گفت با بشریت در آن دیار غریب
که قرن های پیاپی بشر شنید و گریست؟
هنوز خون گلویش به نیزه ها باقی
هنوز در پی لبیک، بانگ او جاری است
چه داند آن که به ذلت خوش است، کیست حسین؟
چه داند آن که خموشی گزید، زینب کیست؟
چه کس به غیر اباالفضل در جهان دانست
به گاه خون و خطر، معنی برادر چیست؟
دوام مسند و نان است و نام، همت ما
در این زمانه خدارا چه کس حسینی زیست؟
ستم ز هر که زند سر، نَسَب بَرد به یزید
شرف، اگر به جهان ماند، از حسین علی است
#افشین_علا
@aeshraq
اشراق 🌿
Photo
روز عاشورای سال ۱۳۳۰ هجری قمری در تبریز عاشورایی دیگر بود!
صد و هشت سال پیش، شهید #میرزاعلیآقا_تبریزی، مشهور به ثقة الاسلام، به جرم مخالفت با حضور قوای اشغالگر روس در آذربایجان، به دار آویخته شد. روز اعدام او و هفتتن دیگر از مشروطهخواهان، برابر بود با عاشورای ۱۳۳۰ قمری.
پس از اشغال تبریز به دست قشون روس، روسها از ثقةالاسلام خواستند که به کنسولگری روسیه در تبریز بیاید. با آنکه کنسول عثمانی به او هشدار داده بود، ثقةالاسلام از مخفی شدن و پناهندگی در کنسولگری عثمانی سر باز زد و به کنسول گری روسیه رفت. در آن جا از او خواستند که بنویسد که آغاز کننده جنگ مجاهدان بودهاند ولی #ثقةالاسلام از این کار خودداری کرد و گفت روسها جنگ را شروع کردهاند.
در روز اعدام كه مصادف با #عاشورا هم بود، مشروطهخواهان تبریز، هر چه به مردم التماس کردند که بیایید امروز مقابل کنسولخانه روس عزاداری کنیم تا روسها بترسند و روحانی فاضل و مجاهد شهر را اعدام نکنند، افاقه نکرد.
یکی از #مشروطهخواهان نزد سردسته مهمترین هیئت قمهزنی تبریز رفت و گفت: روسها بیشتر از ۲۰۰ تفنگچی در تبریز ندارند. شما چندهزار نفرید. نگذارید این عالم جلیلالقدر را بکشند. سردستۀ قمهزنان گفت: اولارین تفنگی وار، آدامی اؤلدورَللَر؛ يعنی آنها تفنگ دارند، آدم را میکشند!
روسها چوبههای داری که به رنگ پرچم امپراتوری روس تزیین شدهبود برپا نمودند و اعدامها را آغاز نمودند. مامور دولتی که مامور دار کشیدن او بود به نام قاسم دماوندی، از این کار امتناع و ماموران روسی او را نیز به جرم همکاری با مجاهدان پای چوبه دار بردند.
روسها او را همراه هفت تن دیگر از مشروطهخواهان آذربايجان در روز عاشورای سال ۱۳۳۰ قمری برابر با ۹ دیماه ۱۲۹۰ خورشیدی در میدان مشق (دانشسرای امروزی) به دار آویختند؛ در حالی كه مردم شهر مشغول عزاداری و سینهزنی برای امام حسین(ع) بودند!
پ ن: همانطور که در عکس دیده میشود طناب دار را برعکس به گردن شان انداختند تا بیشتر زجر بکشند!
@aeshraq
صد و هشت سال پیش، شهید #میرزاعلیآقا_تبریزی، مشهور به ثقة الاسلام، به جرم مخالفت با حضور قوای اشغالگر روس در آذربایجان، به دار آویخته شد. روز اعدام او و هفتتن دیگر از مشروطهخواهان، برابر بود با عاشورای ۱۳۳۰ قمری.
پس از اشغال تبریز به دست قشون روس، روسها از ثقةالاسلام خواستند که به کنسولگری روسیه در تبریز بیاید. با آنکه کنسول عثمانی به او هشدار داده بود، ثقةالاسلام از مخفی شدن و پناهندگی در کنسولگری عثمانی سر باز زد و به کنسول گری روسیه رفت. در آن جا از او خواستند که بنویسد که آغاز کننده جنگ مجاهدان بودهاند ولی #ثقةالاسلام از این کار خودداری کرد و گفت روسها جنگ را شروع کردهاند.
در روز اعدام كه مصادف با #عاشورا هم بود، مشروطهخواهان تبریز، هر چه به مردم التماس کردند که بیایید امروز مقابل کنسولخانه روس عزاداری کنیم تا روسها بترسند و روحانی فاضل و مجاهد شهر را اعدام نکنند، افاقه نکرد.
یکی از #مشروطهخواهان نزد سردسته مهمترین هیئت قمهزنی تبریز رفت و گفت: روسها بیشتر از ۲۰۰ تفنگچی در تبریز ندارند. شما چندهزار نفرید. نگذارید این عالم جلیلالقدر را بکشند. سردستۀ قمهزنان گفت: اولارین تفنگی وار، آدامی اؤلدورَللَر؛ يعنی آنها تفنگ دارند، آدم را میکشند!
روسها چوبههای داری که به رنگ پرچم امپراتوری روس تزیین شدهبود برپا نمودند و اعدامها را آغاز نمودند. مامور دولتی که مامور دار کشیدن او بود به نام قاسم دماوندی، از این کار امتناع و ماموران روسی او را نیز به جرم همکاری با مجاهدان پای چوبه دار بردند.
روسها او را همراه هفت تن دیگر از مشروطهخواهان آذربايجان در روز عاشورای سال ۱۳۳۰ قمری برابر با ۹ دیماه ۱۲۹۰ خورشیدی در میدان مشق (دانشسرای امروزی) به دار آویختند؛ در حالی كه مردم شهر مشغول عزاداری و سینهزنی برای امام حسین(ع) بودند!
پ ن: همانطور که در عکس دیده میشود طناب دار را برعکس به گردن شان انداختند تا بیشتر زجر بکشند!
@aeshraq
من نمی توانم سوگواری برای امام حسین را درک کنم مگر آنکه بتواند قهرمانانی را تربیت کند. کسانی را تربیت کند که در برابر ستمگر بایستند و در برابر ستمگر سخن حق را بگویند.
#امام_موسی_صدر
@aeshraq
#امام_موسی_صدر
@aeshraq
من با رضا ثقفی برادر همسر آقای خمينی از سالهای دور، دوست بودم. ثقفی مرد ملای درسخواندهای بود. در حدود سالهای چهل که سر و صدای خمينی در قم بلند شد من بهاعتبار اين که خمينی دارای افکار مخصوص به خود است و از نظر اسلامی تندرو بهنظر میرسيد به #ثقفی ايراد میگرفتم که اين شوهر همشيرۀ تو چه میگويد؟ يک دفعه وقتی کارم با او به جرّ و بحث جدی کشيد ثقفی به من گفت چه عيبی دارد که او را از نزديک ببينی و حرفهايش را بشنوی. من موافقت کردم و بهاتفاق او به قم به ديدن #خمينی رفتيم. محل ملاقات، مَدرَس خمينی بود و نه خانۀ او.
ثقفی که قبلا آمدن ما را خبر داده بود مرا به داخل اتاق برد. خمينی بلند شد و تواضعی کرد و ما را به نشستن دعوت کرد. صحبت کرديم و ثقفی حرف های مرا تکرار کرد و خمينی بهدقت گوش کرد. جلو رويش کتابی بود نسبتاً ضخيم. با لحنی آرام و شمرده و بيانی کاملا فصيح و روشن حرف میزد و به اشعار متعددی استناد میکرد و بيشتر تکيه بر آراء فلاسفه و حکمای اسلامی داشت و نيز شواهدی از عرفان فارسی به شعر و نثر میآورد.
صحبت که گل انداخت کتاب را باز کرد. مثنوی #مولانا بود و حکايتی از #مثنوی را شروع به خواندن کرد. صحيح و با جلای تمام. در اواخر حکايت ناگهان پردۀ حجره بالا رفت و شيخکی که پيدا بود از مريدان است به درون آمد. خمينی بلافاصله مثنوی را بست و دست روی آن گذاشت و اين بيت #حافظ را خواند:
چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
سر پياله بپوشان که خرقهپوش آمد!
خاطره #نادر_نادرپور در گفتگو با صدرالدین الهی
@aeshraq
ثقفی که قبلا آمدن ما را خبر داده بود مرا به داخل اتاق برد. خمينی بلند شد و تواضعی کرد و ما را به نشستن دعوت کرد. صحبت کرديم و ثقفی حرف های مرا تکرار کرد و خمينی بهدقت گوش کرد. جلو رويش کتابی بود نسبتاً ضخيم. با لحنی آرام و شمرده و بيانی کاملا فصيح و روشن حرف میزد و به اشعار متعددی استناد میکرد و بيشتر تکيه بر آراء فلاسفه و حکمای اسلامی داشت و نيز شواهدی از عرفان فارسی به شعر و نثر میآورد.
صحبت که گل انداخت کتاب را باز کرد. مثنوی #مولانا بود و حکايتی از #مثنوی را شروع به خواندن کرد. صحيح و با جلای تمام. در اواخر حکايت ناگهان پردۀ حجره بالا رفت و شيخکی که پيدا بود از مريدان است به درون آمد. خمينی بلافاصله مثنوی را بست و دست روی آن گذاشت و اين بيت #حافظ را خواند:
چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
سر پياله بپوشان که خرقهپوش آمد!
خاطره #نادر_نادرپور در گفتگو با صدرالدین الهی
@aeshraq
تَوَقَّوُا الْبَرْدَ فی أَوَّلِهِ وَ تَلَقَّوْهُ فی آخِرِهِ فَإِنَّهُ يَفْعَلُ بِالْأَبْدانِ كَفِعْلِهِ فِي الْأَشْجارِ أَوَّلُهُ يُحْرِقُ وَ آخِرُهُ يورِقُ
از سرماى خزانى كه در اوّل میرسد بپرهيزيد و به پیشواز سرماى بهارى كه در پایان سال آغاز میشود رويد؛ زيرا سرما در هر دو حالت آن میكند كه با درختان میكند: در اوّل میسوزاند و در آخر برگ و بار میدهد.
#امیرالمؤمنین_عليه_السلام
#ميزان_الحكمة
@aeshraq
از سرماى خزانى كه در اوّل میرسد بپرهيزيد و به پیشواز سرماى بهارى كه در پایان سال آغاز میشود رويد؛ زيرا سرما در هر دو حالت آن میكند كه با درختان میكند: در اوّل میسوزاند و در آخر برگ و بار میدهد.
#امیرالمؤمنین_عليه_السلام
#ميزان_الحكمة
@aeshraq
راويان اين را به ظاهر بردهاند!
هم بر آن صورت قناعت كردهاند
بیخبر بودند از جان آن گروه
كوه را ديده، نديده كان به كوه
آن خزان نزدِ خدا نَفس و هواست
عقل و جان عينِ بهارست و بقاست
پس به تأويل اين بوَد كانفاسِ پاك
چون بهارست و حياتِ برگ و تاك
از حديثِ اوليا، نرم و درشت
تن مپوشان زانكه دينت راست پُشت
#مولانا
@aeshraq
هم بر آن صورت قناعت كردهاند
بیخبر بودند از جان آن گروه
كوه را ديده، نديده كان به كوه
آن خزان نزدِ خدا نَفس و هواست
عقل و جان عينِ بهارست و بقاست
پس به تأويل اين بوَد كانفاسِ پاك
چون بهارست و حياتِ برگ و تاك
از حديثِ اوليا، نرم و درشت
تن مپوشان زانكه دينت راست پُشت
#مولانا
@aeshraq
از نظر #عقلی نمیتوان دلیلی اقامه کرد که فلان زمان نحس است و فلان وقت سعد، چون اجزای زمان مثل هم هستند و ما هم که بر علل و اسباب مؤثر در حوادث احاطۀ علمی نداریم تا بگوییم فلان قطعه از زمان نحس است و قطعۀ دیگر سعد. امّا از نظر #شرعی دو آیه در قرآن داریم که ظاهرش بر این است که ایّامی خاص (هفت شبانهروز) که عذاب بر قوم ثمود ارسال شد، روزهای نحسی بودهاند.
ولی این آیه، دیگر نمیرساند که حتی همان روزها در هفتۀ بعد و در ماه بعد و... ایام نحس هستند. چون اگر تمام آن ایام نحس باشند در تمام سال، لازمهاش این است که تمام زمانها نحس باشند. روایات هم نتیجهاش این است که #نحس بودن ایام بهخاطر کارهای زشتی است که در آن واقع شده است و #سعد بودن ایام بهخاطر کارهای نیک دینی و یا عرفی است، امّا اینکه قطعهای از زمان خاصیت تکوینی سعد و نحس داشته باشد، قابل اثبات نیست.
#علامه_طباطبائی
ذیل آیۀ ۱۹ سورۀ قمر
@aeshraq
ولی این آیه، دیگر نمیرساند که حتی همان روزها در هفتۀ بعد و در ماه بعد و... ایام نحس هستند. چون اگر تمام آن ایام نحس باشند در تمام سال، لازمهاش این است که تمام زمانها نحس باشند. روایات هم نتیجهاش این است که #نحس بودن ایام بهخاطر کارهای زشتی است که در آن واقع شده است و #سعد بودن ایام بهخاطر کارهای نیک دینی و یا عرفی است، امّا اینکه قطعهای از زمان خاصیت تکوینی سعد و نحس داشته باشد، قابل اثبات نیست.
#علامه_طباطبائی
ذیل آیۀ ۱۹ سورۀ قمر
@aeshraq