اشراق 🌿
588 subscribers
694 photos
352 videos
14 files
67 links
علم از طریق خواندن به دست نمی آید! بلکه بر اثرِ اندیشیدن به آنچه مطالعه کرده ایم حاصل می شود.

@Salikaramian
Download Telegram
حمام فین کاشان

پسرک: بابا چرا امیرکبیر رو کشتند؟!
پدرِ پسرک: چون آدم خوبی بود و برای ایران زحمت زیادی کشید!
@aeshraq
اشراق 🌿
تا خرمنت نسوزد احوال ما ندانی #سعدیا
تیشه داند که چه‌ها بر سرِ فرهاد آمد!

#غالب_دهلوی
@aeshraq
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نی حدیث راه پر خون می‌کند
قصه های عشق مجنون می‌کند

@aeshraq
ننگِ درویشان ، ز درویشیّ ما
روز و شب از روزی‌اندیشیِ ما
در بخشی از کتاب «سرگذشت حاجی بابای اصفهانی»، وقتی دزدان از غارت اصفهان بر‌می‌گردند، علاوه بر غنایم، سه اسیر هم آورده‌اند تا آنها را بفروشند. در حال بررسی ارزش و جایگاه اسرا هستند تا ببینند چه مهارت دارند و چقدر می‌شود آنها را فروخت.

«مرد باریک قد، چون از همه متشخص‌تر می‌نمود و مظنه‌ سَر بَهای معتنابهی داشت، نخست او را پیش کشیدند و چون ترکی نمی‌دانست، من به ترجمانی نامزد گردیدم.
ارسلان سلطان [رئیس دزدان]: تو که‌ای و چه‌کاره‌ای؟
اسیر(با آوازی نرم و حزین): بنده‌ کمینه‌ بیچاره‌ هیچ‌کاره.
ارسلان سلطان: آخر هنر و پیشه‌ات چیست؟
اسیر: غلام شما شاعرم.

یکی از ترکمانانِ ناتراشیده: شاعر یعنی چه؟! شاعر به چه کار می‌خورد؟!

ارسلان سلطان: شاعر یعنی هیچ. آدمی هرزه‌چانه، یاوه‌سرا، نرّه‌گدا، خانه به دوش، دروغ‌فروش، چاپلوسی که همه را می‌فریبد و همه‌کس مرگش از خدا می‌خواهد. نمی دانم این بلا از سر ما که خواهد وا کرد.»

#سرگذشت_حاجی‌_بابای_اصفهانی
@aeshraq
بیشتر سوال‌ها به کتاب جدیدش برمی‌گردد که همه می‌دانند سفرنامه او به #کره_‌شمالی است. توضیحات کاملی می‌دهد که به رسم امانت پیش ما می‌ماند؛ از اسم کتاب تا اینکه چطور این سفر برایش پیش آمد و تصمیم رفتن به این کشور را گرفت. برای جواب این سوال‌ها باید صبر کنید چند ماه دیگر تا کتاب خواندنی‌اش منتشر شود. یکی از بچه‌ها می‌پرسد: «فقط این سوال را جواب دهید که ایران مثل کره شمالی می‌شود با وجود تحریم‌ها؟» همه می‌خندند و #امیرخانی می‌گوید: «مطمئن باشید چنین اتفاقی نمی‌افتد. اصلا چنین چیزی امکان ندارد. وقتی کتاب را بخوانید، حرفم را متوجه می‌شوید. آنها با ما در همه چیز بسیار متفاوت هستند و ما اصلا مثل آنها نمی‌شویم.»

روایتِ حضور رضا امیرخانی در تحریریه #فرهیختگان را اینجا بخوانید: 👇
fdn.ir/news/30110
@aeshraq
مرحوم پرفسور #كریستین_بونو
فيلسوف و اسلام‌شناس فرانسوی:
در یک جهان محدود، یک توسعه غيرمحدود ممكن نيست. فقط دو نفر به توسعه غيرمحدود معتقدند: یک اقتصاددان، يا یک ديوانه!

بازپخش ‏#شوكران هجدهم
جمعه ۸ شهریور / ساعت ۲۳ شبکه چهار
@aeshraq
عاقبت یکی باید پیدا شود خنجری، در این سینه‌ی همه دردِ ما فرو کند و فرصت در بستر مردن را از ما بگیرد.
تأسیس کربلا نه فقط بهر ماتم است‌
دانشسرا و مکتب اولاد آدم است‌

از خیمه‌گاه سوخته تا ساحل فرات‌
تعلیم‌گاه رهبر خلق دو عالم است‌

هر رؤیت هلال ‎#محرم به چشم خلق‌
عینک برای دیدن آن حسن مبهم است

اصغر به صحن معرکه رفتن به دوش باب‌
درسی پی حصول حقوق مسلّم است

#سید_اسماعیل_بلخی
@aeshraq
اشراق 🌿
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد! #حافظا
گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ
تو در طریق ادب باش گو گناه من است!

#حافظا
روضه‎خوان‎ها دو صنف بودند:
یکی واعظین که بعد از خطبه افتتاحیه و طرح کردن یکی از آیات قرآن، وارد تحقیق در اطراف آیه شده و با ذکر امثال و حکم، مطالب عالی اخلاقی و مذهبی را تشریح و توضیح و با ذکر اشعار مناسب، مطالب را دلنشین کرده و در آخر هم مقداری ذکر مصیبت نموده، منبر خود را به دعای شاه اسلام و عموم مسلمانان و صاحب‌خانه ختم می‌کردند.

از طرف دیگر، اعیان و رجال مملکت هم روضه‌خوانی را وسیله تظاهر و تجمل داده روی دست همدیگر بلند شدند!

#شرح_زندگانی_من
#عبدالله_مستوفی
@aeshraq
تو این دیار بُرد با اوناییه که از مخشون کار میکشن. بخوای از دلت مایه بذاری سوختی!

#خوب_بد_زشت
#سرجیو_لئونه
#دیالوگ
@aeshraq
که مرگِ سرخ، به از زندگیِ ننگین است.
و گفت؛ سوارهٔ دل باش و پیاده‌ٔ نفس.
روشنفکریِ متعارف در این مرز و بوم، عمدتا با چند خصلت خودنمایی کرده است: برج عاج‌ نشینی و قطع ارتباط با بدنه اجتماعی، تحقیر بضاعت فرهنگی این دیار، ترجمه‌گری و درصورت توانایی ایرانیزه کردن آن و نهایتا حرکت در پسِ پدیده های اجتماعی.

این قاعده‌ی بد فُرم، شاید تنها چند استثنای محدود داشته باشد که بی شک یکی از آنها #جلال_آل_احمد است. او بیش از همه دارندگانِ فکر روشن، نه تنها به خودانتقادی، که به خودشکنی پرداخته است! او در مدت کوتاه حیات، بارها پوست انداخته و خویشِ اکنون خود را به دور انداخته و خویشتنی جدید برگزیده است. در نوجوانی نخست هویت سنتی خانواده را ترک گفت و به سلک وهابی مآبی و به قول خودش #اصلاح_دینی درآمد. این حد از تجدید نظر طلبی، او را قانع نکرد و جذب #حزب_توده شد. به سرعت مدارج حزبی را طی کرد و به قول خودش: اتاق های حزب را جلو رفت و گوش به دیوار آخر نهاد و شنید که در آن سو، دیکتاتوری به مراتب خشن‌تر از شاه ایران عروعور می کند! و پرسید: این کیست؟ و جواب شنید: #استالین است و فی المجلس گفت: ما نیستیم! و با رفقا انشعاب کرد و تا امروز، فحش آن را می خورد! بعد افتاد به همکاری با دکتر مظفر بقایی در تاسیس #حزب_زحمتکشان و پس از چندی، باز انشعاب در کسوتی جدید به نام #نیروی_سوم و سپس به قول خودش: انکشف که زمینِ سستِ سیاست، به دلیل کم خونیِ کالبدِ فرهنگ است... و پرهیز از فعالیت سیاسی و تلاش مجدانه در عرصه #تولید_فکر و برون دادهایی که هنوز فروش آنها پس از نیم قرن، دهها ناشر خصوصی را سرپا نگاه داشته است!
او به رغم آنکه به آورده های فکر و فرهنگ غرب بی اعتنا نبود، اما دریافت که دوای درد ایران را، تنها باید در خود ایران یافت و از همین سربندِ گیوه‌هایش را ورکشید و بسا شهرها و دِه‌ کوره‌های این مملکت را به پای سفر پیمود و دردِ دلِ مردمان آن را شنید و گنجینه ای از عادات و آداب آنان فراهم آورد و جهد فراوان نمود تا به زبان آنان بگوید و چه خوب توانست تصویر هموطنان خود را در #داستان ها و #گزارش_نویسی ها و تحلیل های خویش ترسیم کند و چه بازخورد شگرفی هم از این جامعه گرفت. کدام یک از مدعیان #روشنفکری، توانسته اند این هزارتوی سیاست و فرهنگ را تنها در چهل و پنج سال بپیمایند و بازار مکاره پیرامون را چنین صادقانه بنمایند؟ از همین مختصر گفته و از آن بسیار کرده جلال، می توان رهیافتی شناخت به #راز_جاودانگی مردی که این روزها مرگ او پنجاه ساله می شود.

#محمدرضا_کائینی
@aeshraq