درجهای وحشتناکتر و هولناکتر از #نفهمی وجود دارد و آن چیزی نیست جز #بد_فهمی
نفهمی را با آموزش می توان درمان کرد اما بدفهمی علاج ناپذیر است!
#الیور_وندل
@aeshraq
نفهمی را با آموزش می توان درمان کرد اما بدفهمی علاج ناپذیر است!
#الیور_وندل
@aeshraq
Forwarded from به راه بادیه رفتن 🇮🇷🇵🇸 | حسین الهام
✒️ «تنهاترین مرد میدان»
شهید #شیخ_فضل_الله_نوری را باید نخستین و مهم ترین شهید مبارزه با تهاجم فرهنگی و اعتقادیِ مفاهیم نظری مدرنیته به حساب آورد. #شیخ_شهید که خود از پیشگامان قیام عدالت طلبانه مردم ایران علیه فساد درباری بود، با مشاهده انحراف مفهوم «عدالت» به «کنستیتوسیون» (مشروطه غربی)، به ضرب و زور فریبکاری منورالفکران ملحد و دیگ پلوی سفارت انگلیس، علیه استقرار و عینیت یافتن تئوری های ضد دین غربی به پا خاست.
نهضت شیخ فضل الله برای برقراری «مشروطه مشروعه» در واقع صورتی از جنبشی علمی و دینی برای تولید و بومی سازی مفاهیم جدید دنیای مدرن بر اساس مذهب بود. #شیخ_فضل_الله_نوری تا زمانی که می پنداشت بتواند با حضورش مانع از تسلط افکار غرب گرایانه بر جنبش مشروطه شود، با آن همراهی کرد و ثمره این همراهی را میتوان در تصویب اصل دوم متمم قانوناساسی مشروطه مشاهده کرد. اصلی که براساس آن، مصوبات مجلس، باید توسط پنج نفر از مراجع اعلم هر دوره، مورد بررسی قرار گیرند تا با مبانی اسلام منافاتی نداشتهباشد.
مشکل از آنجا آغاز شد که شیخِ تیزبین انحراف مشروطه را در خشت خام می دید. او استقرار مشروطه و محدود شدن اختیارات سلطنت را برای برقراری عدالت و پیشرفت مملکت و به قول خودش «خیر عموم، ثروت و رفتن در راه ترقی، و پیدا کردن معدن، بستن سدهای عدیده و ترقیات دولت و ملت» می خواست و منورالفکران بی مایه و مقلد پیشرفت را در این می دیدند که از نوک پا تا فرق سر فرنگی شوند و در این میان دین و مذهب و فرهنگ بومی ایران را مانع خود می دیدند.
#شیخ_شهید حتی هنگامی که با اغماض و چشم پوشی دیگر علمای هم عصر خود در برابر تعارض بنیادین مفهوم مشروطه مورد نظر روشنفکران با مذهب روبرو شد و طعم تنهایی را چشید نیز دست از مبارزه با التقاط نکشید و در میان سکوت خواص و هجمه ناجوانمردانه و دروغین روشنفکران یکه و تنها علم مقاومت در برابر لشکر هتاک روشنفکران غربزده را بر افراشت.
فتنه مخالفان #شیخ_فضل_الله_نوری و شارلاتانیزم مطبوعاتی جریده های آن دوره و گفته های دروغی که در مخالفت با اصل مشروطه به او نسبت می دادند فضا را آن قدر غبارآلود کرد که بیانات او به درستی به مردم نمی رسید و آن جو پر از دروغ و افتراء زمینه را برای محاکمه و اعدام #شیخ_شهید در میان سکوت مردم فراهم آورد. این عالم مجاهد حتی در زیر شدیدترین تهمت ها و تهدیدها حاضر به پناهنده شدن به سفارت روس یا نصب پرچم این مملکت اجنبی بر سردر خانه خود نشد و پرچم بیگانگان را «بیرق کفر» نامید و با پیشنهاد فرار مخفیانه به عتبات همراهی نکرد و ۸ مرداد ۱۲۸۸ شمسی در اوج آزادگی و حریت دستگیر و روانه دادگاه شد.
سه روز بعد در ۱۱ مرداد ۱۲۸۸ در حالی که تنها سه سال پس از استقرار مشروطه با مجاهدت علمایی چون شیخ فضل الله گذشته بود، دادگاه فرمایشی مشروطه خواهان با حکم یک آخوند غربزده به نام شيخ ابراهيم زنجانى که از اعضاى لژ فراماسونری بیداری بود، #شیخ_شهید را در میدان توپخانه بر دارِ الحاد و ظلم روشنفکران ستم پیشه آویخت.
کینه روشنفکران از #شیخ_فضل_الله_نوری با به دار آویختن او پایان نیافت و پس از شادی و پایکوبی بر پای دار، پیکر مطهر او را به زیر کشیدند و به آن اهانت کردند و وی را مضروب ساختند... .
پیکر شیخ به طور مخفیانه در خانه اش دفن شد و چندی بعد خبر آن منتشر شد و به تدریج جمعی از مردم به اشتباه خود پی بردند و هر روز به پشت دیوار خانه شیخ شهید رفتند و فریاد «التوبه» سر دادند و کاهگِل دیوار خانه شیخ را به تبرک بردند.
اما دیگر دیر شده بود... .
شهید #شیخ_فضل_الله_نوری را باید نخستین و مهم ترین شهید مبارزه با تهاجم فرهنگی و اعتقادیِ مفاهیم نظری مدرنیته به حساب آورد. #شیخ_شهید که خود از پیشگامان قیام عدالت طلبانه مردم ایران علیه فساد درباری بود، با مشاهده انحراف مفهوم «عدالت» به «کنستیتوسیون» (مشروطه غربی)، به ضرب و زور فریبکاری منورالفکران ملحد و دیگ پلوی سفارت انگلیس، علیه استقرار و عینیت یافتن تئوری های ضد دین غربی به پا خاست.
نهضت شیخ فضل الله برای برقراری «مشروطه مشروعه» در واقع صورتی از جنبشی علمی و دینی برای تولید و بومی سازی مفاهیم جدید دنیای مدرن بر اساس مذهب بود. #شیخ_فضل_الله_نوری تا زمانی که می پنداشت بتواند با حضورش مانع از تسلط افکار غرب گرایانه بر جنبش مشروطه شود، با آن همراهی کرد و ثمره این همراهی را میتوان در تصویب اصل دوم متمم قانوناساسی مشروطه مشاهده کرد. اصلی که براساس آن، مصوبات مجلس، باید توسط پنج نفر از مراجع اعلم هر دوره، مورد بررسی قرار گیرند تا با مبانی اسلام منافاتی نداشتهباشد.
مشکل از آنجا آغاز شد که شیخِ تیزبین انحراف مشروطه را در خشت خام می دید. او استقرار مشروطه و محدود شدن اختیارات سلطنت را برای برقراری عدالت و پیشرفت مملکت و به قول خودش «خیر عموم، ثروت و رفتن در راه ترقی، و پیدا کردن معدن، بستن سدهای عدیده و ترقیات دولت و ملت» می خواست و منورالفکران بی مایه و مقلد پیشرفت را در این می دیدند که از نوک پا تا فرق سر فرنگی شوند و در این میان دین و مذهب و فرهنگ بومی ایران را مانع خود می دیدند.
#شیخ_شهید حتی هنگامی که با اغماض و چشم پوشی دیگر علمای هم عصر خود در برابر تعارض بنیادین مفهوم مشروطه مورد نظر روشنفکران با مذهب روبرو شد و طعم تنهایی را چشید نیز دست از مبارزه با التقاط نکشید و در میان سکوت خواص و هجمه ناجوانمردانه و دروغین روشنفکران یکه و تنها علم مقاومت در برابر لشکر هتاک روشنفکران غربزده را بر افراشت.
فتنه مخالفان #شیخ_فضل_الله_نوری و شارلاتانیزم مطبوعاتی جریده های آن دوره و گفته های دروغی که در مخالفت با اصل مشروطه به او نسبت می دادند فضا را آن قدر غبارآلود کرد که بیانات او به درستی به مردم نمی رسید و آن جو پر از دروغ و افتراء زمینه را برای محاکمه و اعدام #شیخ_شهید در میان سکوت مردم فراهم آورد. این عالم مجاهد حتی در زیر شدیدترین تهمت ها و تهدیدها حاضر به پناهنده شدن به سفارت روس یا نصب پرچم این مملکت اجنبی بر سردر خانه خود نشد و پرچم بیگانگان را «بیرق کفر» نامید و با پیشنهاد فرار مخفیانه به عتبات همراهی نکرد و ۸ مرداد ۱۲۸۸ شمسی در اوج آزادگی و حریت دستگیر و روانه دادگاه شد.
سه روز بعد در ۱۱ مرداد ۱۲۸۸ در حالی که تنها سه سال پس از استقرار مشروطه با مجاهدت علمایی چون شیخ فضل الله گذشته بود، دادگاه فرمایشی مشروطه خواهان با حکم یک آخوند غربزده به نام شيخ ابراهيم زنجانى که از اعضاى لژ فراماسونری بیداری بود، #شیخ_شهید را در میدان توپخانه بر دارِ الحاد و ظلم روشنفکران ستم پیشه آویخت.
کینه روشنفکران از #شیخ_فضل_الله_نوری با به دار آویختن او پایان نیافت و پس از شادی و پایکوبی بر پای دار، پیکر مطهر او را به زیر کشیدند و به آن اهانت کردند و وی را مضروب ساختند... .
پیکر شیخ به طور مخفیانه در خانه اش دفن شد و چندی بعد خبر آن منتشر شد و به تدریج جمعی از مردم به اشتباه خود پی بردند و هر روز به پشت دیوار خانه شیخ شهید رفتند و فریاد «التوبه» سر دادند و کاهگِل دیوار خانه شیخ را به تبرک بردند.
اما دیگر دیر شده بود... .
هِله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
زِ پسِ صبر، تو را او به سرِ صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها
رهِ پنهان بنماید که کس آن راه نداند
نه که قصاب به خنجر چو سرِ میش بِبُرد
نَهِلد کُشتهی خود را کُشَد آن گاه کِشاند
چو دَمِ میش نماند ز دَمِ خود کُنَدش پُر
تو ببینی دَمِ یزدان به کجا هات رساند
به مَثل گفتمت این را و اگر نه کَرم او
نَکُشد هیچ کسی را و زِ کُشتن برهاند
همگی مُلک سلیمان به یکی مور ببخشد
بدهد هر دو جهان را و دلی را نَرَماند
دلِ من گِرد جهان گشت و نیابید مثالش
به که ماند به که ماند به که ماند به که ماند
هِله خاموش که بیگفت از این مِی همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
#مولانا
@aeshraq
گرت امروز براند نه که فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
زِ پسِ صبر، تو را او به سرِ صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها
رهِ پنهان بنماید که کس آن راه نداند
نه که قصاب به خنجر چو سرِ میش بِبُرد
نَهِلد کُشتهی خود را کُشَد آن گاه کِشاند
چو دَمِ میش نماند ز دَمِ خود کُنَدش پُر
تو ببینی دَمِ یزدان به کجا هات رساند
به مَثل گفتمت این را و اگر نه کَرم او
نَکُشد هیچ کسی را و زِ کُشتن برهاند
همگی مُلک سلیمان به یکی مور ببخشد
بدهد هر دو جهان را و دلی را نَرَماند
دلِ من گِرد جهان گشت و نیابید مثالش
به که ماند به که ماند به که ماند به که ماند
هِله خاموش که بیگفت از این مِی همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
#مولانا
@aeshraq
اشراق 🌿
Circle Band – دزدیده چون جان میروی
بیپا و سر کردی مرا
بیخواب و خور کردی مرا
سرمست و خندان اندرآ ای یوسف کنعان من
بیخواب و خور کردی مرا
سرمست و خندان اندرآ ای یوسف کنعان من
اشراق 🌿
Circle Band – دزدیده چون جان میروی
از لطف تو چو جان شدم
وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من
وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من
شادی عید برای کسانی است که از بند خودخواهی رها شده و توانسته باشند دوست بدارند، ببخشند و فداکاری کنند.
#امام_موسی_صدر
@aeshraq
#امام_موسی_صدر
@aeshraq
اشراق 🌿
مولای ما نمونه دیگر نداشته است... @aeshraq
مولای ما نمونه دیگر نداشته است
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است
وقت طواف دور حرم فکر می کنم
این خانه بی دلیل ترک برنداشته است
دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی
آیینه ای برای پیمبر نداشته است
سوگند می خورم که نبی شهر علم بود
شهری که جز علی درِ دیگر نداشته است
طوری ز چارچوب در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است
یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود
یا جبرئیل واژه بهتر نداشته است!
چون روز روشن است که در جهل گمشده است
هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است
این شعر استعاره ندارد برای او
تقصیر من که نیست برابر نداشته است
#حمیدرضا_برقعی
@aeshraq
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است
وقت طواف دور حرم فکر می کنم
این خانه بی دلیل ترک برنداشته است
دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی
آیینه ای برای پیمبر نداشته است
سوگند می خورم که نبی شهر علم بود
شهری که جز علی درِ دیگر نداشته است
طوری ز چارچوب در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است
یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود
یا جبرئیل واژه بهتر نداشته است!
چون روز روشن است که در جهل گمشده است
هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است
این شعر استعاره ندارد برای او
تقصیر من که نیست برابر نداشته است
#حمیدرضا_برقعی
@aeshraq