شعر جدید از هر گونه معنی شدن میگریزد. اینکه میگویند شعر باید بیمعنی باشد، حرف چندان بیمعنایی هم نیست. در ایران، جوانان بیسواد و بیاطّلاع این مطلب را به صورت خندهداری درآوردند و گفتند که شعر باید اصلاً معنی نداشته باشد. آن کس که گفت شعر چیزی است که معنی نداشته باشد، منظورش این بود که معنی معیّن و محدود و مشخّص و قابل بیان کردن به عبارت دیگر نداشته باشد. او به صورت دیگر قصدش این بود که بگوید شعر چیزی است که بیش از یک معنی داشته باشد، برای هر کس در هر دورهای از زندگی معنایی داشته باشد، نه اینکه اصلاً معنی نداشته باشد. شعر حافظ و مولوی به یک حساب معنی ندارد، زیرا هیچ معنی مسلّمی و قاطعی بر آنها نمیتوان تحمیل کرد. در نتیجه هزاران معنی دارد.
#این_کیمیای_هستی
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@aeshraq
#این_کیمیای_هستی
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@aeshraq
اگر جوانان امروز بدانند که شخصیت ادبی آقای #شاملو چگونه شکل گرفته است، هرگز اینگونه عمر خود را صرفِ شعر، آن هم شعرِ اینطوری - که در روزنامهها میبینیم - نخواهند کرد. تو بهتر از هر کسی میدانی که آنچه ا.بامداد یا احمد شاملو را میسازد اگر به صد جزء تقسیم شود، پنجاه تا شصت درصدش ربطی به شعر ندارد. این شهرت و اعتبار نتیجهٔ پنجاه شصت سال حضور مستمر در روزنامهها است. مدتی #حزب_توده او را بزرگ میکرد، بعد #سلطنت_طلبها، بعد #چریکها، حالا هم همهٔ ناراضیان از اوضاع کنونی. و این بزرگ کردنها به هیچ وجه صددرصد به شعر او مربوط نیست، مربوط به موقعشناسی اوست و به قول خودش - با الهام از تعبیری از مایاکوفسکی - «سفارش زمانه» را پذیرفتن. نه اخوان، نه فروغ، نه نیما، نه سپهری، هیچکدام این طوری سفارش زمانه را نتوانستند بپذیرند.
در تهران که بودم، یکی از دانشجویان علوم اجتماعی صد شمارهٔ مجلهٔ «آدینه» را برای یک مطالعهٔ فرهنگی تحلیل کامپیوتری کرده بود. میگفت: در این صد شماره، در تمام شمارهها - جز چند مورد استثنایی - نام شاملو آمده است و در تمام موارد با القابی از نوع «شاعر بزرگ مهین ما»، «شاعر بیهمتای» ... عناوینی که الآن به یادم نمانده و راست میگفت. عکسها و تفصیلات و اخبار دربارهٔ او. اما در همین صد شماره اسم #نیما و #اخوان و #فروغ فقط نیما و اخوان و فروغ هستند! بدون هیچگونه صفت و بهقول فرنگیها اپیتتی اما او همیشه با عنوان شاعر بزرگ قرن، شاعر بزرگ میهنمان و... این تنها «آدینه» نیست، از روزنامههای حزب توده اینگونه تبلیغات برای او شروع شد تا در «فردوسی»های آن سالها که در روی جلد لقب «جاودانهمردِ شعر» به او دادند. پنجاه سال شب و روز، در وسیعترین نشریههای سیاسی و فرهنگی، دربارهٔ #شاطر_عباس_صبوحی اگر تبلیغ شده بود حالا جایزۀ نوبل را به اولاد و احفاد شاطر عباس میدادند، شاملو که جای خود دارد.
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@aeshraq
در تهران که بودم، یکی از دانشجویان علوم اجتماعی صد شمارهٔ مجلهٔ «آدینه» را برای یک مطالعهٔ فرهنگی تحلیل کامپیوتری کرده بود. میگفت: در این صد شماره، در تمام شمارهها - جز چند مورد استثنایی - نام شاملو آمده است و در تمام موارد با القابی از نوع «شاعر بزرگ مهین ما»، «شاعر بیهمتای» ... عناوینی که الآن به یادم نمانده و راست میگفت. عکسها و تفصیلات و اخبار دربارهٔ او. اما در همین صد شماره اسم #نیما و #اخوان و #فروغ فقط نیما و اخوان و فروغ هستند! بدون هیچگونه صفت و بهقول فرنگیها اپیتتی اما او همیشه با عنوان شاعر بزرگ قرن، شاعر بزرگ میهنمان و... این تنها «آدینه» نیست، از روزنامههای حزب توده اینگونه تبلیغات برای او شروع شد تا در «فردوسی»های آن سالها که در روی جلد لقب «جاودانهمردِ شعر» به او دادند. پنجاه سال شب و روز، در وسیعترین نشریههای سیاسی و فرهنگی، دربارهٔ #شاطر_عباس_صبوحی اگر تبلیغ شده بود حالا جایزۀ نوبل را به اولاد و احفاد شاطر عباس میدادند، شاملو که جای خود دارد.
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@aeshraq
مدارس ناکارامد، دانشآموزان ناراحت!
نظام آموزش و پرورش طوری طراحی شده است که به دستۀ کوچکی از علایق و تواناییها بها بدهد: مهارت در ریاضی و علوم، انجام کوهی از تکالیف و رقابت بر سر بالاترین نمرهها. اما این چیزها برای خیلی از دانشآموزان رنج آور است. در واقع، اگر دانشآموزی بخواهد آشپز، جواهرساز یا تعمیرکاری حرفهای بشود، مدرسه نهتنها چیزی به او نمیآموزد، که مانع راه موفقیت او هم میشود. پس تصمیم درست چیست؟!
این مطلب را در ترجمان بخوانید 👇
http://tarjomaan.com/neveshtar/9475
@aeshraq
نظام آموزش و پرورش طوری طراحی شده است که به دستۀ کوچکی از علایق و تواناییها بها بدهد: مهارت در ریاضی و علوم، انجام کوهی از تکالیف و رقابت بر سر بالاترین نمرهها. اما این چیزها برای خیلی از دانشآموزان رنج آور است. در واقع، اگر دانشآموزی بخواهد آشپز، جواهرساز یا تعمیرکاری حرفهای بشود، مدرسه نهتنها چیزی به او نمیآموزد، که مانع راه موفقیت او هم میشود. پس تصمیم درست چیست؟!
این مطلب را در ترجمان بخوانید 👇
http://tarjomaan.com/neveshtar/9475
@aeshraq
پایداری تا پای دار
#شیخ_فضلالله_نوری رو به جمعیتی که سوت و کف می زدند کرد و گفت هذه کوفه الصغيره!
خادم خودش را بین جمعیت صدا زد و گفت: این کیسه مُهرهای پای کاغذ را بگیر و جلوی خودم خُرد کن و بشکن (تا نتوانند با مهر ایشان سند جعل کنند) در آخر عمامه خود را بین مردم پرتاب کرد و گفت عمامه از سر من برداشتند از سر همه بر خواهند داشت.
و چه زود پیش بینی شیخ محقق شد. دستگاه آزادیخواهانِ مستبد، ابتدا مشروعه خواهان و سپس علمای مشروطه خواه را ترور یا منزوی و یا از صحنه سیاست خارج کردند. جنازه شیخ را روز ۱۳ رجب از دار به پایین آوردند و بعد از پخش نُقل و شیرینی، برخی مجاهدین افراطی مشروطه بر رویش ادرار کردند!
پرسش مهم این است که چرا در تاریخ به کسی که شهید شده، لقب خشونت طلب و مستبد داده اند! و به کسانی که قاتل واقعی و اعدام کننده هستند لقب آزادیخواه می دهند؟!
این جابهجایی در شاخص ها و ارزشها امروز هم از سوی غربگرایان ایرانی در سیاست اعمال می شود.
#دکتر_موسی_نجفی
#شهید_و_جلاد
@aeshraq
#شیخ_فضلالله_نوری رو به جمعیتی که سوت و کف می زدند کرد و گفت هذه کوفه الصغيره!
خادم خودش را بین جمعیت صدا زد و گفت: این کیسه مُهرهای پای کاغذ را بگیر و جلوی خودم خُرد کن و بشکن (تا نتوانند با مهر ایشان سند جعل کنند) در آخر عمامه خود را بین مردم پرتاب کرد و گفت عمامه از سر من برداشتند از سر همه بر خواهند داشت.
و چه زود پیش بینی شیخ محقق شد. دستگاه آزادیخواهانِ مستبد، ابتدا مشروعه خواهان و سپس علمای مشروطه خواه را ترور یا منزوی و یا از صحنه سیاست خارج کردند. جنازه شیخ را روز ۱۳ رجب از دار به پایین آوردند و بعد از پخش نُقل و شیرینی، برخی مجاهدین افراطی مشروطه بر رویش ادرار کردند!
پرسش مهم این است که چرا در تاریخ به کسی که شهید شده، لقب خشونت طلب و مستبد داده اند! و به کسانی که قاتل واقعی و اعدام کننده هستند لقب آزادیخواه می دهند؟!
این جابهجایی در شاخص ها و ارزشها امروز هم از سوی غربگرایان ایرانی در سیاست اعمال می شود.
#دکتر_موسی_نجفی
#شهید_و_جلاد
@aeshraq
لَوْ سَكَتَ الْجاهِلُ مَا اخْتَلَفَ النّاسُ؛
اگر جاهل سكوت مى كرد، مردم دچار اختلاف نمى شدند!
#امام_جواد علیهالسلام
#بحارالانوار ج ۷۵، ص۸۱
@aeshraq
اگر جاهل سكوت مى كرد، مردم دچار اختلاف نمى شدند!
#امام_جواد علیهالسلام
#بحارالانوار ج ۷۵، ص۸۱
@aeshraq
من با دکتر تندرکیا موافقم که نوشت شیخ شهید نوری نه به عنوان مخالف #مشروطه - که خود در اوایل امر مدافع آن بود - بلکه به عنوان مدافع #مشروعه باید بالای دار برود. و من میافزایم: و به عنوان مدافع کلیت تشیع اسلامی.
به همین علت بود که در کشتن آن شهید، همه به انتظار فتوای نجف نشستند. آنهم در زمانی که پیشوای روشنفکران غربزده ما ملکمخان مسیحی بود و طالباوفِ سوسیال دموکرات قفقازی! و به هر صورت از آنروز بود که نقش غربزدگی را همچون داغی بر پیشانی ما زدند.
و من نعش آن بزرگوار را بر سر دار همچون پرچمی میدانم که به علامت استیلای غربزدگی پس از دویست سال کشمکش بر بام سرای این مملکت افراشته شد.
و اکنون در لوای این پرچم، ما شبیه به قومی ازخودبیگانهایم؛ در لباس و خانه و خوراک و ادب و مطبوعاتمان. و خطرناکتر از همه در فرهنگمان. فرنگیمآب میپروریم و فرنگیمآب راه حل هر مشکلی را میجوییم.
#غرب_زدگی
#جلال_آلاحمد
@aeshraq
به همین علت بود که در کشتن آن شهید، همه به انتظار فتوای نجف نشستند. آنهم در زمانی که پیشوای روشنفکران غربزده ما ملکمخان مسیحی بود و طالباوفِ سوسیال دموکرات قفقازی! و به هر صورت از آنروز بود که نقش غربزدگی را همچون داغی بر پیشانی ما زدند.
و من نعش آن بزرگوار را بر سر دار همچون پرچمی میدانم که به علامت استیلای غربزدگی پس از دویست سال کشمکش بر بام سرای این مملکت افراشته شد.
و اکنون در لوای این پرچم، ما شبیه به قومی ازخودبیگانهایم؛ در لباس و خانه و خوراک و ادب و مطبوعاتمان. و خطرناکتر از همه در فرهنگمان. فرنگیمآب میپروریم و فرنگیمآب راه حل هر مشکلی را میجوییم.
#غرب_زدگی
#جلال_آلاحمد
@aeshraq
درجهای وحشتناکتر و هولناکتر از #نفهمی وجود دارد و آن چیزی نیست جز #بد_فهمی
نفهمی را با آموزش می توان درمان کرد اما بدفهمی علاج ناپذیر است!
#الیور_وندل
@aeshraq
نفهمی را با آموزش می توان درمان کرد اما بدفهمی علاج ناپذیر است!
#الیور_وندل
@aeshraq
Forwarded from به راه بادیه رفتن 🇮🇷🇵🇸 | حسین الهام
✒️ «تنهاترین مرد میدان»
شهید #شیخ_فضل_الله_نوری را باید نخستین و مهم ترین شهید مبارزه با تهاجم فرهنگی و اعتقادیِ مفاهیم نظری مدرنیته به حساب آورد. #شیخ_شهید که خود از پیشگامان قیام عدالت طلبانه مردم ایران علیه فساد درباری بود، با مشاهده انحراف مفهوم «عدالت» به «کنستیتوسیون» (مشروطه غربی)، به ضرب و زور فریبکاری منورالفکران ملحد و دیگ پلوی سفارت انگلیس، علیه استقرار و عینیت یافتن تئوری های ضد دین غربی به پا خاست.
نهضت شیخ فضل الله برای برقراری «مشروطه مشروعه» در واقع صورتی از جنبشی علمی و دینی برای تولید و بومی سازی مفاهیم جدید دنیای مدرن بر اساس مذهب بود. #شیخ_فضل_الله_نوری تا زمانی که می پنداشت بتواند با حضورش مانع از تسلط افکار غرب گرایانه بر جنبش مشروطه شود، با آن همراهی کرد و ثمره این همراهی را میتوان در تصویب اصل دوم متمم قانوناساسی مشروطه مشاهده کرد. اصلی که براساس آن، مصوبات مجلس، باید توسط پنج نفر از مراجع اعلم هر دوره، مورد بررسی قرار گیرند تا با مبانی اسلام منافاتی نداشتهباشد.
مشکل از آنجا آغاز شد که شیخِ تیزبین انحراف مشروطه را در خشت خام می دید. او استقرار مشروطه و محدود شدن اختیارات سلطنت را برای برقراری عدالت و پیشرفت مملکت و به قول خودش «خیر عموم، ثروت و رفتن در راه ترقی، و پیدا کردن معدن، بستن سدهای عدیده و ترقیات دولت و ملت» می خواست و منورالفکران بی مایه و مقلد پیشرفت را در این می دیدند که از نوک پا تا فرق سر فرنگی شوند و در این میان دین و مذهب و فرهنگ بومی ایران را مانع خود می دیدند.
#شیخ_شهید حتی هنگامی که با اغماض و چشم پوشی دیگر علمای هم عصر خود در برابر تعارض بنیادین مفهوم مشروطه مورد نظر روشنفکران با مذهب روبرو شد و طعم تنهایی را چشید نیز دست از مبارزه با التقاط نکشید و در میان سکوت خواص و هجمه ناجوانمردانه و دروغین روشنفکران یکه و تنها علم مقاومت در برابر لشکر هتاک روشنفکران غربزده را بر افراشت.
فتنه مخالفان #شیخ_فضل_الله_نوری و شارلاتانیزم مطبوعاتی جریده های آن دوره و گفته های دروغی که در مخالفت با اصل مشروطه به او نسبت می دادند فضا را آن قدر غبارآلود کرد که بیانات او به درستی به مردم نمی رسید و آن جو پر از دروغ و افتراء زمینه را برای محاکمه و اعدام #شیخ_شهید در میان سکوت مردم فراهم آورد. این عالم مجاهد حتی در زیر شدیدترین تهمت ها و تهدیدها حاضر به پناهنده شدن به سفارت روس یا نصب پرچم این مملکت اجنبی بر سردر خانه خود نشد و پرچم بیگانگان را «بیرق کفر» نامید و با پیشنهاد فرار مخفیانه به عتبات همراهی نکرد و ۸ مرداد ۱۲۸۸ شمسی در اوج آزادگی و حریت دستگیر و روانه دادگاه شد.
سه روز بعد در ۱۱ مرداد ۱۲۸۸ در حالی که تنها سه سال پس از استقرار مشروطه با مجاهدت علمایی چون شیخ فضل الله گذشته بود، دادگاه فرمایشی مشروطه خواهان با حکم یک آخوند غربزده به نام شيخ ابراهيم زنجانى که از اعضاى لژ فراماسونری بیداری بود، #شیخ_شهید را در میدان توپخانه بر دارِ الحاد و ظلم روشنفکران ستم پیشه آویخت.
کینه روشنفکران از #شیخ_فضل_الله_نوری با به دار آویختن او پایان نیافت و پس از شادی و پایکوبی بر پای دار، پیکر مطهر او را به زیر کشیدند و به آن اهانت کردند و وی را مضروب ساختند... .
پیکر شیخ به طور مخفیانه در خانه اش دفن شد و چندی بعد خبر آن منتشر شد و به تدریج جمعی از مردم به اشتباه خود پی بردند و هر روز به پشت دیوار خانه شیخ شهید رفتند و فریاد «التوبه» سر دادند و کاهگِل دیوار خانه شیخ را به تبرک بردند.
اما دیگر دیر شده بود... .
شهید #شیخ_فضل_الله_نوری را باید نخستین و مهم ترین شهید مبارزه با تهاجم فرهنگی و اعتقادیِ مفاهیم نظری مدرنیته به حساب آورد. #شیخ_شهید که خود از پیشگامان قیام عدالت طلبانه مردم ایران علیه فساد درباری بود، با مشاهده انحراف مفهوم «عدالت» به «کنستیتوسیون» (مشروطه غربی)، به ضرب و زور فریبکاری منورالفکران ملحد و دیگ پلوی سفارت انگلیس، علیه استقرار و عینیت یافتن تئوری های ضد دین غربی به پا خاست.
نهضت شیخ فضل الله برای برقراری «مشروطه مشروعه» در واقع صورتی از جنبشی علمی و دینی برای تولید و بومی سازی مفاهیم جدید دنیای مدرن بر اساس مذهب بود. #شیخ_فضل_الله_نوری تا زمانی که می پنداشت بتواند با حضورش مانع از تسلط افکار غرب گرایانه بر جنبش مشروطه شود، با آن همراهی کرد و ثمره این همراهی را میتوان در تصویب اصل دوم متمم قانوناساسی مشروطه مشاهده کرد. اصلی که براساس آن، مصوبات مجلس، باید توسط پنج نفر از مراجع اعلم هر دوره، مورد بررسی قرار گیرند تا با مبانی اسلام منافاتی نداشتهباشد.
مشکل از آنجا آغاز شد که شیخِ تیزبین انحراف مشروطه را در خشت خام می دید. او استقرار مشروطه و محدود شدن اختیارات سلطنت را برای برقراری عدالت و پیشرفت مملکت و به قول خودش «خیر عموم، ثروت و رفتن در راه ترقی، و پیدا کردن معدن، بستن سدهای عدیده و ترقیات دولت و ملت» می خواست و منورالفکران بی مایه و مقلد پیشرفت را در این می دیدند که از نوک پا تا فرق سر فرنگی شوند و در این میان دین و مذهب و فرهنگ بومی ایران را مانع خود می دیدند.
#شیخ_شهید حتی هنگامی که با اغماض و چشم پوشی دیگر علمای هم عصر خود در برابر تعارض بنیادین مفهوم مشروطه مورد نظر روشنفکران با مذهب روبرو شد و طعم تنهایی را چشید نیز دست از مبارزه با التقاط نکشید و در میان سکوت خواص و هجمه ناجوانمردانه و دروغین روشنفکران یکه و تنها علم مقاومت در برابر لشکر هتاک روشنفکران غربزده را بر افراشت.
فتنه مخالفان #شیخ_فضل_الله_نوری و شارلاتانیزم مطبوعاتی جریده های آن دوره و گفته های دروغی که در مخالفت با اصل مشروطه به او نسبت می دادند فضا را آن قدر غبارآلود کرد که بیانات او به درستی به مردم نمی رسید و آن جو پر از دروغ و افتراء زمینه را برای محاکمه و اعدام #شیخ_شهید در میان سکوت مردم فراهم آورد. این عالم مجاهد حتی در زیر شدیدترین تهمت ها و تهدیدها حاضر به پناهنده شدن به سفارت روس یا نصب پرچم این مملکت اجنبی بر سردر خانه خود نشد و پرچم بیگانگان را «بیرق کفر» نامید و با پیشنهاد فرار مخفیانه به عتبات همراهی نکرد و ۸ مرداد ۱۲۸۸ شمسی در اوج آزادگی و حریت دستگیر و روانه دادگاه شد.
سه روز بعد در ۱۱ مرداد ۱۲۸۸ در حالی که تنها سه سال پس از استقرار مشروطه با مجاهدت علمایی چون شیخ فضل الله گذشته بود، دادگاه فرمایشی مشروطه خواهان با حکم یک آخوند غربزده به نام شيخ ابراهيم زنجانى که از اعضاى لژ فراماسونری بیداری بود، #شیخ_شهید را در میدان توپخانه بر دارِ الحاد و ظلم روشنفکران ستم پیشه آویخت.
کینه روشنفکران از #شیخ_فضل_الله_نوری با به دار آویختن او پایان نیافت و پس از شادی و پایکوبی بر پای دار، پیکر مطهر او را به زیر کشیدند و به آن اهانت کردند و وی را مضروب ساختند... .
پیکر شیخ به طور مخفیانه در خانه اش دفن شد و چندی بعد خبر آن منتشر شد و به تدریج جمعی از مردم به اشتباه خود پی بردند و هر روز به پشت دیوار خانه شیخ شهید رفتند و فریاد «التوبه» سر دادند و کاهگِل دیوار خانه شیخ را به تبرک بردند.
اما دیگر دیر شده بود... .