دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
وین دردِ نهانسوز نهفتن نتوانم
تو گرم سخنگفتن و از جام نگاهت
من مست چنانم که شنفتن نتوانم
شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه
گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم
با پرتو ماه آیم و چون سایۀ دیوار
گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم
دور از تو، من سوخته در دامن شبها
چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم
فریاد ز بی مهریات ای گل که در این باغ
چون غنچۀ پاییز شکفتن نتوانم
ای چشم سخنگوی! تو بشنو ز نگاهم
دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@aeshraq
وین دردِ نهانسوز نهفتن نتوانم
تو گرم سخنگفتن و از جام نگاهت
من مست چنانم که شنفتن نتوانم
شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه
گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم
با پرتو ماه آیم و چون سایۀ دیوار
گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم
دور از تو، من سوخته در دامن شبها
چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم
فریاد ز بی مهریات ای گل که در این باغ
چون غنچۀ پاییز شکفتن نتوانم
ای چشم سخنگوی! تو بشنو ز نگاهم
دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@aeshraq
عنبرین مویی مرا دیوانه کرد
یاسمنبویی مرا دیوانه کرد
ای مسلمانان! به فریادم رسید
طفل هندویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان!
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
پیش هر بیگانه گویم راز خود
آشنارویی مرا دیوانه کرد
میزنم خود را به آتش بیدریغ
آتشین خویی مرا دیوانه کرد
از حرم لبیکگویان میروم
جذبه کویی مرا دیوانه کرد
واقف از میخانه و مسجد نیم
چشم و ابرویی مرا دیوانه کرد
#واقف_لاهوری
@aeshraq
یاسمنبویی مرا دیوانه کرد
ای مسلمانان! به فریادم رسید
طفل هندویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان!
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
پیش هر بیگانه گویم راز خود
آشنارویی مرا دیوانه کرد
میزنم خود را به آتش بیدریغ
آتشین خویی مرا دیوانه کرد
از حرم لبیکگویان میروم
جذبه کویی مرا دیوانه کرد
واقف از میخانه و مسجد نیم
چشم و ابرویی مرا دیوانه کرد
#واقف_لاهوری
@aeshraq
رضاشاه بعد از سفر ترکیه، به محمود جم، رئیسالوزرا، گفته بود:
مدتی است که این موضوع سخت فکر مرا به خود مشغول داشتهاست، خصوصاً از وقتی که به ترکیه رفتم و زنهای آنها را دیدم که «پیچه» و «حجاب» را دور انداخته و دوش به دوش مردهایشان در کارهای مملکت به آنها کمک میکنند، دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمدهاست.
اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقّی و پیشرفت مردم است. درست حکم یک دُمَل را پیدا کرده که باید با احتیاط به آن نیشتر زد و از بینش برد!
« رضاشاه دستور کشف حجاب داد و پوشیدن چادر را ممنوع ساخت. پس از سال ۱۳۱۴ مقامات عالیرتبه اگر با همسران بدون حجاب خود در میهمانیهای رسمی حضور نمییافتند احتمالاً مقام خود را از دست میدادند. کارکنان ردهپایین حکومت نیز، مانند رُفتگران، اگر همراه زنان بیحجاب خود در خیابانهای اصلی به گردش نمیپرداختند، جریمه و مجازات میشدند. پس شگفتیآور نبود که بیشتر مردم این اقدام را نه آزادی بلکه نوعی سرکوب قلمداد کنند. البته زنان همچنان از حق رأی و نامزدی در انتخابات محروم بودند.
ناآرامیهای ۱۵-۱۳۱۴ به علّت کشف حجاب و ترویج «کلاه بینالمللی» آغاز شده بود...
به دنبال اعتراضهای مردم در مسجد گوهرشاد نزدیک به دویست تن بهشدّت زخمی و بیش از یکصد تن دیگر، از جمله شمار فراوانی زن و کودک جان خود را از دست دادند. در ماههای بعد متولّی حرم اعدام شد...
سه سربازی که از تیراندازی بهسوی مردمِ بیسلاح خودداری کرده بودند به جوخهٔ آتش سپرده شدند.
#ایران_بین_دو_انقلاب
#یرواند_آبراهامیان
@aeshraq
مدتی است که این موضوع سخت فکر مرا به خود مشغول داشتهاست، خصوصاً از وقتی که به ترکیه رفتم و زنهای آنها را دیدم که «پیچه» و «حجاب» را دور انداخته و دوش به دوش مردهایشان در کارهای مملکت به آنها کمک میکنند، دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمدهاست.
اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقّی و پیشرفت مردم است. درست حکم یک دُمَل را پیدا کرده که باید با احتیاط به آن نیشتر زد و از بینش برد!
« رضاشاه دستور کشف حجاب داد و پوشیدن چادر را ممنوع ساخت. پس از سال ۱۳۱۴ مقامات عالیرتبه اگر با همسران بدون حجاب خود در میهمانیهای رسمی حضور نمییافتند احتمالاً مقام خود را از دست میدادند. کارکنان ردهپایین حکومت نیز، مانند رُفتگران، اگر همراه زنان بیحجاب خود در خیابانهای اصلی به گردش نمیپرداختند، جریمه و مجازات میشدند. پس شگفتیآور نبود که بیشتر مردم این اقدام را نه آزادی بلکه نوعی سرکوب قلمداد کنند. البته زنان همچنان از حق رأی و نامزدی در انتخابات محروم بودند.
ناآرامیهای ۱۵-۱۳۱۴ به علّت کشف حجاب و ترویج «کلاه بینالمللی» آغاز شده بود...
به دنبال اعتراضهای مردم در مسجد گوهرشاد نزدیک به دویست تن بهشدّت زخمی و بیش از یکصد تن دیگر، از جمله شمار فراوانی زن و کودک جان خود را از دست دادند. در ماههای بعد متولّی حرم اعدام شد...
سه سربازی که از تیراندازی بهسوی مردمِ بیسلاح خودداری کرده بودند به جوخهٔ آتش سپرده شدند.
#ایران_بین_دو_انقلاب
#یرواند_آبراهامیان
@aeshraq
Forwarded from دژاوو
شب ميلاد امام هشتم است و دارم از پله های ايستگاه مترو پايين میروم كه صدای موسيقی را میشنوم، اما همين كه پله برقی به نزديكی سطح زمين میرسد صدای موسيقی قطع میشود! جلو می روم و اسكناسی را توی جعبه گيتار می اندازم، گيتاريست با تعجب میگويد: من به احترام شما قطع كردم!
جواب میدهم اين اسكناس برای همين چند ثانيه صدای ساز توست، وگرنه من نه قدر هنر تو پول دارم و نه ادب و معرفت و آقایی تو را میتوانم محاسبه كنم!
#روزنوشتهای_شهری
#محمدرضا_زائرى
@aeshraq
جواب میدهم اين اسكناس برای همين چند ثانيه صدای ساز توست، وگرنه من نه قدر هنر تو پول دارم و نه ادب و معرفت و آقایی تو را میتوانم محاسبه كنم!
#روزنوشتهای_شهری
#محمدرضا_زائرى
@aeshraq