اشراق 🌿
588 subscribers
695 photos
354 videos
14 files
67 links
علم از طریق خواندن به دست نمی آید! بلکه بر اثرِ اندیشیدن به آنچه مطالعه کرده ایم حاصل می شود.

@Salikaramian
Download Telegram
هر نکته‌ای که هست، به وجهی توان شناخت
تاوانِ جهلِ بی‌خردان، بر معلم است

#عرفی_شیرازی
@aeshraq
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آهای معلم!
بچه‌ها رو به حال خودشون بذار

#پینک_فلوید - آلبوم دیوار
@aeshraq
Bazandeh
Valayar
دل که می‌بندی باید بسوزی...
@aeshraq
گویند که ماه روزه نزدیک رسید
مِن‌بعد به گِرد باده نتوان گردید

در آخِر شعبان بخورم چندان می
کاندر رمضان مست بخسبم تا عید!

#جلال_عضد_یزدی
@aeshraq
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی

دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی

#سعدیا
@aeshraq
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجا...
Forwarded from دژاوو (H.K)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من تنها یک رویا دارم
اینکه وطن باقی بماند ....
@illusionism1
#مجنون_مغربی را گذر بر گورستان افتاد و “فیض مشرقی” را دید گوشه بنشسته و آیه سیم سوره طلاق را زمزمه می‌کند «‌و من یتوکل علی الله...» پرسید چه می‌جویی؟ گفت #توکل. کار بدو سپرده‌ام و اعتماد بر تدبیر و تقدیر او دارم.

#مجنون گفت ناکرده کار و نارفته راه؟! باید که اعتماد و گمان نیک بر خالق هستی داشت اما توکل در کمند آگاهی از قدرت او و اراده توست. برخیز که زاویه نشستن، مقام تسلیم و کار اولیای سوخته است.

#فیض گفت ما تسلیم حقیم و برخاست. مجنون گفت هان، رسیدی! برخیز و توکل کن، خدا سالک عاطل نمی‌خواهد!

وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ
بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا

#سوره_طلاق آیه۳
#فضائل_القوم_فی_شوارق_الصوم
@aeshraq
مرحوم احمد منشور می‌گفت یک شب با برادرم در مجلس قمار تا صبح مشغول شدیم! چون به سحری نرسیدیم روزه را خورده بعد به منزل آمدیم. خبر #روزه_خوری ما زودتر از خودمان به منزل رسیده بود همین‌که وارد شدیم مادرم از ما رو گرفت! چند روز با ما مثل جذامی‌ها رفتار می‌کردند. قدغن شده بود نوکرها به ما نزدیک شوند. غذایی اگر می‌آوردند، در اتاق می‌گذاشتد و فرار می‌کردند. ظرف‌های غذای ما را علی‌حده در حضور ما کنار حوض، خاک‌مال می‌کردند تا بالاخره با وساطت برادر بزرگتر ما را توبه دادند و دوباره به عضویت خانه پذیرفتند.

برای خوردن روزه نیاز بود که طبیبی تصدیق مرض بدهد، اطبای آن دوره حتی اطبای یهودی و لو برای روزه خوری هم احترام تصدیق خود را داشتند و تصدیق دروغ نمی‌دادند.

محال بود وقت افطار صدای فقیری از کوچه بلند شود و چندین نفر داوطلب به سمتش نروند. در این ماه کار تعطیل می‌شد و مردم به عبادت مشغول می‌شدند. طلبکار، سر وقت بدهکار نمی‌رفت. ادارات دولتی باز بود اما کسی مراجعه نمی‌کرد. مرافعه شرعی در دفتر علما متوقف می‌شد. محصلین دیوانی به سراغ مطالبه بدهکاری نمی‌رفتند.

در خانه‌ها کسی به نوکرها امر و نهی نمی‌کرد. اگر بنایی نیمه‌تمام بود صاحب کار، بیش از نصفِ روز کار نمی‌کشید اما اجرت روز کامل را می‌داد. خلاصه اینکه مردم در همه چیز رعایت یکدیگر را می‌کردند.

#شرح_زندگانی_من
تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه
#عبدالله_مستوفی
@aeshraq
#مجنون_مغربی را آینه‌ پیش رو بود و زیرِ لب حدیث نفس می‌کرد. فیض از سر شیطنت پرسید: به چند می ارزی؟! گفت: ما را قیمت نی چون از اندازه فزونیم. فیض گفت: آینه باژگونه کن تا اندازه بینی!

مجنون آه کشید و گفت امان از وهم و پندار. مرشدی کو ما را دست گیرد و اندازه حقیقی نماید. آدمی اسیر خیال و پندار خویش است. #مال، #جمال، #علم و #مقام، چهار وسوسه خیال انگیز است که دزدانه در اندازه ما دست می‌برد و امر بر ما مشتبه می‌شود.
#فیض گفت: هول انگیز است، چاره در تربیت است!
مغربی گفت: باید جان آدمی فربه شود تا در دام اوهام چارگانه نیفتد. #غرور آینه کاستی‌های درون ماست. آدمی اگر سرشارست، طعمه غرور ناپایدار نیست. مال و جمال در بند زوال، علم میراث گذشتگان و مقام مایه هلاک است.
فیض گفت: غفرالله لک، وسوسه پنجمی هم بیفزا و آن #توهم_تقوا است. آه از غرور عبادت!

إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ ۖ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ

#سوره_لقمان آیه ۳۳
#فضائل_القوم_فی_شوارق_الصوم
@aeshraq
تا اینجاش که بد نبود!
به نظرم حالا که تعداد ما #بی_وطن های دنیا زیاد شده بیایید از خود یک کشور مستقل بسازیم و همه جمع شویم یک جای دنیا، زمین کوچک و بی صاحبی پیدا کنیم و برویم آنجا، دیگر این همه در به دری و آزار دیدن بس است.
نظر من این است که همه راه شمال را گرفته، برویم قطب شمال آنجا خالی از سکنه است، برویم دوست خرس های قطبی شویم. آنجا برف به اندازه همه ما هست، خانه های برفی بسازیم، برای تان قول می دهم هرگز صدای گلوله نخواهید شنید چه رسد به #انفجار و #انتحاری و بمب، همه مان ماهی می خوریم و دیگر غم نمی خوریم مخصوصا #غم_نان

برای خودمان قانون اساسی تدوین می کنیم بینمان مرزها را بر می داریم، دیگر نیازی به کارت شناسایی و مدارک هویت نیست هر کس لباس اسکیمویی به تن کرد عضو ماست فارغ از اینکه چشم هایش بادامی باشد یا نه، دماغش گنده باشد یا باریک، لهجه اش خنده دار است یا خیر، سیاه است یا سفید.

دیگر از اتوبوس و راه و پلیس راه و سرباز وظیفه نخواهیم ترسید چون آنجا هیچ کدام اینها نیست، دلمان که برای هم تنگ شد سوار سورتمه های مان می شویم و راه می افتیم. سرانجام وقتی بعد از صد سال زندگی در آرامش و سفیدی سرزمین مان جهان را بدرود گفتیم طی مراسمی زیبا ما را به اقیانوس خواهند سپرد و بازماندگان ما از جنجال کفن و دفن راحت خواهند بود. بخاطر خارجی بودن از قبرستانی به گورستان دیگر تو را پاس نخواهند داد. آری دلبرا ، بیا برویم به شمال...

#یادداشت_های_یک_مهاجر_افغان
#علی_بودا
@aeshraq
ما در میانه‌ی #جنگ عاشق شدیم
بین دو نیم نگاه
بین دو اخم...
بین دو دستورِ تیرباران
ما را
در مرزِ دو سرزمین دفن کنید

#الیاس_علوی
#شاعر_افغان
@aeshraq
بلا چاو-فارسی(افغانی)
#بلا_چاو
(بدرود ای زيبا)

ترانه‌ای شورانگيز كه در زمان جنگ جهانی دوم، از سوی گروه مخالفين #فاشيسم، در ايتاليا خوانده می شد.

پس از آن، برای هميشه، اين آهنگ به نماد مبارزات آزادی‌خواهانه تبديل و به تمام زبان های دنيا خوانده شد.

#بدرود_ای_زيبا
#شکیب_مصدق
@aeshraq
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر کجا مرز کشیدند شما پل بزنید!

شعرخوانی #نجیب_بارور شاعر افغانستانی در شب های بخارا در تهران

@aeshraq
خفتن عاشق یکیست بر سر دیبا و خار
چون نتواند کشید دست در آغوش یار

#سعدیا
@aeshraq
هر گنجِ سعادت که خدا داد به حافظ
از یُمنِ دعای شب و وردِ سحری بود!

@aeshraq
Forwarded from التیام
بر عاصیان هر قوم بگماشتْ حقْ بلایی
ما خیلِ عشقبازان، هجرانمان بلا بود ...

#غبار_همدانی
آمد شهرِ صیام، سَنجَق سلطان رسید
دست‏ بدار از طعام، مائدهٔ جان رسید

جان ز قَطیعت ‏برَست، دستِ طبیعت ‏ببست
قلبِ ضَلالت ‏شکست، لشکر ایمان رسید

لشکر «و العادیات‏» دست ‏به یغما نهاد
ز آتشِ «و الموریات‏» نفس به افغان رسید

البَقره راست ‏بود، موسیِ عمران نمود
مُرده ازو زنده شد چون که به قربان رسید

روزه چو قربانِ ماست، زندگیِ جان ماست
تن همه قربان کنیم، جان چون به مهمان رسید

صبر چو ابری‌ست ‏خوش، حکمت ‏بارَد ازو
زان‌ که چنین ماهِ صبر بود که قرآن رسید

نفس چون محتاج شد، روح به معراج شد
چون درِ زندان شکست جان برِ جانان رسید

پردهٔ ظلمت درید، دل به فلک بَرپَرید
چون ز مَلَک بود دل باز بدیشان رسید

زود از این چاهِ تن دست‏ بزن در رسن
بر سر چاه آب گو: یوسُفِ کنعان رسید

عیسی چو از خر برست، گشت دعایش قبول
دست‏ بشو کز فلک مائده و خوان رسید

دست و دهان را بشو، نه بخور و نی بگو
آن سخن و لقمه جو کان به خموشان رسید

#مولانا
کلّیّات شمس یا دیوان کبیر، تصحیح استاد بدیع‌الزّمان فروزانفر، ج ۲، ص ۱۹۸

@aeshraq
روزه چو قربانِ ماست، زندگیِ جان ماست
تن همه قربان کنیم