اشراق 🌿
588 subscribers
695 photos
354 videos
14 files
67 links
علم از طریق خواندن به دست نمی آید! بلکه بر اثرِ اندیشیدن به آنچه مطالعه کرده ایم حاصل می شود.

@Salikaramian
Download Telegram
خداوند بعضی از انسان‌ها را برای ایمان آفرید که #ایمانشان_دائمی است، بعضی دیگر را برای #کفر_دائمی آفرید. در این میان نیز به برخی #ایمان_عاریه‌ای داد که آنان را #معارین می‌گویند و هر گاه خدا بخواهد، ایمان را از آنها بگیرد!

امام #موسی_الکاظم علیه السلام
#اصول_کافی
جلد ۲، صفحه ۴۱۸
@aeshraq
دلا مباش چنین هرزه‌گرد و هرجایی!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آقازاده یعنی اصیل یعنی نجیب یعنی بزرگ‌زاده!

#دیالوگ
#زوج_یا_فرد
@aeshraq
با خیال رفتگان هم قانعم از بی‌کسی
کاش گردون واگذارد یاد دورانم به یاد

#بیدلا
@aeshraq
کاش گردون واگذارد یاد دورانم به باد!
Forwarded from دژاوو
چه کند باد
جز دور شدن
وقتی که به شعله‌ی شمعی
عاشق شده است
@illusionism1
#علیرضا_روشن
هیچ‌چیز به اندازهٔ #غم_مشترک آدم‌ها را به این‌سرعت و سهولت به هم نزدیک نمی‌کند. فضای همدردیِ بی‌منّت، انواع حالات بیم و احتیاط را از بین می‌برد. فرزانه و عامی و دانشمند و بی‌سواد به‌آسانی آن را درک می‌کنند...

#میلان_کوندرا
@aeshraq
آن موقع‌ها، مُد بود كه هر كس مذهبی است لباسش نامرتب و چروک باشد؛ موهايش يكی به شرق يكی به غرب… يعنی كه به ظواهر دنيا بی‌اعتنا هستند، اما حميد نه. خيلی خوش لباس بود؛ خيلی تميز. پوتين‌هايش واكس زده؛ موها مرتب و شانه كرده؛ قد بلند...
به چشمم #خوشگل‌ترين_پاسدار روی زمين بود. خودم موها و ريش‌هايش را كوتاه می‌كردم و هميشه هم خراب می‌شد، اما موهايش آنقدر چين و شكن داشت كه هرچه من خرابكاری می‌كردم معلوم نمی‌شد. خودش هم چيزی نمی‌گفت. نگاهی توی آيينه می‌انداخت؛ دستش را می‌برد لای موهايش و می‌گفت تو بهترين آرايشگر دنيايی.

#حمید_باکری_به_روایت_همسر
#حبیبه_جعفریان
@aeshraq
مانند چنین روزی ۳۹ سال پیش یکی از بزرگترین دانشمندان جهان اسلام توسط رژیم صدام به شهادت رسید...
سید محمد باقر صدر مفسر و فیلسوف و فقیه و اصولی در سن ۴۵ سالگی اعدام شد...
چقدر جای ایشان در عراق و جهان اسلام خالی است.
سلام علیه یوم ولد و یوم استشهد و یوم یبعث حیا...

@arbaeinehosseini
عده ای از مقلدین آیت الله صدر قصد خرید خانه برای ایشان را داشتند...

آیت الله صدر طی نامه ای برای آنها نوشت: من از این گونه توجهات شما دوستان قدردانی می کنم و از خداوند سبحان می خواهم که به اهدا کننده، بهترین پاداش های مربوط به نیکوکاران اعطا فرماید و بر توفیقاتش بیفزاید و خیر دنیا و آخرت را نصیب او کند که خداوند شنوا و اجابت کننده است.
اما من در عین حال از پذیرش این مبلغ اهدایی برای خرید خانه، پوزش می طلبم؛ زیرا احساس می کنم نیازی به بهره مندی از این دنیا ندارم، مگر به اندازه ای که آرامش و ثبات لازم را برای انجام مسئولیت های دینی فراهم سازد که این امر در خانه استیجاری هم محقق می شود.
فرزندانم وقتی ببینند هیچ میراثی از این قبیل از پدر خود به ارث نبرده اند، خواهند توانست به پدرشان ﺗﺄسی بجویند که او نیز هیچ خانه و ملکی از پدرش به ارث نبرد.

و ما أصنَعُ بِفَدَکٍ و غیر فَدَکٍ، و النفسُ مظانّها فی غدٍ جَدَثٌ *
آخر "فدک و غیر فدک به چه کار آیدم که فردا جای انسان، در گور است"

*[بخشی از نامه امام علی(ع) به عثمان بن حنیف، نهج البلاغه، نامه ی ۴۵]

#سید_محمد_باقر_صدر
@aeshraq
شهید صدر وقتی مشغول نوشتن یا خواندن یا تفکر در موضوعی می‌شد، از محیط پیرامونش منقطع می‌گشت و به قدری غرق در آن موضوع می‌شد که نمی‌فهمید اطرافش چه می‌گذرد. من بارها به گمان اینکه بازی و سر و صدای کودکان خردسال، مزاحم تفکر و مطالعهٔ اوست، آنان را از این‌کار بازمی‌داشتم در حالی که بعد متوجه می‌شدم آن شهید عزیز به آنچه در پیرامونش می‌گذرد بی‌توجه است و سر و صدا و هیاهو در او تأثیری ندارد، وقتی علت این امر را از او می‌پرسیدم، می‌گفت: «وقتی با مطالب علمی سر و کار دارم، از آنچه اطرافم هست بی خبر می‌شوم.»

در این‌باره از ام‌جعفر - همسر باتقوای آن‌مرحوم - شنیدم که می‌گفت: وقتی سیدمحمدباقر غرق در مطالعه و تفکر می‌شد همه چیز را فراموش می‌کرد؛ حتی غذا خوردن را از یاد می‌برد. تا جایی که آخرالامر ناچار می‌شدم رشتهٔ افکار و مطالعات او را پاره کنم و به او بگویم ظهر شده و چیزی در خانه نداریم و او برمی‌خاست و برای تهیهٔ مایحتاج ضروری مورد نیاز از منزل خارج می‌شد.

نکتهٔ جالب توجه اینکه مرحوم شهید صدر برایم نقل می‌کرد که بعضی اوقات آن‌قدر غرق تفکر می‌شد که این حالت تفکر در طول روز و یا شب ادامه داشت و فقط به هنگام خوابیدن از تفکر فارغ می‌شد. وقتی هم که از خواب برمی‌خاست، از همان نقطه‌ای که موقع خوابیدن به پایان برده بود، آغاز می‌کرد! این امر نشان‌دهندهٔ توانایی او در درک و پذیرش تمام موضوعات بود.

این حالت یکی از ویژگی‌های شهید صدر بود و کمتر کسی را می‌توان یافت که خود را این‌چنین تربیت کرده باشد. از این رو بیشتر کسانی که با آن شهید مأنوس بودند، می‌دانند که او تمامی کتاب‌هایش را یک بار نوشته و در آنها بازنگری و تجدیدنظر نکرده است.
برای او آنچه که پیش‌نویس و پاک‌نویس می‌نامیم، مفهومی نداشت. حتی مهم‌ترین، دقیق‌ترین و دشوارترین کتاب خود را که «الاسس المنطقیه للاستقراء» (مبانی منطقی استنباط) بود، یک بار نوشت و این خود اعجاب‌برانگیز است.

#سال‌های_رنج
#محمدرضا_النعمانی
خاطره‌ها و ناگفته‌ها از زندگی شهید آیت‌الله #سید_محمد_باقر_صدر
#مهرداد_آزاد
@aeshraq
«خانم عایشه بنت الشاطی نویسنده مشهور مصری، در یکی از سفرهای فرهنگی‌اش که آمده بود فرهنگ عراق را ببیند دربارهٔ خانم‌های عراقی می‌پرسد و اسم بنت الهدی را شنیده بود. ما چند خانم نویسنده خوبِ عراقی داشتیم که یکی‌شان بنت الهدی بود. خانم بنت الشاطی گفته بود من می‌خواهم او را ببینم. آمد و دیداری با بنت الهدی داشت. پرسیده بود که شما از کدام دانشگاه فارغ التحصیل شدید؟! بنت الهدی هم گفته بود من اصلا مدرسه نرفته ام! در همین خانه، مادرم و برادرهایم درسم داده‌اند.»

شهیده بنت‌الهدی صدر، خواهر آیت الله صدر همراه برادرش به شهادت رسید.
هیچ قبری برای ایشان وجود ندارد و هیچ وقت رژیم صدام جنازه ای از این شهیده تحویل نداده است...

@aeshraq
تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری نا آشنا هستم. خیر...
من از یک #راه_طی_شده با شما حرف می زنم من هم سالهای سال در یکی از دانشکده های هنری درس خوانده ام به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته ام. موسیقی کلاسیک گوش داده ام.
ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره ی چیزهایی که نمی دانستم، گذرانده ام.

من هم سالها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته ام. ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته ام و کتاب "انسان موجود تک ساحتی" هربرت مارکوزه را - بی آنکه آن زمان خوانده باشم - طوری دست گرفته ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: عجب! فلانی چه کتابهایی می خواند. معلوم است که خیلی می فهمد...

اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که ناچار شده ام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقا بپذیرم که #تظاهر_به_دانایی هرگز جایگزین دانایی نمی شود و حتی از این بالاتر، دانایی نیز با تحصیل فلسفه حاصل نمی آید.
باید #در_جستجوی_حقیقت بود و این متاعی است که هر کس به راستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت و در نزد خویش نیز خواهد یافت...
و حالا از یک راه طی شده با شما حرف می زنم...

#سید_مرتضی_آوینی
@aeshraq
تغییر شرایط خارجی کافی نیست،
جان‌های ما نیاز به تطهیر دارند!

#سید_محمد_باقر_صدر
#بارقه‌ها
@aeshraq
اشراق 🌿
Photo
قبل از انقلاب، فیلم نمی ساختم گرچه با #سینما آشنایی داشتم. اشتغال اساسی این حقیر قبل از انقلاب در #ادبیات بوده است. اگر چه چیزی اعم از کتاب یا مقاله به چاپ نرسانده ام. با شروع انقلاب حقیر تمام نوشته های خویش را اعم از تراوشات فلسفی، داستان های کوتاه، اشعار و... در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که #حدیث_نفس باشد ننویسم و دیگر از خود سخنی به میان نیاورم.
به فرموده خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی "رحمه الله علیه" ؛
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

#تکرار_یک_تنهایی
#سید_مرتضی_آوینی
@aeshraq
چون طفل که از خوردن داروست پریشان
با دوست پریشانم و بی دوست پریشان

ابرو به هم آورده و گیسو زده بر هم
چون ابر که بر گنبد مینوست پریشان

مجموعه ی ناچیز من آشفته ی او باد
آن کس که وجودم همه از اوست پریشان

دست و دل من بر سر این سلسله لرزید
در جنگل گیسوی تو آهوست پریشان

آرامش دریای مرا ریخته بر هم
ماهی که پری خوست، پری روست، پری شان

با حوصله ی تنگ و دل سنگ چه سازم؟
با دوست پریشانم و بی دوست پریشان

#علیرضا_بدیع
@aeshraq
Forwarded from دژاوو
و نمی‌دانستم که این اندوه است که ما را به تفکر وامی‌دارد یا تفکر است که ما را اندوهگین می‌کند؟!

@illusionism1

#چارلزبوکوفسکی
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی

#حافظا
@aeshraq
ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال
مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش

#حافظا
@aeshraq
از کودکی بیرون می آییم، بی آنکه بدانیم جوانی چیست، ازدواج می کنیم، بی آنکه بدانیم متاهل بودن چیست، و حتی زمانی که قدم به دوره پیری می گذاریم، نمی دانیم به کجا می رویم...
سالخوردگان، کودکان معصوم کهنسالی خویش اند. از این جهت، سرزمین انسان سیاره بی تجربگی است.

#میلان_کوندرا
@aeshraq