حضرت هادی علیه السّلام چهل و دو سال عمر کردند که بیست سالش را در سامرا بودند؛ آنجا مزرعه داشتند و در آن شهر کار و زندگی میکردند.
در همین شهر سامرا عده قابل توجهی از بزرگان شیعه در زمان #امام_هادی علیهالسّلام جمع شدند و حضرت توانست آنها را اداره کند و به وسیله آنها پیام امامت را به سرتاسر دنیای اسلام - با نامهنگاری و... - برساند. این شبکههای شیعه در قم، خراسان، ری، مدینه، یمن و در مناطق دوردست و در همه اقطار دنیا را همین عده توانستند رواج بدهند و روزبهروز تعداد افرادی را که مؤمن به این مکتب هستند، زیادتر کنند. امام هادی همه این کارها را در زیر برق شمشیر تیز و خونریز همان شش خلیفه و علیرغم آنها انجام داده است.
حدیث معروفی درباره #شهادت حضرت هادی علیهالسّلام هست که از عبارت آن معلوم میشود که عده قابل توجهی از شیعیان در سامرا جمع شده بودند؛ بهگونهای که دستگاه خلافت هم آنها را نمیشناخت؛ چون اگر میشناخت، همهشان را تارومار میکرد؛ اما این عده چون شبکه قویای بهوجود آورده بودند، دستگاه خلافت نمیتوانست به آنها دسترسی پیدا کند.
#انسان_۲۵۰_ساله
#سیدعلی_حسینی_خامنهای
#امام_هادی_علیه_السلام
@aeshraq
در همین شهر سامرا عده قابل توجهی از بزرگان شیعه در زمان #امام_هادی علیهالسّلام جمع شدند و حضرت توانست آنها را اداره کند و به وسیله آنها پیام امامت را به سرتاسر دنیای اسلام - با نامهنگاری و... - برساند. این شبکههای شیعه در قم، خراسان، ری، مدینه، یمن و در مناطق دوردست و در همه اقطار دنیا را همین عده توانستند رواج بدهند و روزبهروز تعداد افرادی را که مؤمن به این مکتب هستند، زیادتر کنند. امام هادی همه این کارها را در زیر برق شمشیر تیز و خونریز همان شش خلیفه و علیرغم آنها انجام داده است.
حدیث معروفی درباره #شهادت حضرت هادی علیهالسّلام هست که از عبارت آن معلوم میشود که عده قابل توجهی از شیعیان در سامرا جمع شده بودند؛ بهگونهای که دستگاه خلافت هم آنها را نمیشناخت؛ چون اگر میشناخت، همهشان را تارومار میکرد؛ اما این عده چون شبکه قویای بهوجود آورده بودند، دستگاه خلافت نمیتوانست به آنها دسترسی پیدا کند.
#انسان_۲۵۰_ساله
#سیدعلی_حسینی_خامنهای
#امام_هادی_علیه_السلام
@aeshraq
اشراق 🌿
محمد معتمدی – حالا که می روی
حالا که می روی همراه جادهها
برگرد و پس بده تنهایی مرا...
برگرد و پس بده تنهایی مرا...
آخِرین روزهای اسفند است
از سرِ شاخِ این برهنهچنار
مرغکی با ترنمی بیدار
میزند نغمه
نیست معلومم
آخِرین شِکوه از زمستان است
یا نخستین ترانههای بهار
#شفیعی_کدکنی
@aeshraq
از سرِ شاخِ این برهنهچنار
مرغکی با ترنمی بیدار
میزند نغمه
نیست معلومم
آخِرین شِکوه از زمستان است
یا نخستین ترانههای بهار
#شفیعی_کدکنی
@aeshraq
دختران ایل، فقط به دام جوانانی می افتادند که غزال را در بیابان و شاهین را در آسمان به تیر می دوختند.
زنان ایل تنها به مردانی دل می بستند که دستشان با تفنگ و پایشان با رکاب آشنا بود.
کار مردان ایل با تفنگ، به ویژه تفنگ پنج تیری بنام #برنو به عشق و عاشقی کشیده شده بود. تفنگ خوش دست و موشکاف و دور بردی بود. ساخت یکی از شهرهای فرنگ بنام برنو بود. لُرها برای این تفنگ شعر می سرودند. دختر زیبا را برنو می گفتند. یار بلند بالا را برنو می خواندند. هر مردی در آرزوی دو برنو بود، برنویی بر دوش و برنویی در آغوش!
بخاراى من، ايل من
#محمد_بهمن_بیگی
@aeshraq
زنان ایل تنها به مردانی دل می بستند که دستشان با تفنگ و پایشان با رکاب آشنا بود.
کار مردان ایل با تفنگ، به ویژه تفنگ پنج تیری بنام #برنو به عشق و عاشقی کشیده شده بود. تفنگ خوش دست و موشکاف و دور بردی بود. ساخت یکی از شهرهای فرنگ بنام برنو بود. لُرها برای این تفنگ شعر می سرودند. دختر زیبا را برنو می گفتند. یار بلند بالا را برنو می خواندند. هر مردی در آرزوی دو برنو بود، برنویی بر دوش و برنویی در آغوش!
بخاراى من، ايل من
#محمد_بهمن_بیگی
@aeshraq
یاد من باشد فردا دم صبح
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا، آب، زمین
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت
خانهی دل بتکانم از غم
#فریدون_مشیری
@aeshraq
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا، آب، زمین
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت
خانهی دل بتکانم از غم
#فریدون_مشیری
@aeshraq
در كودكى هنگامى كه گرفتار خشم پدر مىشدم - پدرى كه دوستش داشتم و عظمت و غرورش و مهربانى پنهانش را دوست داشتم - وقتى گرفتار مىشدم و مشتهاى ناشيانه اش بر تن من مى نشست، از جهت خودم مشكلى نداشتم! ولى در دلم از اينكه دستش درد مىآيد و مشتهايش صدمه مىبيند مىسوختم.
راستى رنج عاشق در گرفتارى خودش نيست؛ كه در رنج محبوب است...
#آیههای_سبز
#علی_صفایی
@aeshraq
راستى رنج عاشق در گرفتارى خودش نيست؛ كه در رنج محبوب است...
#آیههای_سبز
#علی_صفایی
@aeshraq