یا به میدان نیا، یا تمام بیا
جنگ کاهلانه همیشه به نفع دشمن است
هیچ موجودی نفرت انگیز تر از عاشق نیم بند نیست!
#نادر_ابراهیمی
@aeshraq
جنگ کاهلانه همیشه به نفع دشمن است
هیچ موجودی نفرت انگیز تر از عاشق نیم بند نیست!
#نادر_ابراهیمی
@aeshraq
مُبَرَّد میگوید روزی به دارالمجانینی رفتم و به دیوانهای زنجیری! نگریستم و زبانم را برایش در آوردم!
دیدم که دیوانه روی برگردانید و سرش را بالا گرفت و گفت: إلهی أتَنظُرُ مَن رَبَطُوا و مَن حَلُّوا؟!
خداوندا میبینی که را بستهاند و که را باز گذاشتهاند؟
#ربیع_الابرار
#زمخشری
@aeshraq
دیدم که دیوانه روی برگردانید و سرش را بالا گرفت و گفت: إلهی أتَنظُرُ مَن رَبَطُوا و مَن حَلُّوا؟!
خداوندا میبینی که را بستهاند و که را باز گذاشتهاند؟
#ربیع_الابرار
#زمخشری
@aeshraq
امان از دست شما جماعت عاقل.
مست را سرزنش میکنید و دیوانه را تحقیر.
و مثل زاهد دامن میکشید و رد می شوید و مثل واعظ شکر می کنید که خداوند شما را مثل آنها نیافریده است. مردم هر آدم فوق معمولی را که به کاری بزرگ و یا در ظاهر ناممکن دست زده از قدیم با انگ مستی یا دیوانگی بدنام کرده اند.
شرم بر شما ای هوشیاران و فرزانگان!
#رنج_های_ورتر_جوان
#گوته
@aeshraq
مست را سرزنش میکنید و دیوانه را تحقیر.
و مثل زاهد دامن میکشید و رد می شوید و مثل واعظ شکر می کنید که خداوند شما را مثل آنها نیافریده است. مردم هر آدم فوق معمولی را که به کاری بزرگ و یا در ظاهر ناممکن دست زده از قدیم با انگ مستی یا دیوانگی بدنام کرده اند.
شرم بر شما ای هوشیاران و فرزانگان!
#رنج_های_ورتر_جوان
#گوته
@aeshraq
برای ملاقات شخصی به یکی از بیمارستانهای روانی رفتیم. بیرون بیمارستان غُلغله بود. چند نفر سر جای پارک ماشین دست به یقه بودند. چند راننده مسافرکش سر مسافر با هم دعوا داشتند و بستگان همدیگر را مورد لطف قرار میدادند.
وارد حیاط بیمارستان که شدیم، دیدیم جایی است آرام و پر درخت. بیماران روی نیمکتها نشسته بودند و با ملاقات کنندگان گفتوگو میکردند.
بیماری از کنار ما بلند شد و با کمال ادب گفت: من می روم روی نیمکت دیگری مینشینم که شما راحت تر بتوانید صحبت کنید.
پروانه زیبایی روی زمین نشسته بود، بیماری پروانه را نگاه می کرد و نگران بود که مبادا زیر پا له شود. آمد آهسته پروانه را برداشت و کف دست گذاشت تا پرواز کند و برود.
ما بالاخره نفهمیدیم
بیمارستان روانی اینور دیوار است یا آنور دیوار؟!
#عمران_صلاحی
@aeshraq
وارد حیاط بیمارستان که شدیم، دیدیم جایی است آرام و پر درخت. بیماران روی نیمکتها نشسته بودند و با ملاقات کنندگان گفتوگو میکردند.
بیماری از کنار ما بلند شد و با کمال ادب گفت: من می روم روی نیمکت دیگری مینشینم که شما راحت تر بتوانید صحبت کنید.
پروانه زیبایی روی زمین نشسته بود، بیماری پروانه را نگاه می کرد و نگران بود که مبادا زیر پا له شود. آمد آهسته پروانه را برداشت و کف دست گذاشت تا پرواز کند و برود.
ما بالاخره نفهمیدیم
بیمارستان روانی اینور دیوار است یا آنور دیوار؟!
#عمران_صلاحی
@aeshraq
یادِ بعضی آدما هیچوقت تمومی نداره؛
با اینکه نیستن، با اینکه رفتن، ولی هیچ وقت خاطره شون تموم نمیشه
با اینکه نیستن، با اینکه رفتن، ولی هیچ وقت خاطره شون تموم نمیشه
اشراق 🌿
Photo
دکتر #باستانی_پاریزی مجموعه نوشتهای دارد به نام #نون_جو_دوغ_گو
این کتاب نهصد صفحه ای! وصفِ حالِ نانجو خورهای تاریخ است! یک دائره المعارف کامل از نان جو خورها!
اسم کتاب اشاره دارد به ضرب المثل « نون جو و دوغ گو سردی می آورد» که داستان مفصلی دارد. و به قول استاد این نون جوی که برای خوانندگان پخته است یک آسیای هفت سنگ می خواهد که آن را آرد کند!
استاد در بخشی از این کتاب به بزرگانی اشاره می کند که از باب قناعت و ترک دنیا، ازدواج نکردند...
این کتاب نهصد صفحه ای! وصفِ حالِ نانجو خورهای تاریخ است! یک دائره المعارف کامل از نان جو خورها!
اسم کتاب اشاره دارد به ضرب المثل « نون جو و دوغ گو سردی می آورد» که داستان مفصلی دارد. و به قول استاد این نون جوی که برای خوانندگان پخته است یک آسیای هفت سنگ می خواهد که آن را آرد کند!
استاد در بخشی از این کتاب به بزرگانی اشاره می کند که از باب قناعت و ترک دنیا، ازدواج نکردند...
آدمی مثل مولانا محمد خافی اصلا زن نمیگرفت و میفرمود؛ سلسله ولادت از آدم عليه السلام به این ضعیف رسیده میخواهد که یک سر سلسله در دست آدم باشد و سر دیگر در دست این ضعیف!
در میان علماء هم بسیار کسان داشته ایم که در همان حجراتِ مدرسه به تجرد زندگی کردند و فقط به علم پرداختند...
مرحوم ادیب نیشابوری در تابستان یک هندوانه میخرید و به حجره میبرد و خود میخورد و درسش را میداد. گویند به توصیه شاگردان، ضعیفهای اختیار کرد، و همان روز اول دو هندوانه خرید و چون میخواست بردارد نمیتوانست، تا به زحمت زیادی هندوانه را برداشته بود، به عوض اینکه به خانه برود به مدرسه آمده بود، از مدرسه، کاغذ بخشیدن مدت آن زن را فرستاده بود، که زنی که اینطور مایه زحمت باشد لازم نیست!
در تمام عمر همان بود. در واقع استاد خوب متوجه شده بود که با یک دست نمیشود دو هندوانه برداشت!
@aeshraq
در تمام عمر همان بود. در واقع استاد خوب متوجه شده بود که با یک دست نمیشود دو هندوانه برداشت!
@aeshraq
مجردهای دیگری هم داشته ایم مثل ادیب پیشاوری که میگفت:
چو فرزند مریم سپردم جهان
نه شامم مهيا و نه چاشتم
هم از این گروه بودند مرحوم هیدجی، مرحوم ملامحمد کاشی، مرحوم خراسانی، مرحوم جهانگیرخان قشقائی، و همین روزها استادانی مثل مرحوم عباس اقبال آشتیانی داشتیم که مجرد زیست، و نصرالله فلسفی که مجرد دنیا را گشت...
چو فرزند مریم سپردم جهان
نه شامم مهيا و نه چاشتم
هم از این گروه بودند مرحوم هیدجی، مرحوم ملامحمد کاشی، مرحوم خراسانی، مرحوم جهانگیرخان قشقائی، و همین روزها استادانی مثل مرحوم عباس اقبال آشتیانی داشتیم که مجرد زیست، و نصرالله فلسفی که مجرد دنیا را گشت...