اشراق 🌿
577 subscribers
701 photos
361 videos
14 files
67 links
علم از طریق خواندن به دست نمی آید! بلکه بر اثرِ اندیشیدن به آنچه مطالعه کرده ایم حاصل می شود.

@Salikaramian
Download Telegram
باید گریست بَر غمِ تنهاییِ خویش...
از آب‌ها به بعد

روزی که
دانش لب آب زندگی می‌کرد
انسان
در تنبلی لطیف یک مرتع
با فلسفه‌های لاجوردی خوش بود.
در سمت پرنده فکر می‌کرد.
با نبض درخت نبض او می‌زد.
مغلوب شرایط شقایق بود.
مفهوم درشت شط
در قعر کلام او تلاطم داشت.

انسان
در متن عناصر
می‌خوابید.
نزدیک طلوع ترس
بیدار می‌شد.

اما گاهی
آواز غریب رشد
در مفصل ترد لذت
می‌پیچید.
زانوی عروج
خاکی می‌شد.
آن‌وقت
انگشت تکامل
در هندسهٔ دقیق اندوه
تنها می‌ماند.

#سهراب_سپهری
@aeshraq
تو مرد جنگی!
بدون شمشیر نمی توانی در راه خدا جهاد کنی، جوشن ات را بفروش!
می دانست، فاطمه می شود جوشنِ کبیرِ علی

@aeshraq
می‌رسد قصه به آن جا که علی دل‌تنگ است
می فروشد زرهی را که رفيق جنگ است

چه نيازی دگر اين مرد به جوشن دارد
اِن يَکاد از نفس فاطمه بر تن دارد

کوچه آذين شده در همهمه آرام آرام
تا قدم رنجه کند فاطمه آرام آرام

فاطمه فاطمه با رايحه‌ ی گل آمد
ناگهان شعر حماسی به تغزّل آمد

#سید_حمیدرضا_برقعی
@aeshraq
ابن خلدون قرنها پیش از این گفته است:
مؤسسین جوامع جدید ابتدا با غیرت تمام، به کار و سازندگی می پردازند، شهر ها را بنیاد می گذارند، علم و صنعت و تولید را رواج می دهند. اما نسلهای بعدی فقط از مزایا و امکانات استفاده می کنند و در نتیجه طی چند نسل ، روحیه مصرف گرایی و خوشگذرانی، تجمل و تفنن، فحشا و روابط جنسی آزاد به عنوان صفات بارز اجتماعات بزرگ شهری نمودار می شود. فعالیت های اقتصادی از بخش های اصیل و اولیه اقتصادی نظیر کشاورزی و صنعت به بخش خدمات (هنر و تفریح و بازرگانی) انتقال می یابد. در این مقطع جامعه گرچه از لحاظ ظاهری، قدرتمند و مرفه به نظر می رسد، اما از درون روی به پوسیدگی دارد...

#در_بهشت_شداد
#جلال_رفیع
@aeshraq
بیا شهریورِ پیراهنت ییلاقِ لک‌لک ها

#شاعر_حامد_عسگری
#خوانش_محمدصادق_امیری‌

@aeshraq
#انشای_تابستانی

ما شب‌ها در پشه‌بند می‌خوابیدیم تا مینا، دختر همسایه را پیش از خواب، سیر تماشا کنیم و بعد کاسۀ آب یخ را سر بکشیم و یک‌پهلو بخوابیم تا موهای بلند و پرپشت مینا را که از کنار تختش آویزان می‌شد، ببینیم.
بابا که می‌دانست زیر کاسه‌یخ ما نیم‌کاسه‌ای هست، هر ده دقیقه یک‌بار ما را بیخود و بی‌جهت حاضرغایب می‌کرد؛ اما ما از رو نمی‌رفتیم و همان‌جور یک‌پهلو می‌ماندیم تا ستاره‌ها یکی‌یکی از رو بروند و رنگ ببازند. ما به سایۀ مینا آن‌قدر زل می‌زدیم تا شاید خوابش را به خواب ببینیم.
ما با معاشرت دختر و پسر به‌شدت موافقیم. ما تی‌ـ‌پارتی‌های جمعه بعدالظهر را دوست داریم. ما تابه‌حال چند نامه برای مینا سنگ‌قلاب کرده‌ایم که یکی هم شیشۀ گلخانه‌شان را شکسته است. بابا موافقت کرده‌است که مینا به ما، که دست به تجدیدی‌مان خوب است، فیزیک و شیمی درس بدهد. چند روز پیش مادربزرگ به ما گفت: «مراقب باش کار دست خودت ندهی!» ما منظور خانم‌جان را نفهمیدیم اما اگر منظورش ابریشمِ موهای میناست که دیگر کار از کار گذشته است.
ما در دفترچۀ عقاید مینا هم چند خطی به یادگار نوشته‌ایم؛ مینا اما ما را داخلِ آدم حساب نمی‌کند. حتی پاری‌وقت‌ها به بابای ما هم لبخند می‌زند و به موهایش جوری دست می‌کشد که حواس بابا هم پرت می‌شود.
ما با آزادی زن و مرد موافقیم اما پدر مینا که حسابدار بانکِ رهنی‌ است و قول داده که هرگز لبخند نزند، یک‌روز جلوی بابا را گرفت و بی‌مقدمه از بی‌بندوباری جوان‌ها گفت. ما گوش‌هامان را تیز کردیم و شنیدیم که بابای مینا گفت: «دورۀ آخِرالزمان است، سگ صاحبش را نمی‌شناسد! پسر شما هم که هیپی شده‌است و هنوز پشت لبش سبز نشده و از شر شلوار لاستیکی خلاص نشده، برای دخترهای محله، مزاحمت ایجاد می‌کند. رئیس شهربانی کار خوبی کرده که مأموران را به کافه‌ها می‌فرستد تا سر این گیس‌درازها را تیغ بیندازند. وضع مملکت از وقتی خراب شد که شرکت ‌واحد به‌ کار افتاد. اتوبوس یک‌طبقه و دوطبقه باعث شد که روی مردها به زن‌ها باز شود و تنشان به تن هم بخورد».
ما با پدر مینا موافق نیستیم اما منتظریم تا مینا به سن قانونی برسد. چه‌قدر سن قانونی خوب است...
کاش همیشه تابستان باشد، پشه‌بند باشد، موهای مینا از تخت آویزان باشد تا ما بدون ترس‌ولرز بتوانیم مینا را به اسم کوچک صدا کنیم.

این بود انشای ما دربارۀ «مینا»
ببخشید آقا معلم! دربارۀ «تعطیلات تابستانی»

#شهیار_قنبری
@aeshraq
اکسیر شادمانی است خاک دیار طفلی
بازیچه ای است عشرت از رهگذار طفلی

شیرافکنان غم را در چشم خاک ریزد
بر هر طرف که تازد دامن سوار طفلی

در عالم مکافات هرباده را خماری است
تلخی زندگانی باشد خمار طفلی

در برگریز پیری شد رخنه های آفت
هر خنده ای که کردیم در نوبهار طفلی

خطی کشید بر خاک گردون کینه پرور
هر جلوه ای که کردیم در روزگار طفلی

شد از فشار گردون موی سفید و سرزد
شیری که خورده بودیم در روزگار طفلی

هر چند گرد پیری بر رخ نشست ما را
مشغول خاکبازی است دل بر قرار طفلی

شد عمر و خارخارش در دل هنوز باقی است
هر چند بوده ده روز صائب بهار طفلی

#صائبا
@aeshraq
نبض من را بگیر و جانم را...

@aeshraq
اشراق 🌿
Photo
#استبداد_عوام

يعنی مردم به یکباره به یک چیز گرایش پیدا می کنند بطوری که آدم فکور و نخبه دیگر نمی تواند علیه آن موضوع حرف بزند و اگر حرف بزند به ارتجاع و افراط و تحجر متهم می شود. این استبداد عوام است!

استبداد گاهی از بالاست یعنی دیکتاتوری است و گاهی از پایین است که افرادِ #میان_مایه نمی گذارند نخبگان نظر بدهند.
در جامعه میان‌مایه استانداردها و اصالت‌ها کمرنگ شده است و نخبگان مرجعیت خود را از دست داده اند.

در جامعه ای که مرجعیتش به عوام منتقل می شود استبداد عوام رخ می دهد.

آثار سیاسی اش این می شود که کسانی که بلدند از خصلت‌های مبتذل مردم سوء استفاده کنند رای می آورند و حاکم می شوند. در واقع جامعه توده ای به یک نوع فاشیسم، مبتلا می شود.

#وحید_یامین‌‌پور
@aeshraq
از جنگیدن نترسید!
از شکست خوردن هم نترسید!
دنیا جائی برای آدم ترسو نداره!
از آن بترسید که شکست بخورید بدون آنکه بجنگید!
@aeshraq
Bebor Be Name Khodavandat
Mohsen Chavoshi
و عشق، جوخه اعدام است...
@aeshraq
‏اگر در روز دو ساعت ‎#مطالعه می‌کنید، این عالیست! اما اگر کمتر از دو ساعت می‌نویسید، شما در دام مصرف‌گرایی بیش از ‎َلق افتاده‌اید.

#خلق_یا_نفرت
@aeshraq

مکرِ زاهد، ابلهان را سرخطِ درسِ ریاست
سامری تعلیمِ باطل می‌کند گوساله را

#بیدلا
@aeshraq
این دگر من نیستم ، من نیستم
حیف از آن عمری که با «من» زیستم

#فروغ_فرخزاد
@aeshraq
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
در بند سر زلف نگاری بوده‌ است

این دسته که بر گردن او می‌ بینی
دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ است
در طول ماههای گذشته بارها افرادی از من پرسيده اند كه آيا به خاطر حرفهايت تحت فشار قرار نمي گيری؟ و من سكوت را ترجيح داده ام. نگفته ام كه چگونه سال گذشته نشريه مان بي صدا تعطيل شده، نگفته ام كه ماههای اخير در يك مؤسسه فرهنگی مشغول بوده ام و به شكل غير مستقيم عذرم را خواسته اند، نگفته ام كه دستور رسيده كتابخانه تخصصی امام حسين و عاشورا را تخليه كنيم! سكوت را ترجيح داده ام تا بهانه دست كسی ندهم و حتى به همين اندازه باعث تضعيف نظام نباشم.
حالا كار به جايی رسيده كه در آستانه ماه محرم جلوی سخنرانی دينی و منبر مذهبی ام را گرفته اند و هر چه فكر می كنم ادامه اين سكوت و تحمل را روا نمی بينم.
صبح مسؤولان هيأت هايي كه در دهه اول محرم قرار بود بروم تماس گرفتند و گفتند كه تحت فشار هستند برای لغو سخنرانی های من! بعداز ظهر تهيه كننده برنامه تلويزيون زنگ زد و با ناراحتی گفت ضبط برنامه شما را لغو كرده اند! عصر هم مسؤول هيأتی كه دهه دوم قول داده بودم تماس گرفت و عذرخواهی و اظهار ناراحتی!
در همه اين سالها از جمهوری اسلامی دفاع كرده ام و در مقابل همه پرسش های تلخ و نقدهای تند گفته ام كه مشكل از رفتارهايی فردی است اما می بينم همين افراد، يكی يكی آن قدر حجم رفتارهای فردی شان زياد شده كه ديگر جايی برای دفاع باقی نمی گذارد!
چهل سال قبل قرار بود احسان طبری و آريانپور بيايند و در دانشكده الهيات ماركسيسم را تدريس كنند و اكنون در چهلمين سالگرد انقلاب من از روضه خوانی و منبر امام حسين منع می شوم!

@morzaeri
@aeshraq