ارغوان
هوشنگ ابتهاج
ما پیش از آنكه تشنه شده باشیم، نوشیدهایم و پیش از آنكه به اشتها آمده باشیم و با سؤالها گلاویز شده باشیم، خود را تلنبار كرده ایم و پیش از آنكه به معناها دست یافته باشیم، به كلمه ها رسیده ایم و این است كه باد كرده ایم و با آنكه زیاد داریم، مریض و بى رمق هستیم و به امتلاء ذهنى و پرخورى فكرى دچار شده ایم...
#رشد
#علی_صفایی
@aeshraq
#رشد
#علی_صفایی
@aeshraq
هرچه من بیشتر به کار میچسبیدم و کارهای بزرگ را به انجام میرسانیدم، تا پدرم دلگرم شود و مرا از مکتب معاف دارد، پدر بیشتر مرا به امور شاقه وا میداشت و معلوم بود که از راه دوستی است که بچه باید از اول، رنجبر و زحمتکش بالا بیاید که به جایی و نوایی برسد و إلّا نازدانه، در آخر تنبل و خوار و بیمقدار گردد.
یک روز ماه مبارک، تابستان بود. ما روزه گرفتیم. یازدهدوازده سال داشتیم که شب، خلعتی بگیریم. یکساعت به غروب ماند و ما انتظار مغرب داریم گفت: بیل را بردار برو به فلان بیابان، فردا آبِ ما است. استخر آنجا را ببند و از آنجا به فلان نقطه استخر آنجا را نیز ببند.
رفتم. ساعت دو از شب وارد منزل شدم. با آنکه چایی مرسوم نبود، دیدم برای ما چایی گذاشته و پشیمان شده از اینکه در آنوقتِ تنگ مرا فرستاده پیِ اینکار.
در سر زمستان، باز گفت: برو به مکتب...
#سیاحت_شرق
#آقا_نجفی_قوچانی
@aeshraq
یک روز ماه مبارک، تابستان بود. ما روزه گرفتیم. یازدهدوازده سال داشتیم که شب، خلعتی بگیریم. یکساعت به غروب ماند و ما انتظار مغرب داریم گفت: بیل را بردار برو به فلان بیابان، فردا آبِ ما است. استخر آنجا را ببند و از آنجا به فلان نقطه استخر آنجا را نیز ببند.
رفتم. ساعت دو از شب وارد منزل شدم. با آنکه چایی مرسوم نبود، دیدم برای ما چایی گذاشته و پشیمان شده از اینکه در آنوقتِ تنگ مرا فرستاده پیِ اینکار.
در سر زمستان، باز گفت: برو به مکتب...
#سیاحت_شرق
#آقا_نجفی_قوچانی
@aeshraq
طی زمان کن ای فلک، مژدهٔ وصل یار را
پارهای از میان ببر ایـن شب انتظار را
شد به گمان دیدنی، عمر تمام و من همان
چشم به ره نشاندهام جان امیدوار را
هم تو مگر پیالهای، بخشی از آن می کهن
ور نه شراب دیگری نشکند این خمار را
شد ز تو زهر خوردنم مایهٔ رشک عالمی
بسکه به ذوق میکشم این می ناگوار را
نیم شرر ز عشق بس تا ز زمین عافیت
دود بر آسمان رسد خرمن اعتبار را
#وحشی اگر تو عاشقی کو نفس تورا اثر
هست نشانهای دِگــر سینهٔ داغــدار را
@aeshraq
پارهای از میان ببر ایـن شب انتظار را
شد به گمان دیدنی، عمر تمام و من همان
چشم به ره نشاندهام جان امیدوار را
هم تو مگر پیالهای، بخشی از آن می کهن
ور نه شراب دیگری نشکند این خمار را
شد ز تو زهر خوردنم مایهٔ رشک عالمی
بسکه به ذوق میکشم این می ناگوار را
نیم شرر ز عشق بس تا ز زمین عافیت
دود بر آسمان رسد خرمن اعتبار را
#وحشی اگر تو عاشقی کو نفس تورا اثر
هست نشانهای دِگــر سینهٔ داغــدار را
@aeshraq
در پی آنم که اگر کار بر آید!
مرقومه ای برای حضرات آیات مراجع تقلید در قم و نجف ارسال کنم!
بر سر معنای برزخ سالهاست اختلاف نظر داریم!
می خواهم در مرقومه بنگارم که برزخ نبودن چشمان توست....
و حضرات پس از تفکر فراوان بگویند...
آری!!
#حامد_نیازی
@aeshraq
مرقومه ای برای حضرات آیات مراجع تقلید در قم و نجف ارسال کنم!
بر سر معنای برزخ سالهاست اختلاف نظر داریم!
می خواهم در مرقومه بنگارم که برزخ نبودن چشمان توست....
و حضرات پس از تفکر فراوان بگویند...
آری!!
#حامد_نیازی
@aeshraq
ای پدران کلیسا و روحانیان تابع #حضرت_عیسی، به پا خیزید و از مظلومان جهان و مستضعفان گرفتار در چنگال مستکبران پشتیبانی کنید، و برای رضای خدا و پیروی دستور حضرت #مسیح یک بار هم ناقوسها را در معابدتان به نفع مظلومان ایران و محکوم نمودن ستمگران به صدا درآورید.
#سید_روح_الله_موسوی_خمینی
#صحیفه_نور جلد ۱۱، صفحه ۳۷۵
@aeshraq
#سید_روح_الله_موسوی_خمینی
#صحیفه_نور جلد ۱۱، صفحه ۳۷۵
@aeshraq
خوشا به حال آنان که تشنه عدالت اند، خوشا به حال آنان که از بهر عدالت به خود رنج می دهند؛ به سبب آنکه پادشاهی آسمانی از آنهاست
#انجیل_متی
@aeshraq
#انجیل_متی
@aeshraq
هر که جز پیمانه با من بست پیمانی، شکست
نیست بیجا گر که می بوسم لب پیمانه را
با وجود عشق، از من عقل می خواهد، فقیه!
وای بر آن کس که بوسد دست این دیوانه را...
#عماد_خراسانى
@aeshraq
نیست بیجا گر که می بوسم لب پیمانه را
با وجود عشق، از من عقل می خواهد، فقیه!
وای بر آن کس که بوسد دست این دیوانه را...
#عماد_خراسانى
@aeshraq
هيچ عزّت مندى، جانب حقّ را رها نکرد مگر اين كه به ذلّت افتاد و هيچ #ذليل و ناتوانى، جانب حق را نگرفت مگر اين كه #عزيز و نيرومند شد...
#امام_حسن_عسکری_علیه_السلام
#ميزان_الحكمة
@aeshraq
#امام_حسن_عسکری_علیه_السلام
#ميزان_الحكمة
@aeshraq
گفت وگوی والدینم مناجات بود...
پدرم می فرمودند: خانم جان! پسرمان به سلامتی عاشق شده است و مادرم آهسته آهسته به نجوا می گفتند: اسپند دود می کنم. عشق در خانه ما شگون دارد.
بعد سر می چرخانیدند رو به آسمان و میگفتند:
خدایا! بارالها! همه بچه های این سرزمین عاشق باشند. صدقه سر آن ها، بچه های من هم عاشق باشند.
#روزی_که_من_عاشق_شدم
#محمد_صالح_علاء
@aeshraq
پدرم می فرمودند: خانم جان! پسرمان به سلامتی عاشق شده است و مادرم آهسته آهسته به نجوا می گفتند: اسپند دود می کنم. عشق در خانه ما شگون دارد.
بعد سر می چرخانیدند رو به آسمان و میگفتند:
خدایا! بارالها! همه بچه های این سرزمین عاشق باشند. صدقه سر آن ها، بچه های من هم عاشق باشند.
#روزی_که_من_عاشق_شدم
#محمد_صالح_علاء
@aeshraq
فرانک: همه چیزِ تو عالی و بدون نقصه
آرین: من خیلی لاغرم، چونهام یه کم جلو هست، دندونام کجه و گردنم زیادی درازه
فرانک: ولی من عاشق ترکیبی هستم که همهی اینا با هم میسازند
#عشق_در_بعدازظهر
#بیلی_وایلدر
@aeshraq
آرین: من خیلی لاغرم، چونهام یه کم جلو هست، دندونام کجه و گردنم زیادی درازه
فرانک: ولی من عاشق ترکیبی هستم که همهی اینا با هم میسازند
#عشق_در_بعدازظهر
#بیلی_وایلدر
@aeshraq
Audio
تو كیستی، كه من اینگونه بیتو بیتابم
شب از هـجوم خیالت، نمی برد خــوابم
شعر: #فریدون_مشیری
گوینده: #ایلیا_اشرفی
@aeshraq
شب از هـجوم خیالت، نمی برد خــوابم
شعر: #فریدون_مشیری
گوینده: #ایلیا_اشرفی
@aeshraq
دختر: من که هستم؟
آسیابان: سرور من، تو پادشاهی
دختر: و تو گدازاده که باشی؟
آسیابان: سگ درگاه شما، آسیابان
دختر: تو شوربختِ شورچشم هر چه داری از کیست؟
مرد: هر چه ما داریم از پادشاه است
زن آسیابان: چه می گویی مرد ما که چیزی نداریم!
آسیابان: آن نیز از پادشاه است
#مرگ_یزدگرد
#بهرام_بیضایی
@aeshraq
آسیابان: سرور من، تو پادشاهی
دختر: و تو گدازاده که باشی؟
آسیابان: سگ درگاه شما، آسیابان
دختر: تو شوربختِ شورچشم هر چه داری از کیست؟
مرد: هر چه ما داریم از پادشاه است
زن آسیابان: چه می گویی مرد ما که چیزی نداریم!
آسیابان: آن نیز از پادشاه است
#مرگ_یزدگرد
#بهرام_بیضایی
@aeshraq
أقُولُ وَقَدْ نَاحَتْ بِقُرْبي حمامَةٌ:
أيَا جَارَتَا، هَلْ تَشعُرِينَ بِحَالي؟
فاختهای به نزدیکی من مویه میکند، میگویم: همسایه من، آیا حال مرا درک میکنی؟
مَعاذَ الهَوَى! ما ذُقتِ طارِقةَ النّوَى
وَلا خَطَرَتْ مِنكِ الهُمُومُ ببالِ
پناه بر عشق، تو مصیبت فراق را نچشیدهای و هرگز غم و غصه به درونت خطور هم نکرده است
أيَا جَارتَا، ما أنْصَفَ الدّهْرُ بَينَنا!
تَعَالَيْ أُقَاسِمْكِ الهُمُومَ، تَعَالِي!
همسایه من، روزگار میان ما به انصاف رفتار نکرده است. بیا تا غمهایم را با تو تقسیم کنم... بیا.
أيَضْحَكُ مأسُورٌ، وَتَبكي طَلِيقَةٌ،
وَيَسْكُتُ مَحزُونٌ، وَيَندبُ سالِ؟
آیا آنکه اسیر است میخندد و آنکه آزاد است گریه میکند؟ آنکه محزون است خاموش میماند و آنکه آسودهخاطر است مویه میکند؟
لَقد كنتُ أوْلى مِنكِ بالدّمعِ مُقلَةً،
وَلَكِنّ دَمْعي في الحَوَادِثِ غَالِ!
من شایستهترم از تو که با تمامِ چشمم بگریم، اما اشکهای من گرانبهاتر از آناند که برای ناگواریها فروبریزند.
شعر: ابوفراس حمدانی، شاعر سده چهارم قمری
آواز: ناظم غزالی (خواننده عراقی
زادهی ۱۹۲۱؛ در گذشته در ۱۹۶۳)
شأن نزول: شاعر در زندان است. در قسطنطنیه و زندان روم. کبوتری را میبیند که بر شاخه درختی نزدیک پنجره زندان او نشسته است و مینالد. شاعر میپندارد که کبوتر به حال او و اسارتش مویه میکند...
بشنوید👇
@aeshraq
أيَا جَارَتَا، هَلْ تَشعُرِينَ بِحَالي؟
فاختهای به نزدیکی من مویه میکند، میگویم: همسایه من، آیا حال مرا درک میکنی؟
مَعاذَ الهَوَى! ما ذُقتِ طارِقةَ النّوَى
وَلا خَطَرَتْ مِنكِ الهُمُومُ ببالِ
پناه بر عشق، تو مصیبت فراق را نچشیدهای و هرگز غم و غصه به درونت خطور هم نکرده است
أيَا جَارتَا، ما أنْصَفَ الدّهْرُ بَينَنا!
تَعَالَيْ أُقَاسِمْكِ الهُمُومَ، تَعَالِي!
همسایه من، روزگار میان ما به انصاف رفتار نکرده است. بیا تا غمهایم را با تو تقسیم کنم... بیا.
أيَضْحَكُ مأسُورٌ، وَتَبكي طَلِيقَةٌ،
وَيَسْكُتُ مَحزُونٌ، وَيَندبُ سالِ؟
آیا آنکه اسیر است میخندد و آنکه آزاد است گریه میکند؟ آنکه محزون است خاموش میماند و آنکه آسودهخاطر است مویه میکند؟
لَقد كنتُ أوْلى مِنكِ بالدّمعِ مُقلَةً،
وَلَكِنّ دَمْعي في الحَوَادِثِ غَالِ!
من شایستهترم از تو که با تمامِ چشمم بگریم، اما اشکهای من گرانبهاتر از آناند که برای ناگواریها فروبریزند.
شعر: ابوفراس حمدانی، شاعر سده چهارم قمری
آواز: ناظم غزالی (خواننده عراقی
زادهی ۱۹۲۱؛ در گذشته در ۱۹۶۳)
شأن نزول: شاعر در زندان است. در قسطنطنیه و زندان روم. کبوتری را میبیند که بر شاخه درختی نزدیک پنجره زندان او نشسته است و مینالد. شاعر میپندارد که کبوتر به حال او و اسارتش مویه میکند...
بشنوید👇
@aeshraq
Audio
أقُولُ وَقَدْ نَاحَتْ بِقُرْبي حمامَةٌ
أيَا جَارَتَا، هَلْ تَشعُرِينَ بِحَالي؟
#شعر_ابوفراس_حمدانی
#خواننده_ناظم_غزالی
@aeshraq
أيَا جَارَتَا، هَلْ تَشعُرِينَ بِحَالي؟
#شعر_ابوفراس_حمدانی
#خواننده_ناظم_غزالی
@aeshraq