Forwarded from مدرسه احیاءالعلوم هرات
💓قابل توجه همشهریان عزیز!
السلام علیکم و رحمةالله و برکاته.
🔸جزوه حج آسان، از بندهی حقیر (ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسهی احیاءالعلوم هرات) در سالهای گذشته، ۸ بار چاپ و به حجاج توزیع شده است.
🔸اخیرا آن را به سایز مبایل آماده کردم.
🔸انشاءالله، به درد حجاجی که بتوانند از روی مبایل بخوانند میخورد.
💌برای دوستان تان که عازم بیت الله هستند، هدیه بدهید و در ثواب آن شریک شوید.
🎁اهدایی مدرسه احیاءالعلوم هرات.
🤲نویسنده را از دعای خیر فراموش نفرمایید.
السلام علیکم و رحمةالله و برکاته.
🔸جزوه حج آسان، از بندهی حقیر (ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسهی احیاءالعلوم هرات) در سالهای گذشته، ۸ بار چاپ و به حجاج توزیع شده است.
🔸اخیرا آن را به سایز مبایل آماده کردم.
🔸انشاءالله، به درد حجاجی که بتوانند از روی مبایل بخوانند میخورد.
💌برای دوستان تان که عازم بیت الله هستند، هدیه بدهید و در ثواب آن شریک شوید.
🎁اهدایی مدرسه احیاءالعلوم هرات.
🤲نویسنده را از دعای خیر فراموش نفرمایید.
❤9👍2
Forwarded from تقویم و تاریخ
دهم اپریل
در چنین روزی از سال ۶۷۵ میلادی، «ابو ایوب انصاری» صحابی بزرگوار پیامبرمان در حومۀ قسطنطنیه درگذشت.
ابو ایوب انصاری در آن روز بیش از صد سال عمر داشت و با آنکه تا آن روز خدمات بزرگی برای اسلام و مسلمانان انجام داده بود، اما حاضر نشد خود را بازنشسته بداند و از رفتن به جهاد پا پس کشد؛ لذا به جهاد رفت تا خداوند متعال ضمن پاداش صحابی بودن، پاداش شهادت را نیز نصیب وی بگرداند. همین است فرق عمدهای که میان ما و مسلمانان صدر اسلام است؛ آنان اسلام را همۀ زندگیشان میدانستند و نه جزئی از آن. خداوند ما را ببخشد.
ابو ایوب انصاری از نخستین آوان، زندگی اسلامی را برگزید و طبق آن زیست. ایشان به بیعت عقبه حضور داشت و هیچ غزوهای را ترک نکرد و در همه غزوات در کنار پیامبر اسلام به جهاد و مبارزه پرداخت. این شرف و افتخاری است که میبایست بر آن غبطه خورد؛ اما شرف و افتخاری که حتی بقیۀ صحابه هم بر آن غبطه میخوردند، این بود که پیامبر اسلام روزی که به مدینه تشریف فرما شدند، به خانۀ ابو ایوب آمد و تا هنگامی که مسجد نبوی و خانههای پیامبر ساخته شد، در خانۀ ابو ایوب منزل گرفتند و دران روز به ابو ایوب گفتند: ای ابو ایوب برای ما جایی در خانهات فراهم کن.
آه چه چانسی ای ابو ایوب! به خانهات میروی تا برای پیامبر محبوب جای بودوباشی فراهم کنی؛ ببین سید مخلوقات عالم مهمانت شده است.
در اثنای فراهم کردنِ جای بودوباش برای پیامبر، ابو ایوب متوجه امری اساسی شد. خانۀ وی متشکل از دو طبقه بود که بنا به عادت، مهمان در طبقۀ پایین خانه جابهجا میشد و اهل خانه در طبقۀ بالا؛ اما ابو ایوب این عادت را تغییر داد و خود به طبقۀ پایین سکنی گزید و طبقۀ بالا را برای پیامبر مهیا ساخت و گفت: ای پیامبر خدا! من نمیتوانم به روی سقفی پا بگذارم که شما زیر آن قرار داشته باشید. بفرمایید شما به طبقۀ بالا بروید و ما به طبقۀ پایین خواهیم بود.
مادر ایوب برای پیامبر غذا آماده میساخت و سپس منتظر میماندند تا پیامبر از غذاخوردن فارغ شوند و بعد آنان بعد از پیامبر از غذا تناول نمایند. این از فقر و تهیدستیشان نبود؛ زیرا وضع مالی ابو ایوب خوب بود؛ بلکه برای آن بود تا او و همسرش بعد از پیامبر از جایی غذا بخورند که پیامبر غذا خورده و به قسمتی از ظرف دست بگذارند که پیامبر دستِ مبارکِشان را گذاشته بود.
گوارا باد برای ابو ایوب سقف و خانهای که بالای سرش پیامبر بنشیند و گوارا باد برای او و همسرش لقمهای که از جای دست پیامبر برگیرند!
آیا ابو ایوب میداند که ما حاضریم برای بهای همان لقمه، همۀ دنیا را بدهیم؟!
#تقویم_تاریخ
@taqwimtarikh
در چنین روزی از سال ۶۷۵ میلادی، «ابو ایوب انصاری» صحابی بزرگوار پیامبرمان در حومۀ قسطنطنیه درگذشت.
ابو ایوب انصاری در آن روز بیش از صد سال عمر داشت و با آنکه تا آن روز خدمات بزرگی برای اسلام و مسلمانان انجام داده بود، اما حاضر نشد خود را بازنشسته بداند و از رفتن به جهاد پا پس کشد؛ لذا به جهاد رفت تا خداوند متعال ضمن پاداش صحابی بودن، پاداش شهادت را نیز نصیب وی بگرداند. همین است فرق عمدهای که میان ما و مسلمانان صدر اسلام است؛ آنان اسلام را همۀ زندگیشان میدانستند و نه جزئی از آن. خداوند ما را ببخشد.
ابو ایوب انصاری از نخستین آوان، زندگی اسلامی را برگزید و طبق آن زیست. ایشان به بیعت عقبه حضور داشت و هیچ غزوهای را ترک نکرد و در همه غزوات در کنار پیامبر اسلام به جهاد و مبارزه پرداخت. این شرف و افتخاری است که میبایست بر آن غبطه خورد؛ اما شرف و افتخاری که حتی بقیۀ صحابه هم بر آن غبطه میخوردند، این بود که پیامبر اسلام روزی که به مدینه تشریف فرما شدند، به خانۀ ابو ایوب آمد و تا هنگامی که مسجد نبوی و خانههای پیامبر ساخته شد، در خانۀ ابو ایوب منزل گرفتند و دران روز به ابو ایوب گفتند: ای ابو ایوب برای ما جایی در خانهات فراهم کن.
آه چه چانسی ای ابو ایوب! به خانهات میروی تا برای پیامبر محبوب جای بودوباشی فراهم کنی؛ ببین سید مخلوقات عالم مهمانت شده است.
در اثنای فراهم کردنِ جای بودوباش برای پیامبر، ابو ایوب متوجه امری اساسی شد. خانۀ وی متشکل از دو طبقه بود که بنا به عادت، مهمان در طبقۀ پایین خانه جابهجا میشد و اهل خانه در طبقۀ بالا؛ اما ابو ایوب این عادت را تغییر داد و خود به طبقۀ پایین سکنی گزید و طبقۀ بالا را برای پیامبر مهیا ساخت و گفت: ای پیامبر خدا! من نمیتوانم به روی سقفی پا بگذارم که شما زیر آن قرار داشته باشید. بفرمایید شما به طبقۀ بالا بروید و ما به طبقۀ پایین خواهیم بود.
مادر ایوب برای پیامبر غذا آماده میساخت و سپس منتظر میماندند تا پیامبر از غذاخوردن فارغ شوند و بعد آنان بعد از پیامبر از غذا تناول نمایند. این از فقر و تهیدستیشان نبود؛ زیرا وضع مالی ابو ایوب خوب بود؛ بلکه برای آن بود تا او و همسرش بعد از پیامبر از جایی غذا بخورند که پیامبر غذا خورده و به قسمتی از ظرف دست بگذارند که پیامبر دستِ مبارکِشان را گذاشته بود.
گوارا باد برای ابو ایوب سقف و خانهای که بالای سرش پیامبر بنشیند و گوارا باد برای او و همسرش لقمهای که از جای دست پیامبر برگیرند!
آیا ابو ایوب میداند که ما حاضریم برای بهای همان لقمه، همۀ دنیا را بدهیم؟!
#تقویم_تاریخ
@taqwimtarikh
❤5
Forwarded from د. عبدالکریم بکار | فارسی
اندوه از رنجهای امت و مظلومان، نشانهٔ زنده بودن دل است؛ اما اندوهی که انسان را ناتوان و افسرده سازد، نه به دیگران سود میرساند و نه به خود او.
احساسات سوزان خود را به «انرژی عمل» تبدیل کن: برایشان دعا کن، به اندازه توانت کمک مالی کن، و آگاهی درست را گسترش بده.
آرامش زمانی حاصل میشود که احساس کنی «جزئی از راهحل» هستی، نه صرفاً «ناظری اندوهگین».
ـــــــــــــــــــــ
✍️ د. عبدالکریم بکّار
📝 د. احمدالله مهاجر
🆔 @A_Bakar3
احساسات سوزان خود را به «انرژی عمل» تبدیل کن: برایشان دعا کن، به اندازه توانت کمک مالی کن، و آگاهی درست را گسترش بده.
آرامش زمانی حاصل میشود که احساس کنی «جزئی از راهحل» هستی، نه صرفاً «ناظری اندوهگین».
ـــــــــــــــــــــ
✍️ د. عبدالکریم بکّار
📝 د. احمدالله مهاجر
🆔 @A_Bakar3
❤8🥰1
Forwarded from مدرسه احیاءالعلوم هرات
🔲 حجاج عازم ما را با این توصیههای مهم سفارش نمایید:
تقدیم: مدرسه احیاءالعلوم هرات.
1- توبه، زیرا حج آغاز یک زندگی نو است.
2- جبران حق الناس وبحل داشتی از آنان.
3- اخلاص وللهیت و پرهیز از سر وصدا.
4- مصرف از حلال.
5- تحصیل علم قبل ازسفر ودرجریان آن (هم احکام وهم حکمتها)
6- پرهیز از بدعت ها و خرافات (متابعت سنت)
7- پرهیز از جدال وجنگ لفظی {فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ} [البقرة: 197]
8- اغتنام وقت (جماعتها ونوافل فوت نشود = اجتناب از کوچه گردی)
9- مطالعه یک کتاب در سیرت نبوی(ص) عهد مکی ومدنی آن. (بخاطر حصول معیت درعالَم عاطفه)
10- بازدید از اماکن تاریخساز وتفکر درآنها (حرا، ثور، اُحد، قباء، و..)
11- برگشتی متواضعانه (بدون سروصدا وطمطراق)
12- پرهیز از تشریفات در تحایف (به عوض جای نماز و.. آب زمزم و دعاکافی است)
ـ اگر بیشتر میخواهید: پس، مسواک، کتاب ورساله های دعا را هدیه بدهید!
تقدیم: مدرسه احیاءالعلوم هرات.
1- توبه، زیرا حج آغاز یک زندگی نو است.
2- جبران حق الناس وبحل داشتی از آنان.
3- اخلاص وللهیت و پرهیز از سر وصدا.
4- مصرف از حلال.
5- تحصیل علم قبل ازسفر ودرجریان آن (هم احکام وهم حکمتها)
6- پرهیز از بدعت ها و خرافات (متابعت سنت)
7- پرهیز از جدال وجنگ لفظی {فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ} [البقرة: 197]
8- اغتنام وقت (جماعتها ونوافل فوت نشود = اجتناب از کوچه گردی)
9- مطالعه یک کتاب در سیرت نبوی(ص) عهد مکی ومدنی آن. (بخاطر حصول معیت درعالَم عاطفه)
10- بازدید از اماکن تاریخساز وتفکر درآنها (حرا، ثور، اُحد، قباء، و..)
11- برگشتی متواضعانه (بدون سروصدا وطمطراق)
12- پرهیز از تشریفات در تحایف (به عوض جای نماز و.. آب زمزم و دعاکافی است)
ـ اگر بیشتر میخواهید: پس، مسواک، کتاب ورساله های دعا را هدیه بدهید!
❤5👍2
♦️حکم استخاره با قرآن کریم؟
🔸پرسیدهاند:
آیا استخاره به این شکل درست است که روی چند کاغذ مینويسند و آن ها را بالای قرآن کریم می اندازند و بعد با چشم پت یکی را بر میدارند. همان که برداشتن صحیح میدانند وبه آن عمل میکنند.
🔸الجواب:
نه خیر، این استخاره نه بلکه بختآزمایی است، کاری که در خود قرآن به شدت منع شده و فقها آن را گناه کبیره میگویند وچنین با قرآن عمل کردن، گناه و جفا با قرآن محسوب میشود.
در اسلام، استخاره به شکل واضح مشخص شده است، طوریکه ما را از مراجعه به این کارهای جاهلی بینیاز میسازد.
✍ضیاءاحمد فاضلی مسئول مدرسه احیاءالعلوم
🔸پرسیدهاند:
آیا استخاره به این شکل درست است که روی چند کاغذ مینويسند و آن ها را بالای قرآن کریم می اندازند و بعد با چشم پت یکی را بر میدارند. همان که برداشتن صحیح میدانند وبه آن عمل میکنند.
🔸الجواب:
نه خیر، این استخاره نه بلکه بختآزمایی است، کاری که در خود قرآن به شدت منع شده و فقها آن را گناه کبیره میگویند وچنین با قرآن عمل کردن، گناه و جفا با قرآن محسوب میشود.
در اسلام، استخاره به شکل واضح مشخص شده است، طوریکه ما را از مراجعه به این کارهای جاهلی بینیاز میسازد.
✍ضیاءاحمد فاضلی مسئول مدرسه احیاءالعلوم
❤3👍3
🏷 غربت قرآن در زندگی امروز ما
✍ انوارالحق مولویزاده
ای دریغا و وا حسرتا…
که در این عهدِ غفلتپرور، کتابی که باید مُحییِ قلوب و مُنیرِ عقول باشد، مهجورِ طاقچهها گشته و محجوبِ سینهها مانده است؛ حضوری دارد در ظاهر، و هجرتی دارد در باطن، و این جمعِ ضدّین، خود حکایتِ غربتی است جانسوز و اندوهافزا.
قرآن… این خطابِ ازلی و نداءِ سرمدی، که از افقِ وحی بر جانِ انسان تابید تا عقل را به نورِ یقین بیاراید و دل را به شرابِ حضور بنوازد، امروز در میانِ ماست و با ما نیست؛ تلاوتش بسیار، اما تخلّق به آن اندک؛ صوتش رفیع، اما صبغهاش در جانها ضعیف.
چه بسیار بیوت که به زیورِ او مزیّن است، و چه اندک قلوب که به نورِ او مُستنیر؛ چه بسیار زبانها که به الفاظش مترنّم، و چه اندک جانها که به معانیاش متحقّق؛ و این خود برهانی است واضح بر انفصالِ علم از عمل، و انفکاکِ لفظ از معنا.
گویی میانِ ما و حقیقتِ این کتاب، حجابی از عادت و الفت افکندهاند؛ میخوانیمش، نه از برای فَهم، بلکه از بهرِ رفعِ تکلیف؛ میشنویمش، نه از جهتِ تحوّل، بلکه از برای تبرّک و تعارف؛ و بدینسان، کلامِ الهی در سطحِ صوت میماند و به عمقِ وجود، راه نمییابد.
ای دل!
چه شد آن انجذابِ نخستین، آن اضطرابِ مقدّس، آن خشوعی که چون برق، جان را میگرفت و دیده را به باران مینشاند؟ کجا رفت آن حضور که با آیهای، عالمی در درون منقلب میگشت و انسان را از خویش به حق میکشاند؟
امروز، غربتِ قرآن، غربتِ حضور است در میانِ صورت؛ بُعدی است میانِ دانستن و بودن؛ شکافی است میانِ ادراکِ ذهنی و تحقّقِ وجودی؛ و این، نه از قلّتِ وصول، بلکه از فقدانِ قبول است، که ما از او دور نشدیم، بلکه او را در حاشیهٔ حیات نهادیم و متنِ زندگی را به غیر سپردیم.
ای کاش…
بازگشتی باشد، نه به تکرارِ الفاظ، بلکه به تجدیدِ حیات؛ نه به قرائتی عادتگونه، بلکه به قرآنی زیستن؛ آنسان که آیه، نه در زبان، بلکه در جان جاری گردد، و حکم، نه بر صفحه، بلکه بر سلوک حاکم شود.
که اگر چنین گردد…
عقل به نورِ هدایت مُؤیَّد شود، دل به سکینهٔ ایمان مطمئن گردد، و انسان، از کثرتِ پراکندگی به وحدتِ حضور باز آید.
پس پیش از آنکه این غربت، به نسیانی مطلق انجامد… و پیش از آنکه نام بماند و نشان برود… باید که برخیزیم، و از حاشیه به متن آییم و قرآن را، از طاقچه به سینه، و از صوت به سیرت، بازگردانیم.
به امید چنین روزی!
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
✍ انوارالحق مولویزاده
ای دریغا و وا حسرتا…
که در این عهدِ غفلتپرور، کتابی که باید مُحییِ قلوب و مُنیرِ عقول باشد، مهجورِ طاقچهها گشته و محجوبِ سینهها مانده است؛ حضوری دارد در ظاهر، و هجرتی دارد در باطن، و این جمعِ ضدّین، خود حکایتِ غربتی است جانسوز و اندوهافزا.
قرآن… این خطابِ ازلی و نداءِ سرمدی، که از افقِ وحی بر جانِ انسان تابید تا عقل را به نورِ یقین بیاراید و دل را به شرابِ حضور بنوازد، امروز در میانِ ماست و با ما نیست؛ تلاوتش بسیار، اما تخلّق به آن اندک؛ صوتش رفیع، اما صبغهاش در جانها ضعیف.
چه بسیار بیوت که به زیورِ او مزیّن است، و چه اندک قلوب که به نورِ او مُستنیر؛ چه بسیار زبانها که به الفاظش مترنّم، و چه اندک جانها که به معانیاش متحقّق؛ و این خود برهانی است واضح بر انفصالِ علم از عمل، و انفکاکِ لفظ از معنا.
گویی میانِ ما و حقیقتِ این کتاب، حجابی از عادت و الفت افکندهاند؛ میخوانیمش، نه از برای فَهم، بلکه از بهرِ رفعِ تکلیف؛ میشنویمش، نه از جهتِ تحوّل، بلکه از برای تبرّک و تعارف؛ و بدینسان، کلامِ الهی در سطحِ صوت میماند و به عمقِ وجود، راه نمییابد.
ای دل!
چه شد آن انجذابِ نخستین، آن اضطرابِ مقدّس، آن خشوعی که چون برق، جان را میگرفت و دیده را به باران مینشاند؟ کجا رفت آن حضور که با آیهای، عالمی در درون منقلب میگشت و انسان را از خویش به حق میکشاند؟
امروز، غربتِ قرآن، غربتِ حضور است در میانِ صورت؛ بُعدی است میانِ دانستن و بودن؛ شکافی است میانِ ادراکِ ذهنی و تحقّقِ وجودی؛ و این، نه از قلّتِ وصول، بلکه از فقدانِ قبول است، که ما از او دور نشدیم، بلکه او را در حاشیهٔ حیات نهادیم و متنِ زندگی را به غیر سپردیم.
ای کاش…
بازگشتی باشد، نه به تکرارِ الفاظ، بلکه به تجدیدِ حیات؛ نه به قرائتی عادتگونه، بلکه به قرآنی زیستن؛ آنسان که آیه، نه در زبان، بلکه در جان جاری گردد، و حکم، نه بر صفحه، بلکه بر سلوک حاکم شود.
که اگر چنین گردد…
عقل به نورِ هدایت مُؤیَّد شود، دل به سکینهٔ ایمان مطمئن گردد، و انسان، از کثرتِ پراکندگی به وحدتِ حضور باز آید.
پس پیش از آنکه این غربت، به نسیانی مطلق انجامد… و پیش از آنکه نام بماند و نشان برود… باید که برخیزیم، و از حاشیه به متن آییم و قرآن را، از طاقچه به سینه، و از صوت به سیرت، بازگردانیم.
به امید چنین روزی!
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
❤6
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
💓پیام تبریکی به مناسبت فراغت موفقانهی ارجمند عزیزمان، فضل احمد جان از دانشگاه مدینهی منوره!
با افتخار و خرسندی، فراغت درخشان برادر عزیز «فضل احمد جان» (از فارغان سابق مدرسه احیاءالعلوم هرات) را از پوهنتون مدینهی منوره تبریک عرض میکنیم؛ بهویژه اینکه ایشان در میان ۳۵۰۰ دانشجو، در جمع ۱۵۰ دانشجوی برتر قرار گرفتهاند؛ افتخاری بزرگ و الهامبخش.
این موفقیت را به خود ایشان، اساتید گرامی و همصنفیهای ارجمندشان صمیمانه تبریک میگوییم. بیگمان، این دستاورد نتیجهی تلاشهای خستگیناپذیر و همت بلند ایشان است. امید که این موفقیت، آغاز درخششهای بزرگتر و انگیزهای برای دیگر دانشپژوهان عزیز باشد.
(از طرف اداره مدرسه احیاءالعلوم هرات)
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
💓پیام تبریکی به مناسبت فراغت موفقانهی ارجمند عزیزمان، فضل احمد جان از دانشگاه مدینهی منوره!
با افتخار و خرسندی، فراغت درخشان برادر عزیز «فضل احمد جان» (از فارغان سابق مدرسه احیاءالعلوم هرات) را از پوهنتون مدینهی منوره تبریک عرض میکنیم؛ بهویژه اینکه ایشان در میان ۳۵۰۰ دانشجو، در جمع ۱۵۰ دانشجوی برتر قرار گرفتهاند؛ افتخاری بزرگ و الهامبخش.
این موفقیت را به خود ایشان، اساتید گرامی و همصنفیهای ارجمندشان صمیمانه تبریک میگوییم. بیگمان، این دستاورد نتیجهی تلاشهای خستگیناپذیر و همت بلند ایشان است. امید که این موفقیت، آغاز درخششهای بزرگتر و انگیزهای برای دیگر دانشپژوهان عزیز باشد.
(از طرف اداره مدرسه احیاءالعلوم هرات)
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
❤34👍2🥰2🙏1
Forwarded from امروز... | عزّام تیموری
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📑 برگی از کتاب این روزها...
باری ابوجهم عدوی خانهاش را که به همسایگی سعید بن عاص قرار داشت، به صد هزار درهم فروخت. هنگامی که قیمت مذکور را از مشتری گرفت، گفت:
خریدار گفت:
ابوجهم گفت:
خریدار گفت:
ابوجهم گفت:
هنگامی که این خبر به سعید بن عاص رسید، صد هزار درهم برای ابوجهم فرستاد و به وی سفارش کرد این قیمت خانهات است، خانه مال خودت باشد؛ اما همسایگی ما را رها مکن.
#امروز...
#این_روزها
@Em_Roozam
📑 برگی از کتاب این روزها...
باری ابوجهم عدوی خانهاش را که به همسایگی سعید بن عاص قرار داشت، به صد هزار درهم فروخت. هنگامی که قیمت مذکور را از مشتری گرفت، گفت:
این مبلغ که قیمت خانه بود، بفرمایید قیمت همسایگی را هم بپردازید.
خریدار گفت:
چه همسایگیای آقا؟!
ابوجهم گفت:
همسایگی سعید بن عاص.
خریدار گفت:
آیا همسایگی هم مگر خرید و فروش میشود؟
ابوجهم گفت:
پس خانهام را به خودم برگردان؛ من همسایگی او را هرگز ترک نخواهم کرد؛ زیرا وی هرگاه غایب شوم، از من پرسوجو میکند، و هرگاه مرا ببیند، به من خوشآمد میگوید، و اگر از نزد وی غایب شوم، متوجه خانه و خانوادهام است، و اگر او را ملاقات کنم، مرا به خود نزدیک میکند و اگر از وی چیزی بخواهم، خواستهام را برآورده میکند و اگر از وی چیزی نخواهم، او خود آغازگرِ بخشش است و اگر به من مصیبتی برسد، آن را به اندازۀ توان برطرف میکند.
هنگامی که این خبر به سعید بن عاص رسید، صد هزار درهم برای ابوجهم فرستاد و به وی سفارش کرد این قیمت خانهات است، خانه مال خودت باشد؛ اما همسایگی ما را رها مکن.
#امروز...
#این_روزها
@Em_Roozam
❤6
📖 کتاب بخوانیم!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در سکوت کتابها، کلمهها فریاد میزنند.
#کتاب_بخوانیم
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در سکوت کتابها، کلمهها فریاد میزنند.
#کتاب_بخوانیم
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
❤6🥰2