Forwarded from ایمن العتوم | فارسی
🔸 اندرزهای زندگی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🏷️ اندرزِ صدوهشتم!
بهانهتراشی مکن؛ زیرا گفتهاند: {کفى بالمرء اعتذارًا ترک الاعتذار} یعنی: «همین بس است برای انسان به عنوان عذر، که عذرخواهی را ترک کند!» چون دوری از انجام کاری که انسان را نیازمند عذرخواهی میکند، والاترین عذر ممکن است.
✍️ ایمن العتوم
📖 هذه سبیلی
#اندرزها
@ayman_Alotoom
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🏷️ اندرزِ صدوهشتم!
بهانهتراشی مکن؛ زیرا گفتهاند: {کفى بالمرء اعتذارًا ترک الاعتذار} یعنی: «همین بس است برای انسان به عنوان عذر، که عذرخواهی را ترک کند!» چون دوری از انجام کاری که انسان را نیازمند عذرخواهی میکند، والاترین عذر ممکن است.
✍️ ایمن العتوم
📖 هذه سبیلی
#اندرزها
@ayman_Alotoom
♦️پاسخ به یک شبههی جالب:
پرسیده اند:
من یک شبهه دینی دارم
کسی هست که بتونه جوابم رو بده؟؟
طرح شبهه:
از نظر علم جدید: در ترکیب یک کودک پدر و مادر به طور مساوی سهم دارند، چنانکه ۲۳ کروموزوم از پدر و ۲۳ تا از مادر است. نیز کودک توی بدن مادر بزرگ میشه و درد زایمان و مشکلات دیگر را هم مادر تحمل میکنه با این حال، چرا بچه به اسم پدر میشه؟
حتی بعد از طلاق هم به مادرش نمیرسه؟
سوال دوم: چرا اگه پدر بچهاشرو بکشه اعدام نمیشه؟
🔸الجواب:
حل این شبهه، نیاز به توضیحات زیر دارد:
باید گفت که خلط دو چیز متفاوت به هم، باعث این شبهه شده است:
اول: این که نسبت شدن کودک به پدر و این که او بیش از مادر، مسوول و اختیاردار کودک باشد که موقف اسلام نیز -با حفظ شرایط خاصی- همین است.
دوم: این که نسبت شدن کودک به پدر و واگذاری مسوولیت وی تا بزرگسالی به پدر به معنای سلب حق مادری و نفی سهم ژنتیکی مادر بر کودک باشد که هرگز چنین نیست؛ بلکه از نظر اسلام -ولو مادر طلاق شود- ذره ای بر رابطه انسانی، عاطفی و حقوقی میان مادر و کودک تاثیر نمی گذارد؛ بلکه مادر تا ابد مادر است با همان جایگاه معنوی و حقوقی اش بر قلب و جان فرزندش.
در حقیقت نسبت شدن کودک به پدر و عهده دارسازی پدر به جای مادر، بیشتر به مصلحت خود کودک و نیز مادر وی است؛ به دلایل زیر:
1- تصور کنید مادر بعد از طلاق، نمی تواند -ومناسب هم نیست- که به پای فرزندش بنشیند؛ بلکه ناچار باید ازدواج کرده و زندگی جدیدی را برای خود سرهم کند. لذا، آیا واگذاری کودک بر وی به زیان خود آن مادر نیست؟
2- نیز: مادری که بعد از طلاق خانم مرد دیگری می شود چگونه به صلاح کودک باشد که بعد از ازدواج مجدد مادرش، باز هم به او نسبت شود و آیا چنین چیزی را شوهر دوم تحمل می کند. و اگر اسلام اسم کودک را به نام مادر قید می کرد -نه پدر- آیا میان کودکش از شوهر قبلی تا شوهر فعلی در نسب و نسبت شدن، خلط به میان نمی آمد و آیا این خلطیت به صلاح کودک و جامعه بوده می توانست؟
3- نکته دیگر این که نظام اجتماعی اسلام طوری طراحی شده است که بار اقتصادی زندگی به دوش مردان است؛ و خانم ها در حالات عادی، بیشتر رسیدگی به تربیت اولاد و سروسامان دادن به منزل، از ایشان خواسته شده است، لذا اسلام مرد را مسوول تامین تمامی مخارج کودک تا رسیدن به بلوغت -وحتی تا زمان ایستادشدنش بر سرپای خود- قرار داده و مادر را به تمامی معاف کرده است. و مادر بعد از طلاق -و لو شوهر نگرفته باشد- به هیچ وجه مکلف به شیردهی و نگهداری کودک نیست واگر به رضایت خود کفالت او را بر دوش گیرد از نظر اسلام باید شوهر تمام مخارج کودک و مزد نگهداری وی را نیز بپردازد. و البته اسلام مرد را مجبور کرده است که اگر مادر بخواهد کودکِ پسر تا هفت سالگی و دختر تا 9 سالگی باید نزد مادر باشد -با تامین شدن تمام هزینه های وی و نیز مزد مادر از جانب پدر. و بعد از بزرگ شدن، در این که کودک آیا نزد مادر می ماند یا به پدر تسلیم داده می شود؟ فقها دو دیدگاه دارند: اکثر بر آنند که به پدر سپرده می شود؛ به ویژه اگر مادر ازدواج مجدد نماید. دوم:
برخی بر اینند که محکمه کودک را مخیر می گذارد که هر کدام از پدر و مادر را که انتخاب نمود با وی ادامه زندگی دهد. این امر، توضیحات دیگری نیز دارد که مجال بیشتر از آن نیست.
اما این که چرا پدر در کشتن فرزندش کشته (قصاص) نمی شود؟ باید گفت که در این مساله، مادر نیز مانند پدر است. و مساله قصاص شدن، اولاً این امر نظر همه فقها نیست؛ زیرا امام مالک بر آنست که قصاص می شود. و قول عدم قصاص، راجحتر و پرطرفدارتر است.
حکمت عقلی آن این است که با وجود شفقت و محبت شدید فطری که پدر بر فرزندش دارد نمی توان یقین کرد که پدر با عزم و استقلالیت ارادی، فرزندش را کشته باشد؛ بلکه حتماً دگرگونی عقلی و شعوری و یا عذر دیگری مثل آن در میان بوده است که با وجود هر کدام، جنایت کامل نیست ومواجه شدن با سزای کامل که قصاص باشد انصاف نیست.
البته عدم قصاص شدن به معنای مجازات نشدنش نیست؛ بلکه قانون / محکمه می تواند برای وی سزای دیگری غیر از قتل در نظر بگیرد؛ مانند: حبس یا تبعید یا سلب شدن برخی از حقوق اجتماعی و یا سایر مجازاتهای تعزیری..این موضوع، پاسخهای دیگری نیز دارد که مجال بیشتر نیست.
✍ضیاءاحمد فاضلی، مسئول مدرسه احیاءالعلوم هرات.
پرسیده اند:
من یک شبهه دینی دارم
کسی هست که بتونه جوابم رو بده؟؟
طرح شبهه:
از نظر علم جدید: در ترکیب یک کودک پدر و مادر به طور مساوی سهم دارند، چنانکه ۲۳ کروموزوم از پدر و ۲۳ تا از مادر است. نیز کودک توی بدن مادر بزرگ میشه و درد زایمان و مشکلات دیگر را هم مادر تحمل میکنه با این حال، چرا بچه به اسم پدر میشه؟
حتی بعد از طلاق هم به مادرش نمیرسه؟
سوال دوم: چرا اگه پدر بچهاشرو بکشه اعدام نمیشه؟
🔸الجواب:
حل این شبهه، نیاز به توضیحات زیر دارد:
باید گفت که خلط دو چیز متفاوت به هم، باعث این شبهه شده است:
اول: این که نسبت شدن کودک به پدر و این که او بیش از مادر، مسوول و اختیاردار کودک باشد که موقف اسلام نیز -با حفظ شرایط خاصی- همین است.
دوم: این که نسبت شدن کودک به پدر و واگذاری مسوولیت وی تا بزرگسالی به پدر به معنای سلب حق مادری و نفی سهم ژنتیکی مادر بر کودک باشد که هرگز چنین نیست؛ بلکه از نظر اسلام -ولو مادر طلاق شود- ذره ای بر رابطه انسانی، عاطفی و حقوقی میان مادر و کودک تاثیر نمی گذارد؛ بلکه مادر تا ابد مادر است با همان جایگاه معنوی و حقوقی اش بر قلب و جان فرزندش.
در حقیقت نسبت شدن کودک به پدر و عهده دارسازی پدر به جای مادر، بیشتر به مصلحت خود کودک و نیز مادر وی است؛ به دلایل زیر:
1- تصور کنید مادر بعد از طلاق، نمی تواند -ومناسب هم نیست- که به پای فرزندش بنشیند؛ بلکه ناچار باید ازدواج کرده و زندگی جدیدی را برای خود سرهم کند. لذا، آیا واگذاری کودک بر وی به زیان خود آن مادر نیست؟
2- نیز: مادری که بعد از طلاق خانم مرد دیگری می شود چگونه به صلاح کودک باشد که بعد از ازدواج مجدد مادرش، باز هم به او نسبت شود و آیا چنین چیزی را شوهر دوم تحمل می کند. و اگر اسلام اسم کودک را به نام مادر قید می کرد -نه پدر- آیا میان کودکش از شوهر قبلی تا شوهر فعلی در نسب و نسبت شدن، خلط به میان نمی آمد و آیا این خلطیت به صلاح کودک و جامعه بوده می توانست؟
3- نکته دیگر این که نظام اجتماعی اسلام طوری طراحی شده است که بار اقتصادی زندگی به دوش مردان است؛ و خانم ها در حالات عادی، بیشتر رسیدگی به تربیت اولاد و سروسامان دادن به منزل، از ایشان خواسته شده است، لذا اسلام مرد را مسوول تامین تمامی مخارج کودک تا رسیدن به بلوغت -وحتی تا زمان ایستادشدنش بر سرپای خود- قرار داده و مادر را به تمامی معاف کرده است. و مادر بعد از طلاق -و لو شوهر نگرفته باشد- به هیچ وجه مکلف به شیردهی و نگهداری کودک نیست واگر به رضایت خود کفالت او را بر دوش گیرد از نظر اسلام باید شوهر تمام مخارج کودک و مزد نگهداری وی را نیز بپردازد. و البته اسلام مرد را مجبور کرده است که اگر مادر بخواهد کودکِ پسر تا هفت سالگی و دختر تا 9 سالگی باید نزد مادر باشد -با تامین شدن تمام هزینه های وی و نیز مزد مادر از جانب پدر. و بعد از بزرگ شدن، در این که کودک آیا نزد مادر می ماند یا به پدر تسلیم داده می شود؟ فقها دو دیدگاه دارند: اکثر بر آنند که به پدر سپرده می شود؛ به ویژه اگر مادر ازدواج مجدد نماید. دوم:
برخی بر اینند که محکمه کودک را مخیر می گذارد که هر کدام از پدر و مادر را که انتخاب نمود با وی ادامه زندگی دهد. این امر، توضیحات دیگری نیز دارد که مجال بیشتر از آن نیست.
اما این که چرا پدر در کشتن فرزندش کشته (قصاص) نمی شود؟ باید گفت که در این مساله، مادر نیز مانند پدر است. و مساله قصاص شدن، اولاً این امر نظر همه فقها نیست؛ زیرا امام مالک بر آنست که قصاص می شود. و قول عدم قصاص، راجحتر و پرطرفدارتر است.
حکمت عقلی آن این است که با وجود شفقت و محبت شدید فطری که پدر بر فرزندش دارد نمی توان یقین کرد که پدر با عزم و استقلالیت ارادی، فرزندش را کشته باشد؛ بلکه حتماً دگرگونی عقلی و شعوری و یا عذر دیگری مثل آن در میان بوده است که با وجود هر کدام، جنایت کامل نیست ومواجه شدن با سزای کامل که قصاص باشد انصاف نیست.
البته عدم قصاص شدن به معنای مجازات نشدنش نیست؛ بلکه قانون / محکمه می تواند برای وی سزای دیگری غیر از قتل در نظر بگیرد؛ مانند: حبس یا تبعید یا سلب شدن برخی از حقوق اجتماعی و یا سایر مجازاتهای تعزیری..این موضوع، پاسخهای دیگری نیز دارد که مجال بیشتر نیست.
✍ضیاءاحمد فاضلی، مسئول مدرسه احیاءالعلوم هرات.
❤12💯2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ـــــــــــــــــــــــــــــ
🏷️ گفتم... گفتی..!
🔸 موضوع: مناجات
👤 محمد صالح، طالبالعلم صنف هشتم مدرسه احیاءالعلوم هرات
🎬 تهیه شده در گروه رسانهای احیاء
#گروه_رسانهای_احیاء
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
🏷️ گفتم... گفتی..!
🔸 موضوع: مناجات
👤 محمد صالح، طالبالعلم صنف هشتم مدرسه احیاءالعلوم هرات
🎬 تهیه شده در گروه رسانهای احیاء
#گروه_رسانهای_احیاء
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
❤6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ـــــــــــــــــــــــــــــ
🏷️ پیام اصلاح
🔸 موضوع: سخنان رهنمودی
👤 مولانا محمد یعقوب نورزایی، استاد جامعة النور الاسلامیة - مشهد
🎬 تهیه شده در گروه رسانهای احیاء
#پیام_اصلاح
#گروه_رسانهای_احیاء
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
🏷️ پیام اصلاح
🔸 موضوع: سخنان رهنمودی
👤 مولانا محمد یعقوب نورزایی، استاد جامعة النور الاسلامیة - مشهد
🎬 تهیه شده در گروه رسانهای احیاء
#پیام_اصلاح
#گروه_رسانهای_احیاء
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
❤5👍1
Forwarded from جهان اسلام
شکست لاوی صهیونیزم جهانی
پیروزی ممدانی، نشانۀ بزرگی از تغییر افکار عمومی آمریکا علیه سیاستهای کلیشهای این کشور است که مهمترین آن، حمایت بیچون و چرا از رژیم تروریستی صهیونسیتی است.
ممدانی، اولین سیاستمداریست که علیرغم مخالفت آشکار با استراتژی حمایت آمریکا از اسرائیل و انتقاد از نسلکشی در غزه توانست با تعقل سیاسی به پست مهم شهرداری نیویورک نایل آید.
این در حالیست که گفته میشود؛ ممدانی توانسته است آرای شمار زیادی از یهودیان نیویورک را نیز به دست آورد که میتواند گویای سرخوردگی و ابراز انزجار یهودیان خارج از عملکرد رژیم در سرزمینهای اشغالی باشد. زیرا نسل جدید یهود دیگر اعتقادی به صهیونیزم ندارند.
در حالی که لاوی صهیونیزم با قدرت و ثروت بر سیاست آمریکا چنبره زده بود و در سپهر سیاست آمریکا جایی برای حامیان فلسطینی نبود. اما اکنون انگار دیگر زمانۀ تغییر و رهایی آمریکا از زنجیر لاوی صهیونیزم فرا رسیده است.
این روند آغازی، هر چند کوچک، در راستای شکست فاحش لاوی صهیونیزم، نه تنها در آمریکا، بلکه در سراسر جهان خواهد بود.
@jahanaislam | جهانِ اسلام
پیروزی ممدانی، نشانۀ بزرگی از تغییر افکار عمومی آمریکا علیه سیاستهای کلیشهای این کشور است که مهمترین آن، حمایت بیچون و چرا از رژیم تروریستی صهیونسیتی است.
ممدانی، اولین سیاستمداریست که علیرغم مخالفت آشکار با استراتژی حمایت آمریکا از اسرائیل و انتقاد از نسلکشی در غزه توانست با تعقل سیاسی به پست مهم شهرداری نیویورک نایل آید.
این در حالیست که گفته میشود؛ ممدانی توانسته است آرای شمار زیادی از یهودیان نیویورک را نیز به دست آورد که میتواند گویای سرخوردگی و ابراز انزجار یهودیان خارج از عملکرد رژیم در سرزمینهای اشغالی باشد. زیرا نسل جدید یهود دیگر اعتقادی به صهیونیزم ندارند.
در حالی که لاوی صهیونیزم با قدرت و ثروت بر سیاست آمریکا چنبره زده بود و در سپهر سیاست آمریکا جایی برای حامیان فلسطینی نبود. اما اکنون انگار دیگر زمانۀ تغییر و رهایی آمریکا از زنجیر لاوی صهیونیزم فرا رسیده است.
این روند آغازی، هر چند کوچک، در راستای شکست فاحش لاوی صهیونیزم، نه تنها در آمریکا، بلکه در سراسر جهان خواهد بود.
@jahanaislam | جهانِ اسلام
پیروزی ممدانی به عنوان مخالف جدی اسرائیل که وعده بازداشت نتانیاهو در صورت سفر به نیویورک را داده، نه تنها بیانگر فروکاست نقش اجتماعی لابیهای یهودی بلکه محصول تغییر نگاه مردم آمریکا به اسرائیل است که نظرسنجیهای اخیر گویای پیشی گرفتن حمایت از فلسطین در مقابل کاهش حمایت از اسرائیل است
✍صابر گلعنبری
✍صابر گلعنبری
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ـــــــــــــــــــــــــــــ
🏷️ پیام اصلاح
🔸 موضوع: تسلیم نشدن در برابر مصیبتها
👤 سخنران: محمدشاه رحیمی طالبالعلم صنف دهم مدرسه احیاءالعلوم هرات
🎬 تهیه شده در گروه رسانهای احیاء
#پیام_اصلاح
#گروه_رسانهای_احیاء
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
🏷️ پیام اصلاح
🔸 موضوع: تسلیم نشدن در برابر مصیبتها
👤 سخنران: محمدشاه رحیمی طالبالعلم صنف دهم مدرسه احیاءالعلوم هرات
🎬 تهیه شده در گروه رسانهای احیاء
#پیام_اصلاح
#گروه_رسانهای_احیاء
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
💓ده راهکار، جهت درمان آفتِ بی مهریِ یک دختر به نامزدش
🤲به نام پیوند دهنده دلها.
برای ازدیاد محبت از نظر شرع و عقل، اجراءات زیر لازم است:
1- این که برای گرمی دل و استواری پیمان زوجیت با تضرع و مدام دعا کند.
2-این که بیشتر محاسن و نیکی های شوهر را جلو نظرش آورد؛ تا عیب ها و نقایصش را. و از خود، بیشتر عیبهایش را تا خوبی هایش را.
3- این که کوشش کند او را به خود بیشتر دلگرم سازد تا شوهرش به وی علاقه بیشتر نشان دهد که گفته اند: «مهر از مهر بر می خیزد».
4- این که اگر به کدام اموری حساس است و طبیعتش ناخواسته از آن نفرت نشان می دهد و از آن امور چیزی در وجود شوهر می بیند، به صورت حکیمانه شوهر را به دوری از آن و رعایت حال خود متوجه کند.
5- این که حالت زنان بیوه و یا شوهرنادیده را در نظرآورد و خود را به جای ایشان تصور کند؛ و نیز وضعیت اسفبار زنانی را به یاد آورد که شوهران شان، فاسد یا معتاد و باردوش اند تا قدر این نعمت را بیشتر بداند.
6- این که احساس بی مهری را موقتی و گذرا نزد خود تفسیر کند؛ نه این که آن را حالت اصلی، به خود تلقین کند. (محبت، یک عاطفه هست و عواطف، مانند: ابر آسمان، حالت متغیر دارد).
7- این که اگر هم در دل نسبت به شوهر بی مهری را احساس می کند، آن را مدیریت کرده به هیچ وجه نگذارد که در رفتارش تاثیر گذاشته و شوهر، از آن متوجه شود که در آن صورت، ممکن است این حالتش دو چندان به شوهر سرایت کرده و مشکل چند برابر شود.
8- این که سطح توقعش را پایین آورده و مثل انسان های آرمان گرا که همیشه در عالم تخیلات و رویاهای دست نیافتنی زندگی می کنند نباشد.
9- این که به دوستان دانا، دلسوز و همرازش توصیه کند تا وی را مورد نصیحت و تلقین قرار داده و در کشش دل به شوهرش، وی را کمک کنند.
10- این که عوامل و اسباب این بی مهری را با دقت بررسی و پیدا کرده و -تا جای ممکن- در رفع آنها تلاش ورزد.
✍️ضیاء احمد فاضلی، مسئول مدرسه احیاء العلوم هرات.
🤲به نام پیوند دهنده دلها.
برای ازدیاد محبت از نظر شرع و عقل، اجراءات زیر لازم است:
1- این که برای گرمی دل و استواری پیمان زوجیت با تضرع و مدام دعا کند.
2-این که بیشتر محاسن و نیکی های شوهر را جلو نظرش آورد؛ تا عیب ها و نقایصش را. و از خود، بیشتر عیبهایش را تا خوبی هایش را.
3- این که کوشش کند او را به خود بیشتر دلگرم سازد تا شوهرش به وی علاقه بیشتر نشان دهد که گفته اند: «مهر از مهر بر می خیزد».
4- این که اگر به کدام اموری حساس است و طبیعتش ناخواسته از آن نفرت نشان می دهد و از آن امور چیزی در وجود شوهر می بیند، به صورت حکیمانه شوهر را به دوری از آن و رعایت حال خود متوجه کند.
5- این که حالت زنان بیوه و یا شوهرنادیده را در نظرآورد و خود را به جای ایشان تصور کند؛ و نیز وضعیت اسفبار زنانی را به یاد آورد که شوهران شان، فاسد یا معتاد و باردوش اند تا قدر این نعمت را بیشتر بداند.
6- این که احساس بی مهری را موقتی و گذرا نزد خود تفسیر کند؛ نه این که آن را حالت اصلی، به خود تلقین کند. (محبت، یک عاطفه هست و عواطف، مانند: ابر آسمان، حالت متغیر دارد).
7- این که اگر هم در دل نسبت به شوهر بی مهری را احساس می کند، آن را مدیریت کرده به هیچ وجه نگذارد که در رفتارش تاثیر گذاشته و شوهر، از آن متوجه شود که در آن صورت، ممکن است این حالتش دو چندان به شوهر سرایت کرده و مشکل چند برابر شود.
8- این که سطح توقعش را پایین آورده و مثل انسان های آرمان گرا که همیشه در عالم تخیلات و رویاهای دست نیافتنی زندگی می کنند نباشد.
9- این که به دوستان دانا، دلسوز و همرازش توصیه کند تا وی را مورد نصیحت و تلقین قرار داده و در کشش دل به شوهرش، وی را کمک کنند.
10- این که عوامل و اسباب این بی مهری را با دقت بررسی و پیدا کرده و -تا جای ممکن- در رفع آنها تلاش ورزد.
✍️ضیاء احمد فاضلی، مسئول مدرسه احیاء العلوم هرات.
❤16
Forwarded from تقویم و تاریخ
بیستم نوامبر
در چنین روزی از سال ۱۹۳۵ میلادی، «عزالدین قسام» مبارز مسلمان سوری، به شهادت رسید.
شهید عزالدین قسام با مقاومت در راه مبارزه با استعمار انگلیس، در شرح و تفهیم مفاهیم سورۀ انفال، برای امت اسلامی درسی عملی داد تا باشد همه، پای در جای پای این مردِ دین و دیانت گذاشته، و همواره مشت کوبندهای بر دهان مستعمران و مستکبران باشند. به راستی وی با تقدیم خون خویش در راه مبارزه با دشمن، نهالان سرزمین فلسطین را آبیاری نمود تا باشد این نهالانِ سبز و ستبر مقاومت، به کهندرختان تنومندی مبدل گردند که با وزش هیچ باد توفندهای، خم نگردند.
شهید عزالدین قسام، نخستین فقیه و دانشمند مسلمان نبود که برای جهاد، مبارزه و مقاومت قد عَلم نموده باشد، و نه هم آخرینشان خواهد بود؛ این امت، به درستی میداند کسی که روزه را فرض نموده است، همان آفریدگاری است که جهاد را نیز بر وی فرض نموده است، و جهاد به جای خود، عبادتی است که اهمیت و ارزش آن از روزه و حج کمتر نیست. مبالغه نخواهد بود اگر بگوییم تاریخ ثابت نموده است که خداوند متعال به وسیلۀ جهاد، مبارزه و مقاومت این امت، روزه و حجاش را باقی و پایدار داشته است.
ایدۀ سازمانی کردن دین و سازمان دانستن آن، و مردان دین را صاحبان مناصب افتخاری پنداشتن، ایده و اندیشهای بس نفرتبرانگیز است. در حقیقت، انسان هر چه بیشتر علم بیاموزد، بیشتر به دینش ملتزم میگردد؛ یعنی هر چه دانشمندتر شود، بیشتر وارد قضایای واقعِ امت خویش میگردد. سالم مولای ابوحذیفه میگفت: «اگر از جانب من شکست بر لشکر وارد شود، چه بد حافظِ قرآنی خواهم بود!» ابوایوب انصاری در آستانۀ دروازههای قسطنطنیه (استانبول) به شهادت رسید، عبدالله بن عمر چندین ماه در ترکمنستان به سبب یخ و سردی، گیر مانده بود، و امام عز بن عبدالسلام، امام نووی، امام ابنتیمیه، امام ابنقیم، عبدالحمید بن بادیس و عمر مختار هم به همین راه و مسیر رفتند. امت ما، امتی است که تعداد مبارزان و سلحشوران وی را جز خداوند متعال، کسی نمیداند.
نمیخواهیم از جایگاه علمِ فقه و فتوا و تعلیم مردم و توجه به علم حدیث بکاهیم؛ بلکه برانیم تا بیرق جهاد و مبارزه را بر افراشیم؛ عبادتی که مفهوم شایع در بین مردم، آن را مختص عوام میداند و میز تدریس و منبر سخنرانی را از آنِ فقها و دانشمندان؛ در حالی که جایگاه عالم و دانشمند و متفکر و نویسنده، به میزان اندازۀ ارتباط وی با همّ و غم امت وی وابسته است و در گرو توجه وی به امور آنان است، نه در زندگی میان برگهای کتابها. چه بسا بر امت، اوقاتی میگذرد که خون شهدا، پر بهاتر از دوات دانشمندان میگردد؛ پس خوشا به حال کسی که این هر دو افتخار را به دست آورد و رحمت خدا بر روح عزالدین قسام که توانست به این هر دو افتخار نایل آید.
#تقویم_تاریخ
@taqwimtarikh
در چنین روزی از سال ۱۹۳۵ میلادی، «عزالدین قسام» مبارز مسلمان سوری، به شهادت رسید.
شهید عزالدین قسام با مقاومت در راه مبارزه با استعمار انگلیس، در شرح و تفهیم مفاهیم سورۀ انفال، برای امت اسلامی درسی عملی داد تا باشد همه، پای در جای پای این مردِ دین و دیانت گذاشته، و همواره مشت کوبندهای بر دهان مستعمران و مستکبران باشند. به راستی وی با تقدیم خون خویش در راه مبارزه با دشمن، نهالان سرزمین فلسطین را آبیاری نمود تا باشد این نهالانِ سبز و ستبر مقاومت، به کهندرختان تنومندی مبدل گردند که با وزش هیچ باد توفندهای، خم نگردند.
شهید عزالدین قسام، نخستین فقیه و دانشمند مسلمان نبود که برای جهاد، مبارزه و مقاومت قد عَلم نموده باشد، و نه هم آخرینشان خواهد بود؛ این امت، به درستی میداند کسی که روزه را فرض نموده است، همان آفریدگاری است که جهاد را نیز بر وی فرض نموده است، و جهاد به جای خود، عبادتی است که اهمیت و ارزش آن از روزه و حج کمتر نیست. مبالغه نخواهد بود اگر بگوییم تاریخ ثابت نموده است که خداوند متعال به وسیلۀ جهاد، مبارزه و مقاومت این امت، روزه و حجاش را باقی و پایدار داشته است.
ایدۀ سازمانی کردن دین و سازمان دانستن آن، و مردان دین را صاحبان مناصب افتخاری پنداشتن، ایده و اندیشهای بس نفرتبرانگیز است. در حقیقت، انسان هر چه بیشتر علم بیاموزد، بیشتر به دینش ملتزم میگردد؛ یعنی هر چه دانشمندتر شود، بیشتر وارد قضایای واقعِ امت خویش میگردد. سالم مولای ابوحذیفه میگفت: «اگر از جانب من شکست بر لشکر وارد شود، چه بد حافظِ قرآنی خواهم بود!» ابوایوب انصاری در آستانۀ دروازههای قسطنطنیه (استانبول) به شهادت رسید، عبدالله بن عمر چندین ماه در ترکمنستان به سبب یخ و سردی، گیر مانده بود، و امام عز بن عبدالسلام، امام نووی، امام ابنتیمیه، امام ابنقیم، عبدالحمید بن بادیس و عمر مختار هم به همین راه و مسیر رفتند. امت ما، امتی است که تعداد مبارزان و سلحشوران وی را جز خداوند متعال، کسی نمیداند.
نمیخواهیم از جایگاه علمِ فقه و فتوا و تعلیم مردم و توجه به علم حدیث بکاهیم؛ بلکه برانیم تا بیرق جهاد و مبارزه را بر افراشیم؛ عبادتی که مفهوم شایع در بین مردم، آن را مختص عوام میداند و میز تدریس و منبر سخنرانی را از آنِ فقها و دانشمندان؛ در حالی که جایگاه عالم و دانشمند و متفکر و نویسنده، به میزان اندازۀ ارتباط وی با همّ و غم امت وی وابسته است و در گرو توجه وی به امور آنان است، نه در زندگی میان برگهای کتابها. چه بسا بر امت، اوقاتی میگذرد که خون شهدا، پر بهاتر از دوات دانشمندان میگردد؛ پس خوشا به حال کسی که این هر دو افتخار را به دست آورد و رحمت خدا بر روح عزالدین قسام که توانست به این هر دو افتخار نایل آید.
#تقویم_تاریخ
@taqwimtarikh
❤10
Forwarded from دارالافتاء مدرسه احیاءالعلوم هرات
📝 موضوع: بررسی تاریخی و حکم شرعی شب یلدا
❓ سؤال: آیا برگزاری مراسمی که به نام «شب یلدا» شناخته میشود، از نظر تاریخی و از دیدگاه شریعت اسلام جایز است یا خیر؟
📜 الجواب وبالله التوفيق:
۱️⃣ بررسی تاریخی و ریشههای اعتقادی شب یلدا
واژه «یلدا» ریشه در زبان سُریانی دارد و به معنای «تولد» است. این نامگذاری به باورهای ایران باستان و آیینهای خورشیدپرستان بازمیگردد؛ جایی که شب یلدا بهعنوان زمان تولد خدای خورشید (میترا) در بلندترین شب سال تلقی میشد.
در آن اعتقادات، تاریکی نماد اهریمن (شیطان) و روشنایی نماد خیر دانسته میشد و چون شب یلدا طولانیترین شب سال است، آن را شوم و نامبارک میپنداشتند. به همین سبب، مردم با گردهمایی، افروختن آتش و برپایی سفرههایی موسوم به «میَزد» (شامل میوه و خشکبار) به جشن و پایکوبی میپرداختند تا بهگمان خود شاهد پیروزی روشنایی بر تاریکی باشند.
📚 منابع تاریخی:
لغتنامه دهخدا
فرهنگ برهان قاطع
پژوهشهای مهرداد بهار
۲️⃣ حکم شرعی برگزاری شب یلدا از دیدگاه اسلام
با توجه به پیشینه یادشده، برگزاری مراسم شب یلدا از منظر شریعت اسلام جایز نیست و دلایل آن به شرح زیر است:
🔹 الف) تعارض با اصل توحید و مبارزه با شرک
اسلام بهشدت با هرگونه شرک، دوگانگی و خرافه مقابله میکند. باور به قداست ذاتی زمانها، شوم یا مبارک بودن ذاتی شبها، یا نسبت دادن تولد و مقام خدایی به خورشید، همگی با اصل توحید در تضاد آشکار است.
قرآن کریم شب و روز را مخلوق و تحت تدبیر خدای یگانه میداند، نه دارای اثر مستقل.
🔹 ب) نهی از تشبه به غیرمسلمانان
رسول اکرم ﷺ بهصراحت فرمودند:
> «مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ»
(هر کس خود را شبیه قومی کند، از آنان محسوب میشود).
📘 رواه أبو داود
برگزاری آیینهایی که ریشه در باورهای غیرتوحیدی دارد، حتی با نیت تفریح، با هویت اسلامی سازگار نیست و نوعی تشبه به غیرمسلمانان به شمار میآید.
🔹 ج) بدعت بودن اینگونه مراسم
اسلام دینی کامل است و اعیاد مشروع خود را (مانند عید فطر و عید قربان) بر پایه عبادت تشریع کرده است. وارد کردن آیینهایی که منشأ دینی ندارند و از فرهنگهای غیر اسلامی گرفته شدهاند، بدعت محسوب میشود.
📖 قال الله تعالى: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾
(البقرة: 208)
📌 فتوای اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء:
> «لا يجوز الاحتفال بما يسمى عيد الأم، ولا نحوه من الأعياد المبتدعة… وإنما هو بدعة وتشبه بالكفار».
📌 قال الفقيه أبو الليث السمرقندي رحمه الله:
تعظیم شعائر کفار، مانند بزرگداشت نوروز مجوس و همراهی عملی با آنان در آن روز، اگر به قصد تعظیم آن روز باشد، از مصادیق خطرناک تشبه و تقویت کفر شمرده شده است.
📘 البحر الرائق – باب أحكام المرتدين
✅ نتیجهگیری نهایی:
با توجه به پیشینه مشرکانه، ترویج خرافات و تشبه به غیرمسلمانان، برگزاری جشن شب یلدا از نظر فقهی غیرمجاز است.
مسلمان آگاه موظف است میان صلهرحم و دیدار خویشاوندان (در روزهای عادی) و سنتهای ساختگی و بدعتآمیز تفکیک قائل شود و تنها از آنچه در کتاب الله و سنت رسول الله ﷺ آمده است پیروی نماید.
همچنین شایسته است از تحلیلهای سطحی افراد غیرمتخصص که بدون فقاهت در دین، موجب تشویش اذهان و تضعیف هویت اسلامی میشوند، تأثیر نپذیرد.
🖋 ارائه:
👤 مفتی محمد امینی
📩 سؤالهای شرعی خود را ارسال فرمایید به:
📱 @Mofti_mohammad_Amini
📱 مفتی عبدالجلیل محمدی: @Mohammady363
🌐 کانال رسمی: دارالإفتاء مدرسه احیاء العلوم – هرات
➡️ @DaruleftaaAehyaa
❓ سؤال: آیا برگزاری مراسمی که به نام «شب یلدا» شناخته میشود، از نظر تاریخی و از دیدگاه شریعت اسلام جایز است یا خیر؟
📜 الجواب وبالله التوفيق:
۱️⃣ بررسی تاریخی و ریشههای اعتقادی شب یلدا
واژه «یلدا» ریشه در زبان سُریانی دارد و به معنای «تولد» است. این نامگذاری به باورهای ایران باستان و آیینهای خورشیدپرستان بازمیگردد؛ جایی که شب یلدا بهعنوان زمان تولد خدای خورشید (میترا) در بلندترین شب سال تلقی میشد.
در آن اعتقادات، تاریکی نماد اهریمن (شیطان) و روشنایی نماد خیر دانسته میشد و چون شب یلدا طولانیترین شب سال است، آن را شوم و نامبارک میپنداشتند. به همین سبب، مردم با گردهمایی، افروختن آتش و برپایی سفرههایی موسوم به «میَزد» (شامل میوه و خشکبار) به جشن و پایکوبی میپرداختند تا بهگمان خود شاهد پیروزی روشنایی بر تاریکی باشند.
📚 منابع تاریخی:
لغتنامه دهخدا
فرهنگ برهان قاطع
پژوهشهای مهرداد بهار
۲️⃣ حکم شرعی برگزاری شب یلدا از دیدگاه اسلام
با توجه به پیشینه یادشده، برگزاری مراسم شب یلدا از منظر شریعت اسلام جایز نیست و دلایل آن به شرح زیر است:
🔹 الف) تعارض با اصل توحید و مبارزه با شرک
اسلام بهشدت با هرگونه شرک، دوگانگی و خرافه مقابله میکند. باور به قداست ذاتی زمانها، شوم یا مبارک بودن ذاتی شبها، یا نسبت دادن تولد و مقام خدایی به خورشید، همگی با اصل توحید در تضاد آشکار است.
قرآن کریم شب و روز را مخلوق و تحت تدبیر خدای یگانه میداند، نه دارای اثر مستقل.
🔹 ب) نهی از تشبه به غیرمسلمانان
رسول اکرم ﷺ بهصراحت فرمودند:
> «مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ»
(هر کس خود را شبیه قومی کند، از آنان محسوب میشود).
📘 رواه أبو داود
برگزاری آیینهایی که ریشه در باورهای غیرتوحیدی دارد، حتی با نیت تفریح، با هویت اسلامی سازگار نیست و نوعی تشبه به غیرمسلمانان به شمار میآید.
🔹 ج) بدعت بودن اینگونه مراسم
اسلام دینی کامل است و اعیاد مشروع خود را (مانند عید فطر و عید قربان) بر پایه عبادت تشریع کرده است. وارد کردن آیینهایی که منشأ دینی ندارند و از فرهنگهای غیر اسلامی گرفته شدهاند، بدعت محسوب میشود.
📖 قال الله تعالى: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾
(البقرة: 208)
📌 فتوای اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء:
> «لا يجوز الاحتفال بما يسمى عيد الأم، ولا نحوه من الأعياد المبتدعة… وإنما هو بدعة وتشبه بالكفار».
📌 قال الفقيه أبو الليث السمرقندي رحمه الله:
تعظیم شعائر کفار، مانند بزرگداشت نوروز مجوس و همراهی عملی با آنان در آن روز، اگر به قصد تعظیم آن روز باشد، از مصادیق خطرناک تشبه و تقویت کفر شمرده شده است.
📘 البحر الرائق – باب أحكام المرتدين
✅ نتیجهگیری نهایی:
با توجه به پیشینه مشرکانه، ترویج خرافات و تشبه به غیرمسلمانان، برگزاری جشن شب یلدا از نظر فقهی غیرمجاز است.
مسلمان آگاه موظف است میان صلهرحم و دیدار خویشاوندان (در روزهای عادی) و سنتهای ساختگی و بدعتآمیز تفکیک قائل شود و تنها از آنچه در کتاب الله و سنت رسول الله ﷺ آمده است پیروی نماید.
همچنین شایسته است از تحلیلهای سطحی افراد غیرمتخصص که بدون فقاهت در دین، موجب تشویش اذهان و تضعیف هویت اسلامی میشوند، تأثیر نپذیرد.
🖋 ارائه:
👤 مفتی محمد امینی
📩 سؤالهای شرعی خود را ارسال فرمایید به:
📱 @Mofti_mohammad_Amini
📱 مفتی عبدالجلیل محمدی: @Mohammady363
🌐 کانال رسمی: دارالإفتاء مدرسه احیاء العلوم – هرات
➡️ @DaruleftaaAehyaa
❤5💯1
فدای زحمات مادر .. 😢
پسری برای خواستگاری دختری رفت،
ولی دختر او را رد کرد و گفت به شرطی قبول میکنم که مادرت به عروسی نیاید.
آن جوان بعد از بسیار فکر پیش استادش رفت و با خجالت گفت: در سن یک سالگی پدرم مرد ومادرم برا اینکه خرج زندگی ما را تامین کند در خانه های مردم رخت و لباس میشست.
حالا دختریرا که خیلی دوست دارم شرط مانده که فقط بدون حضور مادرم حاضر به ازدواج با من است نه فقط این بلکه این گذشته مادرم مرا خجالت زده کرده است به نظرتان چی کار کنم؟
استاد به او گفت:از تو یک تقاضا دارم به خانه ات برو و دست مادرت را بشور، فردا به نزد من بیا و برایت میگویم چکار کنی
جوان به منزل رفت و اینکار را کرد ولی با حوصله دستهای مادرش را در حالی که اشک بر روی گونه هایش سرازیر شده بود شست زیرا اولین بار بود که دستان مادرش درحالی که از شدت شستن لباسهای مردم چرک شده وتماما تاول زده و ترک برداشته بود را دید
طوری که وقتی آب را روی دستانش میریخت از درد به لرز ه میفتاد.
پس از شستن دستان مادرش نتوانست تا فردا صبر کند و همان موقع به استاد خود زنگ زد و گفت:
ممنونم که راه درست را برایم نشان دادی من مادرم را به امروزم نمیفروشم چون او زندگی اش را برای آینده من تباه کرد . . .
کسیکه دیروزش را بخاطرشمافداکرد اورا به بخاطرامروزخویش نفروشید.
پسری برای خواستگاری دختری رفت،
ولی دختر او را رد کرد و گفت به شرطی قبول میکنم که مادرت به عروسی نیاید.
آن جوان بعد از بسیار فکر پیش استادش رفت و با خجالت گفت: در سن یک سالگی پدرم مرد ومادرم برا اینکه خرج زندگی ما را تامین کند در خانه های مردم رخت و لباس میشست.
حالا دختریرا که خیلی دوست دارم شرط مانده که فقط بدون حضور مادرم حاضر به ازدواج با من است نه فقط این بلکه این گذشته مادرم مرا خجالت زده کرده است به نظرتان چی کار کنم؟
استاد به او گفت:از تو یک تقاضا دارم به خانه ات برو و دست مادرت را بشور، فردا به نزد من بیا و برایت میگویم چکار کنی
جوان به منزل رفت و اینکار را کرد ولی با حوصله دستهای مادرش را در حالی که اشک بر روی گونه هایش سرازیر شده بود شست زیرا اولین بار بود که دستان مادرش درحالی که از شدت شستن لباسهای مردم چرک شده وتماما تاول زده و ترک برداشته بود را دید
طوری که وقتی آب را روی دستانش میریخت از درد به لرز ه میفتاد.
پس از شستن دستان مادرش نتوانست تا فردا صبر کند و همان موقع به استاد خود زنگ زد و گفت:
ممنونم که راه درست را برایم نشان دادی من مادرم را به امروزم نمیفروشم چون او زندگی اش را برای آینده من تباه کرد . . .
کسیکه دیروزش را بخاطرشمافداکرد اورا به بخاطرامروزخویش نفروشید.
❤21👍2🥰1