بازار تاریخی تبریز داره توی آتیش میسوزه
خدا جونم یکم خبرای خوب برامون بفرست
خواهش میکنم 😔
خدا جونم یکم خبرای خوب برامون بفرست
خواهش میکنم 😔
کودکی درون روحم نشسته ست و پا بر زمین میکوبد بازیچه ای برای بازی میخواهد که نمیتوانم برایش بیاورم ..
انگار ته روحم شکافی عمیق برداشته ست.
#عادله_زمانی
@adelehz
انگار ته روحم شکافی عمیق برداشته ست.
#عادله_زمانی
@adelehz
اکرم جان عزیزم یک دنیا ازت ممنونم
عمرت بلند باشه مهربونم ❤️
از همه ی عزیزان دلی که با پیامها ودعاهای قشنگشون موجب ارامش قلب ما شدند بسیار ممنونم .
خداوند حافظ خودتون عزیزانتون وشادی های تون باشه❤️
@adelehz
عمرت بلند باشه مهربونم ❤️
از همه ی عزیزان دلی که با پیامها ودعاهای قشنگشون موجب ارامش قلب ما شدند بسیار ممنونم .
خداوند حافظ خودتون عزیزانتون وشادی های تون باشه❤️
@adelehz
خانهی دوستم غوغایی بود.
باباجان، پدر دوستم، شب خوابیده بود و صبح دیگر بیدار نشده بود.
همه در ناباوری عمیقشان سوگواری میکردند و به سر و صورت خودشان میزدند اما هیچکس کاری نمیکرد.
میدانید... تشریفات، خاکسپاری، پذیرایی... طبیعی هم هست.
هیچکس تصورش را نمیکند که این شتر روزی در خانهی خودش خواهد خوابید، و در چنین روزی باید به چه چیزهایی فکر کند.
ناگهان آقای همسایه پیدایش شد. خیلی آرام و متین آمد، جلوی مادر دوستم روی زمین زانو زد و گفت اجازه بفرمایید کارها رو من انجام بدم. همسرتون به من وصیت کرده و من از خواستههای ایشان اطلاع دارم.
و آقای همسایه کارها را دست گرفت. همسر و فرزندانِ خودش را بسیج کرد. غیر از صاحبان عزا به هر کسی مسئولیتی داد. و خلاصه مراسم تا روز آخر مرتب و منظم و آبرومندانه برگزار شد.
یک روز به دوستم گفتم خوشا به سعادتِ باباجانت که دوست و رفیقی اینچنین صمیمی و جانی داشتند، انگار خودش صاحب عزاست.
دوستم گفت: راستش ما هم از این رفاقت خبری نداشتیم. باباجانِ من اهل دوست و رفیق بازی نبود. خانهای بود. ولی یکی دو بار در پارک روبهروی خانه آقای همسایه را دیده بودم کنارِ باباجان روی نیمکتی نشستهاند و گپ میزدند. همین...
اینها را گفتم تا هرکدام برای خودمان یک آقای همسایه آرزو کنیم.
یکی که سر وقت به دادمان برسد. جلویمان بنشیند، بگوید نگران هیچ چیزی نباش. بگوید همهچیز را بگذار به عهدهی من.
یک آقای همسایه که بعد از یک پیادهروی نیمساعته دوستمان داشته باشد. چه در زندگی، چه در مرگ... آن هم بی هیچ منتی.
👤 نیکی فیروزکوهى
@adelehz
باباجان، پدر دوستم، شب خوابیده بود و صبح دیگر بیدار نشده بود.
همه در ناباوری عمیقشان سوگواری میکردند و به سر و صورت خودشان میزدند اما هیچکس کاری نمیکرد.
میدانید... تشریفات، خاکسپاری، پذیرایی... طبیعی هم هست.
هیچکس تصورش را نمیکند که این شتر روزی در خانهی خودش خواهد خوابید، و در چنین روزی باید به چه چیزهایی فکر کند.
ناگهان آقای همسایه پیدایش شد. خیلی آرام و متین آمد، جلوی مادر دوستم روی زمین زانو زد و گفت اجازه بفرمایید کارها رو من انجام بدم. همسرتون به من وصیت کرده و من از خواستههای ایشان اطلاع دارم.
و آقای همسایه کارها را دست گرفت. همسر و فرزندانِ خودش را بسیج کرد. غیر از صاحبان عزا به هر کسی مسئولیتی داد. و خلاصه مراسم تا روز آخر مرتب و منظم و آبرومندانه برگزار شد.
یک روز به دوستم گفتم خوشا به سعادتِ باباجانت که دوست و رفیقی اینچنین صمیمی و جانی داشتند، انگار خودش صاحب عزاست.
دوستم گفت: راستش ما هم از این رفاقت خبری نداشتیم. باباجانِ من اهل دوست و رفیق بازی نبود. خانهای بود. ولی یکی دو بار در پارک روبهروی خانه آقای همسایه را دیده بودم کنارِ باباجان روی نیمکتی نشستهاند و گپ میزدند. همین...
اینها را گفتم تا هرکدام برای خودمان یک آقای همسایه آرزو کنیم.
یکی که سر وقت به دادمان برسد. جلویمان بنشیند، بگوید نگران هیچ چیزی نباش. بگوید همهچیز را بگذار به عهدهی من.
یک آقای همسایه که بعد از یک پیادهروی نیمساعته دوستمان داشته باشد. چه در زندگی، چه در مرگ... آن هم بی هیچ منتی.
👤 نیکی فیروزکوهى
@adelehz
وقتی بچه بودم یکی از این جوجه ها داشتم همین اندازه خوشگل یک عصر یکی از فامیلا اومد خونمون تا دیدش گفت چه خوشگله !
جوجه یک ساعت بعد از رفتن اون مهمون مرد ...
اون اولین باری بود در زندگیم که با مفهوم چشم شور آشنا شدم :(
@adelehz
جوجه یک ساعت بعد از رفتن اون مهمون مرد ...
اون اولین باری بود در زندگیم که با مفهوم چشم شور آشنا شدم :(
@adelehz
صبح آمدهست تا عشق بکارد
باران محبت به سرت باز ببارد..
خورشید رسیده ست
که با جوهر نورش
نقشی زخدا بر دل پاکت بنگارد
روزتون بخیر
گره ها از کارهاتون برداشته
درها به روتون باز ❤️
@adelehz
باران محبت به سرت باز ببارد..
خورشید رسیده ست
که با جوهر نورش
نقشی زخدا بر دل پاکت بنگارد
روزتون بخیر
گره ها از کارهاتون برداشته
درها به روتون باز ❤️
@adelehz
گاهی بدست نیاوردن، نرسیدن خود معجزه ای بزرگ است که شاید خیلی دیر به چشم بیاید. گرچه صدای آه بعضی حسرت ها بلند و خسته کننده آدم را به انتهای ناامیدی می رساند اما بعدها خواهیم فهمید جای پای بعضی آدم ها اگر ماندنی میشد و بعضی از اتفاقات اگر بیش از پیش خاطره ساز میشدند دیگر امیدی نمی ماند که به انتهای ناامیدی برسد اشک ها کش دار و روح پریشان تمام عمر را عزادار بود..
باید بپذیریم بعضی بدست نیاوردن ها شانس فوق العاده ایست که می توانست آغازگر یک ویرانی بزرگ تر باشد، زخم های عمیق تر باشد..! گاهی بدست نیاوردن، نرسیدن معجزه ای بزرگ است که چشم ها توان دیدنش را ندارند، باید زمان ها بگذرد تا بفهمیم معمای این گره بازنشده را...
حاتمه ابراهیم زاده
@adelehz
باید بپذیریم بعضی بدست نیاوردن ها شانس فوق العاده ایست که می توانست آغازگر یک ویرانی بزرگ تر باشد، زخم های عمیق تر باشد..! گاهی بدست نیاوردن، نرسیدن معجزه ای بزرگ است که چشم ها توان دیدنش را ندارند، باید زمان ها بگذرد تا بفهمیم معمای این گره بازنشده را...
حاتمه ابراهیم زاده
@adelehz
آن چیز که آدمی زاد را می کشد نتوانستن ست .
وقتی نمیتوانی کاری بکنی یا همان زمانی که کاری از دستت برنمی آید .
همان لحظه عجیبی که در شدت استیصال دلت معجزه می خواهد .
من تصور میکنم امید به معجزه یک ودیعه الهی در ذات خلقت ست وگرنه که چه کسی میتواند بگویید چه توجیحی برای ادمی وجود دارد که در میان تاریکی ست ولی امید به روشنایی دارد..
نتوانستن گاهی ودیعه ی امیدت را به یغما می برد اما حتی در صبح شبی که با گریه بخواب رفته ای بازهم دلت میخواهد فکر کنی اتفاقات خوب در راهند
بازهم ودیعه ی پنهان شده ی امید در وجودت خودش را نشان می دهد.
#عادله_زمانی
@adelehz
وقتی نمیتوانی کاری بکنی یا همان زمانی که کاری از دستت برنمی آید .
همان لحظه عجیبی که در شدت استیصال دلت معجزه می خواهد .
من تصور میکنم امید به معجزه یک ودیعه الهی در ذات خلقت ست وگرنه که چه کسی میتواند بگویید چه توجیحی برای ادمی وجود دارد که در میان تاریکی ست ولی امید به روشنایی دارد..
نتوانستن گاهی ودیعه ی امیدت را به یغما می برد اما حتی در صبح شبی که با گریه بخواب رفته ای بازهم دلت میخواهد فکر کنی اتفاقات خوب در راهند
بازهم ودیعه ی پنهان شده ی امید در وجودت خودش را نشان می دهد.
#عادله_زمانی
@adelehz
روزه داری برای معتادین به چای مثل من مصداق واقعی یک امتحان دشوار الهی ست :))))
@adelehz
@adelehz
هوای خوب اردیبهشت
و نوری که جان را اباد میکند و ما این چنین زندگی را می خواهیم ...
#عادله_زمانی
@adelehz
و نوری که جان را اباد میکند و ما این چنین زندگی را می خواهیم ...
#عادله_زمانی
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
من از شوق تو لبریزم گل من
کجایی بی تو پاییزم گل من
زپا افتاده ام بازآ که شاید
به دیدار تو برخیزم گل من ...
@adelehz
کجایی بی تو پاییزم گل من
زپا افتاده ام بازآ که شاید
به دیدار تو برخیزم گل من ...
@adelehz
ما به ادمهایی نیاز داریم که این چنین تا همیشه بدون توجه به کم و کاست هایمان کنارمان بمانند آنها که عاشق مان باشند چه در جوانی زیبایی چه در پیری و شکستگی
#عادله_زمانی
#عادله_زمانی
بهارست و گلهایی که ندادیم و گلهایی که نگرفتیم ...
چقدر حال بهار با گل ها قشنگ ترست...
#عادله_زمانی
@adelehz
چقدر حال بهار با گل ها قشنگ ترست...
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چهره های شرقی اصیل و بدون دستکاری خانمهای متولد سال 1321چقدر زیباست...
@adelehz
@adelehz
تا حد امکان، هرچه می توانید کمتر درباره ی کارهای خود صحبت کنید؛
آن هم تنها با کسانی که به شما دلگرمی و الهام می بخشند.
چون دنیا پُر از آدم هایی است که "نفوس بد" می زنند.
مردمی که تنها بلدند بگویند:
"اینکه محال است!" یا "واقعا که تو زیادی بلند پروازی!"
📕 چهار اثر از فلورانس
✍🏻 فلورانس اسکاول شین
@adelehz
آن هم تنها با کسانی که به شما دلگرمی و الهام می بخشند.
چون دنیا پُر از آدم هایی است که "نفوس بد" می زنند.
مردمی که تنها بلدند بگویند:
"اینکه محال است!" یا "واقعا که تو زیادی بلند پروازی!"
📕 چهار اثر از فلورانس
✍🏻 فلورانس اسکاول شین
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
هرزنی
حق دارد
دامنی داشته باشد گل گلی
کوتاه
وپرازچین
که هروقت دلش قد یک دنیا گرفت بپوشدش
وراه برود و راه برود..
تا گلهایش..چین هایش دلواپسی هایش راببرد..
#عادله_زمانی
@adelehz
حق دارد
دامنی داشته باشد گل گلی
کوتاه
وپرازچین
که هروقت دلش قد یک دنیا گرفت بپوشدش
وراه برود و راه برود..
تا گلهایش..چین هایش دلواپسی هایش راببرد..
#عادله_زمانی
@adelehz