"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
Mahasti - Avazak | مهستی - آوازک
🎧
@adelehz
بخون آوازکی تو شور ک دشتی
که دل پرشوره امشب
یکی تو صحنه ی یادم نشسته
که از من دوره امشب
نترس
غمگین نباش
ما نجاتت می دهیم ...
سوره عنکبوت
به امید خودت و فقط خودت جانان
حضرت عشق..خدای خوب
شب خوش
@adelehz
به تو ای عشق،سلام دگری
صبح بخیر
من وآن خنده ی تو،وقت صبا
صبح بخیر

❤️❤️❤️
@adelehz
حقیقتا املت برای صبحانه خیلی دلبره 😊❤️
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و زندگی با مهربانی زیباترست...
@adelehz
وقتی از ته دل بخندی
وقتی هر چیزی را به خودت نگیری،
وقتی سپاسگزار آنچه که هست باشی،
وقتی برای شاد بودن،
نیاز به بهانه نداشته باشی؛
آن زمان است که واقعا زندگی می کنی.
بازی زندگی، بازی بومرنگ‌هاست؛
اندیشه‌ها، کردارها و سخنان ما، دیر یا زود با دقت شگفت‌آوری به سوی ما بازمی‌گردند.
زمانی که آدمی بتواند بی هیچ دلهره ای آرزو کند، هر آرزویی بی درنگ برآورده خواهد شد.


👤 فلورانس اسکاول شین
📚 چهار اثر از فلورانس
@adelehz
تصویری واقعی از 2 مرد که در سال 1889 در دمشق گرفته شد

کوتوله معلول مسیحی بنام سمیر، بر دوش دوست نابینای مسلمان خود بنام عبدالله بود.
سمیر بر دوش عبدالله در رفت وآمدهایش به او وابسته بود و نقش چشم عبدالله نابینا را داشت ودر کوچه پس کوچه های دمشق با راهنمایی وی، عبدالله از چاله ها و پستی بلندی ها می گذشت.
یکی می دید، و دیگری راه می رفت، اینچنین همدیگررا کامل می کردند و بر قساوت زندگی غلبه کردند.
مسیحی معلول بود و مسلمان روشندل ، هر دو در کودکی یتیم شدند و بدون سرپرست در اتاقی با هم زندگی می کردند و با هم کارمی کردند..
سمیر مسیحی قصه گو بود ودریکی از قهوه خانه های قدیمی و معروف دمشق برای مردم قصه می گفت، و عبدالله روشندل روبروی همان قهوه خانه نخود و لوبیای داغ میفروخت و به قصه های دوستش گوش می داد.
سمیر قبل از عبدالله درگذشت، و عبدالله به شدت متاثر شد، طوری که یک هفته تمام در اتاقش گریست ، تا جائی که جسد بی جانش که از شدت اندوه فوت شده بود را در اتاقش پیدا کردند...
@adelehz
مارابه جز خیالت
فکری دگر
نباشد.
@adelehz
دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز

میی به ساغر من همچو آفتاب بریز…

[خاقانی]
@adelehz
صبح جمعه خونه مادربزرگ
خوشی های کودکانه
شادی های بی بهانه ...
خوشا روزهایی که گذشت..
#نوستالژی
@adelehz
روزجهانی پیلوت(خلبان)براین عقاب های تیزپرواز هفت آسمان مبارک.
@adelehz
یه دوره ای هم بود همه ی دخترهای دبیرستانی رویای شوهرخلبان میدیدن 😍😄

Happy pilots day

@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

ما ،
همه ی ما
حداقل یک زن را
در طول زندگی‌مان کشته‌ایم ،
بعد یکی پیدا شده آمده
و جسدش را با خودش برده است

یونس تراکمه
@adelehz
خیلی اوقات دیگران به من می‌گویند که خیلی عوض شده‌ام.
اما در حقیقت زندگی کردن به شیوه دیگران را کنار گذاشته‌ام و آنطوری که آنها توقع دارند رفتار نمی‌کنم.


👤مازیتوفسکی

@adelehz

دهانِ جز من

از جام لبت دور ...

نظامی

@adelehz
Darya
Masih & Arash Ap
🎧 من واسه تو قید دریا زدم...
@adelehz