"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
و حال خوب مجموعه ای ست ساختنی
نه پیدا کردنیست و نه خریدنی.
باید بگردی توی خانه دلت و کلی اسباب وبهانه های خرده ریزه پیداکنی و حال خوبت رابسازی.این تنها راه حل ممکن است.
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
8 روز تا بهار ...
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ تعدادی از آقایان اروپایی در جواب این سوال که ایا به زنها نیاز دارید و چرا؟
به پاسخ ها دقت کنید

@adelehz
به لبم رسیده جانم، تو بیا که زنده مانم
پس از آن که من نمانم، به چه کار خواهی آمد
#امیر_خسرو_دهلوی
@adelehz
7 روز تا بهار
صبح بخیر
@adelehz
شکوفه بزن میان چوبهای خشک
زندگی هنر دوباره زنده شدن ست
وگرنه که هزاران بار بخوابی و بیدارشوی ولی دلت بیدارنشود افاقه نخواهد کرد.
#عادله_زمانی
@adelehz
نیازمندیم :)
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وجود بیکرانه‌ی خدا تنها در زمزمه‌های کودکان متجلی می‌شود؛
خدا آن چیزی است که کودکان می‌دانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌،
نه بزرگسالان ...

📕 رفیق اعلى
✍🏻 كريستين بوبن
@adelehz
بهار حکایت عجیبی ست ..
دوست داشتنت که زمستان در دلم یخ زده بود دوباره شروع به جوانه زدن میکند .
کاش میتوانستم به بهار بگویم
نیاید....
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزی که نماند دگری بر سر کويَت
دانی که ز اغیار وفادارترم من..!

وحشی بافقی


@adelehz
چای بنوش
و قندی در دهان بگذار..
طعم گس بغض را با چایت قورت بده
که بقول نیما ازگندم زار من و تو
مشتی کاه می ماند برای بادها...
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz

ما ،
همه ی ما
حداقل یک زن را
در طول زندگی‌مان کشته‌ایم ،
بعد یکی پیدا شده آمده
و جسدش را با خودش برده است

یونس تراکمه
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدر بزرگم ۹۰ سال دارد و چند سالی است که به دلیل کهولت و عارضه های ناگهانی به صورت دوره ای در بستر بیماری می افتد و مادربزرگم که خود دردهای زیادی در دست و پا و کمر دارد او را مراقبت می کند.

چند روز پیش پدر بزرگم را حمام کردیم و از آنجا که نمی تواند روی پاهایش بایستد و هشیاری برای کنترل عضلاتش ندارد، او را نگه داشته بودم و مادربزرگم لباس های او را به سختی برتنش می کرد. با دردهایی که در بدن مادربزرگم وجود دارد این کار فشار زیادی به او وارد آورد تا حدی که دستانش می لرزید و از شدت لرزش نمی توانست دکمه های پیراهن پدربزرگم را راحت ببندد، نفس تند شده بود و پیوسته آه می کشید.

به نظر آنقدر عصبانی می آمد که حتی تصور کردم حتی ممکن است ضربه ای بر پیکر بی حال پدربزرگ بزند، من که از دیدن این شرایط ناراحت شدم از اتاق بیرون آمدم که او معذب نباشد، شاید بخواهد داد و بیداد کند یا از بد روزگار فغان براورد.

از بیرون اتاق رفتار او را زیر نظر داشتم، دیدم بر سر بالین همسرش رفت او را بوسید و با زبانی پر از مهر و عشق به او گفت:
عزیزم حمام کردی؟ تمیز شدی؟ نبینم که اینجوری روی تخت افتاده باشی، می دانم که چقدر سختی می کشی، بمیرم برات، و ناگاه صدای هق هق گریه هایش بلند شد.

من تازه فهمیدم که مادر بزرگم عصبانی نبود بلکه بغض داشت و غمگین بود. از دیدن عجز و ناتوانی همسر آشفته شده بود، نه از دردهای بدن خود و مشقت پرستاری.
گویی یکی از زیباترین صحنه های زندگی ام را دیده بودم، هیچ کتاب و فیلم و معلمی مفهوم تعهد و وفاداری را به این زیبایی نمی توانست بیان کند.

حالا بیشتر می فهمیدم که چرا مادربزرگم با این همه مشقت زندگی هیچ گاه افسرده نیست، چون عمیق ترین معنای زندگی را یافته ست، مهربانی و تعهد به انسانی که دوستش دارد.
چیزی که شاید من نوعی در موفقیت و دستاورد بیشتر و کسب کردن های بیشتر نیافته ام، او در دل سپردن و از دست دادن یافته.

شاید زندگی همین‌باشد.
شاید زندگی همین دستان لرزان، بدن پر از درد، قامت خمیده ولی قلبی لبریز از مهر باشد.❤️

👤 ناصر سبزیان پور
@adelehz
در این آخرین جمعه ی سال 1397
برای تان آرزو میکنم که سبد دلخوشی هایتان پر شود و پر بماند .
گذرتان به دواخانه ها و مریض خانه ها نیفتد و وقتتان پشت در اتاق هیچ طبیبی تلف نشود...
جیب هایتان از پول پرشود و هرگز غم بیش و کم را نخورید ..
دستانتان پر از معجزه های ریز و درشت برای دیگران باشد تا خدا هم معجزاتی برایتان در دستش قرار دهد .
عشق سهم دل تان باشد،و نوبت اگر باشد نوبت عاشقی شما فرا رسد
خداوند باری که قدرت تحملش را ندارید بر دوش تان قرار ندهد.
و با بیماری و فراق عزیزانتان شما را نیازماید...
دلتان از آرامش لبریز باشد و حسد راه خانه و فکر و جانتان را نیابد...
در این جمعه آخر سال برایتان آرزو میکنم که خدا را در زندگی گم نکنید چرا که او نه فراموش میکندتان..و نه تنهایتان میگذارد پس اگر که خدا را لحظه ای ندیدید بیادتان اورید که او همیشه بوده و هست وخواهد بود مشکل از دل و چشم ماست.
#عادله_زمانی
@adelehz